2-6-تلقی ارزش های مردانه در جامعه به عنوان ارزش های انسانی؛
با ظهور انقلاب صنعتی و شکل جدید شرکت زنان در روابط اجتماعی اقتصادی و اتخاذ اجباری جهان بینی مردان، ادراکات و دریافت های زنانه، اندک اندک ناپدید و به بوته فراموشی سپرده می شوند. زنان دیدن خود را از چشمان مردان یا به صورتی که مردان آن ها را می بینند، آغاز می کنند و در این میان آن ها با تن زنانه به ذهن مردانه می گروند و این یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخی است که ادراکات، دیدگاه ها و ارزش های مردانه را همان ادراکات، دیدگاه ها و ارزش های جامعه تلقی می نماید و وضعیت تمامی آحاد جامعه را با ملاک آن سنجیده می شود،
2-7-تحولات گسترده روانی زنان؛
شرکت زنان در شیوه تولید سرمایه داری،منجر به تحولاتی در سیستم فکری آن ها گردید که از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:
2-7-1–سازگاری زنان با جهان بینی مردانه؛ در این راستا باید ارزش ها و معیارهای مردانه را اتخاذ نمایند و از نگرش ها و برخوردهای جنس خود بیگانه گردند. در نتیجه مانند مردان عمل نمودند و از دیدگاه آن ها دیدند.
2-7-2-ایجاد رقابت؛زنان با ورود مستقیم به عرصه عمومی به نابرابری ها پی بردند و در پی احقاق حقوق مساوی در آمدند، با ایجاد رقابت در بازار کار، به صورتی ناآگاهانه یا آگاهانه همسران در محیط خانه به رقبایی سرسخت مبدل گشتند و در محیط خانه عامل مخرب آرامش و آسایش افراد شد.
2-7-3-تغییر هویت زنانه؛پیدایش سرمایه داری برای زنان هویت مستقلی را به ارمغان آورد، اما در سطحی ژرف تر و وجودی تر هویت طبیعی آن ها را گرفت، زنان را با طبیعت خود بیگانه و از زن بودن خود ناراضی نمود.
2-7-4–نابودی سرور و شادی زنانه؛با فراموشی فضایل و خصوصیات زنانه به سختی می توان شادی و سرور در زنان به جهت زنانگی خود یافت، زیرا در جامعه مردمحور، زنانگی بی ارزش قلمداد می شد.بدین روی با تغلیب جهان بینی مردانه به جای جهان بینی انسانی، زنان با مردان مقایسه شدند و مادون آن ها قرار گرفتند و به اندیشه و نگرش زنانه نسبت به هستی بهایی داده نشد.
2-7-5–توجه به زن گرایی؛برخی فمنیست ها جهت جبران سرکوبی شدیدشان در طی قرن ها توسط مردان و جامعه، به این امر که زنان برتر از مردانند، دست یافتند.
افزایش آمار طلاق؛
طلاق نه تنها مشکل زن غربی را حل نکرد، بلکه در درازمدت مسائل روحی روانی بیشتری برای او و جامعه بوجود آورد. مانند افسردگی زن و مردی که متارکه کرده اند. اثرات زیان بار طلاق بر زندگی فرزندان و آینده آن ها اثرات زیان باری به جای گذارد.
مضرات اشتغال زن در خارج از منزل؛
با عدم رعایت قوانین حضور زنان در جامعه، فعالیت اجتماعی آنان مشکلاتی در پی داشت. از جمله:
خستگی مفرط؛
بروز نابسامانی در خانواده به دلیل استقلال مالی؛
مخدوش شدن وظیفه مادری؛
از بین رفتن عفاف زن یا فروپاشی ارزش های سنتی؛
بی توجهی به نفقه از جانب مرد که به عنوان تکلیفی بر عهده شوهر است.
کاهش دستمزد زن موجب کاهش ارزش و جایگاهی او؛
کاهش امنیت غذایی و بهداشتی؛
عدم امنیت شغلی؛
گسترش فرهنگ مصرف؛
نابسامانی و ناهنجاری در خانواده و از بین رفتن صفا و صمیمیت و آرامش؛
بی ارزش نمودن کارهای خانگی؛.
نظام سرمایه داری با ارزش دادن به عرصه عمومی و بی اهمیت کردن عرصه خصوصی، ضرری جبران ناپذیر به مقام والای زن در کارهای خانگی وارد نمود. به مرور زمان با تلقینات نظام سرمایه داری حیات اجتماع در گرو کارهای خارج از منزل نهفته بود و زنان از کارهای خانگی خود احساس شرمندگی می نمودند زیرا ارزش هر فرد به کاری بود که انجام می دهد و مزدی که کسب می نمود. در حالی زنان فقط وظیفه شستن و رفتن و بچه داری را بر دوش می کشیدند.
فصل سوم

                                                    .