لیکن بیشتر انتقادهای وارد بر انسان اقتصادی ناشی از مبناهایی است که این سه فرض (عقلانیت کامل، تصمیم گیری بر اساس منافع شخصی و اطلاعات کامل) را به چالش می‌کشند.
2-2-1-1) عقلانیت کامل
هنگامی که انسان‌ها خردمندند، توانایی استدلال و تصمیم‌گیری‌های سودمند را دارند. نکته اینجاست که از نظر اندیشمندان علوم رفتاری، عقلانیت تنها محرک رفتار انسانی نیست و حتی ممکن است که مهم‌ترین محرک نیز نباشد.
2-2-1-2) منافع شخصی
مطالعات زیادی نشان داده‌اند که مردم در پی منافع کامل خود نیستند. اگر آن‌ها چنین بودند، بشردوستی وجود نداشت. منافع کامل شخصی مانع از انجام رفتارهای نوع دوستانه‌ای چون کمک به نیازمندان یا انجام خدمات داوطلبانه می‌شود.
2-2-1-3) اطلاعات کامل
بعضی از مردم ممکن است دارای اطلاعات کامل یا تقریباً کاملی در موضوعات خاصی باشند، لیکن داشتن اطلاعات کامل درباره‌ی هر موضوعی غیرممکن است. در دنیای سرمایه‌گذاری، چیزهای زیادی برای دانستن و یاد گرفتن وجود دارد و دانستن این حجم از اطلاعات (که برخی از آن‌ها اطلاعات محرمانه هم محسوب می‌شوند) تقریباً امکان ندارد. بنابراین بدیهی است که بسیاری از تصمیمات اقتصادی و سرمایه‌گذاری در غیاب اطلاعات کامل گرفته می‌شوند.
عقلانیت کامل به ندرت به شکل سیاه یا سفید کامل آشکار می‌شود. افراد نه کاملاً خردمندند و نه کاملاً غیرعقلایی. آن‌ها دارای خصایص مختلفی از شخصیت عقلایی و غیر عقلایی‌اند. در واقع تصمیمات سرمایه‌گذاران برآمده از مجموعه‌ای از تصمیمات عقلایی و رفتاری است (اسلامی‌بیدگلی،1387، 308).
لیکن این جنبه‌ی انسان عاقل اقتصادی است که زیربنا و شالوده‌ی نظریات و تئوری‌ها در مالی مدرن قرار می‌گیرد. با اعتقاد به چنین مفهومی ‌است که نظریاتی چون نظریه‌ی پورتفوی، نظریه‌ی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای، نظریه قیمت‌گذاری آربیتراژ و فرضیه بازار کارا سر بر می‌آورند.
2-2-2) نظریه پورتفوی (مارکویتز)
در سال 1952 هری مارکویتز مدل اساسی پورتفوی را ارائه کرد که مبنایی برای تئوری مدرن پورتفوی قرار گرفت. قبل از مارکویتز سرمایه‌گذاران با مفاهیم ریسک و بازده آشنا بودند. اگرچه آن‌ها با مفهوم ریسک آشنا بودند ولی معمولاً نمی‌توانستند آن را اندازه‌گیری کنند. سرمایه‌گذاران از قبل می‌دانستند که ایجاد تنوع مناسب است و نباید «همه تخم‌مرغ‌هایشان را در یک سبد بگذارند». با این حال، مارکویتز، اولین کسی بود که مفهوم پورتفوی و ایجاد تنوع را به صورت روش علمی بیان کرد. نظریه پورتفوی برآمده از تحقیقات مارکویتز در ارتباط با رساله‌ی دکترایش بود، طی این تحقیقات مارکویتز کشف کرد که بازده مورد انتظار پورتفویی از سهام، برابر با میانگین بازده خود سهم‌هاست. البته برای میانگین‌گیری باید وزنی برابر مقدار سرمایه‌گذاری در هر سهم به بازده آن بدهیم (میانگین وزنی ).
لیکن ریسک سهام به سادگی بازده مورد انتظار آن محاسبه نمی‌شود. ریسک عبارت است از احتمال به دست آوردن بازده‌هایی متفاوت از بازده مورد انتظار، یا نوسان‌پذیری بازده از یک دوره به دوره‌ی دیگر. مارکویتز به صورت کمی نشان داد که چرا و چگونه متنوع سازی پورتفوی می‌تواند باعث کاهش ریسک پورتفوی (مجموعه سرمایه‌گذاری) یک سرمایه‌گذار شود. می‌توان گفت که قانون شماره یک مدیریت پورتفوی، ایجاد تنوع است. از آنجا که سرمایه‌گذاران نسبت به آینده مطمئن نیستند باید برای کاهش ریسک دست به ایجاد تنوع در سرمایه‌گذاری خود بزنند. به عبارت دیگر تشکیل یک پورتفوی متنوع، میزان ریسک را تا حد زیادی کاهش می‌دهد.
مارکویتز درصدد برآمد تا روش‌ها و ایده‌های موجود را در قالب یک چارچوب رسمی سازماندهی کرده و به این سوال اساسی پاسخ دهد: آیا ریسک پورتفوی با مجموع ریسک اوراق بهادار منفرد، که روی هم پورتفوی را تشکیل می‌دهند برابر است؟
از برجسته‌ترین نکات مورد توجه در مدل مارکویتز، توجه به ریسک سرمایه‌گذاری، نه تنها بر اساس انحراف معیار یک سهم، بلکه بر اساس ریسک مجموعه‌ی سرمایه‌گذاری است. مارکویتز بیان می‌کند که متنوع‌سازی زمانی منجر به کاهش ریسک پورتفوی می‌شود که اوراق بهادار موجود در آن، با یکدیگر نوسان مشابه نداشته باشند، به عبارتی ضریب همبستگی بین بازده سهام منفی باشد.
مدل مارکویتز بر مبنای مفروضات ذیل بیان شده است:
سرمایه‌گذاران، ریسک گریزند و دارای مطلوبیت مورد انتظار افزایشی؛ می‌باشند و منحنی مطلوبیت نهایی ثروت آن‌ها کاهنده می‌باشد.
سرمایه‌گذاران پورتفوی خود را بر مبنای میانگین و واریانس مورد انتظار بازدهی انتخاب می‌نمایند. بنابراین منحنی‌های بی‌تفاوتی آن‌ها تابعی از نرخ بازده و واریانس مورد انتظار می‌باشد.
هر گزینه سرمایه‌گذاری، تا بی‌نهایت قابل تقسیم است.
سرمایه‌گذاران افق زمانی «یک دوره‌ای» داشته و این برای همه‌ی سرمایه‌گذاران، مشابه است.
سرمایه‌گذاران در یک سطح مشخصی از ریسک، بازده بالاتری را ترجیح می‌دهند و بالعکس برای یک سطح معین از بازدهی، خواهان کم‌ترین ریسک می‌باشند (راعی، پویان فر،1390، 152).
مارکویتز همچنین مفهوم پورتفوی کارا را مطرح کرد. پورتفوی کارا به معنای ترکیب مطلوب اوراق بهادار به نحوی است که ریسک آن پورتفوی در ازای نرخ بازده معین به حداقل رسیده باشد. سرمایه‌گذاران می‌توانند از طریق مشخص کردن نرخ بازده مورد انتظار پورتفوی و حداقل کردن ریسک پورتفوی در این سطح بازده، پورتفوی کارا را مشخص کنند. سرمایه‌گذاران منطقی به دنبال پورتفوی‌های کارا هستند زیرا این‌گونه پورتفوی‌ها باعث حداکثر شدن بازده مورد انتظار برای سطح معینی از ریسک، یا حداقل ریسک برای بازده مورد انتظار معینی می‌شود (جونز، 1389، 156).
2-2-3) نظریه قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای
12 سال پس از ارائه‌ی نظریه‌ی پورتفوی توسط مارکویتز، با ارائه مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM) توسط شارپ (1964)، لینتنر (1965) و بلک (1972) به طور مستقل و هم‌زمان، اولین نظریه‌ی قیمت‌گذاری دارایی‌ها در حوزه‌ی علوم اقتصادی و مالی به منصه ظهور نشست. طبق نتایج مطالعات میدانی، CAPM پرکاربردترین مدلی است که امروزه در حوزه‌های مختلف مدیریت مالی و سرمایه‌گذاری نظیر برآورد هزینه سرمایه شرکت‌ها، ارزیابی عملکرد پورتفوی‌های مدیریت شده، برآورد نرخ تنزیل پروژه‌های سرمایه‎‌ای بلندمدت و.‌.. در عمل مورد استفاده قرار می‌گیرد. جذابیت مدل CAPM به این خاطر است که بین ریسک و بازده مورد انتظار دارایی‌ها رابطه‌ی تعادلی برقرار می‌سازد (فاما، فرنچ، 2004، 27). مدل CAPM رابطه‌ی تعادلی بین ریسک و نرخ بازده مورد انتظار اوراق بهادار را به صورت رابطه‌ی 2-1 بیان می‌کند:
E(Ri) = Rf + βi [E(Rm) – Rf] رابطه‌ی 2-1 :

                                                    .