ناسازگاری

البته اشاعره اعتراضات زیادی در باب قاعده لطف ابراز کردهاند که برای آگاهی بیشتر می توانید به شرح کشفالمراد مراجعه کنید.
اما از دیدگاه معتزله و امامیّه در اصل وجوب لطف اختلافی وجود ندارد و هر دو معتقد به لطف الهی هستند «ولی وجوب آن به نظر معتزله از مقتضیات عدل خداوند است و اگر بر خلاف آن با بندگانش رفتار کند نسبت به آنها ستمکار است. اما از نظر امامیّه خداوند متصف به جود و کرم است و لازمۀ این دو صفت این است که هیچ مصلحت و منفعتی را از بندگانش دریغ نکند».
البته معتزله لطف خدا را همگانی نمیدانند و میگویند لطف خداوند هرگز شامل حال کسی که کافر است نمیشود، زیرا این کار خداوند با عدل او ناسازگار است، زیرا اگر لطف خدا شامل حال کافر شود و به سبب لطف کار ثواب انجام دهد با کسی که بدون لطف خدا ایمان آورده و کار ثواب کرده تفاوتی ندارد.
گروه دیگر معتزله میگویند: لطف را به معنای توانایی خدا که کافر را مشمول لطف قرار دهد تا ایمان بیاورد، نباید گرفت؛ بلکه از دیدگاه آنان معنای آن این است که خداوند با بندگانش آن گونه که مصلحت آنان است رفتار کند.
اما دیدگاه جامی در باب مسأله لطف مانند معتزله و امامیّه است و در چگونگی وجوب آن نیز مانند امامیّه است؛ چه امامیّه لطف حضرت حق را شامل تمام بندگان میدانند. جامی در اشعار خود در بسیاری از موارد به صفت لطف الهی اشاره کرده است، که مواردی از آن به عنوان نمونه ذکر میشود.
جامی در ابیاتی بعد از بیان احوال خود با اعتقاد به اینکه لطف خداوند شامل نیک و بد میشود از خداوند میخواهد که لطف خود را شامل حالش کند و او را از گرفتاریهایی که دارد برهاند.
درد مندم عاجزم بیمار و تنها و غریب
حال خود مشروح گفتم وقت لطف است ای طبیب
عاشق بیمار را وصل حبیب آمد علاج
زآستانت چون روم چون هم طبیبی هم حبیب
هر شفا در حقّۀ عیب است و آن در دست توست
حقّه بگشا و کرامت کن شفایی عن قریب
جوشش دریای فضلت نیک و بد را شامل است
گرچه از بد بدترم حاشا که مانم بی نصیب
با تو دست آویز من تنهایی و غربت بس است
با غریبان لطف و رحمت نیست از خویت غریب
(دیوان، ص 157)
جامی برخلاف اشاعره که لطف خدا را رد میکنند، موافق با معتزله و امامیّه معتقد به لطف است، ولی او برخلاف معتزله لطف خداوند را عام میداند. معتزله بر این باورند که لطف خداوند نباید شامل کافر شود چون با عدل خدا ناسازگاری دارد، اما جامی معتقد است لطف و فضل خداوند نیک و بد را شامل است و در این دیدگاه با امامیّه دمساز میشود که خداوند هیچ منفعت و مصلحتی را از بندگانش دریغ نمیکند حتی کسانی که بد هستند از لطف خداوند بی نصیب نمیمانند.
جامی لطف خداوند را عام میداند. صفتی است که شامل حال گناهکاران نیز میشود و آنان را مورد رحمت قرار میدهد و از گناه آنان در میگذرد.
جامی برای برخورداری از لطف خداوند داشتن هیچ ویژگی خاصی را قبول ندارد و بر این باور است که خداوند برای عطاء کردن لطفش در میان بندگان فرق نمیگذارد و لطفش را شامل تمام انسانها، چه خوب و چه بد میکند:
به صیدگاه شه عشق عرضه ده خود را
که لطف او نکند فرق از ثمین تا غث
(دیوان، ص 258)

                                                    .