رشته حقوق

مهدی اخوان ثالث

دانلود پایان نامه

از دیگ داغ بادیه روییده است». (آتشی، 1386، ص 324)
3-4-4- مردم گرایی :
آتشی، شاعری است که به انسانیّت ارج می نهد و در شعرش هم با تازگی ها سروکار دارد و هم با مردم. وی به زبان مردم سخن می گوید، اشعارش نه تنها انعکاس درون پر هیاهوی خودش، بلکه پژواک و نوای مردمی است که در کنارش نفس می کشند؛ به دلیل همین مردم گرا بودنش، مردم نیز به شعر و زبانش گرایش دارند و اشعارش را می پسندند.
آتشی، هیچ گاه چهره های آفتاب سوخته ی مردمان و یارش و طبیعت خشک و خشن آن و در یک کلام مردم خود را با چیزی عوض نمی کند، از رنج ها و دردهای آنها سخن می گوید و با همین زبان مردمی به راحتی بین خودش و مخاطب ارتباط برقرار می کند و زبانش فراگیر می شود.
«جهان بینی شعر آتشی، بیشتر مردمی بود، منوچهر آتشی دارای سعه ی صدر بالایی است و به گونه ای انسانی و فراتر از زمینی فکر می کند. آن چه برای آتشی مهم است، انسان و انسانیّت است و هیچ وقت از این موارد منحرف نشده و آتشی در این زمینه یکی از شاخص های ادبیات است». (زنگویی، نسیم جنوب، 1388، ص 4).
3-4-5- غریزی بودن :
از دیگر ویژگی های شعر آتشی، غریزی بودن ایشان است که می توان این ویژگی را در راستای طبیعت گرایی و بومی گرایی اشعار ایشان قرار داد، شعری که از دل و ذات آتشی بر می آید. چنین شعری است که چون «از دل برآید» از سوی دیگر «لاجرم بر دل» می نشیند و چنین شعری است که از جان مایه های اصلی آن، اندیشه و رفتار شاعر است.
این ویژگی مصداق این جمله ی زیباست که «از کوزه همان برون تراود که در اوست» یا به جای این که گفته شود: شعر از درون و اندیشه ی پنهان شاعر و سراینده اش خبر می دهد و ویژگی غریزی بودن شعر دلیلی محکم بر مانایی شعر است. «شعر آتشی، شعری غریزی است و شعر غریزی، بازگشتی به خود دارد». (اجرایی، 1388، ص 4).
3-4-6- حماسی گرایی :
آتشی در پاره ای از اشعارش به خصوص، در آثار اوّلیه ی خود، دارای زبانی حماسی است. آن گاه که قهرمانی های «عبدوی جط» و پسرش «شبانعلی» را در شعر «ظهور» به تصویر می کشد و از او قهرمانی می سازد که دیگر مانند او را نخواهد دید و یا در شعر «گلگون سوار» که به زبانی نزدیک به زبان «مهدی اخوان ثالث» خود را به جای عبدوی جط می گذارد و با اسب در خیابان ها می تازد و موج جمعیّت را پراکنده می سازد و شهر از هیبت او مبهوت می ماند، روح حماسی است که بر اشعارش سایه می اندازد.
3-4-7- اعتدال در نوآوری :
آتشی، نوآوری را می پسنددامّا رعایت اعتدال و میانه روی را هرگز فراموش نمی کند، از عناصر بومی و طبیعی دیارش در زیباسازی و آفرینش تصاویر شاعرانه استفاده می کند، امّا نه با دید بومی، بلکه از نگاهی گسترده تر و ملّی به آن می نگرد.
3-4-8- تنوّع در مضمون :
دراشعارآتشی، هم با مضامین حماسی روبرو می شویم و هم با مضامین عاشقانه و وصفی، و همه ی این مضامین د رکنار هم، شعر آتشی را می سازد و به آن تنوّع و تازگی می بخشد. .
3-4-9- احترام به سنّت ها :
آتشی، در هر زمان و مکانی، دوستدار دیار و طبیعت جنوب است و به زاد و بوم، قهرمانان و بزرگان گذشته ی سرزمینش عشق می ورزد و از در شعر و کلام خود از آنها به زیبایی یاد می کند.
دهرود، پادنا، دیزاشکن، عبدوی جط، بوشکان، گزدان، ایل، قشلاق، اسب، فایز و … همگی یادآور گذشته ی شاعراست و یا این قسمت شعر مجموعه ی آواز خاک : «پس چرا خواهرم ستاره در رکابم عطسه نکرد»، (آتشی، 1386، ص236) و یا «وتیترموک اگر پاسخ نداد از سال پربرکت»؛(همان، ص 234)که نشان دهنده ی اعتقادات و احترام شاعر به سنّت های گذشته ی دیارش است.
3-4-10- اندیشه ی انتقادی :
آتشی، نابرابری ها و بی عدالتی ها را تاب نمی آورد و در جای جای اشعارش به صورت غیر مستقیم از آن ها می گویدحتّی اگراین بی عدالتی ها در حقّ «عبدوی جط زاده» باشد.
فصل چهارم : اسطوره وتحلیل و بررسی اساطیر در اشعار منوچهر آتشی
4-1- اسطوره و کارکردهای آن
4-1-1- اسطوره :
امروزه شاید صحبت از اسطوره امری مهجور به نظر برسد و اگر فرصت پرداختن به اسطوره ها فراهم آید، چنین می توان گفت که جهان اسطوره ها همانند دنیای انسان ها، وسیع و پیچیده است. انسان از بدو آفرینش و در طول تاریخ حیات خویش، برای پاسخ گویی به حوادثی که در حیطه ی زندگی وی واقع می شوند و برای درک آن چه بر او ناشناخته وخارق العاده می نمود، به جستجوی خصوصیّات ایزدان، مطلق ها، ابدیّت، لازمانی و لامکانی می پرداخت. بنابراین می توان چنین تعبیر کرد که اسطوره و افسانه، زاده ی باورها و تفکر خلّاق انسان ها است.
«اسطوره در جان خود «حقیقتی» را نهفته دارد که برای انتقال یا بخشش آن، به دنبال جان انسان های خاکساری است که از مرز زمان تاریخی و مکان آخشیجی (=عنصری) عبور کرده باشند آری، اسطوره آن حقیقت و تجلّی چهره ی ازلی ماست که بدون تردید، هر انسان «مینوی خو» را جذب خود می کند». (پیر حیاتی، 1385، ص 15).
4-1-2-واژه ی اسطوره :
«پژوهندگان، اسطوره را واژه ای تازی شمرده اند و آن را برآمده از ریشه ی «تنظر» می دانند. این واژه در زبان عربی به معنای سخنان پریشان، افسانه گونه و شگفت آور به کار می رود.» (کاوندیش، 1387، ص 13).
بایدتوجّه داشت که اسطوره چون ازسطر برآمده، بیشتر بر ساخت نوشتاری آن تأکید می گردد. امّا به طوری که پژوهندگان اساطیر باور دارند، اسطوره بیش از آن که با نوشته مرتبط باشد با ادب گفتاری اقوام سروکار دارند. آن ها یکی ازویژگی های آن را در انتقال سینه به سینه ی آن شمرده اند. لذا می توان چنین نتیجه گرفت که میان معنای اصطلاحی اسطوره و ریشه ی تازی آن پیوند بلاواسطه ای حاکم نیست.

مطلب مشابه :  اسناد بین الملل

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید