رشته حقوق

منبع پایان نامه درمورد سیستم مدیریت، عملکرد اقتصادی، عملکرد سازمان، عملکرد سازمانی

دانلود پایان نامه

سیستمهای مدیریت را پوشش دهند. هرچند که در اغلب نوشته ها یکپارچگی بیشتر در مورد سه سیستم مدیریت کیفیت QMS، سیستم مدیریت محیطیEMS، و سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغل OHSMS بیان شده است. می توان اینگونه استدلال کرد که سازمانها بیشترین نیاز خود را در این سیستمها جستجو کرد که این امری طبیعی به نظر می رسد. این سه سیستم مدیریت، شمولیت بیشتری در ابعاد درون و برون سازمانی دارند به گونهای که بر مشتریان، سهامداران، جامعه، دولت، محیط کاری و زندگی، کارکنان و غیره کنترل بیشتری دارند تا سیستم هایی که فقط به عملکرد سازمانی محدود به مرزهای سازمان است. مانند برخی از سیستمهایی نظیر مسئولیت اجتماعی CSR، مدیریت ریسک و مدیریت مالی.
IMS لزوما پوشش دهنده همه وظائف ویژه این سیستمها نیست بلکه یک شرکت یا سازمان می تواند ترکیبی از این وظائف و در نتیجه ترکیبی از این سیستمها را استفاده کند. می توان گفت که این امر تا حدودی به وسیله نوع سازمان و عملکرد آن مشخص می شود.
بطور کلی یک استاندارد جامع بین المللی که شامل روش و اسلوب برای یکپارچه سازی باشد وجود ندارد.

