رشته حقوق

منبع پایان نامه ارشد با موضوع مالیات بر ارزش افزوده، ارزش افزوده، نظام مالی، بازده سهام

دانلود پایان نامه

سرمایه گذاری خواهد بود و یا اینکه در نهایت پس از زیان های غیرقابل جبران، سرمایه گذاری در آن شرکت را به فروش رسانند. در چنین نظامی بدون حضور سهامداران نهادی حاکمیت شرکتها به صورت کنترل نشده در اختیار مدیریت است. در واقع میتوان گفت تمامی مسئولیت ها بر دوش مدیران شرکت نهاده میشود که در این میان، نقش بالاترین مقام اجرایی (مدیر عامل) برجسته تر است .فروپاشی شرکتهای بزرگ از قبیل انرون، ورلدکام و… که ناشی از مشکلات مذکور و سیستمهای ضعیف حاکمیت شرکتی بود، موجب تأکید بر ضرورت ارتقا و اصلاح حاکمیت شرکتها و تأکید بیش از پیش بر حضور سهامداران نهادی شده است. جا سونگ باک و همکاران51 (2004) به این نتیجه رسیدند که مدیران بهتر موجب حاکمیت شرکتی بهتری میشوند و به ذینفعان خود توجه میکنند و بازده سهامداران نیز با حاکمیت شرکتی که یکی از معیارهای آن سهامداران نهادی است، رابطه مثبت دارد. دیتمار و مارت اسمیت (2007) با بررسی دو معیار از حاکمیت شرکتی (سهامداران نهادی و ترکیب هیأت مدیره) و رابطه آن با بازده سهامدارن متوجه شدند که در شرکتهایی با حاکمیت ضعیف هر یک دلار تغییر در وجه نقد باعث تغییری در حدود 42 تا 88 درصد در ارزش بازار (بازده سهامداران) خواهد شد، در حالی که این مبلغ در شرکتهایی با حاکمیت خوب دو برابر است. حضور سرمایه گذاران نهادی نیز دارای اثر مثبت بر ارزش شرکت است. یه و همکاران (2001) گزارش دادند که درصد کرسیهای هیئت مدیره اشغال شده همراه خانوادههای کنترل کننده منفی مربوط به عملکرد شرکت است (مدرس و همکاران، 1387).
2- 7- 4- پاداش مدیران و مالکیت
در اواخر دهه 80 تا اوایل دهه 90 بیشتر شرکتهای بزرگ بین المللی برای برقراری رابطه میان حقوق مدیران ارشد خود با عملکرد آنان، به مدیران اجازه میدادند تا از حق خرید سهام شرکت به بهای پایه استفاده کنند و در صورتی که عملکرد آنان منجر به رشد شرکت میشد، مدیران میتوانستند در سود حاصله همانند سهامداران شریک شوند. تا یک دهه، این روش از محبوبیت فراوانی برخوردار بود؛ زیرا بازار اوراق بهادار تا چند سال پیاپی بسیار شکوفا بود و سودهای هنگفتی را نصیب مدیران و سرمایه گذاران کرد، اما پس از واقعه سقوط بازارهای سهام در سال 2000، شرکتهای بزرگ به این نتیجه رسیدند که این سیستم همواره مطلوب نیست (اناند و همکاران52، 2003).
با نگاهی دقیقتر میتوان دریافت که رویههای مختلفی برای پاداش دهی به مدیران وجود دارد . لذا، همواره این سؤال مطرح بوده است که چه روشی و چه مقداری پاداش برای مدیران مناسب است که از یک سو باعث انگیزش مدیران و از سوی دیگر باعث تکافوی بیشتر آنا ن برای به دست آوردن بازدهی بیشتر شود. آنچه مسلم است؛ دیدگاه سرمایه داری همواره بر افزایش ثروت سهامداران و سرمایه گذاران تأکید دارد، لذا باید همواره به این موضوع توجه داشت که کارآیی و اثربخشی مدیران بنگاههای اقتصادی حائز اهمیت است و با دلگرم کردن مدیران موفق، میتوان به این افزایش ثروت سرعت بیشتری بخشید. یکی از رویههای اساسی در این راه، مالک کردن مدیران (ایجاد سیستم سهام وثیقه) است. راه دیگر ارزیابی عملکرد آنان، پاداش منطبق با این ارزیابی است (مورفی و همکاران53، 2009).
از طرفی، پایه و اساس مطالعات حاکمیت شرکتی، تئوری نمایندگی است و مسایل نمایندگی نیز ناشی از تفکیک مالکیت از کنترل است. طبق تعریف جنسن و مکلینگ (1976)، رابطه نمایندگی به عنوان تعامل بین یک یا چند سهامدار یا مالک و یک یا چند نماینده است که نماینده از طرف سهامدار مسئولیت انجام یک سری خدمات را عهده دار می شود. به طور عام، پاداش مدیریت، راه حل اصلی مسأله نمایندگی تصور میشود. بر اساس این اعتقاد، در صورت استقرار الگوی مناسب برای پرداخت پاداش، مدیران در جهت منافع سهامداران و وام دهندگان فعالیت میکنند. دلیل اصلی طرح پاداش این است که باید به مدیران به خاطر مسئولیتهای سازمانی که بر عهده دارند، پاداش داد و انگیزه لازم را برای عملکرد بهتر در آنان ایجاد کرد. فاما (1980)، معتقد است، مدیران بخشی از بازار نیروی کار هستند و بر اساس عملکرد فردی و سازمانی که در آن کار میکنند، پاداش میگیرند و عملکرد آنان توسط بازار نیروی کار نظم میگیرد. بنابراین، در صورت عدم تناسب پاداش با عملکرد، مدیری که کمتر از عملکرد خود دریافت نماید، شرکت را ترک میکند. در نتیجه اعمال طرحهای پاداش، مدیران در جهت منافع سهامداران کار میکنند، زیرا در غیر این صورت ارزش شرکت و ارزش مدیر در بازار کار کاهش مییابد.
جنسن و مک لینگ (2005)، تضاد بین سهامداران و مدیران را تجزیه و تحلیل کرده، نشان دادند که برای کاهش هزینه نمایندگی، باید پاداش مدیران با ارزش ایجاد شده برای سهامداران مرتبط باشد . پاداش بر مبنای ارزش ایجاد شده، روشی سالم برای رسیدن به این هدف است. لامبرت (2009)، به بررسی تئوری نمایندگی در قالب قراردادهای بلند مدت پرداخت. او در این تحقیق به این نتیجه رسید که اگر قرارداد پاداش برای مدت بیش از یک سال بسته شود، هم سهامداران و هم مدیران در شرایط بهتری قرار خواهند داشت. پاداش مدیر در پایان یک دوره باید متناسب با عملکرد او در طی دوره و عملکرد او در دورههای قبل باشد. در نتیجه، قرارداد بهینه پاداش باید هم دوره جاری و هم سال آینده را برای انگیزه مند شدن مدیر در برگیرد . یک قرارداد بهینه، انگیزه زمان حال مدیر را به انگیزه زمان آینده متصل میکند، اما نه به گونهای که مدیر تعهد دهد برای مدت باقی مانده زمان قرارداد در شرکت باقی بماند (
مدرس و همکاران، 1387).

مطلب مشابه :  کمال مطلق

2- 8- تاریخچه نظام مالیات بر ارزش افزوده
مالیات بر ارزش افزوده در مقایسه با سایر مالیاتهای مرسوم یک مالیات جدید است که با تلاش اقتصاددانان برای رفع یا کاهش اختلال و نارساییهای مالیاتهای سنتی و نیز افزایش درآمد دولتها شکل گرفت (تین آلن رای، 1386).
ایده اولیه این مالیات نخستین بار در سال 1918 توسط یک بازرگان آلمانی به نام فون زیمنس54 مطرح گردید. پس از مطرح شدن ایده اولیه این مالیات در 1918 و در دهه 1920 مطالعات مکتوب دیگری در این رابطه ارائه شد که مهمترین آنها آثار موریس لوره55 بود که به پدر مالیات بر ارزش افزوده شهرت دارد. گسترش این سیستم یکی از مهمترین توسعههای مالیاتی و بی شک یکی از جدال برانگیزترین مباحث اواخر قرن 20 است و تا چند دهه پس از آن مورد بحث و بررسی قرار گرفت، اما مالیات بر ارزش افزوده برای نخستین بار در فرانسه و در سال 1948 به اجرا درآمد. این مالیات پس از اصلاح سیستم مالیات بر فروش تحت عنوان مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرف اعمال گردید. البته این شکل مالیات به طور جامع برای نخستین بار در سال 1968 در برزیل پیاده شد، در حالی که کمیته ملی اتحادیه اروپا اجرای مالیات بر ارزش افزوده را از سال 1962 به کشورهای عضو توصیه مینمود. سرانجام شورای اتحادیه اقتصادی اروپا برای هماهنگ سازی سیستمهای مالیاتی و حمایت از تجارت تمام اعضا را ملزم نمود تا از اول ژانویه 1970 این سیستم را در تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا اعمال نمایند. در این دوره مالیات بر ارزش افزوده عمدهترین منبع درآمدی در فرانسه، آلمان، بلژیک، هلند، دانمارک، نروژ و سوئد بود. گرچه این نوع مالیات در یک دهه رشد چندانی نداشت، اما در نیمه دوم دهههای 1980 و 1900 به اوج رسید تا جایی که در دو دهه پایانی قرن 20 سریعترین رشد را در کشورهای جهان داشت. در واقع، مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات بر فروش چند مرحلهای که در مراحل مختلف زنجیره واردات، تولید، توزیع براساس درصدی از ارزش کالاهای فروخته شده یا خدمات ارائه شده در هر مرحله اخذ میگردد، اما مالیات پرداختی در هر مرحله از زنجیره واردات – تولید – توزیع به عنصر مرحله بعدی زنجیره انتقال مییابد تا در نهایت توسط مصرف کننده نهایی پرداخت گردد (ضیایی بیگدلی و طهماسبی بلداجی، 1383). از دید نظر محاسبه پایه مالیات بر ارزش افزوده در سطح اقتصاد کلان به سه نوع تقسیم میشود: تولیدی، درآمدی و مصرفی. از لحاظ اجرایی نیز هریک از این تقسیمبندیها با تبعیت از روش اعتباری (فاکتور نویسی) و روش تفریقی ملزم به رعایت اصل مبدأ یا مقصد هستند. به عبارت دیگر، در معرفی مالیات بر ارزش افزوده علاوه بر نرخها، معافیتها، مبانی نظری و روش اجرایی میبایست اصول مورد استفاده (مقصد یا مبدأ) مشخص شود (کمیجانی، 1374).

مطلب مشابه :  مفهوم ضرر از لحاظ حقوقی

2- 9- مطالعات تجربی در خصوص مالیات بر ارزش افزوده
بررسی مطالعات تجربی در زمینه مالیات بر ارزش افزوده حاکی از آن است که در اغلب مطالعات جنبه درآمدی و آثار اجرای مالیات مذکور در کشورهای مختلف مدنظر بوده است و در تعداد معدودی از مطالعات به بررسی نظام اجرایی مالیات بر ارزش افزوده پرداخته شده است. از جمله این مطالعات میتوان به ارنت و یانگ اشاره نمود که هر ساله به بررسی جامع تطبیقی مؤلفههای اجرایی نظام مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای مختلف میپردازد. در ایران مطالعه جامعی در خصوص مؤلفههای اجرایی مالیات بر ارزش افزوده انجام نشده است و در برخی مطالعات به این موضوع اشاره شده است که از جمله میتوان به طهماسبی بلداجی و همکاران (1383) اشاره نمود که در مطالعه خود ضمن معرفی برخی مؤلفههای مهم در نظام مالیات بر ارزش افزوده نظیر نرخ، پایه، معافیت و آستان شمول تجربه برخی کشورها در این زمینه را ارائه کردند. علاوه بر این، فارابی (1390) نیز در مقالهای تحت عنوان ” مالیات بر ارزش افزوده و آثار آن” ضمن بیان سازوکارهای اجرایی مالیات بر ارزش افزوده به تشریح دو مؤلفه نحوه نرخگذاری و معافیت در نظام مالیات بر ارزش افزوده پرداخت. به علاوه، وی در این مقاله 3 کشور کره جنوبی، ترکیه و اندونزی را از حیث دو مقوله مذکور و نیز ماهیت مالیات بر ارزش افزوده درحال اجرا و روشهای مهار تورم ناشی از اجرای این مالیات با ایران مقایسه نمود (فارابی ،1390).

2-10-تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر قیمتها در ایران
مالیات بر ارزش افزوده به عنوان روش جدید اخذ مالیات با ایجاد یک پایه مالیاتی گسترده مورد توجه بسیاری از کشورها بوده است. در کشور ما نیز مالیات بر ارزش افزوده به منظور اصلاح ساختار مالیاتی و افزایش درآمدهای دولت پس از طی پروسه زمانی نسبتاً طولانی به تصویب مجلس رسید و در نیمه دوم سال 1387 به اجرا گذاشته شد. با توجه به اینکه این قانون به صورت آزمایشی و 5 ساله به اجرا گذاشته شده است. در این تحقیق تلاش شده است با استفاده از روابط تحلیلی داده – ستانده و ماتریس ضرایب فنی تولید اقتصاد ایران با فرض ثابت بودن شرایط اقتصادی و متغیرهای اقتصادی و فروض محدود کننده این تحقیق به بررسی اثر قیمتی ناشی از اعمال مالیات بر ارزش افزوده بر قیمت تمام شده بخشهای مختلف اقتصادی کشور بپردازیم. با استفاده از مدل قیمتی داده – ستانده و اعمال نرخهای مالیاتی موضوع قانون و معافیتهای کالا و خدمات موضوع ماده 12 و نهایتاً اعمال معافیت صادرات موضوع ماده 13 قانون مالیات بر ارزش افزوده اثر قیمتی هر بخش اقتصادی محاسبه شده و با در نظر گرفتن سهم هر بخش از ستانده کل اثر قیمتی محاسبه شده است. نتایج بررس
ی نشان میدهد اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده اثر قیمتی بسیار ناچیزی در پی داشته است (فرهنگی، 1384).

2- 11- تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر تغییرات قیمتها و تورم
اجرای مالیات بر ارزش افزوده برای نخستین بار در کشور آثار اقتصادی متعددی بر جای خواهد گذاشت که به طور کلی این آثار را به سه دسته آثار قیمتی (تورم)، آثار توزیعی و آثار درآمدی میتوان تقسیم نمود. این تحقیق در جهت بررسی آثار قیمتی مالیات بر ارزش افزوده صورت میگیرد تا با برآورد تأثیرات قیمتی آن بر هریک از بخشهای مختلف اقتصادی و کل اقتصاد کشور تدابیر لازم در این زمینه اندیشیده شود. در ادبیات علم اقتصاد تمام تغییر قیمتها شبیه به هم نیستند. اقتصاددانان میان تغییر در قیمت یک کالا یا خدمت و یا گروهی از کالاها و خدمات مرتبط با یکدیگر که در نهایت منجر به تغییر در قیمت نسبی آن قلم یا آن گروه کالا نسبت به سایر اقلام و گروهها میشود و حرکت روبه بالای تمام

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید