رشته حقوق

مولانا جلال الدین بلخی

دانلود پایان نامه

ای جهانی خلق حیران مانده تو به زیر پرده پنهان مانده
پرده برگیر آخر و جانم مسوز بیش ازین در پرده پنهانم مسوز
(همان: 14)
او در منظومه عرفانی «منطق الطیر» به شرح وادیهای هفتگانه سلوک (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر و فنا) میپردازد و بسیاری از رموز عرفانی را میکاود.
منظومه «مصیبت نامه» یکی دیگر از مثنویهای عرفانی عطّار است که شرح سفر روحانی سالکی است که برای رسیدن به معرفت حق و معشوق حقیقی، متحیّر و سرگشته، با راهنمایی پیر، سفری روحانی را آغاز میکند. در این منظومه نیز عطّار پیوسته تأکید دارد که عشق و فنای در راه معشوق لازمهی رسیدن به معشوق است:
گـرم باید مـرد عاشق در هــلاک محو باید گشت در معشوق پاک
در ره معشوق خود، شو بی نشان تـا همه معشوق باشی، جـاودان
(عطار، ب1386: 437)
او دلش آکنده از عشق به حق است و انسانها را به عشق حقیقی ورای آب و گِل فرا میخواند:
پای در عشق حقیقی نِه تمام نوش کن با اژدها، مردانه جام
(عطار، 1383: 128)
دلا یک دم رها کن آب و گِل را صلای عشق در ده اهل دل را
(عطار، 1388: 46)
بدین ترتیب در تمام منظومههای عرفانی عطّار آهنگ عشق به گوش میرسد. عشقی آبستن درد که عاشق را آماده هر گونه رنج و فداکاری در راه معشوق میگرداند. عشقی که مرگ در راه یا به دست معشوق را نشانهی محبّت خالصانه میداند.
«پس از عطّار، مولانا جلال الدین بلخی، با توسّل به عشقی راستین، به همهی اندیشههای عرفانی پیش از خود کمال بخشید و چه در مثنوی معنویاش و چه در غزلیات شورانگیز خود نداگر عشقی حقیقی است. عشق بنیاد اندیشه، جهان بینی و عرفانی اوست و محرّک او در این وادیست؛ عشق مولانا، عشقی الهی و معنوی است. این عشق، در همه عالم هست و همهی عالم را جاذبهی عشـق، حفظ و نگهبانی میکند. و اگر آن را از عالم باز گیریم، نظام آفرینش فرو میپاشد.» (محمّدی، 1386: 93).
عشق در نزد مولانا با لذّات مطلوب است. عشقی که اساس زندگی است و انسان بدون آن همچون جمادی مرده و بی روح است که نیستیاش بهتر از هستی اوست.
آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست نابود به که بودن او، غیر عار نیست
(مولوی، 1388. ج1: 167)
او منشأ همهی عشقها را عشق به خداوند میداند و هر آنجا که از مراتب عشق سخن میگوید، عشق به خداوند را غایت سیر سالک ذکر میکند و چون قصد از آن، رسیدن به حق و مشاهدهی جمال ازلی است، آن را عالی ترین و ناب ترین عشقها و علّت آفرینش جهان هستی میداند. میفرماید:
عشق ز اوصاف خدای بی نیاز عاشقی بر غیر او باشد مجاز
(مولوی، 1387. ج6: 52)
گر نبودی بهـر عشق پاک را کی وجودی دادمی افلاک را
من بدان افراشتم چرخ سنی تا علوّ عشق را فهمی کنی
(همان. ج5: 133)

مطلب مشابه :  روند اسلام گرایی در ترکیه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید