حقوق و تکالیف، فقط به جوهر وجودی انسانها چه به صورت فردی یا اجتماعی مربوط میشود. هرچند که ممکن است انسانها به رعایت حقوق سایر موجودات و گونههای حیاتی مایل باشند، سایر موجودات غیر از انسان هیچ حقوق یا مسئولیتی ندارند.
انسان گرایان خود شامل دو مکتب فایده گرا و آزادی خواه میشوند. به رغم اینکه هر دو مکتب حق حیات را به خود انحصاری به انسان متعلق میدانند، در تفسیر مسائل و نتایج حاصل از آنها اختلاف دارند. طرفداران مکتب اصالت فایده، (هیوم وبنتام)، نتایج حاصل از افعال انسان را فقط بر اساس این که تا چه حد در کامیابی جامعه نقش داشته اند را قابل ارزیابی میداند.
در مقابل مکتب اصالت فایده فلسفه اخلاق آزادی خواهان حقوق انسانی را ذاتاً متعلق به تک تک افراد میداند و معتقد است مفاهیمی نظیر حقوق اجتماعی و حقوق جمعی و گروهی بیمعنا است. بر این اساس، در نگاه مکتب اصالت فایده، اگرچه حق حیات منحصر در انسان است، به لحاظ توجه به جامعه، تا جایی که حفظ گونههای حیوانی و گیاهی تامین کننده منافع جامعه باشد یا درصد حفظ آن برمیآید. درحالی که طبق مکتب آزادی خواه منافع خود اهمیّت دارد و به لحاظ این که افراد اغلب به آینده دور خود توجه ندارند، به ویژه که محیط زیست نیز آثار خود را در فاصله زمانی که دورتر از یک نسل است نشان میدهد، انگیزهای برای حفظ آن وجود ندارد .
ب – فلسفه اخلاقی طبیعت گرا
برعکس انسان گرایی در نظام طبیعت گرا، امتیاز یا تقدم جوهر و طبیعت وجودی انسان بر سایر موجودات رد شده است. اخلاق فقط با ملاحظه برخی نظامهای طبیعی شامل اجرای حیاتی و غیر حیاتی قابل تعریف است. آلدولئوپولد در این باره مطلبی را میگوید که می توان آن را موضع بسیاری ازطرفداران محیط زیست نیز دانست: فقط چیزی خق است که گرایش به زیبایی، کمال و پایداری حیات اجتماعی داشته باشند در غیر این صورت، آن چیز و غیرواقعی است. واتسون( 1979) یکی از نویسندگان کتابهای طبیعت گرا، اصل مورد توجه کانت مبنی بر این که احترام به انسان ضرورت دارد، را با استفاده از اصل دیگری تحت عنوان واکنش متقابل به حیوانات رده بالا و باهوش تسری داده است. گودباستر(1978) با طرح این که تعهدهای انسان به سایر حیوانات گسترش یافته، نتیجه گرفت هر موجودی در عالم هستی جدا از زنده بودن دارای حقوق است که باید از طرف دیگران رعایت شود. این مسأله را باید در همه موجودات گسترش داد و گفت: تمام موجودات هستی اعم از زنده ومرده و با روج و بدون روح دارای قبول ذاتی هستند. طرفداران محیط زیست که ازفلسفه اخلاقی طبیعت گرا پیروی میکنند دارای طیفهای متفاوتی هستند که گروه افراطی آنان را هرگونه تصرف در محیط زست را منع میکنند.
بند دوم: دیدگاه ادیان غیراسلامی
بسیاری از مردم هنگامی که سخن از بحرانهای زیست محیطی و رابطه آن با دین به میان میآید نسبت به دورانهای پیشین که به ظاهر پیچیدگی کمتر میدانست و بر پیشگیری از عقاید و اعمال دینی تا بدین حد با بیپروایی همراه نبود احساس دلتنگی میکنند. یکی از چالشهای پیش روی ادیان و چگونگی روبه رو شدن با بحرانهای زیست محیطی که بسیاری معتقدند براثر ماتریالیسم بیحدو مرز عرفی ثروت و صنعتی شدن لجام گسیخته در جوامع امروزی پدید آمده است. در واقع بعضی معتقدند که جدا کردن دین از زندگی سکولار میتواند یکی ازاعمال عده این معضل باشد. از سوی دیگر دانشمندانی چون آرنورلد ترین بیوین وایت معتقد به نقش منفی ادیان توحیدی در این بحران هستند.

الف- یهودیت
برای آن که نگرش ادیان غیر اسلامی را درباره محیط زیست بدانیم و در این زمینه مطالعه کنیم باید به مجموعه کتابهای مقدس یهودیان مراجعه کنیم. این کتابها شامل تورات و کتابهای نسبت داده به دیگر پیامبران قوم یهود است. در این کتابها از کیفیت خلق و تمدن در زمین و از طبیعت و منابع طبیعی همچون آب خاک، گیاهان و درختان، جنگل و نیز حیوانات سخن گفته شده است. در کتاب آفرینش آمده است که خداوند باغی را درعدن به طرف شرق غرس کرد و آدم را که خلق کرده بود وآن جا سکنی داد.

ب- مسیحیت
در آیین مسحیت نیز طبیعت و محیط زیست مورد توجه قرار گرفته است در کتاب اعمال رسولان به بشر توصیه شده است که در پدیدههای طبیعی بیاندیشد و از این راه به خداپی ببرد از باب چهاردهم این کتاب آمده است: به شما بشارت میدهم که از این اصل رجوع کنید به سوی خدای حی که آسمان و زمین و دریا و آنچه را که در آنهاست آفریده، به این ترتیب سعی شده است انسان از راه توجه به طبیعت، به سوی خدا هدایت شود. پس طبیعتی که وسیله رسیدن بشر به خالق هستی است، مورد احترام است.
همین موضوع سبب خواهد شد تا انسان به آسانی محیای تخریب و آلوده کردن محیط زیست خود نشود و دست به ارتکاب جرم علیه آن نزند، البته برخی از اندیشمندان مانند وایت وترین بی معتقد بودهاند که فرهنگ و تعالیم یهودیت و مسیحیت سبب شده است که انسان طبیعت را در خدمت خود بداند و به خود حق بدهد که به هرگونه که مایل است در طبیعت تصرف کند و در صورت نیاز آن را تخریب سازد. امّا این اندیشه درست نیست وحاکی از برداشت نادرست انسان از تعالیم ادیان مزبور است.
ج- زردتشت
زرتشت نیز یکی دیگر از ادیان الهی است که درباره محیط زیست و حمایت از آن سخن گفته است و مقرراتی نیز وضع کرده است. درکتاب وندیدا (که جزء سوم اوستا و حاوی احکام وشریعت زردتشت است). دربارهی مسائل گوناگون مانند اقسام نجاسات در راه برطرف آن، انواع معاصی، کفاره و راه توبه مقرارتی وضع شده است.
یکی از موضوعات مقرر در این کتاب آن است که اذیت و آزار حیوانات موجب مجازات دانسته شده است. برطبق بند سیزده از باب سیزده کسی که سب کشته شدن سگ پاسبان شود باید به مجازات شدید هفتصد ضرب با سیخ اسب رانی و هفت ضرب با آلت فرمان بری (تازیانه)برسد، دادن غذای بد به سگ و توله آن جرم محسوب شده است و حسب مورد برای هر یک مجازاتی در نظرگرفته شده است.
در ایران باستان اشکال گوناگون پاسخ به آلودگیهای زیست محیطی وجود داشته است. یعنی پاسخهای کیفری و غیرآن مورد توجه بوده است. در زمینه پاسخ کیفری میتوان به این مورد اشاره کرد که، درعصراشکانیان اگرکسی عمل ناپسندی را نسبت به طبیعت انجام میداد، یعنی موجب تخریب وآلودگی آن میشد، برطبق مقررات باید خودکشی میکرد و دراین زمینه سخت گیری زیادی وجود داشت و هیچ گونه استثنایی نیز پذیرفته نبود.
د- هندوئیسم
در هندوئیسم اگرچه تاکید زیادی به اجرای (درمه) یا تکلیف دینی میشود و هندوان از برای تسکین این رنج افراد از طریق ریاضت روحی و مراقبه از جهان مادی دل بر میکنند و به سوی جهان لایتناهی معنوی یا پوروشا رو میآورند. درعین حال در هندوئیسم سنتهای متعددی وجود دارد که بعضی رودخانهها وکوهها و جنگلها را مقدس میشمارند .

فصل دوم: عوامل جرم زا، پیشگیری واهمیّت آن
عوامل مختلفى در بروز جرم مىتواند تأثیرگذار باشد که تعداد یا میزان اهمیّت هر یک از این عوامل در جوامع گوناگون به دلیل وجود تفاوتهاى فرهنگى، اقتصادى و سیاسى متفاوت است. این عوامل را در یک تقسیم کلى، مىتوان به دو دسته تقسیم نمود:
الف – عوامل فردى یا درونی از قبیل جنس، سن و اندام، ب- عوامل بیرونی یا اجتماعی از قبیل خانواده نابسامان، ناسازگارى والدین گروه مرجع، مهاجرت و مطبوعات، بین اندیشمندان در زمینه تعداد یا میزان نقش این عوامل، اجماع و اتفاق نظر وجود ندارد; هر یک از این ها با توجه به نوع گرایش و تخصص خود به این مسأله نظر افکنده و دسته خاصى از این عوامل را تنها مؤثر در ارتکاب اعمال مجرمانه دانسته یا بیش ترین اهمیّت را براى آن قایل شده اند.

                                                    .