فصل سوم
نمونه قراردادها

3-1 نمونه ای از چند قرارداد
3-1-2 قراردادهای بی او تی ( BOT ) چیست؟
قرارداد های بی. او. تی (B. O. T) یا ساخت، بهره برداری و انتقال ( واگذاری ) به قراردادهایی گفته می شود که در آن شرکت یا شرکتهایی در قبال امتیازاتی، اقدام به اجرای پروژه های سنگین ( به لحاظ مالی ) نموده، مدت محدودی از پروژه اجرا شده، منتفع گردیده و سپس پروژه یعنی مستحدثات را به طوریکه امکان فعالیت کامل را داشته باشد، بلا عوض به طرف دیگر که – عموما دولتها یا شرکتهای وابسته به دولت می باشند – انتقال می دهند. این تعریف ،ماهیت این قراردادها را به طور بسیار ساده تفهیم می کند. این قبیل قراردادها عموما در پروژه های زیربنایی یک کشور منعقد می شوند، اما این بدان معنی نیست که استفاده از چنین سیاقی در سایر پروژه ها ممکن نباشد. اما به طور حتم، امتیازات مالی پروژه بایستی به حدی باشد که مجری و سرمایه گذار رغبت انعقاد چنین قراردادی را داشته باشد. قرارداد احداث بزرگراهها، خطوط راه آهن، احداث فرودگاهها، اسکله ها، سدها، مجتمع های پتروشیمی و دیگر پروژه های بزرگ، از مواردی است که عموما از این طریق به انجام می رسد. قانونگذار ایران، در قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی مصوب 13/4/87، ذیل بند (ب) ماده 3 که نحوه سرمایه گذاری خارجی را بر شمرده است چنین مقرر می دارد:”سرمایه گذاری های خارجی در کلیه بخشها در چارچوب روش های “مشارکت مدنی” “بیع متقابل” و “ساخت، بهره برداری و واگذاری” که برگشت سرمایه و منافع حاصله صرفا از عملکرد اقتصادی طرح مورد سرمایه گذاری ناشی شود و متکی به تضمین دولت یا بانکها و یا شرکتهای دولتی نباشد” قانونگذار جهت تضمین سود آوری طرح و ایجاد رغبت در سرمایه گذار ،در تبصره ماده مرقوم بیان داشته است: “مادام که سرمایه خارجی موضوع روشهای “ساخت، بهره برداری و واگذاری ” مندرج در بند (ب) این ماده و سود مترتب بر آن مستهلک نشده است، اعمال حق مالکانه نسبت به سهم سرمایه باقی مانده در بنگاه اقتصادی سرمایه پذیر توسط سرمایه گذار خارجی مجاز می باشد. اما نکته حائز اهمیت که سبب نگارش این کوتاه مقاله گردید و متاسفانه مورد توجه نویسندگان نیز قرار نگرفته، این است که این نوع قراردادها فاقد تعریف قانونی هستند. تعریف این نوع قراردادها از آن جهت حائز اهمیت است که قانونگذار پذیرش سرمایه گذاری خارجی را تنها ازین طرق امکان پذیر میداند. اما اینکه منظور از قراردادهای b. o. t چیست، در ابهام قراردارد. و متاسفانه جهت دریافت معنی آن ناگزیر باید به منابع خارجی رجوع کرد. اما بدون شک،عنصر اساسی این قراردادها و در واقع هدف آنها، راه اندازی پروژه بدون تحمیل هزینه به دولت است.
نکته آخر در مورد این قراردادها، قابل توجیه بودن بر اساس ماده 10 ق. م ایران است، که بر اعتبار آن می افزاید. ضمنا باید توجه داشت که اعمال این روش قراردادی، به طریق اولی مابین طرفهای داخلی نیز میسر می باشد.
3-2 آشنایی با مدیریت قرارداد و طرح (MC)
از آنجا که اغلب مجریان طرحهای بزرگ عمرانی موفق به تکمیل و راه اندازی طرحهایشان، مطابق زمان و هزینه های پیش بینی شده نمی‌شوند، با مشکلات زیادی مواجه می باشند. پیچیدگی تکنولوژیکی، تنوع تخصصهای مورد نیاز، نامناسب بودن طراحی‌ها، حجم عظیم فعالیتها و همچنین تعداد زیاد سازمانها و افراد درگیر در طرح، همگی از مسائلی هستند که اغلب مجریان طرح را در پروژه های بزرگ و پیچیده از رسیدن به اهداف پروژه باز می دارند. معضلات ناشی از این مسائل، زمانی نمود بیشتری خواهد داشت که مجری طرح تجربه و تخصص لازم را در اداره کردن  پروژه های مشابه کسب نکرده باشد و علیرغم نداشتن ذهنیت روشن نسبت به فعالیتها و نیازهای آتی پروژه، مسئولیت مدیریت و هماهنگی طرح را نیز بر عهده گیرد. در ابداع روشهای نوین اجرا و مدیریت طرحهای بزرگ سعی می شود تا اولاً هماهنگی و یکپارچگی بیشتری میان مراحل طراحی و ساخت برقرار گردد و ثانیاً وظایف مدیریتی از وظایف فنی طراحی و ساخت مستقل گردد. روش پیمانکاری مدیریت (MC) از جمله این روشها می باشد که غالباٌ در طرحهای بزرگ صنعتی و در کشور ما در طرحهای پتروشیمی مورد استفاده قرار گرفته است. در این روش پیمانکار مدیریت یا مدیر طرح (MC) به صورت عضوی از تیم کا
رفرما گشته تا بر اساس یک حق‌الزحمه توافق شده و به دور از تمایلات سودجویانه پیمانکاری، به انجام خدمات مدیریت در زمینه ساخت بپردازد.
از جمله عواملی که منجر به رواج نیافتن کاربرد روشهای نوین در مدیریت طرحهای عمرانی کشور گشته است، محدودیتهای سازمانی، عدم ریسک پذیری دستگاه اجرایی،‌ عدم آگاهی مجریان طرح از روشهای نوین و در نهایت عدم انطباق روشهای ابداع شده در سایر کشورها با کشور ما می باشد.
در واقع روش مدیریت طرح در نتیجه اصلاح روشهای مدیریتی در هدایت و انجام پروژه‌ها به وجود آمده است. در این روش نحوه عقد قرارداد با پیمانکاران ساخت به دو صورت ممکن است صورت گیرد:
1. زمانی که کارفرما به منظور رهایی از درگیریها و ریسکهای منتقل شده از پیمانکاران ساخت، ترجیح میدهد که تنها با مدیریت طرح قرارداد منعقد کند و سپس وی مستقیماً با پیمانکاران ساخت در ارتباط با انجام بسته (Package) های کاری قرارداد منعقد می کند.
2. زمانی که کارفرما ترجیح می دهد قراردادهای ساخت مستقیماً و بدون واسطه MC با پیمانکاران منعقد شود و تنها MC  وظیفه مشاوره در انتخاب پیمانکاران و مدیریت بر نحوه عملکرد آنها را عهده دار گردد. در این حالت MC نقش مشابهی نسبت به مدیریت ساخت (CM) پیدا می‌کند و ریسکهای منتقل شده به وی بسیار محدود میگردد.
3-3 مزایا و معایب روش مدیریت طرح MC
3-3-1 مزایا
1. در صورتیکه MC در اواسط فاز طراحی و یا زودتر به کار گرفته شود، با ادغام شدن درون تیم طراحی و هماهنگی با تیم طراح قادر خواهد بود تجربیات و مهارتها مربوط به ساخت را در طراحیها اعمال نماید تا منجر به کاهش زمان، هزینه، اجرایی شدن بهتر طرحها و افزایش امکان آنالیز مهندسی ارزش در مراحل طراحی و ساخت گردد.
2. با توجه به اینکه نظارت بر عملیات اجرایی پیمانکاران ساخت بر عهده MC می باشد بنابراین نیازی به خدمات نظارتی مهندسین مشاور نیست.
3. حضور MC منجر به ایجاد هماهنگی مابین پیمانکاران ساخت و رفع مشکلات آنان به لحاظ عدم تداخل کاری می گردد.
4. ارائه خدمات پشتیبانی به پیمانکاران ساخت منجر به تسریع عملیات اجرایی و همچنین پوشش دادن نقاط ضعف آنان میگردد.
5. چون MC مستقیماً در طراحی و اجرا شرکت نمی کند، می تواند فارغ از مسایل مستقیم اجرایی منحصراً به مدیریت، برنامه‌ریزی و کنترل هزینه بپردازد.
6. MC همچون عضوی از تیم کارفرما، تمایلات سودجویانه پیمانکاری ندارد و تنها هدفش جلب رضایت کارفرما است.
7. در این روش رقابت شدیدی مابین پیمانکاران ساخت ایجاد میگردد، زیرا کار به بسته های کوچکتری تقسیم شده است و پیمانکاران با انجام صحیح و بموقع آن، سعی در به دست آوردن بسته های کاری بیشتری دارند.
در صورتی که قراردادهای ساخت توسط MC به پیمانکاران واگذار گردد دارای محاسن زیر است:
1. کلیه ریسکهای ناشی از عملیات ساخت به MC منتقل می گردد.
2. مسئولیت کلیه جنبه های ساخت بر عهده یک پیمانکار واحد است.
3. MC امکانات پشتیبانی و خدمات و تسهیلات مرکزی برای پیمانکاران تدارک خواهد دید.
3-3-2 معایب
ادغام MC در درون تیم طراحی به جهت وجود نگرش خصمانه آنها نسبت به وی دشوار است.   در صورتیکه قراردادهای ساخت توسط MC به پیمانکاران واگذار گردد معایب آن عبارت است از:
چون تمام تصمیم گیری‌های مربوط به ساخت توسط MC صورت می گیرد، چنانچه وی صلاحیت کافی نداشته باشد پروژه با خطر جدی مواجه می گردد و از این بابت کارفرما ریسک بالایی را پذیرفته است.
همواره کنترل زیادی بر روی فاکتورها و صورت حسابها بایستی صورت گیرد و بنابراین کاغذ بازی و سوء ظن در این حالت به مراتب بیشتر است.
به جهت کنترل زیاد کارفرما، آزادی عمل در نحوه اجرای کار و خرید اقلام پایین می آید.
(شرح وظایف و خدمات مدیریت طرح (MC
برای انجام طرحهای عمرانی کشور در « نظام فنی و اجرایی طرحهای عمرانی کشور» که در تاریخ 23/3/1375 بر اساس پیشنهاد سازمان برنامه و بودجه به تصویب هیات وزیران رسیده است طرح های عمرانی در دو مرحله «تهیه طرح» و «اجرای طرح» انجام می شوند.
مرحله تهیه طرح که خود شامل «مدیریت بر تهیه از جنبه ایفای وظایف قانونی غیر قابل واگذاری که کارفرما خود با کارکنان خود، آنها را انجام میدهد» و «خدمات مدیریت تهیه طرح که کارفرما در صورت در اختیار نداشتن امکانات لازم یا بزرگ و پیچیده بودن طرح به پیمانکار خدمات مدیریت طرح واگذار می نماید.
مرحله اجرای طرح که خود شامل: «مدیریت بر اجرای طرح از جنبه های وظایف قانونی غیر قابل واگذاری که کارفرما خود با کارکنان خود آنها را انجام میدهد» و «خدمات مدیریت و کنترل که شامل خدمات مدیریت اجرای طرح، کنترل های مهندسی، کنترل پروژه و نظارت می شود. »
توضیح اینکه خدمات مدیریت اجرای طرح، کنترل های مهندسی و کنترل پروژه را می توان در صورت نیاز به پیمانکار مدیریت اجرای طرح واگذار نمود.
با توجه به اطلاعات جمع آوری شده از اجرای پروژه‌ها به نظر میرسد در صورت نیاز لازم است انجام مدیریت تهیه طرح و مدیریت اجرای طرح توسط یک واحد تحت عنوان مدیریت طرح و ساخت صورت گیرد.
خدمات مدیریت اجرای طرح را برای تکمیل مرحله ساخت، بهره برداری و سپس نگهداری صحیح از واحدهای مختلف یک پروژه به شرح ذیل می‌توان عنوان نمود:
• خدمات مدیریت، هماهنگی و مشاوره
• تعیین خط مشی های اجرایی پروژه و رویه‌ها
• برنامه ریزی، تهیه برنامه‌های زمان بندی، کنترل پیشرفت عملیات و گزارش دهی به کارفرما
• هماهنگی عملیات اجرایی
و نظارت بر ساخت
• کنترل و هماهنگی در مورد حمل و نقل و تحویل مواد و مصالح.
• کنترل مواد و مصالح و تجهیزات
• بازرسی میدانی، تست و راه اندازی
• خدمات دوره بهره برداری

مطلب مشابه :  شهید ثانی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید