سبز اندیشان امروز

نظام اجتماعی

. Heatumant‌ ؛ در اوستا به معنی دارای سد. به یک گمان دیگر‌؛ هیر = آتش / مند = دارنده = دارنده آتش و از این نظر با واژه‌هایی چون هیربد که مقامی مذهبی یا هیرکانیا که گرگان کنونی است نزدیکی دارد‌. دریای هلمند یا رود هیرمند از میان کوه‌های هزاره‌جات در غرب کابل‌، کوه‌بابا‌، سفیدکوه‌، سیاه‌کوه‌، در میان ارزگان‌، بلاد غور و بامیان و از بلندای 5400 متری سرچشمه می‌گیرد‌، به سوی مرزهای شرقی کنونی ایران جریان‌ می‌یابد که در حدود 1100 تا 1400 کیلومتر‌، راه می‌پیماید. پویایی اقتصادی و شکوفایی فرهنگی شهرها و ولایاتی مانند قند‌هار (آراخوزیا)‌، زابل (شهر سوخته و رام شهرستان باستانی)‌، زرنگ (زرنگیانا = زرنج)‌، بست‌، چخاسوز‌، کش، رخج‌، تکناباد‌، نه‌، کرکویه و دیگر مناطق جغرافیایی سیستان‌، همواره از این رود تأثیر مستقیم پذیرفته است‌. هیرمند‌، سیستان و زابلستان در تاریخ و فرهنگ ایران‌زمین‌، آیین و پیشه پهلوانی ایرانیان نام و نشان برجسته‌ای داشته و پیوند‌دهنده روایت‌های ملی و اسطوره‌ای ایرانیان با رویداد‌های تاریخی است‌.
. نمونه‌ای تاریخی از آن در احسن التقاسیم این گونه آمده است: ارٍّجان (ارگان): شیر عالی، صابون خوب، انجیر، پارچه‌های ضخیم و بربهار (نوعی ادویه هندی)؛ مهروبان: در جنوب ارجان، خرما، ماهی و خیک‌های خوب.
سینیز: پارچه‌ها عالی؛ سیراف: انواع پارچه، لولو (مروارید که از دریای پارس می‌گرفتند)، ترازو، بربها؛ دارابگرد: «همه چیز نفیس، پارچه‌های عالی و متوسط و پست، چیزی همانند طبرستانی، حصیرهایی مانند عبادانی (آبادانی)، فرش‌های خوب، پرده‌های سوزن‌جرد (سوسن‌گردی)، تخمه بسیار (عذات)، خرما، دوشاب، زنبق خوب دارد»؛ فرج (خُرگ = فُرگ): پارچه، فرش، پرده، شیره خوب، تخمه و کتان؛ تارم: دوشاب، خرما، خیک، روفرشی، دلوهای خوب، بادبزن‌های بزرگ؛ جهرم: بساط، پرده، فرش‌های محکم؛ شیراز: پوشاک، منیرهای عالی (پارچه‌های دونیر بافته) بردهای نیکو، خز، دیبا، زینت‌آلات و…؛ فسا‌‌: پارچه کژی (قزی = ابریشمی)، پوشاک، فرش، فرش‌های عالی، پرده‌های ابریشمی، قندیل‌های شرابی و…؛ شاپوره (بیشاپور)‌: روغن‌گیری به ده روش؛ روغن بنفشه، نیلوفر، نرگس، کارده، سوسن، زنبق، مرسین، مرزنجوش، بادرنگ، نارنج و میوه‌های بسیار مانند جوزاقند (گوز)، زیت، ترنج، نیشکر، صفصاف؛ کازرون: پارچه قصب و اهل آنجا در تجارت انواع واردات فعال بوده‌اند؛ گور (فیروزآباد): گلاب بی‌مانند و پارچه‌های بسیار تولید می‌کرده است؛ استخر (اصطخر)، برنج، خوراکی‌ها، پارچه، چرم و…
برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: مقدسی، احسن‌التقاسیم، ص 658ـ657.
. برای نمونه: «سرزمینی است؛ خاکش مسی و گیاهش زر، پر از میوه و برنج و نیزار انجاص، حبوب، خرما، ترنج عالی، انار، انگور است. دلگشا، خوب است، رودخانه‌هایش شگفت‌انگیز، پارچه‌هایشان دیبا و خز، پنبه‌بافت و ابریشمی نازک است. شکر، قند، شیرینی خوب و عسل القطر دارد. شوشتر آنجاست که نامش جهانگیر است و عسکر (لشکر = عسکر مکرم) که دو کشور را آذوقه می‌دهد و اهواز نامبردار… و همچون خز شوش دیده نشده است، با این همه، کان‌های نفت و قیر و کشتزار سبزی و گل‌ها و پرندگان» (مقدسی، احسن‌التقاسیم، ص 602). جلگه خوزستان به کشت نیشکر شهرت تاریخی داشته و پس از آن خرما، زیتون و حبوبات بیشترین تولیدات را داشته‌اند.
. سلوکیه را سلوکیان بر شالوده بابل که در عصر هخامنشیان و پیش از آن از پایتخت‌های مهم بود بنا نهادند. پارتیان در کنار آن تیسفون را با طرح دایره‌ای ساختند که این شهر در دوره ساسانیان گسترش یافت و هفت شهر را شامل می‌شد و اعراب آن را مدائن و طاق مشهور کسری را، ایوان مداین ‌نامیدند. از آن پس تا مدتی شهرهای کوفه و بصره درجنوب تیسفون نقش نظامی ـ سیاسی داشتند. به زودی در کنار تیسفون شهر انبار موقعیت مهمی یافت و از زمان منصور، دومین خلیفه عباسی (136ـ 158 ق)، بغداد به جای تیسفون و در 80 کیلومتری شمال آن به پایتختی برگزیده شد که تا به امروز مهم‌ترین شهر عراق عرب و در نقش پایتختی باقی مانده است. بدین‌سان بغداد (بابل، سلوکیه، تیسفون) دست کم 5000 سال سابقه مدنیت و پایتختی دارد و از این نظر بسیاری از راه‌های تجاری به آن ختم می‌شده است.
.برای آگاهی بیشتر از راه‌های غربی، که به ویژه از بخش‌های شمال آفریقا و میانۀ اروپا یا از بین آن دو در راه‌های دریایی مدیترانه تا اندَلُس ادامه می‌یافتند، ر.ک: مقدسی، احسن التقاسیم، ص227-229 و 306-310 و351؛ اصطخری، مسالک و ممالک، ص48-49 و 68-70؛ و برای آگاهی از تفصیل بحث دربارۀ وضعیت شهرهای این مسیرها، ر.ک: کتابُ الجغرافیا،141-253.
. مقدسی، احسن‌التقاسیم، ص179.
. دیاکونوف، تاریخ ماد، ص103.
. برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: احمد کسروی، شهریاران گمنام. تهران جامی،1379.
. حدودالعالم من المشرق الی المغرب، ص 158.
. بررسی‌های زبان‌شناسی تاریخی و بازخوانی متن‌های هزاره سوم پیش از میلاد گواه از آن دارد که کهن‌ترین نوشته حاوی نام قوم «کاس‌پی» (Kasspi) و «کاس‌سی» (Kassi) مربوط به شاه عیلام پوزور این‌شوشیناک (Puzur Inshushinak) در حدود 2300 سال پیش از میلاد است که از نام «کاسیان» یاد کرده است. قومی که آشوریان «کاسی» (کاسی سی) می‌نامیدند و در نوشته‌های یونانیان کاسی، کاسپی و.. یاد شده‌اند (گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ص 56-54). اقوامی که بدین نام خوانده می‌شدند از محدوده مرکزی قلمرو مادها (در هزاره اول پیش از میلاد) در پیرامون کرمانشاه (الی پی) و هگمتانه (اکباتان، همدان) تا قفقاز پراکنده بودند. تاریخ سیاسی آنها نیز در پیوند کشمکش با بابلیان، آشوریان و عیلامیان بود. دکتر عنایت‌الله رضا که مهم‌ترین پژوهش‌ها درباره اران و آذربایجان را انجام داده ضمن بررسی پژوهش‌های کسانی چون گیرشمن و دیاکونوف، بر آن است که مطابق گفته‌های برخی منابع، کاسپی‌ها در محدوده رود کوروش (کورا=کُر) زندگی می‌کرده‌اند و اذعان می‌دارد که نام دریای هیرکان (ورکان=گرگان) به تدریج جای نام دریای کاسپی را گرفت (اران از دوران باستان تا آغاز عهد مغول ، ص 140).
پیداست که سرزمین آلبان‌ها یعنی بخش‌های شمالی رود کورا در کرانه‌های دریای هیرکان مهم‌ترین شَهرَب (خشترپاون = ساترپ = استان) هخامنشیان در شمال ایران بوده است. این سرزمین که به نام آلبانیای قفقاز نیز نامیده شده در میان مؤلفان یونانی و رومی عهد باستان و سده‌های میانه، به صورت البانیا، آریانیا و نام مردم آن آلبانوی(Albanoi) و آریانوی(Arianoi) خوانده شده است. چنان که در زبان گرجی به صورت رانی، در متون ارمنی، آلوان و آغوان و گاه با پسوند «ک» ذکر شده است (آلوانک، آغوانک) و بدین سان است که نام اران و آلبانیا در واقع یک نام بوده و به تدریج اران کاربرد بیشتر یافته است. رضا، اران از دوران باستان تا آغاز عهد مغول، ص 60؛ برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: دیاکونوف، تاریخ ماد، ص 78-85.
. صقلاب = اسلاو، حدود العالم من المشرق الی المغرب، ص158.
. ابن حوقل، صورۀ الارض، ص 87.
. دیاکونوف، تاریخ ماد، ص 86.
. Pontus
. لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، ص 145ـ144.
فرای، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص 105؛ همو، عصر زرین فرهنگ ایران، ص 223. جمالزاده، تاریخ روابط روس و ایران، ص 42.
گمان می‌رود در روزگار ساسانیان سکۀ مسین پیش از سکۀ سیمین ضرب می‌شده است. چنان که دودمان سامانی نیز در آغاز سکۀ مسین ضرب می‌کردند که به احتمال قوی احمد بن اسد (حکمران فرغانه)، چندی پس از آن‌که به جای برادرش نوح (حکمران سمرقند)، حکومت سمرقند را به دست آورد (227 ق/ 841 م)، در سال 244 قمری (858م) سکۀ مسین (فلس) ضرب کرد و سامانیان تا روزگار نصر بن احمد (273 ق/ 886م) حق ضرب سکۀ سیمین (درهم) نداشتند، ر.ک: فرای، «سامانیان»، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، ص 120.
رضا، «بخارا»، ص 429 و 431. برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: غفورف، تاجیکان، ص 250.
محمد جان‌اوف، «اقتصاد و نظام اجتماعی در آسیای مرکزی در دورۀ کوشانیان»، ص 53- 54.

                                                    .