رشته حقوق

ناخودآگاه

دانلود پایان نامه

زمانی که رستم تهمینه را اینگونه میبیند:
چـــو رستـــــم بـر آن سان پـری چهره دید ز هـــــر دانشـــــــی نــــزد او بهـــــــره دیــــد
و دیگـــر کـــــه از رخـــــش داد آگهـــی نــدیـــد ایــــچ فرجــــــام جــــــــز فرهــــــی
(همان،ب89-88)
با انتقال نیروی آنیما از ضمیر ناهشیار به ضمیر هشیارش؛ با آنیما به اتحاد میرسد:
بــــــفرمود تــــــا مـــــــوبدی پـر هنر بیــــــایـد، بخــــــــــــواهـد ورا از پـــــــــدر
(همان،ب90)
داستانهایی را که سرانجامش ازدواج قهرمان است، بایست آنها را داستانهای آنیمایی بنامیم؛ داستانهایی چون رستم و تهمینه، بیژن و منیژه و زال و رودابه؛ که قهرمانانی چون رستم، بیژن و زال با شناخت و پذیرش مادینه روانشان، به خودآگاهی و رشد روانی دست مییابند. پیوند و ازدواج مرد و زن با همدیگر، راهی است برای لمس کردن آنیما و آنیموس. به سخن دیگر، مرد با ازدواج خویش، آنیمایش و زن با ازدواج خود، آنیموسش را لمس میکند .
ازدواج نمادی از یگانگی میتواند باشد که این نماد اسطورهای را در گیاه نمادین ریواس، در اسطورههای ایرانی به روشنی میبینیم. در اسطورههای ایرانی، چون کیومرث پیشنمونهی انسان میمیرد، از منی او که بر خاک فرو میریزد، گیاه نمادین ریواس میروید و از آن گیاه راست، به یکباره دو شاخه برمیآید که یکی نخستین مرد ایرانی، مشی(مهلی) و دیگر نخستین زن ایرانی، مشیانه(مهلیانه) است(دادگی،80:1380). اتحاد این آنیما تنها در یک شب خاص خلاصه میشود:
چـــــــــو انبـــــاز او گشــت بــــا او به راز بــــبود آن شـــــــب تیــــــــره دیــــــر و دراز
(فردوسی،175:1389،ب97)
پیوند زناشویی زن و مرد، نوعی آیین پاگشایانه به شمار میآید؛ زیرا قهرمان را به بلوغ و بالش روانی و اجتماعی میرساند که قهرمان با جستن و پیوستن به نیمهی گم شدهی خود، به کمال نخستین خویش باز میگردد.
اما به طور کلی جدا شدن رستم از آنیمای خود- تهمینه- زمینه ساز ایجاد تراژدی و در ادامه داستان، رخ دادن فاجعه- کشتن سهراب- میشود. اتحاد رستم با آنیمای خود گذرا و محدود است چرا که رستم با پیدا شدن رخش، تهمینه- آنیما -را ترک میگوید و به وطن خود بازمیگردد:
چــــو ایـــن گفته شد مــژده دادش بـه رخش بـــــدو شادمـــــان شـــــد دل تـــــاج بخــش
بیامـــــد بمالیـــــد و زیــــــن بـرنـــــهاد شــــد از رخــــش رخـــشان و از شـــاه شـــاد
(همان:175،ب111-110).
جدای از مادر و معشوق، کهنالگوی آنیما با آب و زمین در پیوند است(فریدا،57:1388). زمین(وطن) نیز با آنیما، سازگار و در پیوند است، و در اسطورههای ایرانی برایش ایزد بانویی انگاشتهاند که در گاتها از آن سخن رفته است(پورداوود،524:1384).
دلبستگی به خاک وطن و پاسداشت آن به شیوههای گوناگون، پدیدهای است یکسره روانی و ناخودآگاهی؛ که ریشهی آن را میبایست در ناخودآگاه همگانی و به نزد کهنالگوی آنیما جستجو کرد. پهلوانان آن زمان که کام زندگی را کنار میگذارند و نام سرزمینشان را پاس میدارند، بر بنیاد فرماندهی کهنالگوی آنیما رفتار میکنند؛ و به کنش درمیآیند. هر آن انسانی که برای پاسداشت وطن خویش، به جانفشانی دست مییازد، از آن رو است که کهنالگوی آنیمای وی، او را به چنین کاری برمیانگیزاند؛ چرا که وطن چون مادر، از نمادهای کهنالگویی آنیما است و فرافکنی این کهنالگو، جدای از مام و دلبر، بر زمین و وطن، میتواند انجام پذیرد. اگر داستان رستم و سهراب داستانی آنیمایی به شمار میآید؛ و آغاز داستان با فراخوانی ناخودآگاهانهی رستم از سوی آنیما آغاز میشود، در پایان به شناخت و توجه رستم به آنیمای خود( تهمینه) میانجامد.
رستم پس از جدایی از آنیما- برگشتن به خاک ایران- سعی دارد با دادن نامه و هدایا به سوی تهمینه؛ همچنان با آنیمای خود در ارتباط باشد. و تهمینه ضمن معرفی رستم به سهراب؛ هدایای رستم را به سهراب نشان میدهد:
یکـــــی نامــــه از رستـــــم جــنگجـــوی بـــــیاورد و بنـــــمود پنهـــــان بــــــدوی
ســــه یاقــــوت رخـــشان بـه سـه مــهره زر از ایــــران فـــــرستاده بــــودش پــــــــدر
(فردوسی،175:1389،ب128-127)
آنیما تجسم تمام گرایشهای روانی زنانه در روح مرد است و میتواند جنبهی مخرب و منفی و یا سازنده و مثبت داشته باشد و شاید به همین دلیل است که نمادهای زنانه در دو نقش متضاد و با خویشکاریهای کاملا متعارض در اسطوره ظاهر شده است. وجود زنان نمادین در اسطوره و حماسه از یک سو آفریننده، زاینده و سازنده و از سوی دیگر ویرانگر،کشنده و مخرب است.
شاید ازدواج رستم با تهمینه- دختر شاه سمنگان در سرزمین تورانیان- نیز گرایش وی به آنیمای بد است و پیامد این خطای او، رنج جان سپردن سهراب بر دستهایش باشد.

مطلب مشابه :  اقلام تعهدی اختیاری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید