رشته حقوق

نظام سرمایه داری

دانلود پایان نامه

موقعیت های اجتماعی و اقتصادی زنان در دهه های1920تا1960که دوران رکود فعالیت زنان یاد می شود، زمینه ساز موج دوم بود. موج دوم فمنیسم در آخرین سال های حاکمیت صورت بندی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ای شکل گرفت که لش و اوری از آن با عنوان سرمایه داری سازمان یافته یاد می کنند.سرمایه داری سازمان یافته با رشد تمرکز در سرمایه و شکل گرفتن صورت های جدیدی از سازمان دهی کار و گسترش بخش خدمات و نیز دگرگونی هایی در کارکردها و نقش دولت در حیات اقتصادی و اجتماعی همراه بود.برای رسیدن به خاستار موج دوم باید نظام سرمایه داری و تأثیرات آن بر موقعیت زندگی زنان مورد بررسی قرار گیرد:
بعد از جنگ اول جهانی، نظام اقتصاد در جهان به تحکیم و تثبیت رسید. با پیدایش تحولات در زمینه فن آوری و استفاده از ماشین آلات، به شکست قیمت ها و بیکاری منجر شد. سرمایه داری با افزایش حاشیه سود و در نتیجه کاهش هزینه تولید نیاز داشت. لازمه این امر کاهش هزینه نیروی کار بود. بازگشت نیروهای کار که در جنگ شرکت جسته بودند به پرکردن این فرصت های شغلی از سوی نیروهای جدید یا قدیم اختلال ایجاد نمود. در نتیجه تقاضای کار افزایش یافت و نیروی کار در شرایط گوناگون از خود انعطاف نشان می داد. برابری یا تبعیض در کار. . . به اشکال مختلف بر زندگی زنان که نیروی ثانویه در بازار کار بودند، تأثیر گذاشت. جنگ دوم جهانی نیز زمینه مناسبی برای حضور زنان در عرصه اقتصادی فراهم ساخت. حضور موفق آنان در کارهای مختلف و به ویژه در مشاغل صنعتی یا حوزه هایی که به طور سنتی کار مردان شناخته می شد، نشان داد که تقسیم بندی هایی که از کار زنانه و مردانه می شود، چندان «پایه و اساسی نداشته است» و زنان می توانند کارهای «مردانه» را به خوبی مردان انجام دهند. جنگ باعث حضور زنان در دانشگاه ها نیز گردید. دانشگاه ها در رشته هایی از آنان ثبت نام کردند که قبلا در آن راهی نداشتند. اما بعد از جنگ دوم جهانی پس از بازگشت مردان از جبهه های جنگ، بانوان از محل های کار خود اخراج شدند. با آغاز جنگ کره و رشد مجدد اقتصاد بازهم زمینه برای جذب زنان در نیروی کار فراهم شد. با آن که تمرکز آن ها بیشتر در بخش خدمات بود و جامعه به حضورشان نیازمند، اما از آموزشی برابر با مردان برخوردار نبودند. دولت(امریکا)از یک سو حضور زنان را در عرصه عمومی به رسمیت می شناخت و از سوی دیگر،در این عرصه به آن ها حقوقی برابر اعطا نمی کرد. گاه زنان را در عرصه خصوصی صاحب قدرت تام و خانه نشینی را برای آنان خوب می دانست و از آن ها تجلیل می کرد و گاه بدلیل همین مشغله با تحقیر روبرو می شدند. از طرفی اگر موفق به حضور در اجتماع می شدند، جامعه زمینه ساز مشکلات فراوانی برایشان بود که از جمله مهمترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره نمود:
همان گونه که بیان شد، در مواقع احتیاج به نیروی کار زنان، آن ها به کار خارج از منزل تشویق می شدند و در صورت عدم نیاز، خانه نشینی مورد پسند واقع می شد و جایگاه مناسب زنان در خانه تأکید می شد. کارگران و کارمندان مرد نیز در بخش های مختلف با سرمایه داران در مورد ضرورت خانه نشینی زنان هم صدا می شدند. پس از آن که زنان با طی تلاش های فراوان توانستند در عرصه اجتماع وارد شوند و موقعیت خود را به سختی حفظ نمایند. اما حضور آن ها در جامعه همراه با مشکلاتی بود که برخی از آن ها عبارتند از:
2-1-1-1- آزار های جنسی؛ زنان در موارد متعددی از ایذای جنسی رنج می بردندو در محیط کار از آرامش لازم برخوردار نبودند.آن ها در بسیاری موقعیت ها با تهدید به اخراج یا حداقل عدم بهره مندی از امتیازات در صورت عدم تمکین به خواسته های کارفرمایان و همکاران ارشد خود روبرو می شدند.
2-1-1-2- فروپاشی خانواده؛ عدم امنیت شغلی به همراه بهره برداری های جنسی از زنان موجب فروپاشی خانواده ها می شد.
2-1-1-3-تبعیض در مشاغل و دستمزدها؛ زنان نسبت به مردان- به علت ثانویه بودن در بازار کار-در کارهای مشابه از دستمزد پایین تری برخوردار بودند آن ها تأمین شغلی نداشتند و در صورت احتیاج جامعه به نیروی کارشان، به فعالیت تشویق می شدند و در غیر این صورت به اجبار یا تشویق به خانه رانده می شدند و در صورت ضرورت به کارهای کم در آمد و نیمه وقت تن در می دادند. حتی دستمزدشان در کارهای برابر با مردان به نیم کاهش یافت. تبعیض های شدید در مشاغل زنان و دستمزد آن ها لطمه شدیدی به جامعه زنان وارد ساخت.
2-1-1-4- نگرش شیء گونه به زنان؛ بهره گیری از جسم زنان در جهت ایجاد انگیزه برای مصرف کالا و نگرش شیء گونه به او، کارکرد جدیدی برای قشر آنان بود.
2-1-1-5- عدم توجه به موقعیت خاص زنان؛ بانوان در دوره بارداری و پس از زایمان احتیاج به مراقبت بیشتری دارند که جامعه توجهی به آن نداشت، با تولد فرزند نیز نقش مهم مادری که وظیفه اصلی او می باشد، نادیده انگاشته می شد.
2-1-1-6-کار دو گانه؛ بردوش کشیدن کار در خانه به عنوان وظیفه اصلی برای تمام زنان حتی افراد شاغل که خانواده به درآمد آن ها نیازمند بود، به حساب می آمد و ایدئولوژی خانه داری به عنوان جایگاه اصلی زنان تبلیغ می شد. در حالی که این نقش های سنتی به دلیل عدم تولید مالی بی اهمیت انگاشته می شد و اصولاً شغل به حساب نمی آمد و ارزش مالی نداشت و ضرورت نقش های سنتی قابل توجیه نبود.
2-1-2- آگاهی زنان از موقعیت فرودستشان با نگارش کتاب ها
سطح آگاهی زنان با انتشار کتبی در رابطه با مسائل، موقعیت های نامطلوب، ویژگی ها و مشکلات آن ها افزون گشت. از جمله مهترین این کتاب ها می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1.2.کتاب سیمون دوبووار با عنوان جنس دوم (1949 م) می باشد، این کتاب به قدری تأثیر گذار بودکه برخی رهبری موج دوم فمینیسم‏‏ را به سیمون دوبوار، فیلسوف و نویسنده ی فرانسوی نسبت می دهند. وی که دقیقاً با خانم “ماری ولستون کرافت “هم عقیده است. دو واژه ی جنس و جنسیت را تأسیس کرد که مراد از جنس همان تفاوت های طبیعی و مراد از جنسیت همان تفاوت های غیرطبیعی است. فمینیسم های موج دوم معتقد بودند این تفاوت های غیرطبیعی هیچ ریشه ای در طبیعت و سرشت انسان ها ندارد. آناتومی فرد نمی تواند تعیین کننده سرنوشتش باشد و نباید طبیعتی از پیش تعیین شده و جاودانه برای زن یا مرد در نظر گرفت. همو در کتاب جنس دوم می گوید: «کسی زن به دنیا نمی آید، زن می شود». یعنی گرچه مؤنث بودن یک امر طبیعی است، اما زنانگی یک امر طبیعی نیست بلکه محدودیت نقش های زنانه یک نوع جبر اجتماعی است وناشی از پیش داوری ها و سنت های جامعه است که زنان در پیدایش و تداوم آن شریک بوده اند. همو جنسیّت را زاییده سلطه مردان و پذیرش این سلطه از سوی زنان می داند و تنها راه رهایی بانوان را خودداری آنان از پذیرش نقش‌های تحمیلی مانند مادری و همسری بر می شمارد و لازم می داند که بانوان بر علیه این نقش ها سر به عصیان و نافرمانی گذارند و از تابعیت آن دست بردارند. سیمون دو بووار در آثارش زنان را به پیگیری حقوق فرهنگی خود، فراتر از صرف حقوق سیاسی، تشویق می‏‌کند و معتقد است آنان، باید خود را از ستم اجتماعی برهانندو نباید وجود زن از طریق رابطه با مردان و از سوی مردان معنی یابد، بلکه باید آنان ظرفیت خویش را برای خودآگاهی درک کنند و قدرت انتخاب داشته باشند و به نیازهایشان اهمیت بدهند.
2.2.کتاب بتی فریدنبا عنوان جاذبه معنوی زنان(1963)یا کتاب راز و رمز زنانه(1963)می باشد که در آن به بیان افسردگی روحی و روانی زنان خانه دار سفید پوستو طبقه متوسط آمریکای دهه 1950 پرداخته است.
3.2. کیت میلت نویسنده امریکایی و مؤلف کتاب سیاست جنسی (1970)
4.2. جرمان گرییر نویسندهخواجه زن (1970)
5.2. شارلوت گیلمن به رغم تأکید بر برابری زن و مرد، در کتاب جهان ساخته ی مردان نشان می دهد که مردان بوده اند که در سراسر تاریخ مشکلات بشری همچون جنگ را بوجود آوردند. او می گفت: «همه مشکلات سیاسی تنها وقتی حل می شود که ارزش های زنان به جامعه شکل دهد».
2-1-3-تشکیل سازمان هایی در دفاع از حقوق زنان
یکی دیگر از عوامل شکل گیری موج دوم تأسیس سازمان هایی است که خواستار حقوق و شرایط مساوی زنان با مردان در همه نهادهای اجتماعی و سیاسی بودند تا زنان بتوانند همانند مردان به حرفه ها و مشاغل مساوی تحت آموزش یکسان دست یابند. سازمان هایی مانند سازمان ملی زنانیا «نا» برای پیشبرد و دفاع از حقوق زنان به رهبری بتی فریدن از جمله عوامل شکل گیری جناح لیبرال – اصلاح طلب یا به تعبیری محافظه کار- است.
در مجموع باید گفت: پیشرفت فنون باعث کم شدن فعالیت بانوان در عرصه خصوصی و به دنبال آن آزاد شدن وقت زنان خانه دار و حضور آن ها در عرصه های عمومی شد. با حضور در عرصه عمومی، از تبعیضات و موقعیت های نابرابر اجتماعی، سیاسی واقتصادی (مانند کم بودن سطح دستمزد در مشاغل برابر با مردان) به علت «جنسیت» وتوسل به ویژگی های فطری زنان در توجیه موقعیت فرودستیشان آگاهی یافتند. انتشارکتاب هایی در این زمینه نیز موجب شد تا زنان که مشکلات خود را فردی می دیدند با مطالعه کتاب ها و نیز حضور در سازمان ها و باشگاه های بانوان به اشتراک در نارضایتی های قشر خود پی ببرند و احساس هویت جمعی، آن ها را به سمت عمل جمعی و جنبشی متحد هدایت نماید. رهبران و سردمداران موج دوم نیز معتقد بودند باید به زنان توجه نمود و با تحمیل موقعیت ها، آن ها را محدود نکرد. از دیدگاه اینان، جسم زن یا طبیعت، تعیین کننده سرنوشت او به عنوان طبقه دوم نیست. بلکه جامعه او را در قید و بند می کشاند.
2-2-درخواست های موج دوم:
محور های مورد توجه رهبران جنبش دوم فمینیسم‏‏ متعدد است. برخی از درخواست های آنان عبارتند از:

مطلب مشابه :  نظر تعدادی از علما در مورد قتل از روی ترحم

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید