رشته حقوق

ناخودآگاه

دانلود پایان نامه

4-1-2. بررسی کهن الگوی آنیما در شخصیت رستم:
عنصر مادینه، تجسم تمامی گرایشهای روانی زنانه در روح مرد است. همانند احساسات، خلق و خوهای مبهم، حساسیتهای غیرمنطقی، احساسات نسبت به طبیعت و سرانجام روابط با ناخودآگاه(یونگ،270:1390).
داستان از جایی آغاز میشود که رستم غمزده و تنها برای شکار به آن سوی مرز ایران-سمنگان- میرود:
غمـــــی بُـد دلش ســـاز نخجیـــر کـــرد کمـــر بست و، تـــرکش پـــر از تیــر کـــرد
ســوی مـــرز تـــوران چـــو بنــهــاد روی چـــــو شیـــر دژاگــاه نـخجـیــــرجــــوی
(فردوسی،172:1389،ب18-17).
که نمادی از پای نهادن به قلمرو ناآگاه است. پس داستان، با غمین بودن رستم آغاز میگردد؛ و این غمگینی، پیامی است از سوی ناخودآگاهی همگانی؛ چرا که ناخودآگاهی به شیوهها و روشهای دیگرگون با ما سخن میگوید؛ هشدارمان میدهد؛ و یا درخواستی از ما میکند. ناخودآگاه رستم، وی را از بیتوجهی او به آنیمایش آگاه میسازد و اینک آنیما کمکم، دست به آشوب و نابسامانی میزند و غمین کردن من خودآگاه، نخستین تازشهای او است.
دربارهی پیوند داشتن غمگین بودن یک مرد با کهنالگوی آنیمایش، یک متن قدیمی چینی میگوید: وقتی مردی در صبح، کسل، یا با خُلقی گرفته از خواب بیدار میشود، آن روح زنانهی وی، (آنیمای) او است که متجلی میشود(فریدا،59:1388). و این بیداری آنیما از آن رو است که من خودآگاه به این کهنالگو بیتوجه بوده است. ابر پهلوان ایرانزمین، همیشه در گیرا گیر سرکوبی کینهتوزانِ تازنده به ایران بوده و ناگزیر، آنیمای خویش را سرکوب مینموده است. پس کشش رستم به سوی نخجیرگاه و دزدیده شدن رخش، و سر از سمنگان در آوردن وی و پیوستن با تهمینه، همه در نقد اسطوره شناختی ژرفا، رفتاری روانی است که به فرماندهی کهنالگوی آنیما، سامان و انجام میگیرد.
و اما شکار«از بین بردن نادانی و گرایشهای پلید است و جستجوی صید، پیگرفت رد پای خداوند است. و جستجو، راهی است که به خداوند میرسد»(شوالیه و دیگران،72:1388). شکار آدمی را از محیط آشنا، کاشانه، کشور و جهان آگاه و شناخته شده به جهان ناشناختهها و ناآگاه سوق میدهد. شکار، گونهای سفر و «گذشتن از حجاب دانستهها به سوی ناشناختهها است… قهرمانی که گام به آن سوی دیوار سنتهای جامعهی خود میگذارد، به ناچار با یکی از دیو- فرشتهها رو به رو خواهد شد»(کمبل،1389: 91-90). بنابراین انسان- جهان پهلوان- که برای شکار از دنیای آگاهی به قلمرو ناآگاهی گام میگذارد، در نخستین برخورد با آن، آنیمای وجود خود را دیدار میکند. رستم آنیما را ملاقات میکند؛ چرا که رستم به باور یونگ « نمیتواند از قلمرو خودش که ناآگاه فردی و ناآگاه جمعی است فراتر رود و در ساحت آگاهی ماندگار شود»(یاوری،187:1374). بنابراین رستم برای ملاقات آنیما، حتماً میبایست به ناآگاه – سمنگان- وارد شود. یکی از مشخصههای کلی اینگونه داستانها- نبرد خویشاوندی- این است که زن قهرمان اصلی داستان، بیگانه است و آشنایی پهلوان با آن در مرز دو کشور یا در خاک کشور بیگانه صورت میگیرد و بی آن که پهلوان قصد ازدواج داشته باشد حوادث داستان او را به این سمت سوق میدهد(مزداپور،174:1383).
رستم پس از شکار :
یکــــی نــــره گـــوری بــزد بـــر درخــت کــــه در چنــگ او پـــر مــرغـــی نخــست
(فردوسی،173:1389،ب24).
به خواب فرو میرود؛ که این عمل سبب فروکش شدن آنیمای رستم میشود:
بـخـفــت و بــــرآســـــــود از روزگــــــار چـمــــان و چـــران رخــش در مــــرغــــزار
(همان،ب36).
پس از فروکش کردن قدرت آنیما در ناخودآگاه، این کهنالگو با گم شدن رخش(خود) دیگر بار فعال میشود:
چـــو بــیدار شد رستــم از خــواب خــوش بـــه کـــــار آمــــدش بـــــارهی دستـــکش
غمـــی گــشت چـــون بـــارگی را نیــافت ســــراسیمه ســــــوی سمـنگـــان شتـــافت
(همان،ب32-31).
انس و الفتی که انسانها با حیوانات خود در گذشته و حال داشتهاند- آن هم اسبی چون رخش، که برای رستم یک دوست وفادار حساب میآید- سبب میشود که رستم برای یافتن رخش به تکاپو و جستجو بپردازد. از سوی دیگر، از دست دادن اسب برای یک جنگجو به همان اندازه عیب است که خلع سلاح شدنش. و این برای رستم ننگ است که دیگر پهلوانان او را بی رخش بیابند. در جنگ رستم و اشکبوس هم همین مسئله را میبینیم؛ آنجا که رستم با تمسخر به اشکبوس میگوید:
پــــــیاده مـــــرا زان فـــــرستاده تــــــوس کـــــه تـــا اسـب بستانـــــم از اشکــــبوس
کـــــشانی پیــــاده شــــود همـچـــو مــــن بــــدو روی خــنــدان شــــــود انجــــمـن
(همان:385،ب1286-1285).
بنابراین رستم از این بیآبرویی هراسان است. چارهای نیست جز اینکه برای فرار از ننگ، رخش را بیابد و به تقدیری که بعدها برایش دردسر ساز است، دچار شود. ساحت ناآگاه رستم در زمان گم شدن رخش دچار تشویش میشود. در واقع همین رخش است که باعث میشود رستم به راه ناآگاهی ادامه دهد و به ساحت آگاهی و هوشیاری برسد:

مطلب مشابه :  تفسیر و تأویل

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید