رشته حقوق

نظام ملوک الطوایفی

دانلود پایان نامه

2-1-6-بی ثباتی در زندگی
شوهر اجازه داشت زن را به هر بهانه ای از «بهانه نازایی تا پرگویی – طلاق دهد، ولی زن حق درخواست طلاق را نداشت».
2-1-7-عدم همنشینی با همسر
پدر خانواده به تنهایی غذا می خورد وبه ندرت زن و فرزندان را به سفره خود می خواند. علاوه بر آن که «زنان همسفره با همسران خود نبودند حتی از همنشینی با آن ها نیز محروم بودند. در بخش معینی از خانه می زیستند و کمتر در کنار مردان بودند».
2-1-8-رسم خودکشی پس از مرگ همسر
علاوه بر آن که ازدواج مجدد پس از مرگ همسر، برای زنان پسندیده نبود، در قدیم رسم چنین بود که «شوهرمردگان، برای اثبات وفاداری خود نسبت به شوهران، دست به خودکشی بزنند. این نوع خودکشی ها حتی تا پایان سده نوزدهم ادامه داشت».
2-1-9-فروش زنان به عنوان برده
در دوره پیش از کنفوسیوس مادر، کانون حیات و قدرت خانواده به شمار می رفت، بدین روی مردم کهن، مادران خود را می شناختند و به پدران خود کاری نداشتند. زنان تا سده سوم میلادی عهده دار مشاغل بزرگ و از جمله کشورداری بودند. با استقرار حکومت ملوک الطوایفی در چین مقام سیاسی و اقتصادی زنان تنزل یافت و پدر کانون پایدار خانواده گردید و از قدرتی تقریباً مطلق برخوردار بودند و می توانستند «همسران و فرزندان خود را به عنوان برده بفروشند».
2-1-10-پدر صاحب حیات فرزندان
پدر در چین از چنان قدرتی برخوردار بود، که حق کشتن فرزندان خود را داشت و فقط آرای عمومی می توانست او را از این عمل فجیع بازدارد و اگر دختری بر دختران خانواده افزون تر می شد، امکان داشت که نوزاد بیگناه را رها کنند «تا در سرمای شب بمیرد یا خوراک گرازان شود».
2-1-11-تحمیل ازدواج
در چین، والدین خودسرانه یا به مدد دلالان حرفه ای که «می رن» خوانده می شدند، بی درنگ بعد از بلوغ و گاهی پیش از بلوغ و حتی پیش از تولد فرزندانشان، برای ایشان نامزدهایی برمی گزیدند. خانواده های عروس و داماد نیز هدایایی مبادله می کردند. بدین روی ازدواج براساس تحمیل نظر والدین و در حقیقت نوعی معامله بود.
بر اساس آن چه گفته شد، جنس مؤنث در چین، فاقد هویت انسانی بود واز تحصیل علم و دانش بهره ای نداشت. مشارکت در فعالیت های جامعه، به روی او بسته بود. همچون کالا معامله می شد و به بردگی می رفت. ارزشش به جنسیت و تعداد فرزندانی بود، که به دنیا می آورد. از همنشینی با همسر خود محروم بود و به کوچکترین بهانه ای، کانون گرم زندگیش متلاشی می شد و خودکشی او، پس از مرگ همسر، جزئی از آداب و رسوم جامعه تلقی می شد.
2-2-پس از انقلاب چین
پس از انقلاب سال 1949، حکومت چین که با هدف رها سازی دو قشر کشاورزان و زنان از نظام ملوک الطوایفی و پدر سالاری، قدرت را به دست گرفته بودند، متفاوت با قبل عمل نمود. تمام افراد جامعه از جمله زنان به حقوقی دست یافتند که در این قسمت به برخی از دستاوردهای انقلاب چین، برای بانوان اشاره می شود:
2-2-1-تساوی زنان و مردان
دولت چین در اوایل انقلاب شعار تساوی حقوق زنان و مردان را مطرح نمود و آزادی زنان را از اولین هدف های خود قرار داد. جنبش زنان نیز، در اوایل قرن بیستم فعال شد وکوششهای پراکنده ایاز سوی زنان تحصیل کرده، برای بهبود وضعیتشان صورت گرفت. این جنبش، به حمایت از جریانات انقلابی پرداخت و علاوه بر این که هدف مشترکی با انقلابیون در براندازی مظاهر فئودالیسم و نظام حاکم داشت، هدف های مستقلی را نیز در زمینه رهایی زن، از قیود تبعیض جنسی حاکم بر چین، تعقیب می کرد. بانوان از انقلاب به این امید حمایت کردند که حکومت جدید، قوانینی را برای بهبود وضعیت زنان تصویب کند. پس از انقلاب، پایه های پدر سالاری که سنت بلامنازع جامعه چین بود، فروریخت. بدنبال این فعالیت ها زنان در عرصه اقتصاد، صنعت و کشاورزی به عنوان پیکره اصلی جامعه، دسته بندی و سازمان دهی گردیدند و وضعیت اقتصادی و فرهنگی و سیاسی آن ها متحول شد. از جمله این تغییرات در برقراری تساوی حقوق زن و مرد می توان به تقسیم اراضی بین زن و مرد، اعطای حق رأی به زنان، اجازه حضور آن ها در خارج از خانه، از بین بردن بیسوادی و نیز شرکت در اولین نشست کنفرانس شورای سیاسی خلق چین(در سال 1949)اشاره نمود.با بیان حقوق مساوی زن و مرد، دولت با حمایت از حقوق منافع زنان، از اصل«دستمزد یکسان برای کار یکسان»پیروی کرد.به هر حال مشارکت زنان از یک طرف، نیازمند توسعه مناطق روستایی است و از طرف دیگر موجب رشد میزان تولیدات کشاورزی و صنایع روستایی گردید. این روند به بهبود موقعیت آنان در خانواده و جامعه کمک کرد. بدین روی زنان به مشارکت اقتصادی و دستمزد مساوی در برابر کار مساوی رسیدند.
2-2-2-وضع قانون جدید ازدواج
پس از انقلاب، حق انتخاب درازدواج، به زنان داده شد. البته با اصلاح و تجدید نظر در این قانون بر تعداد طلاق افزوده شد. اکنون هم زنان و هم مردان حق طلاق دارند و تفوق مرد کاملا از بین رفته است. زنان بیشتر حاضر به طلاق هستند. آمار دادگاه خلق، نشان می دهد که 60%درخواست های طلاق در 14 هزار مورد از سوی زنان است.
2-2-3-اعطای حقوق شهروندی
یکی دیگر از پیامدهای انقلاب چین و جنبش زنان، تحصیل حق شهروندی و حق تعیین سرنوشت برای بانوان بود. دولت به اقتضای خط مشی های کلی کشور، به ارائه خدمات، امکانات و فرصت هایی برای آن ها همت گماشت. هدف«‌مائو»از انقلاب، رهایی دو قشر زنان و کشاورزان بود که تحت بیشترین فشار در جامعه فئودالی و پدر سالاری چین قرار گرفته بودند. بنابراین با تأسیس جمهوری خلق چین، به هزاران سال تعدی و ظلم حکومت ملوک الطوایفی و برده داری بر زنان، پایان داده شد و زمینه مسائل و مشکلات جدیدی ایجاد گردید.
2-2-4-به رسمیت شناختن کارهای خانگی در سال 1990

مطلب مشابه :  پیامبر اسلام(ص)

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید