رشته حقوق

منوچهر آتشی

دانلود پایان نامه

البته باید دانست که عوامل طبیعی و محیطی در اشعار شاعران این مرز و بوم تاثیری شگرف داشته است چنان که بعضی از آنها در اشعارشان به واسطه ی دلبستگی های عمیق به دیار و زادگاه خویش، حتی همان شرجی هوا را نیز ستوده اند و بعضی دیگر نیز آب شور دریای جنوب را با هیچ آب گوارایی معاوضه نمی کنند. طبیعت گرم جنوب باعث شده که خوبی و خصلت مردم این ناحیه نیز چیزی متفاوت با سایر نواحی باشد. «زندگی و پدیده های ملموس اطراف شاعر، با طبیعت خشن و در عین حال دیر آشنای مردم این دیار به تصویر کشیده شده است». (حسینی کازدونی، 1386، ص 86).
در نمونه های بسیاری از اشعار شاعران جنوب، به وضوح وجود خشکسالی های متوالی و بی آبی رامی توان احساس کرد. شاعر این منطقه، معمولاً نوعی بدبینی و انزواطلبی را در شعر خود به همراه دارد.
«نوعی یأس درسیمای آسمان مشاهده می کند. درد و اندوه بی بارانی خود را که نماینده ی همه ی انسان های «بی باران» جنوبی است به نمایش می گذارد و درد همیشگی سرزمین بی حاصل خود را فریاد می کشد». (همان، ص 86).
بنابراین می توان گفت : افکار شاعران تمام مناطق برگرفته از نمادها و سمبل های بومی و منطقه ای آن شاعران است که شاعران جنوب نیز از این تاثیر برکنار نبوده اند و با خواندن اشعار آنان به وضوح می توان ردپای کلماتی مانند : دریا، نهنگ، ماهی، کشتی، توفان و…را دید.
معمولاً زبان شاعر جنوب، زبانی ساده و به دور از پیرایه های لفظی و معنوی است و این به دلیل همان طبیعت شرجی زده و گرمای طاقت فرسای تابستان ها و دشت های بدون گل و گیاه می باشد.
«دامنه ی خیال شاعر جنوب در تصویر آفرینی، تا آنجا گسترش می یابد که آسمان و کهکشان را سوخته می بیند و شیون مداوم خاک را در نیمروز تغذیه بر طبل واژگون عزا فرو می ریزد». (همان، ص 92).
2-1-2-رنگ :
به مناسبت همان طبیعت سوخته ی جنوب که در سطور پیش به آن اشاره شد، واضح و روشن است که رنگ، در اشعارشاعران جنوب نمی تواند از درخشانی و جلای زیبایی برخوردار باشد. «شاعران جنوب اگر چه نتوانند سرسبزی درختان را در شعر خود جلوه دهند اما به مدد انوار طلایی خورشید و آبی دریا، شعر خود را رنگ و جلایی دیگر می بخشند». (خشک بیجاری، 1387، ص88).

مطلب مشابه :  انواع بسته بندی

2-1-3- مضامین معنوی :
در سروده های شاعران جنوب مشاهده نمی شود که شاعر بر این باشد که غصّه ی معاش زندگی خود و خانواده اش را در شعرش متجلی سازد، بلکه او همیشه با مناعت طبع گوهر وجود خود را حفظ کرده و کوشیده تا دژ گرانمایه ی خویش را به بهایی اندک نفروشد.
همیشه جفای روزگار و ناکامی های خویش را به گردن روزگار بی وفا و ظالم انداخته است امّا با اندکی تحلیل می توانیم دریابیم که : «در این میانه نه روزگار مقصّر بوده و نه یاری در کار بوده است. زیرا روزگار و جهان به شکوه و شکایت و درد و رنج هیچ کس وقعی نمی گذارد و طبیعت چنانکه در سرشت اوست مطابق هر فصل چهره عوض می کند و کاری به کارکس ندارد». (آینه شروه سرایی، ص 49).
همان گونه که بیان شد شاعر جنوبی ، غم نان و معاش خویش را نداشته و اگر هم داشته تا آن جا که توانسته آن غم را وارد شعر خویش ننموده، بلکه سعی کرده این غم های مادی را در نمادهای باطنی و معنوی به تصویر بکشد.
بد نیست اشاره ای شود به اینکه مضامین و مفاهیم شعر جنوب از دیرباز تا شعر معاصر همگی بر یک روند و خط خاص بوده است.
به غیر از این که در سال های اخیر و هم زمان با پدید آمدن شعر نو و رواج آن در بین شاعران جنوبی، مضامین نو و بکر دیگری نیز وارد شعر جنوب شد. «خشونت در اشعار این دوره به طور ملموس احساس می شود، زیرا وجود نیروهای بیگانه در این منطقه و ردپای چکمه های سربازهای انگلیسی در جابه جای این دیار باعث شده که مردم این منطقه گاهی با خشم از میراث پدران خویش دفاع کنند و گاهی همچون دریای آرام، خاموشی گزینند». (خشک بیجاری، 1387، ص89).
آنان تشنه ی محبت اند و ممکن نیست که دست محبّتی به سویشان دراز شود و این خونگرمان ساده دل، آن دست را به گرمی نفشارند.
در پایان این گفتار نمونه ای از اشعار منوچهر آتشی را ذکر می کنیم که در بندبند آن، نمادهای مردم جنوب به وضوح به چشم می خورد. خشم، امید، محبت، عاطفه و تمام آرزوهای دست نیافتنی شاعر ملموس و زنده می نماید.

مطلب مشابه :  بازاریابی الکترونیکی، دسترسی به منابع

نعل بیگانه :
«آمدم از گرد راه، گرم و عرق ریز
سوخته پیشانیم زتابش خورشید
مرکب آشفته یال خانه شناسم
سم به زمین می زند که در بگشایید !
آمده ام تا به پای دوست بریزم

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید