رشته حقوق

مکانیسم دفاعی

دانلود پایان نامه

اسفندیار در ضمن پیغام خود هر لحظه سخنان خود را تغییر میدهد؛ اول از خوبی و نیکویی سپس از خوبیهای رستم سخن میگوید:
همــــیشه هــمه نیکویـــی خواستـــــی بــــه فـرمـــــــان شاهــــــان بــیاراستـی
اگـــر بـــرشمارد کســــتی رنــــج تـــو بـه گـیتــی فــــزون آید از گــــنج تــــــو
(همان:719،ب261-260)
و در مقابل این سخنان میگوید که “تو ای رستم به گشتاسپ و درگاه لهراسب خدمت نکردی و باج ندادای و… “همچنین در هنگام رویارویی وی با رستم این گونه تضادها را در سخنان و شخصیت اسفندیار میبینیم(ب520-525).
دارندهی عقدهی حقارت هر گاه اشتباه و قصوری از او سر بزند دیگران را مقصر و عامل آن اشتباه میداند(ایون،102:2003). و در نظر فرد متکبر همیشه حق به جانب اوست و این دیگران هستند که اشتباه میکنند.(آدلر،134:1379). در باور فروید، کشمکشهای روانی یکی از دلایل مهم استرس هستند و در برهم زدن موازنهی روانی و تعادل شخصیت، نقش عمدهای را ایفا میکنند. شخصیت انسان در جریان برخوردهای شدید که میان انگیزههای متضاد درگیر است به این طرف و آن طرف کشیده میشود. و کشمکش موجود بین انگیزههای درونی(نهاد) و قوانین و رسوم اجتماعی، ثبات شخصیت و آرامش درونی فرد را به مخاطره میاندازد و فرد را دچار(Conflict) یا کشمکش درونی میکند(ایزدی،32:1356). در واقع اضطراب و کشمکشهای درونی اسفندیار، نخست با طرح نقشهی گشتاسپ مبنی بر بستن دست رستم؛ آغاز میشود و سپس با رفتن او به زابل و دیدارهای پیاپیاش با رستم و نبرد با او ادامه مییابد. در باور فروید هرگاه فرد از پدیدهای واقعی مانند پلنگ، سگ، امتحان، تنبیه و… احساس خطر کند؛ از خود واکنشی نشان میدهد که ناشی از اضطراب است این نوع اضطراب را اضطراب واقعی میگویند(شاملو،36:1374). نمونهی بارز این نوع اضطراب زمانی است که، اسفندیار بزرگی، قدرت و توان رستم را از زبان بهمن میشنود(همان:724،ب452-450)؛ و افزون بر اینکه احساس خطر میکند فورا پر از خشم میشود که این نوع خشم ناشی از همین اضطرابهای دورنی اوست:
ز بهــــمن بـــــــــرآشفت اسفنــــــدیار ورا بـــــر ســـر انجــــمن کــــرد خــــوار
(همان:725،ب455).
اسفندیار، عصبانیتی را که از رستم به دل دارد به بهمن انتقال میدهد. این عمل اسفندیار در راستای مکانیسم دفاعی او برای رفع اضطراب و ترس است. فروید این مکانیسم را “جابه جایی” نام نهاده است. این مکانیسم شامل انتقال احساس روانی و حالت عاطفی از یک شخص یا یک شیء، به شخص یا شیء دیگر است. به عنوان مثال کودکی که از پدر خود شدیدا کتک خورده و نسبت به او حالت تنفر و عصبانیت دارد، ممکن است این نفرت را به هر منبع و صاحب قدرتی منتقل کند(کریمی،81:1373). و نیز میتوان گفت، نفرت و عصبانیتی را که اسفندیار از پدرش گشتاسپ به دل دارد؛ در طول داستان با گوش ندادن به سخنان رستم و پرخاشگری و خشم گرفتن به او؛ آن را به رستم انتقال میدهد.
ترس و هراس در نهاد شخصیتی دارندهی عقدهی حقارت جای دارد(ایون،102:2003). اسفندیار از هم از نیروی رستم و هم از شکوه و بزرگی او میترسد. بارزترین این ترس را زمانی میبینیم که بهمن ضمن دادن پیام رستم به پدرش اسفندیار، چون تحت تأثیر بزرگی و انسانیت رستم قرار گرفته بود، از رستم با علاقه و با آب و تاب تعریف میکند اما اسفندیار در برابر عمل و سخن بهمن از خود خشمی بروز میدهد که ناشی از ترس و هراس اوست. رحیمی نیز این پرخاش را «واکنش ترس» میداند(رحیمی،152:1376).
از دیدگاه آدلر، صفات و ویژگیهایی برای افراد دارای عقدهی حقارت ذکر شده است: انتقام جویی، تناقض رفتاری، ظاهرسازی، خوفناکی، انعطاف و نرمش موضعی، کاربرد ابزاری از دین و اعتقادات (اسپربر،1379: 136-113). از جمله ویژگیهای بارز اسفندیار در این داستان، رفتارهای ضد و نقیضی است که از خود نمایان میسازد. تناقض رفتاری و فکری در شخصیت اسفندیار باعث شده او نظام ارزشگذاری ذهنی خود را از دست بدهد. و دچار نوعی واژگونی ارزشی شود به گونهای که او نتواند میان شخصیتی بزرگ و مهم مانند رستم و شخصیتی مکار همچون گشتاسپ تمایز قایل شود. و یا دلاوریها و از خودگذشتگیهای رستم را که سالیان سال در حق ایران و ایرانیان انجام داده را ببیند.
تمام این تناقضگوییها به مانند عناصری هستند که در مجموع یک پیکرهی واحد را تشکیل میدهند و در موقعیتی رفتار فرد را تحت تأثیر قرار میدهند(اسپربر،36:1379).
4-7-3. اصل هم ارزی و بررسی آن در شخصیت اسفندیار:
یونگ برای اصل هم ارزی خود به اصل بقای انرژی در فیزیک اشاره کرد و آن را برای رویدادهای روانی به کار برد. او معتقد بود که انرژی مصرف شده به وسیلهی اجزای شخصیت از بین نمی رود، بلکه به بخش دیگری از شخصیت منتقل می‌شود. هرگاه انرژی روانی فرد در یک زمینهی خاص ضعیف شود یا به طور کلی از بین برود، انرژی مربوطه به جای دیگری از روان منتقل میشود. اگر ما علاقهی خود را به یک فرد یا سرگرمی یا به یک زمینهی مطالعه از دست بدهیم، آن انرژی روانی که قبلاً در آن زمینه متمرکز شده بود، به یک زمینهی جدید یا به چندین زمینهی مختلف منتقل میشود( شولتز،107:1390)
انرژی روانی قدرتطلبی اسفندیار در هنگان شکست خوردن از رستم به طور کلی ضعیف و از بین میرود و این انرژی که همان ارزش و انگیزهی والای او به حساب میآمد به جای دیگر روان او که همان رویاها و آرزوهایش بود منتقل میشود، و برآورده شدن آن آرزوها را در پادشاهی و به قدرت رسیدن پسرش بهمن میبیند. زمانی که رستم به چشم اسفندیار تیر میزند و اسفندیار دست خود را از دنیا و آرزوهایش کوتاه میبیند؛ به رستم میگوید: بهمن پسر مرا چون فرزند خود، بپذیر و تربیت کن و راه و رسم رزم و بزم و شکار را به او بیاموز زیرا جاماسپ پیش بینی کرده که بهمن یادگار و جانشین من خواهد بود:
…کنــون بهمـــن این نــــامور پـــور مـن خـــردمـنـــد و بیـــــــدار دســــتور مـــن
بــــمیرم، پــــدروارش انـــــدر پـــــذیر همــــه هـــــر چـه گـویم ترا، یـــــاد گیـر…
بـــــیـــاموزش آرایــــش کـــــــــارزار نشســــــتنگه بـــــزم و دشـــت شکــــــار…
چـنــــین گفــــت جـاماسپ گم بوده نام کــــــــه هرگـــــز بـه گــــیتی مبیناد کــام
کــــــه بـهــمن ز مـن یــادگاری بــــود ســرافـرازتـــر شــــــــــهریاری بــــــــود…
(فردوسی،752:1389،ب 1467-1461).
در واقع این عمل اسفندیار را میتوان در راستای مکانیسم دفاعی”جبران” فروید قرار داد زیرا استفاده از این نوع مکانیسم دفاعی، زمانی است که شخص در یک زمینه با شکست روبه رو میشود و تغییر مسیر میدهد و به حوزهای که در آن شانس موفقیت بیشتری دارد، روی میآورد(کریمی،84:1373).
4-7-4. بررسی نقاب و انواع آن در شخصیت اسفندیار:
4-7-4-1. نقاب مذهبی: (کاربرد ابزاری از مسائل دینی و اعتقادی)

مطلب مشابه :  نتایج محاسبات

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید