رشته حقوق

میانجیگری

دانلود پایان نامه

رستم در نخستین پیام، از آمدن به دربار و دیدار شاه سرباز نمیزند. حتی اعلام آمادگی میکند که با خواهشگری و میانجیگری به همراه اسفندیار به حضور گشتاسپ بروند. رستم افزون بر خواهش و لابهگریهای فراوان خود، به اسفندیار میگوید اگر خطایی از او سر زده، شخصاً به حضور گشتاسپ میرود؛ پوزش میخواهد؛ و هر چه او بگوید انجام میدهد. و در ادامه علاوه بر اینکه مسؤولیت پذیری و وظیفهشناسی خود را در برابر شاه -گشتاسپ- بازگو میکند؛ خدمات گذشتهی خود را نیز یادآور میشود: (همان،ب981-978).
رستم حتی زمانی که لباس رزم را بر تن دارد؛ باز در اندیشهی پند دادن به اسفندیار است:
بیامـــد چنــــان تـــــا لــب هیرمـــــند همــه دل پـــــر از بـــاد و لــب پــر ز پنــد
(همان:740،ب1001).
حسن نیّت رستم زمانی بارزتر است که سپاهش را در آن سوی رود هیرمند میگذارد و خود به تنهایی نزد اسفندیار میرود چرا که او قصد جنگیدن ندارد و به امید صلح و آشتی گام برمیدارد:
سپـــه بـــــا برادر هم آنــــجا بمانــــــد ســــوی لشکــــــر شـــاه ایــــران برانـــد
(همان،ب1002).
گذشته از این، او به هیچ روی حاضر نیست به خاطر خودش سیستانیان را به خطر بیندازد. بنابراین به زواره سفارش میکند:
تـــو اکنـــون سپـــه را هــم ایــدر بـدار شـــوم تـــا چـــه پـــیش آورد روزگــــــار
اگـــر تنــــد یابمــش هـــم زان نـــشان نخــــــــواهم ز زابلستــــــان سرکـــــشان
بــه تنــها تـــن خـــویش جــــویم نبرد ز لشکـــر نخـــــــواهم کســـــی رنجـه کرد
(همان،ب1007-1005).
کهنالگوی قهرمان – رستم- خود را به کفارهی گناهان اشخاصی همچون گشتاسپ به خطر میاندازد. اما او پیروزی را از آن کسی میداند که:
کســـی باشــد از بخـــــت پیـروز و شــاد کـــه باشـــد همیشــــه دلـــش پـــر ز داد
(همان،ب1008).
حسن نیّت قهرمان بر تصمیم ضد قهرمان- اسفندیار- تاثیر میگذارد و او نیز بدون سپاه، به نبرد رستم میرود:
همـــی شــــد چــــو نـزد تهمتــن رسید مــــر او را بـــران بـــاره تنهـــــا بـــدیــد
پـــس از بارگــــــی بـــا پشوتــن بگــفت کـــه مــــا را نبایــــــد بــدو یــار و جفـت
چــــــو تنهــاست مــــا نیز تنهـــا شویم ز پستـــــی بــــران تنـــد بـــــالا شویـــم
(همان،ب1020-1022).
اندیشه و پافشاری اسفندیار برای بند کردن رستم آنقدر بر رستم سخت آمده بود، که به محض رسیدن به آن سوی رود؛ خود با آوای بلند از اسفندیار میخواهد که آمادهی نبرد شود:
خــــروشید کــــــای فــــرخ اسفـــندیار همـــــاوردت آمــــــد بـــــــرآرای کــــار
(همان،ب1010).
هر چند اسفندیار به خاطر عقدهی برآمده از قدرتطلبیاش:

مطلب مشابه :  مجلس شورای اسلامی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید