رشته حقوق

نشانه شناسی اجتماعی

دانلود پایان نامه

نشانههای سینمایی: پیتر وولن در این مورد معتقد است: «در واقع غنای زیبایی شناختی سینما از این امر ریشه می گیرد که در سینما سه بعد نشانه متمکن است (نمایه ای، شمایلی، نمادین). ضعف بزرگ تقریبا همه کسانی که درباره سینما نوشته اند، این است که یکی از این بعدها را در نظر گرفته و آن را زمینه زیبایی شناسی شان و بعد ذاتی نشانه سینمایی دانسته و بقیه را از نظر دور داشته است. این کار به معنای تضعیف سینماست. تنها از راه در نظر گرفتن کنش متقابل این سه بعد متفاوت سینماست که می توانیم تاثیر زیبایی شناختی آن را درک کنیم.» (وولن،۵۳:۱۳۶۹) او در ادامه جنبه ارزشمند کار پیرس را پیوسته دانستن دسته های مختلف نشانه می داند. این دقیقا نقطه ضعف کار سوسور است. این نشانه ها را به طور مجزا از هم و بدون ارتباط با یکدیگر بررسی می کند. نظریه پردازان نشانه شناسی معتقدند، شش نظام نشانه شناسی در سینمای گویا موجود است. (احمدی، ۹۳:۱۳۷۱) که بررسی کارکرد آن در شناخت سینما و دلالت های سینمایی بسیار راهگشاست.
۱- دسته اول نظام نشانه های تصویری است که بیشتر به کارکرد نشانه های شمایلی اشاره دارد.       
 ۲- دسته دوم نظام نشانه های حرکتی است که بیشتر به حرکت های دوربین، تقطیع و تدوین در سینما اشاره دارد.       
 ۳- دسته سوم نظام نشانه های زبان شناسیک گفتاری است که بخش جایگاه کلام، زبان گفتار، مکالمه و تفسیرهای خارجی را در سینما دارد.       
 ۴- دسته چهارم نظام نشانه های زبان شناسیک نوشتاری است که بخش وسیعی از کارکرد نوشتار در سینما از عنوان بندی فیلم، زیر نویس تا عنوان فیلم و نشانه های نوشتاری درون ساختار فیلم را در نظر دارد.       
 ۵- دسته پنجم نظام نشانه های آوایی غیر زبان شناسیک است که بیشتر به اشکال گوناگون اصوات و جایگاه صداهای طبیعی در سینما اشاره دارد.
۶- دسته ششم نظام نشانه های موسیقیایی است که بخش های مورد نظر آن موسیقی متن، موسیقی فیلم نامه و هرگونه موسیقی موجود در فیلم است.
نشانه شناسی: «سوسور» که پایه گذار این علم است، نشانه شناسی را علم بررسی حیات نشانه‌ها در بافت اجتماعی می‌داند و آن‌را علمی اعم از زبان شناسی تلقی می‌کند و معتقد است که بخشی از این دانش عام درباره‌ی نشانه‌ها به زبان شناسی و روش‌های آن می‌پردازد. “سوسور” ابزارهای مفهومی بسیار کارایی، در اختیار متفکران نشانه شناس قرار می‌دهد، که می تواند در تمام حوزه‌های مطالعاتی نشانه‌ها مورد استفاده قرار گیرد. اختیاری بودن نشانه ها، نظام دالی و مدلولی موجود در نشانه‌ها و محور‌های تحلیلی جانشینی و همنشینی، در کنار ایجاد امکان تحلیل‌های همزمان، بخشی از امکاناتی هستند که «سوسور» برای تحلیل‌های نشانه شناسی فراهم می‌کند.
نشانه شناسی عمدتاً به رمزگان توجه دارد، نه به نظامهای ناظر بر سازمان بندی متن؛ از همین رو نظریه ی فیلم در قلمروی گسترش می یابد که از آنچه آیزنشتاین و بازن مد نظر داشته اند فراتر می رود. نشانه شناسی عمدتاً نه نوعی روش نقادی، که شکلی از پژوهش نظری است و به طور کلی در سطحی انتزاعی تر از ساختگرایی عمل می کند. زیرا در تحلیل نشانه شناختی علایم موجود در یک رمزگان، مثلا در یک فیلم، یا در آثار یک کارگردان یا حتی در یک گونه سینمایی مشخص (مانند «زنجیره بزرگ همنشینی» متز در مقام نوعی رمزگان روایی که در میان همه فیلمهای داستانی کلاسیک مشترک است) بررسی نمی شوند، بلکه رمزگانهایی مدنظر قرار می گیرند که در میان گروه هایی از فیلمها مشترک هستند با وجود این، نشانه شناسی ابزاری بسیار ارزشمند برای تحلیل نقادانه فراهم می آورد. اما کاربرد مستقیم تر نشانه شناسی در زمینه درک ماهیت سینماست.
3-1-2 نشانه شناسی پساساختارگرایی
پساساختارگرایی عنوان ژنریک مبهمی است و به مجموعه ای از پیشرفت های پراکنده ای اطلاق می شود که بعد از ظهور ساختارگرایی و نشانه شناسی در عرصه نظری صورت گرفته است. این اصطلاح گاه در مورد آثار میشل فوکر و متعاقباً رولان بارت ولی به طور اخص در مورد اندیشه های چالش برانگیز و مبتکرانه ای به کار رفته که ژاک لاکان روانکاو فرانسوی با تجدید نظر در آراء فروید مطرح ساخت (هیل و چرج گیبسن،183:1388).
فرق ساختگرایی و پساساختگرایی متعدد است و از همه مهم تر این است که آنان معتقدند بررسی متون (ادبی) هیچ گاه چون مطالعات صرفاً زبانی، جنبه دقیق و علمی ندارد و باید در آن مسائل معنوی و فلسفی هم لحاظ شود. بدین ترتیب آنان زبانشناسی مکاتب پیش از خود چون فرمالیسم و نئوفرمالیسم را به سوی هرمونتیک بردند. ساختگرایان، زبان را نظامی عمومی و کلی می دانند و به ارتباط وقعی نمی نهند. پساساختگرایان متن را discourse یعنی کلامی می دانند که گفتگو می کند و ارتباط های متعدد ایجاد می کند و لذا بین گوینده و دیگران، بین نظام های مختلف مکالمه است. مسأله دیگر اختلافی است که در مبحث دلالت با فردینان دوسوسور دارند. به نظر دوسوسور بین دال و مدلول پیوند قراردادی است. ساختگرایان هم تابع این نظریه هستند و می گویند هر دال مدلولی قراردادی دارد. اما پساساختگرایان می گویند اولا دال ممکن است به چند مدلول دلالت کند و ثانیا هر مدلولی دوباره در نقش دال به مدلولهای دیگر دلالت کند و لذا معنی متعین نیست. بدین ترتیب بین دال و مدلول رابطۀ استوار نیست و اساسا فقط دال مهم و به اصطلاح همه کاره است نه مدلول. لذا معنی را نویسنده به وجود نمی آورد او دالها را در متن می نشاند و مدلول ها در اختیار خواننده است. بارت در کتاب S/Z می گوید که متن، ساختاری از مدلولها نیست بلکه کهکشانی عظیم از دال هاست… رولان بارت مقاله یی تحت عنوان مرگ نویسنده (1968) دارد و در آن می گوید این زبان است که حرف می زند نه نویسنده (شمیسا،202:1386)
پساساختارگرایی از دل بی اعتمادی عمیق نسبت به نظریه ی جامع به ظهور رسید، و نقطه آغاز آن این اعتقاد بود که همه ی متن ها چفت بست دوگانه ای از گفتمانها و ناگفتمانها (یعنی گفته شده ها و ناگفته مانده ها) هستند. از آنجا پساساختارگرایی به همه ی گفتمان های ذیربطی می پردازد که دور متن و درون آن می چرخند لذا حوزه های معناساز بیشتری می توانند شناسایی شوند (هیوارد،1386 :136).
3-1-3 نشانه شناسی اجتماعی
در دورانی که ساختارگرایان فرانسوی، به خصوص تئودورف، گرماس و بارت، به نظریات سوسور مبنی بر این که گفتار، فرعی و کم و بیش تصادفی است و مطالعه زبان اصلی و ساختمند است، توجه نشان دادند، معانی این اجازه را نداشتند که از حوز ه تعیین شده خود فراتر رفته، توان شگرف تولید معانی و مفاهیم گسترده را شکوفا سازند. اما منتقدان این دیدگاه که بعدها نظریات پسا ساختگرایی را پایه گذاری کردند، براین باور بودند که در دیدگاه ساختارگرایی مسئله زمان، تاریخ مندی فرهنگ و زبان و در نتیجه کثرت و تفاوت های ناشی از این تاریخ مندی و وجه درزمانی و قومی فرهنگ و متونی که در هر فرهنگ تولید شده و می شود، نادیده گرفته شده است و تمایز فقط در سطح ساختاری جهانی، غیر تاریخی، غیرفرهنگی، همه زمانی و همه مکانی دیده می شود ( سجودی، 1387:12).
این مباحث بود که باعث شد نشانه شناسی اجتماعی از دل دیدگاه پساساختارگرایی به تدریج شکل بگیرد. نشانه شناسی اجتماعی در واقع منبعث از زبان شناسی گفتار و متن و اصولا توجه به مطالعه پارول بود که در دهه های بعد از گسترش نظریه سوسور شکل گرفت؛ رویکردی که در واقع چارلز ساندرز پیرس سنگ بنای آن را گذاشته بود.
مشکل نشانه شناسی سوسوری در پژوهش های ارتباطی را می توان به شکلی جدال انگیز، در این گرایش خلاصه کرد که به نشانه ها زیاده از حد توجه می کند، به جامعه بهای کمتری می دهد و به زندگی نشانه ها در اعمال اجتماعی اصلاً اهمیت نمی دهد.
از این پس بود که بسیاری از صاحب نظران برای تحلیل دلالت های معنایی یک اثر به نشانه شناسی اجتماعی تمایل پیدا کردند. با توجه به این که نشانه شناسی اجتماعی تغییر نشانه ها و کاربرد آنها را در موقعیتی خاص در نظر می گیرد، گامی فراتر از علم نشانه شناسی برداشته، روشی کاربردی برای تحلیل نشانه های یک متن از منظرهای درزمانی و همزمانی، به صورت توامان، است.
در نشانه شناسی اجتماعی رمزگشایی و تحلیل معنایی بر اساس مدلول های رایج و جاافتاده در هر جامعه صورت می پذیرد. این مدلول ها در جوامع گوناگون متفاوت هستند؛ مثلا رنگ سفید در حالی که از نظر چینی ها نشانه ای از عزا و ماتم است، در سایر کشورها بیانگر سفیدبختی و خوشبختی است. ازاین روست که نشانه شناسان برای شناسایی معانی متون باید علاوه بر تلاش برای درک معانی ضمنی، به تاریخچه معنایی که یک نشانه در گذشته داشته و معانی جدید که احتمالا در آینده برای آن رقم خواهد خورد، نظر داشته باشد (ون لیوون، 2005:45). این همان مفهومی است که تئو ون لیوون، نشانه شناس معروف آمر یکایی در کتاب مقدمه ای بر نشانه شناسی اجتماعی از آن با تعبیر منبع نشانه شناختی یاد کرده است. او تأکید می کند که در نشانه شناسی اجتماعی منابع، دال هایی هستند که کاربردهای پیشین و کاربردهای احتمالی در آینده را در برمی گیرد. این کاربردها در بستر اجتماع شکل گرفته، تعریف می شوند. به این معنا، متن دارای معانی متکثر است که این کثرت آزادانه نیست تا به ابهام بی انجامد، بلکه محدود به هم بافتگی دال هایش است. محدوده معنایی دال ها در یک متن با درک هم بافتگی دال ها از طریق بررسی کاربردهای پیشین و کاربردهای احتمالی آینده در بستری اجتماعی دست یافتنی خواهد بود (سجودی، 1387:124).
3-1-4 گفتمان و تحلیل گفتمان
ده سالی است که گفتمان واژه ای مد روز شده است. آن را بی هدف و غالبا بی آنکه تعریف کنند و متن ها و بحث های علمی به کار می گیرند. اکنون گفتمان به واژه ای مبهم و گاه بی معنا بدل شده است که حتی زمانی که آن را بادقت به کار می برند در هر بستری معنایی متفاوت دارد.
این واژه در طول زمان و توسط محققان رشته‌های مختلف با معانی متفاوت، ولی نزدیک به‌هم به‌کار رفته است؛ اما به‌گفته‌ی “تئون ای وندایک” مفهوم آن مانند مفاهیمی چون زبان، ارتباط، تعامل، جامعه و فرهنگ، مفهومی اساساً مبهم است (وندایک،15:1382) در این جست و جو به سرعت درخواهیم یافت که تحلیل گفتمان نه یک رویکرد واحد بلکه مجموعه ای از رویکردهای میان رشته ای است که می توان از آن ها در انواع گوناگون مطالعه ها و برای کند و کاو در قلمروهای مختلف اجتماعی استفاده کرد. در ضمن هیچ اجماع روشنی درباره چیستی گفتمان ها و نحوه عملکرد و نحوه ی تحلیل آنها وجود ندارد. اجازه دهید بحث را با ارائه تعریفی مقدماتی از گفتمان آغاز کنیم و آن را شیوه ای خاص برای سخن گفتن درباره جهان و فهم آن (و یا فهم یکی از وجوه آن) معرفی کنیم (یورگنسن و فیلیپس،18:1391).

مطلب مشابه :  مقایسه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید