رشته حقوق

مکانیسم دفاعی

دانلود پایان نامه

ب- پیشنهاد سهراب با تحقیر همراه است؛ چرا که او میخواهد فقط با رستم نجنگد نه با ایرانیان.
ج- این پیشنهاد زمانی است که سهراب نیز قدرت، یال و سفت رستم را دریافته است. هر چند در پیشنهادش غروری نیز نهفته است. و این غرور در لشکرکشیاش به ایران و به ویژه امان دادن به رستم نمایان است.
د- رستم نماد امنیت ایران است و از سویی میخواهد پیمان شاه را انجام دهد و مهمتر اینکه انتقام ویرانیها را باید از سهراب بگیرد .
رستم پس از آنکه با فریب رهایی یافت، اساساً و منطقاً نمیتواند سخنان به ظاهر مهرآمیز سهراب را در آن هنگامهی خاک و خون و خوی، جدی گرفته باشد. این لحظه بیش از پیش برای رستم لحظهی ننگ و نام است و جای احساس و مدارا نیست. از سویی تنها کاووس است که میتواند به پیشنهاد آشتی سهراب پاسخ گوید و همانگونه که از روند داستان برمیآید کاووس نیز هیچ تمایلی به پیشنهاد سهراب نخواهد داشت. هر چند معنای پیشنهاد آشتی از سوی سهراب جدای از تحقیر و مهر به پدر، حاکی از نگاه ترحم انگیز او به موی سپید و تن فرتوت رستم است:
دل مـــن همــــــی بــــــا تــــــو مهر آورد همــــــی آب شرمـــــم بـــه چــــهر آورد
همــــــانا کـــــه داری ز گـــــردان نـــــژاد کنــــــی پـــــیش مـــن گوهـر خویـش باد
(همان،ب836-835)
با این وجود سهراب خود قصد انصراف از نبرد را ندارد؛ بلکه او هماورد دیگر را میطلبد:
همــــان تـــا کســـی دیگـــر آیــد بـــه رزم تـــــو بـــــا مـــــن بـــــساز و بیارای بزم
(همان،ب835).
و از همه مهمتر قصد تاج و تخت ایران را کرده است.
اما عقده قدرت طلبی سهراب با محقق شدن خواسته او از سوی رستم-به فرض پذیرفته شدن – نیز، فروکش نمیکند همان‌گونه که صراحتاً میگوید :
همــــان تـــا کســـی دیگـــر آیــد بـــه رزم تـــــو بـــــا مـــــن بـــــساز و بیارای بزم
(همان).
سهراب پس از آن همه پیشنهاد به ظاهر خیرخواهانه، که از جانب رستم پذیرفته نمیشود؛ به یکباره تغییر موضع میدهد و از موضع قدرت و غرور، رستم را اینگونه خطاب میکند:
مـــرا آرزو بــــد کــــــــه در بستــــــرت بــــــرآیــــــد بـــــه هنـگام هوش از برت
کســــی کــز تــو مانــد ستـــودان کــــند ببـــرد روان تــــــن بــــــــه زنـدان کـند
(همان،ب844-843).
در کشتی نخست نیز، عقده قدرت‌طلبی سهراب او را به جایی میکشاند که: “همی خواست از تن سرش را برید”(همان،ب852)، اما خامی و بیتجربگی او، و هشیاری رستم مانع از این اقدام میشود و همه چیز را به نبردی دیگر موکول میکند.
معمولاً احساسات و رفتار و غرایز نابهنجار پس از سرکوبی، از ضمیر آگاه به ناخودآگاه پسروی میکنند و هیچگاه به گونه‌ی کامل از بین نمیروند. اما در برهههای بحرانی و ویژه، این احساسات در قالب کهنالگوهای مختلف بروز میکند. در واقع این سایهی اهریمنی وجود افراسیاب است که در رفتارها و اعمال سهراب (کشتن رستم)، به بدترین شکل ممکن نمود پیدا کرده است.
در حالتی دیگر، از مکانیسم دفاعی “بازگشت” فرد برای رفع اضطراب درونی خود دست به اقداماتی میزند که به سنین پایینتر تکامل روانی- جنسی او همچون، فریاد زدن، شکستن اشیاء و… مربوط میشود (شاملو،38:1374). رفتارهای کودکانهی سهراب چون: پرخاشگری با مادر،سیلی به هجیر،خراب کردن بوم و رست، و شکار پیش از نبرد دوم:
هـــمی تــاخت سهـــراب چــون پیل مست کــــــمندی بــــه بازو کـــــمانی بـه دست

مطلب مشابه :  دیدگاه اجتماعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید