رشته حقوق

ناخودآگاه

دانلود پایان نامه

افراسیاب گویی منتظر بوده است سهراب بزرگ شود، تا او را به جنگ پدر بفرستد. و زمانی این فرصت مناسب پیدا میشود خوی اهریمنی و شیطانی(سایه) او از ناخودآگاهش بیرون میآید و او را وادار به این تصمیم پلید میکند و چون خود او در سراسر داستان و در زمان جنگ حضور ندارد؛ نیت اهریمنی او را دو کارگزار او(بارمان و هومان) جامهی عمل میپوشانند. به این معنی که کهنالگوی سایه افراسیاب در طول داستان در شخصیت این دو سردار تورانی، به ویژه در شخصیت هومان، نمود پیدا میکند. زمانی که جنگ تن به تن ما بین رستم و سهراب در می‌گیرد. دو پهلوان تمام روز با نیزه و سنان و شمشیر و عمود گران به جنگ میپردازند. آنگاه با تیر و کمان به جنگ هم میروند و زمانی که هر دو از شکست حریف درمانده میشوند، هر کدام به سپاه دیگری حمله و بسیاری از ایرانیان و تورانیان را به خاک میافکنند. پس از چندی به خود میآیند و جنگ تن به تن را به روز دیگر موکول میکنند. صبح روز بعد سهراب با هومان سخن میگوید. وی که بنا بر نشانههای مادر گمان میکند هماوردش رستم بوده است، از هومان یاری میخواهد و هومان فریبکارانه هویت رستم را انکار میکند:
به هـــــومان چنــــین گفت کین شیرمرد کـــه بـــا مـــــن هـمی گـــــردد اندر نبرد
ز بـــــالای مـــــن نیست بـالاش کـــــم بــــــــرزم انـــــــــدرون دل نــــدارم دژم…
نشــــانهای مــادر بــــــیابم همـــــــی بــــدان نــــیز لخـــــــتـی بتابـــم همـــی
گمــــــانی بــــــرم مــن که او رستمست کــــــه چــــــون او بـــه گیتی نبرده کمست
نبایــــــد کـــــــه من با پـدر جنگجوی شـــــــوم خیــــــره روی انــــدر آرم به روی
(همان:195-194،ب822-817)
اما سایه که بعد منفی شخصیت انسان است و در واقع سرشتی شریر دارد(یاوری،139:1374) در این زمان از ناخودآگاه هومان به بیرون میجهد و مانع از گفتن حقیقت به سهراب سادهدل میشود:
بـــــدو گفـت هومــان کــه در کـــــارزار رسیــــدست رستــــــــم بمــــــن انـدر بـار
شنــــــــیدم کــــــه در جـنـگ مازندران چـــه کــــرد آن دلاور بـــه گــــرز گــــران
بدیـــــن رخـــــش مـاند همی رخش اوی ولیـکن نـــدارد پـــــــــی و پخـــــــــش او
(فردوسی:195:1389،ب825-823)
هومان در اینجا به عنوان وجهی از سایه، و نمادی از صفات ناپسند اخلاقی و شریر حیوانی، شخصیت خود را نمایان میسازد. و با نگفتن حقیقت به سهراب، او را به گمراهی میکشاند. پس از هجوم رستم به سپاه تورانیان، هومان، رستم را میبیند و میشناسد ولی با وجود اطلاع دادن به سهراب از این موضوع، نام رستم را از او کتمان میکند:
بیامــــــد یکـــــــی مــــرد پرخاشجوی بــــــرین لشــــــکر گـــشن بنهــــاد روی
(همان:193،ب754)
آنچه روشن است آگاه ساختن سهراب از حملهی رستم – بدون ذکر نام او- توسط هومان نیز، در راستای خلق تراژدی و پیش بردن نقشهی اهریمنی افراسیاب است. از طرفی نشانههایی که تهمینه از رستم به سهراب داده و همچنین حس سهراب او را به شک میانداز که نکند هماورد او، همان رستم است که به جستجوی او آمده ولی باز دست نشاندهی افراسیاب یعنی هومان، سهراب خام را از این اندیشه منصرف میکند:
بدیــــــن رخش مانــد همــی رخش اوی ولیکـــــن نـــــدارد پـــــی و پخـــش اوی
(همان:195،ب825)
در حقیقت مجموعهی این تحریکها و کتمانها ، سبب دامن زدن به کشته شدن سهراب جوان و در پایان ایجاد تراژدی میشود.
4-5-2. بررسی کهنالگوی نقاب در شخصیت هومان و بارمان:
کهنالگوی دیگری که در شخصیت این دو پهلوان تورانی بارز است، کهنالگوی نقاب یا پرسونا میباشد. همانطور که پیش‌تر گفته شد، هومان و بارمان ظاهراً به قصد کمک به سهراب با او همراه میشوند. اما در واقع هدف آن دو یاری دادن به سهراب در طول این سفر نیست، بلکه آنها با زدن نقاب یاریگری و کمک، قصد فریب دادن سهراب را دارند تا از این طریق به هدف شوم و اهریمنی افراسیاب جامعه عمل بپوشانند. زیرا که نقاب «اشاره به صورتکی دارد که بازیگران هنگام اجرای نقش به چهره میزدند»(بیلسکر،68:1388). کهنالگوی نقاب، در واقع آن چیزی است که شخص نمیباشد، چیزی است که شخص و دیگران فکر میکنند، هست(یونگ،279:1390). توسط نقاب افراد در موقعیتهای گوناگون، نقش خود را متناسب با انتظارات دیگران ایفا میکنند(شولتز و دیگران،495:1379). در ابتدا هومان به عنوان نیروی نفوذی و کارگزار افراسیاب در سپاه سهراب انجام وظیفه میکند. پس از اتحاد سپاه سمنگان و سپاه توران؛ هومان، علاوه بر سِمت مشاور سهراب، به عنوان جانشینی او نیز انجام وظیفه میکند به نحوی که پس از شکست هجیر، سهراب او را دست بسته نزد هومان میفرستد:
ببســـــتش بــــه بند آگهـــــی رزمجوی بـــــه نزدیـک هومــــــان فرستــــــاد اوی
(فردوسی،177:1389،ب196).
پس از این، نقش هومان در بر حذر داشتن سهراب از عشق نسبت به گردآفرید، مشهود است(فردوسی،1354: 363-362)، بهگونهای که اثرپذیری عمیق سهراب از هومان در این مدت کوتاه، نشان دهندهی خصوصیت منفعلی سهراب بر اثر خامی و جوانی و از سویی نشأت گرفته از قدرت نقابِ – پیر دانا- هومان است:

مطلب مشابه :  تحلیل گفتمان انتقادی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید