رشته حقوق

نهادهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

مادری:Motherhood
تعریف و ارزش مادری از منابع بحث و جدل در فمنیسم معاصر است. فایرستون و دوبوار برچیدن بساط مادری در شکل کنونی اش را عامل مهمی در تغییر جامعه و باز تولید اجتماعی می دانند. سایر فمنیست ها معتقدند مسأله، خودِ مادری نیست بلکه شیوه ی نهادی کردن مادری توسط جامعه مهم است. نظریه فایرستون مبنی بر تضاد مادری و آزادی مورد اعتراض عده ای قرار گرفت. فمنیسم لیبرال «مشکل» مادری را در نقش اجتماعی ساخته و تقدیس شده ی مادری می داند. فمنیسم سوسیالیستی معتقد است مادری بدان جهت معضل ساز است که در بستر قدرت اقتصادی مذکر روی می دهد. فمنیسم رادیکال استدلال می کند که مادری هم منبعی از ارزش ها و ویژگی های خاص زنان است که مبنایی برای فرهنگی زنانه ارائه می دهد و هم شکلی از سرکوب زنان است که مرد سالاری آن را نهادی کرده است.
مرد سالاری:
نظام اقتدار مردانه یی که از راه نهادهای اجتماعی و سیاسی واقتصادی خود، زنان را زیر ستم و سرکوب قرار می دهد، گاه به جای مردسالاری واژه ی پدرسالاری را به کار می برند که درست به نظر نمی رسد زیرا مفهوم آن را تنها به جنبه هایی از این نظام اقتدار مردانه و به گروهی از مردان محدود می کند.
هر یک از گرایش های جنبش برای توصیف انقیاد زنان به یکی از ویژگی های مردسالاری استناد می کند. سوسیالیست ها و مارکسیست ها ترجیح می دهند مردسالاری را در زمینه یی مادی بررسی کنند. به عقیده آن ها شیوه ی تولید سرمایه داری به وسیله ی تقسیم جنسی مردسالاری سامان یافته است. رادیکال ها از این لحاظ که زنان از نظر جنسی کم ارزش به حساب می آیند، طبقه ی «مرد» را حاکم بر طبقه ی «زن» می دانند و در توضیح مردسالاری به روان کاوی تکیه می کنند. ادرین ریچ نیز با تأکید بر ابعاد فرهنگی پدر سالاری، در تعریف آن می نویسد: «پدر سالاری . . یک نظام خانوادگی-اجتماعی، ایدئولوژیک و سیاسی است که در آن مردان- با استفاده از زور و فشار مستقیم یا با به کارگیری مناسک و مراسم، قانون و زبان، آداب و سنن، آداب معاشرت، آموزش و تقسیم کار تعیین می کنند که زنان چه نقشی را می توانند یا نمی توانند ایفا کنند و در درون این نظام زنان در همه جا تحت انقیاد مردان قرار می گیرند». همو در ادامه بیان می دارد که این موضوع ضرورتاً به معنای آن نیست که هیچ زنی قدرت ندارد یا این که همه زنان در یک فرهنگ خاص از اختیارات و قدرت خاصی برخوردار نیستند.در تعریفی دیگر پدر سالاری یعنی ساختاری اجتماعی که در آن زنان نابرابری را در عرصه عمومی و خصوصی تجربه می کنند. پدرسالاری در تعبیر رادیکال ها متکی بر ذاتی بودن تفاوت های زیست شناختی است که مردان به طور طبیعی مایل به اعمال قدرت خویش بر زنانند. در تعبیر اول، نقشی متکی بر جنس است که امکان تغییر در آن وجود دارد و در تعبیر دوم خصلتی دگرگون ناپذیر در روابط دو جنس است.
برابری: Equality
هیچ فردی نباید در دسترسی به فرصت ها یا حقوق انسانی، کمتر از فرد دیگری باشد.
تبعیض: Discrimination
طرز برخورد تبعیض آمیز با زنان بر پایه این باور مردسالارانه که زنان ویژگی های نامطلوبی دارند.
تفاوت: Difference
تمایز ضروری بین زن و مرد و بین زنان.
گفتمان: Discourse
ارتباط بین زبان و واقعیت اجتماعی.
تقسیم کار: Division of labour
گونه ای رابطه مبتنی بر استثمار در جامعه و در تولید اقتصادی. فمنیسم مارکسیست بر این نظر است که نابرابری بین جنس ها از تقسیم کار ناشی می شود.
دولت:State
عموماً به معنی سازمان دهی است که بر یک منطقه یا گروه هایی از انسان ها از طریق به انحصار در آوردن حق استفاده از زور، فرمان می راند.
به نظر فمنیست های لیبرال، دولت قدرتی بر حق برای تأمین عدالت است و می تواند حقوق زنان را-برای نمونه، در یک سیاست تساوی شغلی- تأمین کند. بر این اساس وظیفه دولت حمایت از حقوق فردی است. فمنیست های لیبرال معاصر، نظریه ای در باره ی دولت ارائه می دهند که می پذیرند دولت بی طرف نیست، بلکه برآیندی از نیروها و یکی از قویترین نیروهای سلطه گر مردانه موجود است. به اعتقاد فمنیست های مارکسیست دولت برای این وجود دارد که زنان را به مردان وابسته کند.
سرمایه داری: Capitalism
نظام اقتصادی که در آن ابزار تولید در مالکیت خصوصی است. فمنیست های رادیکال، لیبرال و سوسیالیست در این باره توافق دارند که درماهیت جامعه ی سرمایه داری معاصر بدون محور قرار دادن مسأله زنان در تحلیل آن ممکن نیست.
شهروندی: Citizenship
حق رأی، حقوق برابر در برابر قانون و آموزش، مشارکت در زندگی عمومی و مدنی و برخورداری از حمایت دولتی همگی حوزه هایی هستند که زیر فصل شهروندی جای می گیرند.

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی : پیشرفت تحصیلی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید