نقش وصف آگاهانه بودن در تأثیر رضایت

فریب یا بازی دادن عبارتست از دستکاری یا حذف تعمّدی اطلاعات داده شده به بیمار به منظور وادار کردن بیمار به قبول یک درمان.
گفتار دوم ـ عوامل داخلی سالب اختیار
سلب اختیار فرد علاوه بر عوامل خارجی، تحت تأثیر عوامل داخلی نیز می‌باشد؛ عوامل داخلی عواملی هستند که وابسته به خود بیمار می‌باشد و از جسم و یا ذهنیت وی سرچشمه می‌گیرند؛ مانند درد، اضطراب یا ذهنیت غلط بیمار نسبت به اختیار خود.
الف ـ درد
فردی که از درد شدید رنج می‌برد برای خلاصی از آن ممکن است به هر اقدامی رضایت دهد. رضایت در چنین هنگامی تنها در مواردی نافذ است که تأخیر اخذ آن به پس از کنترل درد ممکن نباشد؛ به عنوان مثال به نظر می‌رسد اجازه ی اقدام جراحی برای بیماری که دچار حملات کولیکی شدید سنگ کلیه است، مقبولیت نداشته و چنین مجوزی پس از کنترل درد بیمار از نفوذ بیشتری برخوردار است.
ب ـ اضطراب
بسیاری از افراد به دلیل عدم آگاهی نسبت به بیماری و یا شکایت خویش دچار اضطراب نامتناسب با مشکل خویش می‌شوند. این بیماران به دلیل مشابه درد امکان دارد نسبت به هر مداخله‌ای پاسخ مثبت داده و یا به دلیل نگرانی بیش از حد، متقاضی اقدامات غیرمعمول طبی باشند؛ به عنوان مثال خانمی که دردهای زایمانی را در اولین زایمان تجربه می‌کند به دلیل اضطراب زیاد ممکن است به سرعت به پیشنهاد سزارین پاسخ مثبت داده و یا اصرار بر انجام آن نماید. به نظر نمی‌رسد چنین رضایتی مقبولیت داشته باشد چرا که شرایط به گونه ای است که صلاحیت تصمیم‌گیری مخدوش شده است. بسیاری از بیماران متوجه صلاحیت خویش برای مشارکت و مداخله در تصمیم‌گیری درمانی نیستند. اطاعت محض از پزشک و تیم درمانی به عنوان پیش فرض ذهنی این گروه می‌باشد. در واقع ایشان نسبت به آزادی خویش در انتخاب درمان واقف نیستند و با ذهنیت غلط خویش خود را مجبور به اطاعت از خواسته‌های پزشک می‌دانند. رضایت این گروه نیز مقبول نیست.
اما به نظر یکی از نویسندگان، اصولاً اضطراب، نمی تواند صلاحیت تصمیم گیری فرد را مخدوش کند؛ در این زمینه گفته شده است بیمار، در طول درمان، تحت تأثیر استرس شدید قرار دارد؛ استرس و اضطراب همراه با بیماری لزوماً نباید مانعی برای شرکت فرد در تصمیم گیری های درمانی باشد؛ مگر این که اقدامات احتیاطی صورت گیرد و اطمینان حاصل شود که بیمار دارای ظرفیت تصمیم گیری درست نیست.
به نظر می رسد ترسی که موجب سلب اختیار است، ترس ناشی از تهدید می باشد نه ترس ناشی از نگرانی از بیماری که در اغلب افراد شایع است.
با وجود این گفته شده است برای حذف عوامل داخلی سلب‌کننده ی آزادی، به فراخور عامل باید عمل کرد؛ مثلاً تعویق تصمیم‌گیری به پس از کنترل اضطراب، حمایت روانی از بیمار و رفع نگرانی وی و آگاهی دادن بیمار نسبت به حیطه‌ ی آزادی ‌های فردی وی از جمله راهکار های حذف عوامل فوق می‌باشد.
یکی دیگر از عناصری که با اختیار همراه است، آگاهی است؛ تصمیم گیری بدون آگاهی در واقع تصمیم گیری بدون اختیار محسوب می شود. ضمن اینکه آگاهی به خودی خود، یکی از ارکان رضایت است.
مبحث سوم ـ آگاهی
اگرچه پزشکی که پیش از اقدام، فرم “رضایت نامه و برائت نامه” را جهت انجام عمل مورد نظر از بیمار اخذ می‌کند، به لحاظ حقوقی در برابر نتایج احتمالی ناشی از اقدام متعارف خویش، منوط بر این ‌که سهل‌انگاری یا اشتباهی رخ ندهد، مسؤول نیست، اما به لحاظ حقوقی و اخلاقی، این سلب و یا کاهش مسؤولیت، تنها زمانی حاصل می‌گردد که پزشک، آگاهی لازم، کافی و متناسب را در اختیار بیمار گذارده باشد.
در واقع به لحاظ حقوقی رضایتی معتبر است که بر پایه ی آگاهی رضایت دهنده نسبت به مداخله پزشکی حاصل شده باشد؛ آگاهی محصول ارائه ی اطلاعات لازم و انتقال مناسب آن به بیمار است و هدف از بیان اطلاعات، آگاه نمودن بیماران جهت اتخاذ تصمیم صحیح می باشد.
در بخش دوم به تفصیل از عنصر آگاهی سخن خواهیم گفت.
بخش دوم
نقش وصف آگاهانه بودن در تأثیر رضایت
طرح مطلب
رضایت الزاماً با آگاهی در ارتباط است؛ چراکه صحت رضایت منوط به اطلاعاتی است که در دسترس است. پزشک باید اطلاعات مورد نیاز بیمار را برای تصمیم گیری صحیح در اختیار وی قرار دهد؛ اغلب از عبارت اخذ رضایت آگاهانه برای بیان این وظیفه ی قانونی، یعنی افشاء اطلاعات مربوط به ماهیت، خطرات و منافع احتمالی درمان، استفاده می شود. رضایت آگاهانه رضایتی است که در نتیجه ی ارائه ی یک رشته اطلاعات خاص، راجع به نوع درمان و پیامد های آن به بیمار، حاصل می شود و در حقوق پزشکی این نوع رضایت مؤثر است رضایت واقعی زمانی حاصل می شود که بیمار کاملاً از عمل مورد نظر آگاه شود. بالعکس، رضایتی که از روی نا آگاهی و ناشی از اطلاعات ناقص و یا اشتباه باشد، فاقد اعتبار لازم خواهد بود. وظیفه ی آگاه سازی بیماران در نوشته های حقوقی و اخلاق پزشکی تحت عناوین متفاوتی از قبیل افشای اطلاعات، آشکارسازی، حقیقت گویی و… مورد تأکید قرار گرفته و آنچه مطالعه ی این نوشته ها به وضوح به دست می دهد، آن است که در دهه های اخیر، در حوزه ی اخلاق پزشکی، مقوله ی آگاهی دادن به بیمار، از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. این پیشرفت، با انگیزه ی حفظ حق خودمختاری بیمار در موضوعات درمانی، مرهون نگاه متفاوتی است به انسان، به عنوان موجودی مستقل، دارای اختیار و حاکم بر سرنوشت خویش.
با توجه به مطالب فوق و اینکه اعتبار رضایت، مرهون آگاهانه بودن آن است و اینکه الزام اخلاقی و قانونی پزشک به ارائه ی اطلاعات، به واقع، تضمینی است برای حقوق بیمار؛ از این رو، بخشی از این تحقیق، به حق آگاهی بیمار اختصاص یافته است.
فصل اول
ضرورت آگاه سازی، مبانی، مستندات و قلمرو اصل آگاهی بیمار
این فصل در چهار مبحث ارائه شده است:

                                                    .