نشانه شناسی (در انگلیسی semiology، همچنین Semiotics و یا Semeiotics از ریشه ی فارسی «سیمیا» یا «سیما» در فارسی نوین و نیز در نظری دیگر از واژه ی یونانی σημείον (سِمِئیون) به معنی نشانه) مطالعه نشانه‌ها و نمادها است.(ویکیپدیا، 14/5/1389)
«نشانه شناسی اصطلاحی بود بر ساخته ی فردینان دو سوسور زبان شناس سوئسی که در سلسله گفتارهای خود درباره زبان شناسی ساختاری (1911-1907) آن را در اشاره به مطالعه ی نشانه ها در بطن جامعه به کار می برد و به باور او این کار ضمن تعلیم زبان شناسی ساختاری به همه نظام های نشانه ای ممکن بود. Semiotic که کمی پیشتر توسط س.اس.پیرس فیلسوف آمریکایی ابداع شده بود و در کشورهای انگلیسی زبان بیشترین رواج را دارد تیز دلالت بر مطالعه نشانه ها دارد. اما اصطلاح نشانه شناسی بیشتر به نظریه های سوسور اشاره دارد تا نظریه های پیرس.» (هیوارد،1381 :347)
«سوسور زبان را نظامی از نشانه ها می دانست. بعدها هم او و هم پیرس این اندیشه را گسترش دادند و اعلام کردند که زبان فقط یکی از نظام های نشانه ای است. از دیگر نظام های نشانه ها می توان به تصاویر، اداها، اشاره ها، رفتارها، حرکت ها و شمار فراوانی از نظام های دیگر اشاره کرد. به عقیده آن دو برای فهم اینکه انسان ها چگونه درباره ی جهان و خودشان با هم ارتباط برقرار می کنند، تحلیل همه ی این نظام های نشانه ای گوناگون مفید و ثمر بخش خواهد بود. گستره ی این تجزیه و تحلیل semiology و خود این دانش semiotics است.» (اسلین،1375 :11)
«سوسور در درس های زبان شناسی همگانی (که پس از مرگ او در 1915 چاپ شد) پارادایم بنیادینی را بنیان می نهد که همه ی زبان ها می توانند از طریق آن به نظم دربیایند و درک شوند. این پارادایم بنیادین یعنی لانگ/ پارول همزمان هم به ساختار های عمقی عام زبان (لانگ) می پرداخت و هم به نمودهای آن در فرهنگ های مختلف (پارول). سوسور این نکته حیاتی را پی کشید که قراردادهای حاکم بر نظام نشانه ای کاملا اختیاری هستند و هیچ همبستگی ضروری بین واژه دال و شیء یا ایده ای که این واژه به آن اطلاق می شود ، مدلول، وجود ندارد.» (هیوارد،1381 :348)
او می گفت معنا نمی تواند مستقل از نظامی که در مورد زبان است از لانگ (آنچه می تواند ادا شود) و پارول ( آنچه ادا می شود) وجود داشته باشد. به باور سوسور نشانه ی زبان شناختی نامی نیست که بتوان به یک شی چسباند، بلکه مولفه ای مرکب از دال و مدلول (واژه و مفهوم) است. چون زبان تطابق عین به عین با واقعیت ندارد، از این رو واقعت را بازتاب نمی دهد. بلکه، زبان نظام دلالتگری می شود که واقیت را در برابر گوش ها می چیند.زبان واقعیت را می سازد و واسطه ی آن است و در نتیجه دارای کارکردی ایدئولوژیک است. زبان دلالت بر شفافیت ندارد، بلکه دلالت بر اسطوره دارد.» (هیوارد،1381 :349)
«نشانه شناسی روابط ساختاری درون یک نظام را که وظیفه دار تولید معنا هستند را بررسی می کند. نشانه ها را تنها می توان در مناسبت با نشانه های دیگر درون سیستم درک کرد .» (هیوارد،1381 :349)
سمانتیکس به سه شیوه مورد استفاده قرار می گیرد:
این واژه را میشل بره آل در 1897 وضع کرد و در اصل به معنای مطالعه تغییر معنا در زبان است، یعنی نوعی ریشه شناسی (ایمولوژی) گسترده
با این همه، سمانتیکس به طور کلی در معنایی گسترده تر برای اشاره به تحقیق درباره تفسیر، پیام و معنای هر نظام ارتباطی به کار می رود.
واژه سمانتیکس همچنین در زبان شناسی در تعارض با نحو (یعنی روابط صوری یک نشانه با نشانه دیگر، بدون در نظر گرفتن معنای آنها) و در تعارض با پراگماتیکس (استفاده از زبان در موقعیت های عملی و محسوس) به کار می رود. (کوثری، 1387 :33)
اگر به دقت بنگریم در نشانه شناسی با یک نوع نظام ارتباطی سر و کار داریم. به دیگر بیان، نشانه ها ابزاری برای ارتباط میان فرستندگان و گیرندگان پیام هستند. نشانه شناسی هنگامی به درستی درک می شود که در قالب یک نظام ارتباطی درک شود. در هر جریان ساده ارتباطی حداقلی از عناصر وجود دارند: پیام مورد نظر (کدگذاری شده)، فرستنده، مجرای ارتباط (کانال)، گیرنده و بازخورد. اما، این جریان ساده ارتباطی هنگامی برقرار می شود که فرستنده و گیرنده در دو دسته از عناصر اشتراک داشته باشند: خزانه نمادها و هنجارهای اجتماعی-فرهنگی. عدم اشتراک و یا عدم استفاده صحیح از خزانه مشترک نشانه ها و یا هنجارها و ارزش های اجتماعی سبب می شود که پیام به درستی برای مخاطب مفهوم نباشد. در نتیجه، مخاطب در برابر متن رسانه ای دو وضعیت خواهد داشت: عدم کدگشایی و در نتیجه عدم درک پیام و عدم واکنش مناسب. دو عامل می تواند چنین واکنش های نامناسبی را برانگیزد: نقص در کدگذاری یا کدگشایی، تداخل در کدگذاری. منظور از نقص در کدگذاری آن است که سازندگان متون رسانه ای و مخاطبان آنان در یک مجموعه از نشانه های رسانه ای مشترک نیستند. نامشترک بودن یا عدم استفاده صحیح از نشانه ها می تواند جریان ارتباطی را مختل سازد. این اختلال حتی می تواند از جانب گیرنده (مخاطب) هم باشد. یعنی توان لازم را برای فهم نشانه ها یا کدگشایی نداشته باشد. برای مثال، استفاده از سیب گاز زده شبیه سیب رایانه اَپل مک اینتاش در ساخت یک تبلیغ ایرانی ممکن است به درستی از جانب مخابان ایرانی کدگشایی نشود. زیرا، بیشتر مردم با اسطوره هبوط در مسیحیت آشنا نیستند و این نشانه جزء ذخایر نشانه ای آنان به شمار رود. (کوثری، 1387 :33)
عامل دیگر، تداخل در کدگذاری است. تداخل در کدگذاری هنگامی پیش می آید که فرستنده و گیرنده پیام هر دو در مجموعه ای از نشانه ها مشترک هستند، اما ارزش ها، هنجارها و انتظارات فرهنگی و اجتماعی آنان از جریان ارتباط کاملاً متفاوت است. در حالت پیشین فرستنده یا گیرنده نمی توانستند از نمادها استفاده کنند، ولی در این حالت هر دو می توانند، اما نمی خواهند. در این حالت خوش آمدها و بدآمدهای فرهنگی نقش بسیار مهمی ایفاء می کنند. برای مثال، ممکن است ارزش ها و هنجارهای زنان مانع آن شود که به تفسیرهای ورزشی در تلویزیون توجه کنند و آن را در اساس نوعی اتلاف قوت مردانه تلقی کنند. چنین موضوعی را ممکن است مردان درباره سریال های دنباله دار تلویزیونی که زنان را بسیار به خود جلب می کند، داشته باشند. تداخل در کد گذاری در حالتی دیگر هم ممکن است، پیش بیاید، آن هنگامی که یک مجری شاد و خوش لباس دارد یک واقعه تاسف بار را گزارش می کند، نوعی تداخل در پیام وجود دارد. (کوثری، 1387 :34)
انواع نشانه ها:
بر اساس واژه شناسی پیرس که تقریباً مورد قبول عام واقع شده، نشانه ها بر سه دسته اند: تمثال، شاخص و نماد.
تمثال نشانه ای است که حاصل تشابه حاصل فیزیکی با مرجع خود است. برای نمونه، عکس ها، تابلوهای نقاشی و حتی نقشه ها و نمودارها نیز همه تمثال هستند. این تشابه باید آنقدر باشد که مشابهت نشانه با مرجع خود را نشان دهد.
شاخص ها نشانه هایی هستند که از طریق نزدیکی مکانی- زمانی و یا از طریق علیت با مرجع خود مرتبط می شوند. در فیلم های سینمایی صدای ترمز دلخراش و برخورد شدید، بدون آنکه تصویری دیده شود، نشانه از تصادف است.
نمادها: مهمترین دسته نشانه ها هستند. نمادها نشانه های قراردادی یا اختیاری هستند. زیرا، بین نمادها و آنچه نمایانگر آن هستند، تنها رابطه ای قراردادی یا اختیاری وجود دارد. بنابر این، خلاف تمثال و شاخص رابطه نمادها با آنچه بازنمایی می کنند، نه رابطه ای مبتنی بر شباهت است و نه علیت. در فیلم های سینمایی سه راهی نماد تردید و سرگردانی شخصیت ها در انتخاب راه و تصمیم گیر است. همچنین گربه سیاه براق در بسیاری از فیلم های کلاسیک هالیوود نمایانگر زن عشوه گر است.
نمادها معنای مطلقی ندارند و بسته به تنوع فرهنگ ها، نمادها می توانند معانی مختلفی به خود بگیرند. بدون توجه به فرهنگ مشترک که می توان در اینجا ان را زمینه نامید، نمی توان به درک معنای نشانه ها نائل شد. با این همه، ما شاهدیم که بسیاری از تمثالها، شاخص ها و نمادها برای مردمی از ملل مختلف معنای تقریباً یکسان دارند. دلیل چنین امری آن است که در اثر تبادل فرهنگ جوامع با یکدیگر، معنای نشانه ها به تدریج به صورت امری مشترک در آمده است. به طوری که ، اگر هنرپیشه ای در یک فیلم ترسناک، از پلکانی تاریک پایین می رود و به ناگاه بدون آنکه او را ببینیم، صدای جیغ او برای ما کافی است که بفهمیم که با پدیده عجیب و ترسناکی مواجه شده است. سر طاس، زخم بر روس صورت و خالکوبی بر روی بد نماد افراد خلافکار است. سیب به صورت گاز زده بیانگر اسطوره خلقت است. یعنی سیب نماد آگاهی است که آدم و حوا به آن دست پیدا کردند و به همین دلیل از بهشت رانده شدند. این آرم بر روی کامپیوتر نیز نماد همان است که اگر به این کامپیوتر دست رسی پیدا کنید به آگاهی می رسید. (کوثری، 1387 :35)
دال و مدلول:
با آنکه در سنخ شناسی نشانه ها از واژه شناسی پیرس استفاده می شود، اما یک جفت از اصطلاحات سوسور نیز با اقبال عام مواجه شده است: دال و مدلول. دال همان نشانه های سه گانه ای است که پیش از این از آن سخن گفتیم. اما، مدلول، عبارت است از آن چیزی که دال هدف بازنمایاندن آن را دارد. مدلول را می توان مرجع هم نامید. نشانه ها در واقع برای همین ابداع شده اند که هنگام ارتباط ما را به مرجع مورد نظر فرستنده پیام ارجاع دهند. البته، همه مراجع چیزهای واقعی نیستند، مراجع می توانند غیر واقعی (دیو و پری) هم باشند. هر چه تمدن و فرهنگ بشر رشد بیشتری کرده است، بر تعداد نشانه هایی که به مراجع غیر واقعی ارجاع دارند، افزوده شده است. با این حال بشر در عمل به نحو دیگری با نشانه ها عمل می کند. به طوری که مجبور نیست، در هر بار ارتباطات ما را به مرجع بیرونی ارجاع دهد. بلکه عنصر سومی وارد می شود که رابطه را ساده تر می کند: مفهوم. به بیان دیگر، وقتی کسی کلمه گل سرخ را ادا می کند، ما ناچار نیستیم که فوراً به مرجع بیرونی آن توجه کنیم تا دریابیم که منظور او چیست. به جای مرجع خارجی ما “مفهوم” گل سرخ را در ذهن داریم و بلافاصله با ارجاع به آن مفهوم در می یابیم که مقصود و منظور گوینده چیست. شکل گیری مفاهیم از مهمترین مراحل رشد شناختی کودک است. پدر و مادر معمولاً با کودک آن قدر تمرین می کنند که کودک به جای آنکه در هر بار نیاز داشته باشد تا بین کلمه و عین شئ رابطه برقرار سازد، از مفهوم گل سرخ استفاده کند.
به رابطه دال و مدلول، دلالت گفته می شود. نشانه ها در عین حال شامل دال و مدلول است. رابطه دال و مدلول را به صورت سنتی به شکل زیر نمایش می دهند. منظور از این شکل آن است که دلالت سکه ای است که دو رویش دال و مدلول هستند.

رابطه دال و مدلول یک رابطه مطلق نیست و شدت و ضعف دارد. رابطه دال و مدلول می تواند چنان ضعیف باشد که دلالت نشانه ها برای ما مبهم باقی بماند. هر چه رابطه دال و مدلول قوی تر باشد، می توان گفت که نشانه صریح تر و روشن تر است و به سهولت مخاطب آن را درک می کند. به بیان دیگر، هر چه یک دال بتواند مدلول خود را بیشتر به مخاطب تحمیل کند، رابطه دلالت قوی تر است. در اینجا به اصطلاح می توان گفت که هر چه نشانه ها برانگیزاننده تر باشد (بتواند مدلول را در مخاطب برانگیزاند) رابطه دلالتی قوی تر است. رابطه های دلالتی که در گذر زمان تکرار می شوند و مورد پذیرش قرار می گیرند، تبدیل به میثاق ها یا قراردادهایی می شوند که به کمک آنها ارتباط در جامعه به سهولت اتفاق می افتد. رسانه ها بر تعداد زیادی از این میثاق ها استوارند که فهم آنها رابرای مخطبان خود آسان می سازد. (کوثری، 1387 :38)
دلالت ها تاریخی هستند. یعنی معنای نشانه ها در گذر زمان، اگر چه کند، ولی تغییر می کند. حتی یک نشانه ممکن است دلالت کاملاً متضادی پیدا کند. چادر سیاه که روزگاری نشانه زنان درباری و اشراف زاده قاجاری بوده، به تدریج به نشانه زنان کوچه و بازار تبدیل شد و معنای اشرافی خود را از دست داد. برای آنکه هر نشانه جدید بتواند جای خود را در نظام های نشانه ای باز کند، نیاز به یک دوره آموزش وجود دارد. اگر کسی در هالیوود بخواهد از این پس گربه سفید را مظهر عشوه گری زنانه بگیرد، باید یک دوره طولانی به بینندگان خود آموزش دهد، تا این میثاق جدید پذیرفته شود. ژانرهای سینمایی نوعی از میثاق ها هستند که به دلیل پذیرش همگانی آن، کمتر تهیه کنندگان خطر تغییر آنها را می پذیرند.

                                                    .