رشته حقوق

نظریه محرومیت نسبی

دانلود پایان نامه

2-1-1-1-5. نظریههای جامعه شناسی شادمانی
اگر چه مطالعه علمی شادی و احساس بهزیستی موضوع جدیدی است اما تئوریهای مربوط به شادمانی بسیار قدیمی هستند. در کل شادمانی در اواخر قرن بیستم به صورت جدی مورد مطالعه جامعهشناسان، روانشناسان و اقتصاددانان قرار گرفته است (قاسمزاده،1390: 42). در نگاهی کلی میتوان گفت، شادمانی را از دو زاویه مورد بررسی قرار دادهاند. بُعد اول آن بیشتر ذهنی بوده و به تجارب پدیدارشناسانه و شخصی توجه دارد. البته پیوند علم روانشناسی با بُعد ذهنی شادمانی ریشهای تاریخی دارد؛ تا جایی که اغلب صاحبنظران این علم به دنبال یافتن راهبردهایی درونی و ذهنی برای دستیابی به حداکثر احساس نشاط و شادمانی بودهاند. اما بُعد دوم شادمانی در چارچوب زندگی اجتماعی و روزمره تبلور یافته و به تظاهرات عینی که میتواند ایجاد شادی نماید و در همه زمانها و مکانها یکسان باشد، اطلاق میگردد. در کل فلاسفه شادی و نشاط را فرایندی ذهنی و شناختی قلمداد میکند و نظریههای مذهبی علاوه بر نگاهی به دستورات رفتاری و عملی در اسلام، ارضاء بعد اجتماعی انسان را، باعث ایجاد نشاط می داند(پور نجار و همکاران،1392: 6) و اقتصاددانان درآمد و مصرف بالاتر را عامل شادی میدانند و روانشناسان بر اهمیت شخصیت، سلامت روان و حالت ذهن فرد اشاره میکنند(فضلالهی و همکاران،1390: 91). نظریه فرهنگی به فضای مفهومی شادمانی در فرهنگهای مختلف و قضاوتهای ارزشی منتج به شادی یا ناشادی افراد، تأکید میشود(چیو و همکاران، 2011: 842). رویکردهای جامعهشناختی هم عمدتاً عوامل شادمانی را در تعاملات نظام جامعهای و نظام شخصیت بررسی میکنند و با مفهوم سازی از ابعاد مختلف وجودی انسان، رضایت و خشنودی انسانها را در حوزه های مختلف جستجو میکنند (موسوی،1392). در این قسمت سعی میشود ضمن اشاره به نظریههایی برابری، محرومیت نسبی، خشنودی از تأمین نیازها، همبستگی اجتماعی و بیگانگی اجتماعی، نظریههای و دیدگاه صاحبنظران جامعهشناسی در مورد شادمانی مطرح شود. از میان صاحبنظران جامعهشناسی که به مفهوم شادمانی پرداختهاند، میتوان به کنت، دورکیم، زیمل، پارسونز، وبلن، مرتون، گیدنز، هالر و هادلر و چلبی اشاره کرد.
2-1-1-1-5-1. نظریه برابری
براساس این نظریه، مفهوم انسان اقتصادی به طور گویایی کلیه جنبههای انسان را بازگو نمیکند از اینرو باید به دنبال مفاهیم دیگری باشیم که به نحو مؤثری مبانی انگیزشی و رفتاری انسان را مورد توجه قرار دهد واضع این نظریه جی اس آدامز است. این نظریۀ یکی از بدیلترین نظریاتی است که در زمینه رفتار انسانی عنوان شده است(الوانی، 1378: 52). اساس این نظریه مبتنی بر ادراک فرد از شغل خود بوده و چگونگی رفتار او را در برابر سازمان بیان میدارد. براساس این، نظریه، هر فرد خصوصیات و قابلیتهایی چون تجربه و تبحر، تحصیلات، هوش، استعداد، سن و سوابق کاری را با خود به سازمان(یا محیط زندگی و فعالیت خود) میآورد و در مقابل انتظار دارد سازمان یا محیط بیرون نیز متناسب با این خصوصیات، مزایا و پاداشهایی را در اختیارش قرار دهد. چنانچه شخص احساس کند که بین این دو دسته عوامل نوعی برابری و همپایگی موجود است، این امر در او احساس امنیت و آرامش و در نهایت رضایت ایجاد میکند. به عبارت دیگر، بشر همیشه در پی آن است که با او به طور منصفانه رفتار شود. احساس برابری بین «داده» یا آنچه فرد وارد جامعه کرده است(نظیر سن، نیروی کار خود، مهارتهای خود) با آنچه که فرد از جامعه دریافت کرده است (نظیر شغل، درآمد بیشتر، «ستانده» امکانات رفاهی، آموزشی و بهداشتی محل، امکان رشد و پیشرفت و بهرهمندی از تسهیلات و امتیازات مختلف) موجب رضامندی از زندگی است(الوانی، 1378). برطبق این نظریه، انسان به عنوان موجودی عقلایی و عاطفی در مقابل محرکهای بیرونی، رفتارهای خاصی از خود بروز میدهد که در فرایند جامعه میتواند تأثیرگذار باشد. رفتار فرد تحت تأثیر برخی عوامل بیرونی و بعضی عوامل درونی شکل میگیرد. عوامل بیرونی، عواملی هستند که از خارج بر فرد اثراتی میگذارند، مانند محیط اجتماعی و رفتار سایر افراد در یک سازمان و… عوامل درونی، عواملی هستند که از درون فرد منشأ میگیرند و شامل ادراک و برداشتهای فرد از محیط، طرز تلقی او، نیازها و انگیزههای وی میباشد(همان منبع). انسان میکوشد تا با دست زدن به رفتارهای گوناگون در مقابل عوامل بیرونی و درونی، واکنشهای ارضا کننده از خود نشان دهد. هرگاه دستزدن به عملی برای پاسخ به عوامل درونی و بیرونی کفایت کند فرد مواجه با مسأله نخواهد بود و از اینرو دچار تعارض نمیشود. اما هرگاه برای پاسخ به عوامل درونی و بیرونی دو عمل متفاوت و متضاد لازم باشد، فرد دچار تعارض و نگرانی خواهد شد و احساس رضایت و نشاط نمیکند(همان).
جمعبندی نظریه برابری و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی: هر فرد خصوصیات و قابلیتهایی چون تجربه و تبحر، تحصیلات، هوش، استعداد، سن و سوابق کاری را با خود به سازمان(یا محیط زندگی و فعالیت خود) میآورد و در مقابل انتظار دارد سازمان یا محیط بیرون نیز متناسب با این خصوصیات، مزایا و پاداشهایی را در اختیارش قرار دهد. چنانچه شخص احساس کند که بین این دو دسته عوامل نوعی برابری و همپایگی موجود است، این امر در او احساس امنیت و آرامش و در نهایت رضایت ایجاد میکند. به عبارت دیگر، بشر همیشه در پی آن است که با او به طور منصفانه رفتار شود.
جدول شماره(2-2): جمعبندی نظریه برابری و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی
برابری و همپایگی بین قابلیتها و پاداشها
رعایت شدن انصاف
شادمانی
2-1-1-1-5-2. نظریه محرومیت نسبی
از جمله نظریههای مطرح دیگر در ارتباط با شادی، نظریه محرومیت نسبی است براساس این دیدگاه انسانها عموماً به مقایسه خود با دیگران میپردازند و در این رابطه وقتی احساس فقر و بیعدالتی میکنند واکنشهای شدید عاطفی (مانند تعویض شغل، کارشکنی و خودکشی و…) انجام میدهند و وقتی این احساس به اعلی درجه خود برسد به احساس تضاد اجتماعی میانجامد و تعارضات شدیدی را در پی دارد(رفیع پور، 1378: 45 به نقل از صفری شالی،1390: 130). رویکردهای محرومیت نسبی دارای چند ویژگی با اهمیت هستند که باعث میگردند به عنوان یک رویکرد در ارزیابی از عدالت در جامعه و رضایت از زندگی مطرح گردند. اول اینکه از فرایندهای مقایسه اجتماعی در تحلیلهای خود سود میجویند، فرایندی که در اغلب نظریههای ارزیابی از عدالت مطرح و در آنها مستتر میباشد. دوم، این نظریهها درباره تبیین انقلاب و ناآرامیهای ناشی از واکنشهای جمعی، بسیار مورد استفاده قرار میگیرند و سوم، در ارتباط با ویژگی دوم، این نظریهها برای تبیین انقلاب دارای نگرشهای فردگرایانه و روانشناختی هستند یعنی اصالت را در بروز پدیده انقلاب به وضعیت فرد و تصور او از موقعیت قرار گرفته در آن میدهند(هزار جریبی و آستینفشان، 1388: 130). تدگار(١٩٧٠)، به هنگام بحث از محرومیت نسبی در کتاب خود به نام «چرا انسانها شورش میکنند؟ » بیان میدارد: نارضایتیهای اجتماعی همیشه در نتیجه بروز این احساس و حالت روانی به انسانها دست میدهد. به اعتقاد وی شرایط بروز احساس محرومیت، یگانه و همانند نیست، بلکه میتوان انواع گوناگون و شرایط متعدد بروز آن را از یکدیگر تفکیک کرد. او خود سه نوع محرومیت را از یکدیگر متمایز کرده است« اول محرومیت ناشی از کاهش امکانات که در آن توقعات ثابت باقی میمانند، دوم، ناکامی ناشی از افزایش سطح توقعات که در آن امکانات نسبتاً ثابت هستند، سوم ناکامی فزاینده که در آن توقعات افزایش و امکانات کاهش مییابد». از یک نظر تئوری محرومیت نسبی، ریشه در فرضیه ناکامی پرخاشگری دارد و از نظر دیگر احساس محرومیت، خود نتیجه فزاینده مقایسه است(تدگار،1970: به نقل از همان). به طور کلی براساس دیدگاه محرومیت نسبی، فرد به مقایسه خود با افراد دیگر و گروه مرجع دست میزند و دوست دارد که شرایط مشابه با آنها را داشته باشد و اگر در نتیجه مقایسه برای فرد چنین پنداشتی بروز نماید که براساس میزان سرمایهگذاری و تلاش، پاداش و نتیجهای که عایدش شده در مقایسه با دیگران عادلانه و منصفانه نیست دچار احساس محرومیت نسبی گردیده و این امر باعث بروز نارضایتی و احساس کسالت(عدم نشاط) در دو سطح فردی و اجتماعی میگردد(همان: 130).
جمعبندی نظریه محرومیت نسبی و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی: براساس این دیدگاه انسانها عموماً به مقایسه خود با دیگران میپردازند و در این رابطه وقتی احساس فقر و بیعدالتی میکنند واکنشهای شدید عاطفی(مانند تعویض شغل، کارشکنی و خودکشی و…) انجام می دهند و وقتی این احساس به اعلی درجه خود برسد به احساس تضاد اجتماعی میانجامد و تعارضات شدیدی را در پی دارد. در کل این رویکرد به عنوان یک رویکرد در ارزیابی از عدالت در جامعه و رضایت از زندگی مطرح شده است.
جدول شماره(2-3): جمعبندی نظریه محرومیت نسبی و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی
مقایسه خود با دیگران
احساس فقر و بیعدالتی
عدم شادمانی
2-1-1-1-5-3. نظریه خشنودی از تأمین نیازها
این دیدگاه معتقد است ارضاء نیازها مهمترین دلیل به وجود آمدن احساس مسرت در شخص میشود، مثل خوردن، آشامیدن، ارضاء نیاز به عشق و … در این دیدگاه حس خوب بازتاب برآورده شدن نیازها در زمان معین به طور کامل است در این تئوری نیاز ماهیتی متفاوت با خواسته دارد. نیاز ذاتی و جهانی است در حالی که خواستهها اکتسابی و در میان فرهنگهای مختلف متفاوت است البته خواستهها میتوانند کم و بیش با نیازها همپوشانی داشته باشند. در این دیدگاه خوشبختی یک موقعیت دست یافتنی است و ما قادر به ایجاد خوشبختی بیشتر برای افراد بیشتری خواهیم بود و این از طریق بهبود در وضعیت محیط حاصل میشود. احساس ناخوشایندی وقتی نیازهای اولیه نظیر گرسنگی، تشنگی و نیاز به ارتباط با دیگران ارضاء نمیشود در انسان به وجود میآید. این دیگاه تمام نیازهای معنوی و نیازهای مادی را در نظر میگیرد. مطالعات تجربی نشان میدهند متوسط احساس خوشبختی افراد بازخوردی از دو مقوله ارضاء نیازهای معنوی نظیر (ازدواج ، ارتباط با دستان و …) و ارضاء نیازهای مادی نظیر (درآمد ، شغل ، مسکن و …) است(هلیول و لایارد و ساچ ، ۲۰۱۳ : ۷۷).
جمعبندی نظریه خشنودی از تأمین نیازها و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی: احساس خوشبختی افراد بازخوردی از دو مقوله ارضاء نیازهای معنوی نظیر (ازدواج، ارتباط با دستان و…) و ارضاء نیازهای مادی نظیر (درآمد، شغل، مسکن و …) است.
جدول شماره(2-4): جمعبندی نظریۀ خشنودی از تأمین نیازها و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی
ارضاء نیازهای معنوی نظیر ( ازدواج ، ارتباط با دستان و … ) و ارضاء نیازهای مادی نظیر ( درآمد، شغل، مسکن و … )
شادمانی

مطلب مشابه :  برنامه ریزی فضایی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید