رشته حقوق

میرزا ملکم خان

دانلود پایان نامه

اندیشه ترقی، ص 64
. نامه میرزا ملکم خان به میرزا فتحعلی، ص 410. در مورد افکار و اندیشههای میرزا ملکم خان و این که او به راستی متفکر آزادیخواه بود یا شارلاتان ریاکار و دو رو، میان محققان اختلاف است که منشا تصور اول کتاب فکر آزادی فریدون آدمیت است و دومی کتاب میرزا ملکم خان (1369) (رک به حامد الگار). البته وی دیدگاههای مختلفی ابراز کرده که در بعضی از آنها تأکید میکند که همان گونه که بسیاری از مظاهر تمدن غربی مثل ماشین و تلگراف و عکاسی را به عینه اخذ میکنیم، باید شیوه حکومت و نظم دولت و شیوه قانونگذاری را هم به عینه اخذ کنیم، چرا که پیشرفت مادی تمدن غربی حاصل همین نظم اصولی و دستگاه دیوان است. البته این سخن او با آنچه بعدها تقیزاده در اخذ بدون قید و شرط تمدن غربی ( به استثنای زبان و مذهب) گفت تفاوت اساسی دارد؛ اما همو در روزنامه قانون گفته است:‌ »در دنیا هیچ نظم و حکمتی نمیبینیم که مبادی آن یا در قرآن یا در اقوال ائمه یا در آن دریای معرفت اسلام که ما احادیث میگوئیم، …به طور صریح بیان نشده باشد. حال عوض اینکه به جهالت سابق تنظیمات مطلوبه را برویم از فرنگستان گدایی نمائیم، اصول جمیع تنظیمات را در نهایت سهولت از خود اسلام استخراج مینمائیم. قانون شماره 36 یا ما هیچ میل نداریم که دین خود را از دست بدهیم. ما هر وقت بخواهیم کافر بشویم شما را خبر میکنیم و قوانین فرنگ را …اخذ میکنیم. اما حالا زحمت بیفایده میکشید. خدا به ما عقل داده است و هیج احتیاجی به درس فرنگی نداریم. گذشته از اینها اینجا ایران است. اینجا فرنگ نیست که هر کس هر چه بخواهد مجری بدارد. علما و مجتهدین پوست از سر ما میکنند…این حرفها مدتی است که کهنه شده است. بیچاره مجتهدین را بیجهت متهم نکنید. باز الان در ایران هرگاه کسی هست که معنی نظم یوروپ را بفهمد، میان مجتهدین است. وانگهی از کجا فهمیدید که اصول نظم فرنگ، خلاف شریعت اسلام است؟‌ من هرگاه قرار بگذارم که مستوفیان دیوان، پول دولت را کم بخورند، مجتهدین چه حرفی خواهند داشت؟ ‌ترتیب مناصب دیوان چه منافاتی با شریعت دارد؟‌ انتظام دولت منافی هیچ مذهب نیست. مجموعه آثار میرزا ملکمخان صص 10-14 (آجودانی، مشروطه ایرانی، ص 284).
کسروی، در پیرامون اسلام، ص 1-2 با تلخیص
همان، ص 85
کسروی، صوفیگری، ص 1 و 2
کسروی، در راه سیاست و سرنوشت ایران، صص 27-29
ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، ج1، صص 11-16
برای مثال، بنگرید به شرح ماجرای استنطاق شیخ ابراهیم زنجانی و اعدام شیخ به نقل ناظم الاسلام:‌ »…از او پرسیدند شما که اول امر مشروطهخواه بودید، حکم به وجوب مشروطیت دادید، به قم مهاجرت نمودید، چرا از قول و حکم خود نکول کردید؟‌ جواب داد:‌ من از اول تا کنون مشروطه خواه بوده و میباشم…» (تاریخ بیداری ایرانیان، ج 2، ص 536).
. حتی رسالهها و اعلامیههای راسخترین مخالف انقلاب، یعنی شیخ فضل الله نوری، فی نفسه هیچ ایرادی به مفهوم قانونگری بشری دربرنداشت. حتی بر عکس، شیخ فضل الله کراراً با حریفان خود موافقت کرده بود که چون سلطنت که متعلق به «اغراض دنیوی» است، از شریعت منحرف شده و به فساد و استبداد کشیده شده، این امر را ایجاب کرده که قوانین خاصی برای آن وضع شود (عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ص 295). ماشاء الله آجودانی معتقد است که در میان جریانهای مذهبی و غیرمذهبی، دو چهره شاخص یعنی آخوندزاده و شیخ فضلالله از دو جناح مختلف و مخالف، یکی با تلاشهای مستمر روشفنکران و دیگری با تلاش روحانیان در شرعی جلوه دادن این مدنیت جدید به مخالفت پرداختند. اگر صدای آخوندزاده حتی در جرگه جریانهای روشنفکری ایران درست شنیده نشد، اما صدای شیخ فضلالله دیر شنیده شد و در بدترین شرایط . به بدترین شیوهها هم خفه گردید. نوری به عنوان عالم متشرعی که حفظ شریعت را در وظیفه خود داشت، مجتهدی بود که از قضا در تحلیلها و سخنانش از تناقض روشنفکری ایران و مشروطه جدید با شرع صادق بود (آجودانی، مشروطه ایرانی، ص 265).
عنایت، اندیشه سیاسی، ص 184
مطهری، مجموعه آثار، ج 25، احیای تفکر اسلامی، ص 417
The Spirit of Islam
نگاه کنید به مقدمه تاریخ عرب و اسلام، به قلم فخر داعی گیلانی
آزاد، ابوالکلام، هند آزادی گرفت، ترجمه امیر فریدون گرکانی
مطهری، «امر به معروف ونهی از منکر» در مجموعه آثار، ج 20، ص 208
. شبیه این انتقاد در جهان مسیحی نیز وجود داشت و این به هنگامی بود که رم بعد از دورانی طولانی از تمدنی خیرهکننده و پس از گرایش به مسیحیت، با هجوم قبایل اطراف و بربرها مواجه شد که همه میراث تمدنیش را تقریباً نابود کردند. این فکر رفتهرفته در ذهن عدهای ایجاد شد که انحطاط روم ناشی از بدشگونی مسیحیت بود. «در سال 410 که شهر رم به تصرف گوتها درآمد، کافران چنانکه طبیعی بود، این مصیبت را نتیجه پشت کردن به خدایان قدیم دانستند و گفتند تا زمانی که مردم ژوپتیر را میپرستیدند، شهر رم نیرومند بود، ولی اکنون که امپراتور از او رویگردان شده، دیگر ژوپیتنر از مردم حمایت نمیکند. شهر خدا که به تدریج میان سالهای 412 تا 427 نوشته شد، پاسخی بود که آگوستین به این استدلال داد» (راسل، تاریخ فلسفه غرب، ج1، ص 502).
مطهری، بعد اجتماعی اسلام، ص 223
مطهری، انسان و سرنوشت در مجموعه آثار، ج 1، صص 345 -357 و اسفندیاری، جمود و خمود، ص 142
رفیعیپور، موانع رشد علمی ایران و راه حل های آن صص 13-15
رک مجتهدی،‌ آشنایی ایرانیان
. تعبیر استره/تیغ اکام (تیغ اکام) یکی از آن دست تعابیری است که اکام با نظریهپردازی خویش آن را رواج داد. شکل لاتینی عبارت است از: .Numquamponendoestpluritas sine necessitateاین اصل موجب ابداع نظریه‌های علمی شده و خلاصه مفادش این است که اگر دو نظریه مشابه، با نتیجه‌ای یکسان وجود داشته باشد، آنکه سادهتر است، ارزش بیشتری دارد. به بیان دیگر، میان دو نظریه که توان توصیف و پیش‌بینی یکسان دارند، ساده‌ترین را باید برگزید. برای مثال، در توضیح این که چرا در یخچال خانه هیچ غذایی نیست، چند گونه میتوان تحلیل و توصیف کرد: الف. گروهی ازسارقان بینالمللی آن را خالی کرده باشند؛ ب. یخچال ابزاری است دستساخته فضاییها که هر غذایی در آن ناپدید میشود؛ ج. اینکه دلیل خالی بودن یخچال، این است که هماتاقی من و دوستانش دیشب گرسنه بودهاند. در این‌جا منظور از «ساده‌ترین» نظریه، نظریه‌ای است که کم‌ترین فرضیه‌های تازه در آن به کار رفته باشد. به باور وی، «کاری که با کمتر می‌شود کرد، بیهوده است با بیشتر انجام شود» که از این جمله، لزوم حداکثر صرفه‌جویی‌ را میتوان نتیجه گرفت. از کاربردهای این اصل در برنامه‌نویسی رایانه این است که برنامه‌های نوشتهشده باید بهینه باشند. توجه به این جمله از اینشتین نیز در کنار اصل فوق توصیه می‌شود: «هرچیز را باید تا آنجا که ممکن است ساده کرد، اما نه ساده تر از آن.» به هر حال، ویلیام اکام براین اعتقاد بود که ما جهان اعتقادی خود را بسیار شلوغ کرده‌ایم و با توجه به گرایش نومینالیستی‌اش سعی کرد تا با استرههای کلامی به جان باورهایی بیفتد که ما از طریق حواس و با ادراک ظاهری نمی‌توانیم معرفتی به آنها داشته باشیم. از دیگر بدعت‌های اکام در الاهیات مسیحی به زعم پاپ بحث شناخت خداوند توسط ایمان بود که می‌توان آن را به نوعی در ادامه تلاش برای جدایی الاهیات بالمعنی الاعم و الاهیات بالمعنی الاخص دانست. همین طور بحث در امکان خلع پاپ توسط امپراتور و اینکه نباید بالاترین قدرت تصمیم‌گیری در کلیسا پاپ باشد و پیشنهاد تأسیس شورایی عمومی که غیر روحانیون نیز می‌توانند در آن عضو باشند از دیگر چالش‌های ویلیام اکام با کلیسای قرون وسطی است؛ مباحثی که بعد‌ها بسیار مورد توجه کسانی مثل مارتین لوتر واقع شد. (رک به دایره المعارف فلسفه مدخلهای Ockhamism و William of Ockham). نکته دیگری که توجه به آن در اینجا خالی از لطف نیست، آن است که در تفکر دینی، مکرر تذکار داده شده که هر دانشی مفید نیست و نباید عمر عزیز را صرف هر دانستهای کرد، با این تصور که نفس علم موضوعیت دارد! در تعابیر دینی آمده است که اللهم انی اعوذ بک من علم لا ینفع.
ملکیان، یادداشتی بر اعلامیه نود و پنج ماده ای لوتر، ص 16، با تلخیص

مطلب مشابه :  ادبیات داستانی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید