رشته حقوق

موارد اختلاف

دانلود پایان نامه

اگر یک شکارچی به شکار رود بین شکار چاق و لاغر فرق می گذارد و مسلّماً در هنگام شکار، شکاری را در تیر رس خود قرار می دهد که از همه چاقتر است ولی جامی در این بیت میگوید که در صیدگاه حضرت حق همه یکسان هستند چه گناهکار چه بیگناه، همه مورد لطف الهی قرار میگیرند و تیر لطف الهی به همه برخورد می کند و شامل حال همه می شود.
جامی در جای دیگر به لطف عام خداوند اشاره میکند؛ لطفی که همه را در برمیگیرد و اختصاص به گروه خاصی ندارد.
جامی اگر ز لطف تو عذر گناه خواست
لطفی نما و در گذران این گناه از او
(دیوان، ص 616)
بنابراین طبق قائدۀ لطف و طرح دیدگاههای متفاوت در این زمینه از سوی متکلّمان باید گفت که جامی در این زمینه به مانند معتزله و امامیّه و بر خلاف اشاعره معتقد به وجوب لطف از جانب پروردگار است ولی در اینکه لطف حق شامل همه از جمله گناهکاران میشود با امامیّه همراه میشود زیرا معتزله لطف خدا را شامل کافران نمیدانند ولی از دیدگاه امامیّه لطف خداوند شامل نیک و بد میشود جامی نیز به مانند امامیّه لطف خداوند شامل نیک و بد میداند.
4-8- اسم
بحث اسمای الهی در فرهنگ اسلامی نخست در قرآن کریم مطرح شده است و خداوند در آن از نامهای خود سخن به میان آورده است. اما اینکه حقیقت اسم چیست و اساساً به چه معناست به عرف و اهل زبان باز میگردد: «اسم: نام کسی یا چیزی؛ لفظ دال بر چیزها. نزد اهل الله عبارت از ذات الهیه است. یا اعیان صفتی از صفات و تجلّی از تجلیات».
مباحثی که در بحث اسماء الهی مطرح است یکی بحث اسم أعظم و دیگری توقیفیت در اسماء الهی است که در این موارد اختلافاتی بین دیدگاه های حکما وجود دارد.
اسم أعظم مهمترین أسماء الهی است، تصور عمومی دربارۀ اسم أعظم این است که با داشتن و خواندن این اسم، دعای دارنده یا خواننده، مستجاب میگردد.
در بحث توقیفی بودن اسماء الهی معتقدان به این نظریه بر آناند که آدمی تنها حق دارد خداوند را به نامهایی بخواند که در متون و نصوص دینی آمده است و دلیل این امر نیز آن است مبادا نامهایی به خداوند نسبت داده شود که مستلزم تشبیه و تجسیم یا نشان نقص در ذات الهی باشد. بر این اساس ناگزیر باید به نامهایی بسنده کرد که در متون دینی آمده و در نتیجه به طور یقین میتوان خدا را به آنها خواند.
4-8-1- دیدگاه متکلّمان در باب توقیفیت اسماء الهی
آنچه از مطالعۀ عقاید معتزله، به دست میآید این است که از دیدگاه معتزلۀ بصره أسماء الهی توقیفی نیست و نامیدن حقتعالی به نامهایی که در قرآن و روایات نیامده نیز رواست. بدین معنی که میتوان به روش قیاس یعنی مقایسه با نامهایی که در شرع آمده، نامهایی را هم که در شرع وارد نشده است بر خدا اطلاق کرد. روش دیگر معتزله در این زمینه «اصطلاح» است و اصطلاح آن است که اسمی برای الله تعالی وضع کنند. نامهای متفاوت خداوند در زبانهای مختلف از این شیوه است، مانند «خدای» در زبان فارسی، «تنگری» در زبان ترکی و «کرتار» در زبان هندی. در مقابل آنها اشاعره أسماءالله را توقیفی دانستهاند. از دیدگاه آنان «أسماءالله تعالى مأخوذ از توقیف شرعى است؛ یعنى اطلاق هیچ اسمى در حقّ الله تعالى جائز نیست، مگر آنکه کتاب یا سنّت صحیحه یا اجماع امّت بدان اسم وارد باشد».
ماتریدیان نیز به مانند اشاعره قائل به توقیفی بودن اسماء الهیاند و معتقدند تنها نامهایی را که در کتاب و سنت وارد شده است میتوان به خدا نسبت داد.
اما در باب توقیفی بودن أسماء الهی از دیدگاه امامیّه باید گفت که «با آن همه تأکیدی هم که از سوی طرفداران نظریه توقیف میشود، در واقع به منظور احتراز از نامیدن خدا به نامهایی است که شایسته او نیست و احیاناً موهم امری باطل و محال است؛ اما نامیدن حق تعالی فی المثل در دعا و نیایش به نامهایی که در شرع هم نیامده در عین حال بیانگر تنزیه و تعظیم ذات حق است. از دیدگاه متکلّمان امامیّه طرفدار نظریه توقیفی هم رواست». علامّه طباطبایی از علمای شیعۀ امامیّه در باب توقیفیت اسماء الهی بر این باور است که اسماء الهی توقیفی نیست و برای تأیید گفتۀ خود به آیاتی نظیر: « قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَیًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى »،« وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا»تمسّک میجوید. از دیدگاه علامّه الف و لامی که بر سر «أسماء» که جمع است آمده، الف و لام جنس است و در معنای استغراق به کار میرود. بنابراین بر طبق این آیات تمام نامهای نیک از آنِ خداوند است و این به معنای نفی توقیفیت در دیدگاه امامیّه است.
در بحث توقیفیت اسماء الهی گروهی نود و نه اسم را احصا کرده اند و گروهی دیگر تا هزار و یک نام را برشمرده اند.
4-8-2- دیدگاه جامی در باب اسماء الهی
آنچه از بررسی اشعار جامی در دیوان او بر میآید این است که او در باب أسماء الهی معتقد به توقیفیت اسماء الهی است و در این زمینه دیدگاه اشاعره و ماتریدیه را میپذیرد. جامی معتقد است برای خداوند نود و نه نام وجود دارد. چنانکه در این ابیات بیان میدارد:
صد کم یکیست نام تو لیکن چنانکه هست
احصای آن عدد نتواند یکی ز صد
هر کس نگشت محصی صد کم یکت چه سود سود سود
کز هشت و نه رسید به هشتاد یا نود
(دیوان، ص 47)

مطلب مشابه :  عدل و داد

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید