اجتناب از عدم‌قطعیت کم – زیاد: هرچه میزان اجتناب از عدم قطعیت بیشتر باشد هنجارهای و قواعد روشن‌تری برای هدایت رفتارها وجود دارد؛
فاصله قدرت کم – زیاد: فاصله قدرت عبارت است از میزان پذیرش توزیع نابرابر قدرت توسط اعضای ضعیف‌تر نهادها و سازمانها؛
مردانگی – زنانگی : از نظر هافستد مردانگی مربوط به جوامعی است که نقش‌های جنسیتی در آن‌ها به‌روشنی از هم متمایزند و زنانگی نیز مربوط به جوامعی است که نقش‌های جنسیتی با هم هم‌پوشانی دارند.
2-۳-۵- نظریه نقض انتظار
نظریه نقض انتظار، که متعلق به از بارگون است، ارتباطات میان فردی را در بافت پیش‌بینی‌هایی قرار می‌دهد که افراد صورت می‌دهند و هم‌زمان به نحوه واکنش افراد به نقض این پیش‌بینی‌ها توجه نشان می‌دهد. انحراف افراد نسبت به رفتارهای مورد انتظار باعث تحریک دیگران می‌شود.
بارگون دسته‌بندی‌های هافستد را بر اساس نظریه‌ی خود را تشریح می‌کند. فرهنگ‌های جمع‌گرا انتظار کلام غیرمستقیم، ادب و عدم فوریت بیشتری دارند. اجتناب از عدم قطعیت نیز براساس انتظار قابل تبیین است. فاصله قدرت بر نحوه تفسیر نقض منزلت بالا و منزلت پایین موثر است. مثلا نقض رفتار توسط یک فرد دارای منزلت بالا اضطراب و تنش زیادی ایجاد می‌کند.
2-۳-۶- مدیریت اضطراب و عدم قطعیت
گادیگانست نظریه کاهش عدم قطعیت برگر را به برخوردهای بین گروهی تعمیم می‌دهد. گادیکانست و هامر از عدم قطعیت و اضطراب برای تبیین سازگاری میان‌فرهنگی استفاده کرده‌اند. ارتباطات بین‌فرهنگی یکی از انواع ارتباطات بین‌گروهی در نظریه گادیکانست است. او از مفهوم بیگانه زیمل به‌عنوان یک مفهوم سازمان‌دهنده مرکزی استفاده کرده است.
گادیکانست مفروضات خود را از مواضع افراطی عین‌گرا و ذهن‌گرا دور می‌کند. او آستانه‌های حداقل و حداکثر برای عدم قطعیت و مفهوم آگاهی لانگر را نیز در نظریه‌اش وارد کرده‌است.
گادیگانست این‌گونه توضیح می‌دهد که هنگامی که بیگانگان وارد فرهنگ جدیدی می‌شوند درباره نگرش‌ها، احساسات، عقاید، ارزش‌ها و رفتارهای اتباع کشور میزبان دچار ابهام و عدم قطعیت می‌گردند. بیگانگان در هنگامی که اضطراب و عدم قطعیت زیاد باشد به‌سمت ارتباط با میزبان گرایش می‌یابند اما توانایی پیش‌بینی‌های دقیق در مورد رفتار را از دست می‌دهند. هنگامی که عدم قطعیت پایین باشد اطمینان بیش از حد بیگانگان سبب می‌شود که آن‌ها دقت پیش‌بینی‌های خود را مورد سوال قرار ندهند. اضطراب پایین نیز سبب می‌شود که بیگانگان انگیزه‌ی ارتباط را از دست بدهند.
لازمه مدیریت اضطراب، آگاهی است. هنگامی که بیگانگان به‌طور خودکار به برقراری ارتباط دست می‌زنند با استفاده از چارچوبهای ارجاع خود به پیش‌بینی رفتار میزبان می‌پردازند اما هنگامی که آگاه باشند پذیرای دریافت اطلاعات جدید هستند.
2-۳-۷- نظریه جامعه ارتباطات بین‌قومی
کیم از نظریه‌ی سیستم‌های عمومی به‌عنوان چارچوب سازمان‌دهنده استفاده می‌کند. طرح او شامل مجموعه‌ای متشکل از چهار دایره است:
جنبه‌های گوناگون رمزگذاری و رمزگشایی را با پیوستار رفتاری پیوندجویانه و غیرپیوندجویانه توضیح می‌دهد. هرچه رفتار به‌سر پیوندجویانه پیوستار نزدیک می‌شود تفاهم و همکاری متقابل افزایش می‌یابد و در سر دیگر سوء تفاهم و رقابت گسترش می‌یابد.
کیم به بررسی ارتباط‌گر بر حسب خصوصیات روان‌شناختی نسبتا پایدار پرداخته و عواملی مانند ساختارهای شناختی، سوگیری‌های گروهی و مفاهیم مربوطه(هویت بین‌فرهنگی و شمول اخلاقی) را وارد بحث می‌کند.
او موقعیت را آن‌گونه که توسط محیط فیزیکی تعریف شده درنظر می‌گیرد. ناهمگنی بین‌قومی، برجستگی بین‌قومی و اهداف تعامل را از عوامل مهم موقعیت برمی‌شمارد. محیط شامل نیروهای ملی و بین‌المللی هستند که بر ارتباطات بین‌قومی نظیر انصاف نهادی و تماس بین‌قومی موثرند.
می‌توان از این مدل استنتاج کرد که با تغییر برخی شرایط موجود در محیط، می‌توان رفتارهای ارتباطی پیوندجویانه را تسهیل کرد.
2-۳-۸- هویت فرهنگی از کولیر و توماس
هویت فرهنگی یک نظریه‌ی تفسیری درباره نحوه مدیریت هویت‌های فرهنگی در تعاملات بین‌فرهنگی ارائه می‌دهد که شامل شش فرض، پنج اصل و یک قضیه است.
فرض‌ها
افراد به مذاکره درباره هویت‌های چندگانه در گفتمان می‌پردازند.
ارتباطات بین‌فرهنگی به‌واسطه فرض گفتمانی و ابراز هویت‌های فرهنگی گوناگون رخ می‌دهد.
توانایی ارتباطات بین‌فرهنگی شامل مدیریت معانی به‌گونه‌ای منسجم با تبعیت از قواعد (مناسب) و پیامدهایی که مثبت‌اند (موثر) است.
توانایی ارتباطات بین‌فرهنگی شامل مذاکره بر سر معانی مشترک، قواعد و پیامدهای مثبت است.

                                                    .