رشته حقوق

ناخودآگاه

دانلود پایان نامه

بـــه تـــــوران و ایـــــران نمانـــــد بــه کس تــــو گـــــویی کــــه سام سواراست و بس
(همان:186،ب524-523)
و از دیگر سو، سهراب نیز با دیدن رستم به یاد نشانههای مادر میافتد:
نــه مــــردست از ایــــران بــــه بــــــالای او نـــه بــینــم همـــــی اســب هـــمتای او
(همان:188،ب565)
اما پرسش اساسی اینجاست که چرا رستم و سهراب به این نشانهها که در حکم هشدار و تلنگری برای شناخت یکدیگر است اعتنایی نمیکنند؟
به باور من در پاسخ میتوان گفت این بیاعتناعی از سوی رستم به دلیل نامه تهمینه مبنی بر خردسال بودن سهراب است:
مــــن از دخـــــت شــــاه سمنـــگان یکـــی پــــــسر دارم و بـــــــــاشد او کودکــــی
هنـــوز آن گــــرامی نـــــــداند کـــه جــنگ همـــــی کـــــرد بایــــــد گــه نام و ننگ
(همان:182،ب350-349)
و از سویی سهراب به دلیل قدرت خواهی و کینه جویی: “از آن کین که او با پدر چون بجست” (همان:172،ب14)، سبب میشود نشانههایی که پیوسته به خودآگاه او هشدار میدهند، از یاد ببرد. هر چند فردوسی میگوید:
تــو گیتـــــی چـــــه سازی که خود ساختست جهـــــاندار از ایــــن کــــــار پــرداختست
زمـــــانه نبشتــــــه دگـــــرگــــونه بـــــود چنـــــــان کــــــــو گـــذارد بباید گذاشت
(همان:188،ب593-592).
و شگفت آن که سهراب خیلی زود از خواسته یا بهانه خود – یافتن پدر-، صرف‌نظر میکند و باز در پی اطلاعات گرفتن از سپاه ایران برمیآید: (همان:188-187).
«محتویات ناخودآگاه شخصی ممکن است به خودآگاه بیایند و از این رو میان این دومنطقهی شخصیت تبادل فراوانی صورت میگیرد؛ یعنی بسیاری از چیزهایی که ناخودآگاه بودهاند ممکن است به خودآگاه بیایند و بالعکس»(سیاسی،73:1367).
سهراب با اعمال نادرستی چون، حمله به سرزمین پدری، اسیر کردن نگهبان دژ، و برهم زدن نظم و آرامش ایران، به نیروی درونی ناخودآگاه خود که پدر یابی است اجازه بروز و شکوفایی نمیدهد. این عمل “سرکوبی” به واسطهی افراسیاب، هومان و بارمان که نقش نهاد را دارند تشدید میشود. افراسیاب با تجهیز امکانات سپاهی و جنگی، هومان با نگفتن نام رستم و هجیر که با نگفتن نام و نشان رستم – برای محافظت از پهلوان نامی ایران- سهراب را در راستای این تمایلات سوق میدهد:
نشــــان پــدر جـــــست بـــــا او نـــگفــت همـــی داشـــــت آن راستــــــی در نهفت
(فردوسی،188:1389،ب591).
عقده قدرتطلبی سهراب با کسب اطلاع از سپاهیان ایران شکوفا میشود. اما برای لحظاتی هم فروکش میکند:
دگــــــر بــــاره پرســــید از آن ســــــرفراز از آن کـــش بـــــه دیـــــــدار او بود نیاز
(همان،ب594).

مطلب مشابه :  علامه طباطبایی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید