«شعر او مثل شعر هیچ کس نیست. بلکه فقط مثل شعر خود آتشی است؛ زیرا تکرارهای ملال آور و رونوشت برداری و دنباله روی ادبی که در اکثر کتابهای شعر یا اشعار بسیاری از سرایندگان می بینیم در اشعار آتشی مشاهده نمی شود.»، (حمیدی، نصیر بوشهر، شماره ی 329، ص 8).
3-3-1- آثار منظوم :
آتشی در طول حیاتش، بیش از ده مجموعه ی شعری به چاپ رسانده است که به بررسی آن ها می پردازیم.
3-3-1-1- آهنگ دیگر :
مجموعه شعر آهنگ دیگر «در اواخر سال 1338 توسط انتشارات نیل» (یا حسینی، 1382، ص 15) به چاپ رسید.
مجموعه ی آهنگ دیگر به عنوان اوّلین اثرآتشی درگسترده ی ادبیات معاصر تحوّلی شگرف داشت که حتّی در تهران با حضور بزرگان ادبیات برایش مراسم تجلیل گرفتند، مجموعه ای که اشعارش برگرفته از عناصر بومی، فرهنگ دیار و رنگ آمیزی طبیعت جنوب است و زبان شاعر در آن زنده، گیرا، اثرگذار، پر مخاطب و نزدیک به زبان محاوره است.
«آتشی با انتشار این کتاب نشان داد که شاعری قوی و پر مایه است، چنانکه می درخشد، و در مقایسه با اولین مجموعه شعرهای شاعران معاصر چیزی بالاتر است.» (خشک بیجاری، 1387، ص 146).
توصیف اسب سفید وحشی در اشعار این کتاب آن چنان ملموس و روشن می نماید که هر خواننده ای به وضوح آن را درک می کند و این ترکیب وصفی را فقط و فقط از آتشی می داند.
«آهنگ دیگر مجموعه شعری متفاوت را در فضای شعر آن سال ها پدید می آورد که زمینه ساز چهره ای ماندگار در شعر امروز است.» (بابا چاهی، نصیر بوشهر، شماره 329، ص 90) وقتی در جایی از این مجموعه می گوید :
«آمدم از گرد راه گرم و عرق ریز
سوخته پیشانیم ز تابش خورشید
مرکب آشفته خانه نشناسم
سم به زمین می زند که : در بگشاید» (آتشی، 1386، ص200آهنگ دیگر)
به راحتی می توان خشونتی را در آن احساس کرد و ملموس تر از همیشه حال و هوای منطقه ی شاعر را درک نمود. بسیاری از محققان آتشی، اوّلین حضور او را حضوری مستحکم نامیدند.
«آهنگ دیگر تازه و کلید مضامین گسترش یافته ی «آواز خاک» است و اهمّیّت آن در اصالت و تازگی اتمسفری دانسته است که محتوای بعضی از اشعار ایجاد می کند.» (براهنی، 1371، ص 1156). و یا در جای دیگر که نقل می شود «آتشی جهان دیگر را کشف می کند که باید سال ها در آن دم زده، به مشاهده پردازد، و با غور در جزئیات آن، شیوه ی خلاقه ی بالقوه آن را استخرا ج کند، و درون این جهان تودار مرموز ر ابیرون کشد و به رخ بکشاند». (نوری علاء، 1348، ص 218).
در این مجموعه، طبیعت دل انگیز و روح افزا نیست بلکه خشک و خشن است و در شعر معروف این مجموعه «خنجرها، بوسه ها و پیمان ها» از جمله شعرهایی است که آتشی با بیانی از وضیعت ناخوشایند انسان ایرانی در سده ی بیستم میلادی سخن می گوید، انسانی که در زندگیش با شکست مواجه شده است و روح نومیدی و یأس سراسر وجودش را گرفته است. در این میان گاه از زبان نو سبک خراسانی مهدی اخوان ثالث که حماسی و تراژیک و زنده ی کننده ی خاطره ی بومی و قومی سرزمین شاعر است، بهره می گیرد و گاه همانند احمد شاملو به بهره گیری از زبان عامیانه روی می آورد. واژه هایی چون اسب، تفنگ، خان، جنگ، آخور، رعیت و.. .از جریان بومی گرایی و طبیعت گرایی گذشته ی شاعر حکایت می کند.
آتشی در اشعار این مجموعه با نوعی یأس و سرگشتگی به فضای پیرامونش نظر دارد و این یأس او را وادار می سازد، که در خلال کلمات شعرش جستجوگر گمشده ای باشد که با حضورش به زندگی او طراوت و سبزی می بخشد.
«خنجرها، بوسه ها، پیمانها، دشت انتظار، حسرت، شکیب، انسان و جاده ها، قلعه، گذرگاه، درّه های خالی، رحیل، نعل بیگانه و کوچه های شعر قطعاتی در محتواست که با کیفیت های زیبایی شناختی مختلف به تکرار مضمون از دست رفتگی و حسرت مرثیه جستجو اختصاص یافته است».(مختاری، 1379، ص 45).
خودش در مورد اشعار آهنگ دیگر در مقدمه ی این کتاب این گونه توضیح می دهد :

                                                    .