رشته حقوق

مکانیسم دفاعی

دانلود پایان نامه

گــــــرازان و بــــر گــــور نعــره زنــــان سمنــــدش جـــــــهان، و جهـــان را کَنان
(همان:196،ب879-878)
همگی از رفتارهایی است که در راستای مکانیسم دفاعی بازگشت قرار میگیرد.
سهراب جوان و سرشار از نیروی جوانی است و می‌پندارد اگر هزار بار هم با این پهلوان پیر نبرد کند، خواهد توانست او را شکست دهد؛ از این رو امان دادن در وهلهی نخست را برای خود مرگ‌بار نمی‌داند. در حالی که پهلوان سالخورده چنین وضعیتی ندارد. پیش از کشتی دوم، غرور برآمده از آن بخشندگی سهراب -که بنیان آن بر خامی است – همچنان در سخنان و رفتار وی به روشنی دیده میشود:
چــــــو سهــــــراب شیــر اوژن او را بدیـد ز بــــاد جـــــوانی دلــــــش بــــــردمید
(همان،ب881).
غرور سهراب پس از زخمی شدن توسط رستم؛ به طور کامل فروکش میکند به گونهای که ضمن بیگناه دانستن رستم، نخست خود سپس سرنوشت را مقصر میداند. و اینجا دست نوازش پسر است که بر زخم درونی پدر مرهم مینهد :
بــدو گفـــت کـــــاین بـر مـن از من رسید زمــــــانه بــــه دست تـــــو دادم کلیـــد
تــــو زیـــــن بــیگناهی که این کوژ پشت مــــرا برکــــــشید و بــه زودی بــــکشت
(همان197،ب893-892).
فردوسی علت مرگ سهراب را سرنوشت و بخت میداند:
چــــنین اســـــــت کــردار چـــرخ بلــند بــــه دستـــــی کــلاه و بـــه دیگر کـمند
(همان:200،ب1010).
سهراب پس از آنکه دست خود را از دنیا کوتاه میبیند، این بار عقده قدرت‌طلبی به صورت انتقام در وجودش بروز میکند؛ انتقامی که قرار است پدرش از قاتل او بگیرد:
زمــــــانه بـــــه خــــــون تـو تشنه شود بـــر انــــــدام تــــو مـــوی دشنـه شود…
بخــــواهد هـــــــم از تــــو پـدر کین من چـــــو بینــــد کــــه خاک است بالین من
(همان:197،ب900-897).
سهراب از مکانیسم برونفکنی که در آن فرد عقاید، رفتارها و برداشتهای غیر قابل ‌تحمل خود را به محیط بیرون از خود نسبت میدهد(شاملو،37:374). استفاده میکند زیرا که وی ناکامی خود در رسیدن به قدرت و آرزوی خود مبنی بر فتح ایران و توران و رسیدن به پدر، را کوتاهی و تقصیر پدر خود میداند:
بـــــدو گفـــــت ار ایدونکــــه رستم تویی بکشتــــی مــــــرا خـــــــیره از بدخـویی
ز هــــر گونـــــه بودمــــــت رهـــــنمای نجــــنبید یـــــک ذره مــــهرت ز جـــای
(همان،ب907-906).
در ادامه سهراب، که بیتابی رستم را میبیند، مقصر را سرنوشت میداند: ” چنین رفت و این بودنی کار بود” (همان،ب920). دیگر بار او، عامل ناکامی خود را در رسیدن به پدر، کشته شدن ژنده رزم میخواند:

مطلب مشابه :  رویکرد مبتنی بر بازار

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید