رشته حقوق

نظریه انتخاب عقلانی

دانلود پایان نامه

2-2- ادبیات تحقیق کارایی بازار و بازدهی غیر عادی
1-2-2- تئوری‌های مالی و سرمایه گذاری
تئوری‌های مالی به عنوان چارچوبی برای تبیین و توصیف واقعیت‌های و پدیده‌های پیچیده مالی در طی سالیان متمادی دست خوش تغییر و دگرگونی شده‌اند. محققان مالی با پذیرش اصول تئوری مطلوبیت مورد انتظار و این فرض که فعالان بازارهای مالی به صورت منطقی عمل می‌کنند تئوری مالی مدرن تئوری مالی کلاسیک را بنا نهادند و ازمدل های حاکم بر آن به عنوان جایگزینی برای تئوری مالی سنتی استفاده می‌نمایند. با گذشت بیش از نیم قرن از حاکمیت تئوری‌های مالی مدرن (کلاسیک) در بازارهای مالی و محافل علمی؛ در دهه‌های اخیر استثنائات (خلاف قاعده‌هایی) ظهور یافته که صلابت تئوری مالی مدرن در تبیین و توصیف برخی پدیده‌های مالی با چالش جدی مواجه نموده است از این رو برخی از محققان مالی با پذیرش پدیده‌های رفتاری و روان شناختی، تئوری مالی نوین را به عنوان یک پارادایم مالی رفتاری بنا نهاده و نقطه عطف جدیدی در زمینه‌های تحقیقات مالی به وجود آوردند. آن‌ها بر این باورند که سرمایه گذاران در اتخاذ تصمیم‌های مالی خود به مقوله ریسک و قیمت‌های آینده سهام و بازدهی آن‌ها به گونه‌ای کاملاً متفاوت از تئوری‌های مدرن نگاه می‌کنند. استثناهای مشاهده شده در بازارهای مالی، احتمالاً نسبت به هر مدل عقلایی در مورد ریسک و بازده، غیرعادی هستند (باربریز و تالر،۲۰۰۲). همچنین محققین اخیر معتقدند که ۱) بازارها ناکارا هستند یا حداقل از آن کار آیی که تئوری‌های مدرن بر آن بنا شده‌اند، برخوردار نیستند. ۲) رفتار سرمایه گذاران فردی در انتخاب سبد اوراق بهادار بسیار از هم متفاوت است و ۳) رابطه معروف بین ریسک و بازده (بازده بیش‌تر مستلزم پذیرش ریسک بیش‌تر است) لزوماً برقرار نیست. در مقابل، برخی از طرفداران تئوری مالی مدرن، بر این باورند که در بازار می‌تواند استثناهایی وجود داشته باشد، اما مشاهده این استثناها، نه شاهدی بر رفتار غیر عقلایی عوامل اقتصادی است و نه نقضی بر کارایی بازار است، بلکه بیشتر به دلیل جمع‌آوری و تحلیل نادرست اطلاعات و یا تعریف نادرست ریسک سیستماتیک است (هان و تانکز،۲۰۰۳).
2-2-2- تئوری‌های مالی مدرن (کلاسیک)
نظریه مطلوبیت مورد انتظار برگرفته شده از نظریه تصمیم گیری مبتی بر انتخاب عقلانی، به عنوان مدل اساسی تئوری مالی مدرن به شمار می‌رود که بر پایه آن‌ها اصول آربیتراژ میلر و مودیلیانی، اصول پرتفوی مارکویتز، تئوری قیمت گذاری دارایی سرمایه‌ای شارپ، لیتنر و بلک، تئوری قیمت گذاری اختیاری بلک، شولز و مرتن و فرضیه بازار کارای سرمایه که اولین بار توسط فاما مطرح شده است؛ بنا شده‌اند و از ابتدای دهه ۵۰ به عنوان ایده‌های قابل‌قبول، اثر‌گذار و زیر بنای تحقیقات دانشمندان و پژوهشگران مالی در آمدند.
1-2-2-2- نظریه انتخاب عقلائی
بر اساس نظریه انتخاب عقلانی، جامعه مجموعه‌ای از افراد هستند که کنش عقلانی دارند. این کنش عقلانی معطوف به هدف و مبتنی بر عقلانیت ابزاری (اراده و نفع طلبی) است. بنابراین افراد آگاه، مختار و هدفمند در هر شرایطی با عقلانیت ابزاری به دنبال افزایش سود خود هستند و دست به انتخاب‌هایی خواهند زد که متضمن سود و منفعت بیشتری برای آنان باشد.کار فعالانی عاقلانه است که در چارچوب اعتقادشان نسبت به شقوق ممکنه و عواقب مختار شقوق، شقی را برگزیند که برای رسیدن به غایتشان بهترین راه باشد. (لیتل،۱۳۸۱)پیشینه این نظریه به دهه ۱۹۷۰ باز می‌گردد دهه‌ای که جامعه شناسان با تکیه بر رویکرد رفتاری زمینه‌های تحکیم نظریه انتخاب عقلانی در علوم اجتماعی را فراهم آوردند و با چاپ مجله‌ای به نام «عقلانیت و جامعه» در سال ۱۹۸۹و انتشار کتاب «بنیادهای نظریه اجتماعی» نوشته جیمز کلمن که از مهم‌ترین نظریه پردازان این دیدگاه محسوب می‌شود موجبات بسط و توسعه این نظریه در سایر شاخه‌های علوم را فراهم نمودند. از نظر این نظریه پرداز، نظریه انتخاب عقلانی به عنوان اساس و پایه یک نظریه، جذابیت بی نظیری دارد زیرا مفهومش آن چنان کامل و کاربردی است که ما را از سوال بیشتر بی نیاز می‌گرداند.(بودون، ۱۹۸۹). از دید او، روابط انسانى بر اساس سود و زیان شکل مى‏گیرد و کنش‏هاى انسانى نوعى مبادله اجتماعى و زمینه‏ساز اتحاد بین شخصى‏اند. به نظر کلمن در هر رابطه‌ی مبتنی بر اعتماد حداقل دو جزء وجود دارد، اعتماد کننده و اعتماد شونده و فرض بر این است که در کنش هر دو جزء هدفمند بوده و به دنبال ارضای نیازهای خود هستند. طرف اعتماد کننده باید تصمیم بگیرد که با دیگری وارد معامله شود یا نه (یعنی خطر را بپذیرد یا نه) و طرف اعتماد شونده نیز باید بین حفظ اعتماد و یا شکستن آن دست به انتخاب بزند. بنابراین یک رابطه مبتنی بر اعتماد، یک رابطه دوجانبه است و بر مبنای اصل به حداکثر رساندن منفعت، تحت شرایط مخاطره قرار دارد (کلمن،۱9۷۷).
ریشه‌های اقتصادی نظریه انتخاب عقلانی بر دیدگاه‌های حاکم در اقتصاد کلاسیک و نئوکلاسیک باز می‌گردد. اقتصاددانان کلاسیک انسان‌ها را به عنوان جستجوگران منطقی که به دنبال حداکثر کردن سود خویش هستند می‌شناسند. از دیدگاه این مکتب فکری تقسیم کار و اشتغال افراد به مشاغل مختلف در نتیجه تمایل منطقی افراد به مبادله می‌داند که منشأ آن نفع شخصی است (آدام اسمیت،1970). اقتصاددانان نئوکلاسیک انسان‌ها را به عنوان جستجوگران که به دنبال تمتع بیشتر با کوشش کمتر هستند می‌شناسند. از دیدگاه اقتصاد نئو کلاسیک مفهوم مرد اقتصاد، انسانی فرضی است که به طور منطقی و با روش کاملاً عقلانی در تعقیب منافع شخصی خود می‌باشد (قدیری،۱۳۷۶). همچنین ریشه جامعه شناسی نظریه انتخاب عقلانی، به رویکرد جامعه شناسی رفتاری، نظریه شخصیت اسکینر و دیدگاه ما کس وبر در باب عقلانیت باز می‌گردد.
2-2-2-2- نظریه شخصیت اسکینر
اسکینر معتقد بود که رفتارها و شخصیت انسان عمدتاً بر اساس یادگیری به وجود می‌آیند و تغییر می‌کنند. بنابراین شناخت یا کشف قوانین یادگیری، کلید شناخت رفتار انسان است. با شناخت این قوانین می‌توان رفتار انسان را توصیف، توجیه، پیش‌بینی و کنترل کرد و حتی آن را تغییر داد (شاملو،1382). اسکینر بر اساس آزمایش‌های خود و نظریات پاولف، واتسون و ثورندایک به این نتیجه رسید که همه رفتارها را می‌توان به وسیله پیامدهای آن‌ها (تقویتی که به دنبال رفتار می‌آید) کنترل و پیش‌بینی کرد. در واقع وی معتقد بود که بیشتر رفتارهای اجتماعی انسان، صرفاً در اثر تحریک محیط به وجود نمی‌آید. بلکه این رفتار، اول از جاندار سر می‌زند و در صورتی که محیط آن‌ها را تقویت کند، پابرجا می‌مانند. اسکینر این نظریه خود را یادگیری وسیله‌ای یا شرطی شدن عامل (کنش‌گر) نامیده است. هومنز نظریه پرداز مکتب مبادله‌ای با تکیه بر نظریه اسکینر و بر مبنا گزاره‌های موفقیت، انگیزه، ارزش، محرومیت- سیری و پرخاشگری بر این موضوع تاکید کرد که رفتاری که پاداش بیشتری برای فرد داشته باشد، احتمال اینکه آن رفتار از وی سر بزند بیشتر است. هومنز معتقد بود که انسان از یک سو در جستجوی حداکثر سود و از سوی دیگر در پی حداقل هزینه‌هاست. پیتر بلاو دیگر نظریه پرداز مکتب مبادله‌ای نیز گزاره‌های هومنز را در سطح ساختارهای کلان اجتماع بررسی کرده و نهایتاً به این نتیجه رسید که قضایای عام هومنز، ریشه‌ای منفعت طلبانه برای رفتار انسان قائل است.
گزاره موفقیت: هرچه فعالیت یک فرد در زمان معینی پاداش بیشتری برای آن داشته باشد ، به همان نسبت فرد آن فعالیت را تکرار خواهد کرد و در میان کنش‌های فرد، هر چه کنش خاصی به پاداش منجر شود، احتمال زیاد وجود دارد که شخص به انجام آن دست نزند.
گزاره انگیزه: اگر در گذشته وقوع وضعیتی مشخص سبب شده است که فعالیت فرد به پاداش منجر شود، هرچه وضعیت کنونی، شبیه گذشته باشد احتمال اینکه فرد به همان فعالیتی مشابه آن دست بزند زیادتر است (ادیبی وانصاری، ۱۳۵۸).
گزاره ارزش: هر چه نتایج یک کنش برای شخص با ارزش‌تر باشد، احتمال بیشتری دارد که همان کنش را دوباره انجام دهد. پس بین تکرار فعالیت‌هایی که پاداش در بردارد و میزان ارزش هر پاداش رابطه مستقیمی وجود دارد.
گزاره محرومیت- سیری: یک شخص هرچه در گذشته‌ی نزدیک پاداش معینی را بیشتر دریافت کرده باشد، همان پاداش در آینده برایش کم ارزش‌تر خواهد شد (ریتنزر،۱994).
گزاره پرخاش: هنگامی که فرد پاداش مورد نظرش را دریافت نمی‌کند و یا با تغییری که انتظارش را نداشته روبرو می‌شود، بیشتر به انجام دادن رفتار پرخاشگرانه متمایل می‌شود و نتیجه چنین رفتاری برای فرد ارزشمندتر می‌گردد (توسلی،۱۳۷۲).
3-2-2-2- دیدگاه ماکس وبر در باب عقلانیت
دیگر سرچشمه نظریه انتخاب عقلانی دیدگاه وبر در باب عقلانیت است. وبر عقلانیت را بازتاب دیدگاهی صرفاً عمل‌گرایانه و خودسرانه می‌داند؛ وبر عقلانیت حاکم بر جامعه مدرن را عقلانیت صوری می‌داند؛ این عقلانیت در سه عرصه «کنش»، «فرهنگ» و «ساختار اجتماعی» تجلی می‌یابد.عقلانیت صوری اساساً اختصاص به تمدن غربی دارد و با عرصه‌های زندگی مدرن به ویژه اقتصاد، حقوق و علم و ساختار سلطه‌ی آن به خصوص شکل دیوان‌سالارانه آن همراه است. در عقلانیت صوری، روش‌ها را قواعد، قوانین و دستورالعمل‌های جهان‌شمول تعیین می‌کند (اسلامی تنها،1390). وبر در ابتدا بر مبنای انگیزه‌ها و اهداف خاص کنش گران چهار نوع کنش سنتی، عاطفی، عقلانیت معطوف به ارزش و عقلانیت معطوف به هدف را از یکدیگر متمایز می‌نماید و کنش عقلانی معطوف به هدف را تنها کنشی می‌داند که در کامل‌ترین مفهوم خود، عقلانی است. وی در تعریف این کنش هدفِ عقلانی و کارآمدترین راه نیل به هدف را ویژگی این نوع کنش می‌داند. به بیان دیگر وبر عقلانیت را انتخاب مناسب‌ترین وسیله برای رسیدن به هدف می‌داند (وبر،1991).
کنش سنتی: وقتی رخ می‌دهد که چون کنش گران همیشه به گونه‌ای خاص رفتار می‌کرده‌اند، باز هم آن گونه رفتار کنند.
کنش عاطفی: وقتی اتفاق می‌افتد که کنشگر، کاری را به علل احساسی و عاطفی انجام دهد.
کنش عقلانی معطوف به ارزش: کنشی است که در آن تلاش برای دست‌یابی به هدف، ذاتاً عقلانی نیست اما راه‌های دنبال کردن آن عقلانی است. به بیان دیگر ارزش‌هایی که از بافت‌های اخلاقی، دینی، فلسفی یا حتی کل‌گرایانه برآمده‌اند، عقلانی انتخاب شده‌اند (وبر، 1991).
کنش عقلانی معطوف به هدف: وقتی اتفاق می‌افتد که کنشگر بهترین و کاراترین راه را برای رسیدن به هدفی مشخص می‌سنجد.
مهم‌ترین نظریه‌های بنا شده بر پایه نظریه انتخاب عقلانی :

مطلب مشابه :  مهدی اخوان ثالث

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید