رشته حقوق

منبع تحقیق درمورد مهارت های ارتباطی

دانلود پایان نامه

بیند . او به دیگری ، به طریقی غیر زیان آور و غیر نقادانه گوش می کند . او داستان شخص دیگر را ، چنان که خود قصد دارد معرفی کند می شنود و اهمیت خاصی را که داستان برای دیگری دارد ، تشخیص می دهد .
همدلی شامل سه جز می شود :
۱- فرد همدل در عین حالی که درک دقیق و حساسی از احساسات فرد دیگر دارد ، جدایی خاص خود، از شخص مورد نظر رانیز حفظ می کند.
۲- همدلی یعنی درک موقعیتی که پدیدار شدن آن احساسات ، کمک کرده است ویا موجب برانگیختگی آنها شده است .
۳- فرد همدل به شکلی با طرف مقابل ارتباط برقرار می کند که او احساس کند پذیرفته و درک شده است .
موانع ارتباطی
سد هایی که مانع یک گفتگو می شوند را متخصصان ارتباطهای بین فردی مانند کارل راجرز ، ریول هووه ، هائیم یگنوت و بک گیب مشخص کرده اند . توماس گوردون فهرست جامعی ارائه کرده استکه آنرا « دروازه باز دارنده پلید ارتبا ط » می نامد.
دسته پاسخهای نامطلوب قضاوت :
۱- انتقاد:ارزیابی منفی از فرد دیگر و اعمال و نگرش او می اشد .
۲- نامگذاری : خوار و خفیف کردن و یا دادن یک عنوان کلیشه ای به شخص دیگر می باشد. ۳- تشخیص گذاری : تجربه و تحلیل رفتار فرددیگر و بازی کردن نقش یک روانشناسی مبتدی می باشد.
۴- ستایش همراه با ارزیابی : قضاوت مثبت در مورد شخص دیگر و اعمال و نگرش های او می باشد.
دسته پاسخ های نامطلوب ارائه راه حل :
۱- دستور: دادن دستور انجام کاری که مایلید انجام شود ه فرد دیگر می باشد.
۲- تهدید : تلاش برای کنترل اعمال و رفتار طرف مقابل از طریق هشدار و در مورد پیامد های منفی آنچه برایش تدارک دیده اید.
۳- اخلاقی ساختن : هنگامی که مشاوری به مراجع خود درس اخلاق می دهد یا برای او موعظه می کند رفتار مراجع خود را مورد ارزیابی قرار میدهد و اعلام می دارد که مراجع باید چه کاری انجام دهد وچه احساسی پیدا کند این گونه پاسخ دادن گناهکار بودن را در مراجع بر می انگیزد و مستلزم قضاوت ارزشی است . وسعی دارد مراجع را در مسیر نظام ارزشی مشاور تغییر دهد به بیان دیگر اینکه فرد باید چه کاری را انجام دهد و موعظه کردن.
۴- پرسشهای زیاد و نامناسب : سوالهای پاسخ – بسته اغلب از سدهای عمده ارتباط می باشند. اینها سوالهایی هستند که معمولا ، می توان با کلماتی کوتاه و مختصر ه آنها پاسخ داد .
۵- نصیحت کردن : نشان دادن راه حل مشکل فرد دیگر به او می باشد .
دسته پاسخ های نامطلوب اجتنابب از نگرانی های طرف مقابل
۱- منحرف سازی : کنار زدن مشکلات فرد دیگر از طریق ایجاد حواس پرتی است .
۲- بحث منطقی : تلاش برای متقاعد کردن فرد دیگر با توسل به حقایق و منطق و معمولا بدون در نظر گرفتن عامل هیجانی مربوط است .
۳- اطمینان آفرینی : تلاش برای متوقف کردن هیجان های منفی فرد دیگر است .
این موانع باعث می شود ، فرد دیگر یا ممکن است فررمانبردار تر و مطیع تر شود و یا مخالفتر و عصیان گر و پی گر جر و بحث و مشاجره شود.ایندسته از موانع گفتگو ، در جهت کاهش عزت نفس انگیزه طرف مقابل پیش می روند . آنها احتمال خود مختاری فرد دیگر را کم می کند و احتمال اینکه او کانون ارزیابی را به بیرون از خود انتقال دهد افزایش می دهند . موانع در جامعه ما سیلر شایع اند ، ودر ٪۹۰ ازگفتگ هایی که طی آنها یک یا هر دو طرف دچار مشکل یا نیازی جدی شود ، دخالت دارند . اما عادتهای مکالمه ای بد را ، در اصل، از طریق کاربرد مهارت های آموزشی می توان اصلاح کرد.
مهارت های روابط انسانی
انسان در نتیجه فرایند اجتماعی شدن ، برخی از مهارت های ارتباط بین فردی را کسب می کند . اما سطح عملکرد او در این مهارتها را می توان بهبود بخشید . هر فردی برای آنکه در روابط انسانی خود فهمیده تر ، مودب تر ، صمیمی تر ، بی ریاتر ، آزاد اندیشتر ، صریح تر و عینی تر رفتار کند، از ظرفیت بالایی برخوردار است . اما با کمک مجموعه مستحکمی از دانش نظری ، الگوهای مناسب و فرصت های تجربه شخصی ، می توان فرایند انسان کاملتر شدن اورا تا حد زیادی تصریح نمود . که رابرت بولتون مهارت های را عنوان کرده اند که هر کدام از آنها می تواند به نوبه خود سر فصل تحقیق و تفحص دیگری باشند .
۱- مهارت های ترمیم فاصله بین فردی
۲- مهارت های گوش کردن
۳- مهارت های کنترل تعارض و تضاد
۴- مهارت های ابراز وجود
مراحل بهبود ارتباط
مهارت های ارتباطی ، یک مسئله است و کار رد اثر بخش آنها در زندگی روزمره ، مسئله ای کاملا متفاوت . رابرت بولتون دریافت که پنج عامل ، بر احتمال کاربرد این مهارت ها در زندگی روز مره آنان تاثیر می گذارد.
۱- تعهد کمی یا عینی در بکار گیری مهارت ها : توان واژه «تصمیم » به دلیل کاربرد بدون دقت آن کاهش یافته است . بنابراین وقتی مهارت های ارتباطی را به فردی آموزش می دهیم ، اورا تشویق می کنیم خود را متعهد سازد تا از هر مهارت ، در ضمن هر هفته و به مدت سه ماه ، به تعداد « دفعات مشخص » استفاده کند . بکار گیری یک مهارت در دفعات مشخص ، به اندازه تعهد برای استفاده از آن اهمیت دارد . اگر خود را به انجام تعداد مشخصی از یک مهارت متعهد نکنید ، ممکن است این فکر به راحتی در ذهن شما تشکیل گیرد که مهارتها را ، بیش از انچه واقعا بکار برده اید ، مورد استفاده قرار می دهید .
۲- نهراسیدن از شکست های تصادفی : این مهارت ها ، نوشدارو نیستند . زمانی که بخوبی مورد استفاده قرار گیرند با احتمال بسیار زیاد موفقیت و غنی سازی روابط همراهند . با وجود این ، گاه حتی کاربران بسیار خبره وصادق را با شکستهایی تصادفی روبرو می کند . احتمالا شما هنوز یک از ماهر ترین متخصصان مهارت های ارتباطی نیستید . بنابراین همان طور که افراد موفق با شکست ها تصادفی مواجه می شوند ، بدون شک شما نیز به آن شکست ها دچار می شوید . هنگامی که مهارت ها، برایتان مفید نیستند ، شما این حق انتخا ب را دارید که به بررسی اشتباهیی که اتفاق افتاده بپردازید و یاد بگیرید که چگونه آن را در آینده تصحیح کنید . پشتکار در رویارویی با شکست های احتمالی برای کسانی که به پیشرفت مهارت های خود متعهد هستند ، یک ضرورت است .
۳- انتخاب موقعیت های مناسب : هنگامی که مردم با مهارتهای آموزش داده شده در این دوره آشنا می شوند اغلب می خواهند که برخی از آنها را در بعضی از دشوار ترین مسائل بین فردی زندگی خود بکار برند . آنان ممکن است گوش کردن انعکاسی را در مواقعی بکار گیرند که با یشترین احتمال کاربرد قضاوت یا ارائه نصایح همراه است ، یا در برابر افرادی به ابراز وجود بپردازند که کمترین احتمال پاسخ به یک پیام جرأ ت مندانه را دارند . اما همان طور که احمقانه است که با یک روز تمرین دویدن ، در مسابقه ماراتن شرکت کنید ، استفاده از مهارت ها در محیط ها و موقعیت های دشوار نیز ، قبل از تمرین جدی و تسلط کافی بر آنها کار معقولی نیست.
۴- آماده سازی دیگران برای تغییر : برخی افراد پس از یادگیری مهارتهای ارتباطی تمایل شدیدی دارند که این مهارت ها را بعنوان یک راز تلقی کنند . اما برخی دیگر مایلند که افراد شریک در زندگی و محل کار خود را از این حقیقت آگاه کنند که گاهی از اوقات ، برخی از روش های ارتباطی متفاوت را به کار خواهند برد . پژوهشها نشان می دهد که معمولا بهتر است به افراد دیگری که احتمال دارد برخی از رویکرد های جدید را در برخورد با آنان به کار می برید توضیح دهید که چرا قصد دارید برخی از رویکرد های ارتباطی جدید را بکار گیرید و این مهارت ها شامل چه مواردی خواهد بود .
۵- آموزش مهارت ها : کارگاههای آموزشی مهارت سازی می توانند موهبتی بزرگ برای توسعه توانایی انسان در برقراری بهتر ارتبا ط باشند . خواندن کتابهای مر بوط به ارتباطات انسانی نمی تواند با یادگیری در یک موقعیت آموزشی که در ان ، مهارت ها ، توسط آموزش دهنده و ضبط صوت و نوارهای ویدیویی الگوسازی می شوند و در آنها ، جلسات تمرینی همراه با بازخورد تشکیل می شود برابری کند. بیشتر مردم در می یابند که یک کارگاه مهارت آموزی در پرورش اثر بخشی بیشتر روابط بین فردی سیار مهم است .
نظریه نیاز و ارتباط موثر
همه جا با ابزار های بیولوژیکی متولد می شویم که از طریق آنها می توانیم ارتباط برقرار کنیم – یک مغز ، اندام تولید صدا ( دهان ، زبان ، حنجره ) و ابزار و اندام دریافت پیامها ( گوشها ، چشم ها ) همچنین بنا بر عقیده قوم نگاران ( دانشمندی که فرهنگ ها را مطالعه می کند ) با نیاز های خاصی متولد می شویم که باید مرتفع گردند . برخی از نظریه پردازان ارتباطاتات معتقدند که این نیاز های درونی ما زمینه ساز رفتار ها و اعمال ارتباطی ما هستند . این نظریه به ما توضیح می دهد که چرا ما به شیوه ای ارتباط برقرار می کنیم که از درک معمول ما از فرا یند ارتباطات فراتر است.
بر اساس این نظریه ، نیازهای اساسی تعیین کننده رفتار انسان عبارتند از نیاز به سلامت ، نیاز لذت جویی ، نیاز به امنیت و نیاز قلمرو خواهی . میزان نیاز هر فرد ه هر یک از نیاز های مذکور ا نیاز فرد دیگر متفاوت است . مثلا ممکن است در یک فرد نیاز لذت جویی وی از سایر نیاز های اساسی وی شدیدتر باشد. حال آنکه ممکن است شخص دیگری بشدت به قلمرو خواهی نیاز داشته باشد .
مبانی خاص نظری در تدوین پرسشنامه جهت مربیان
ما بر اساس تحقیقاتی که صورت گرفته ، تحقیق خود را بر این نهادیم که در نظر گرفتن سه مدل ارتباطی ستمیک فرهنگی هستی گرا ، گربند و NLP مولفه ها و راه کار های مفیدی را که مدد کاران برتر در مقایسه با دیگر مددکاران در ایجاد ارتباط موثر ، با این کودکان استفاده می کنند دهم و در انتها بر مبنای نظریه NLP سوالاتی ساخته و با ارائه آنها به مدیر خانه کودک ، ومددکاران برتر و کودکان به نتیجه پژوهش خود دست یابیم . بدین منظور ابتدا شمه ای از این سه نظریه را در ذیل شرح خواهیم داد و در نهایت سوالات مربوطه را عنوان خواهیم کرد .
محل ارتباط سیستم های ( سازش پذیر ) فرهنگی هستی گرا
ارتباط یعنی تعاملی بین یک یا چند سیستم زنده با خصوصیات بیولوژیک . این تعامل با هدف ارضا نیاز های چند گانه سیستمها انجام می شود ( نیاز های بیولوژیک سمبولیک) که حتی خود سیستم ممکن است در راطه با آنها هوشیاری کامل داشته باشد ( خسروی، ۲۰۰۳) .
پایه های ارتباطی مدل عبارتند از :
۱- توجه به اینکه چرا ارتباط تبادل اطلاعات نیست و یک تعامل است .
۲- انسانها ابعادی چند گانه و چند بعدی دارند .
۳- انسانها سیستمهایی هستند که در مقابل ارضا نیاز ها خود آزاد و به صورت هستی گرایی مسئول می باشند .
۴- در ارتباطات نیاز ها از اهمیت محوری برخوردارند .
۵- سیستمها سعی دارن در جایگاهی خاص و بصورت منظم قرار گیرند تا در آن جایگاه بتوانند نیاز های خود را بر طرف کرده و نقشی را به خود بگیرند که به ارضا نیازهایشان کمک کند .
۶- عدم چشم پوشی از منافع تئوری هایی همچون شنن که با طرح مباحثی همچون «کانال ارتباطات » مارا به دستیابی به ارتباط کمک می کند .
مدل ارتباطی گربنر
ویژگی این مدل آنست که می تواند گونه های مختلف شرایط اجتماعی را توصیف کند . درست مشابه نحوه استفاده از بلوکهای مختلف یک ساختمان . مدل گربنر برای توصیف یک فراگرد ساده مثل پیام یا یک فراگرد پیچیده تر مثل پیام و ریدادهای مربوط به آن قابل استفاده است و می تواند پاسخهایی درباره طبیعت و اثر متقابل شناخت و ادراک از یک سو و تولید پیام از سوی دیگر عرضه کند . این پیام شامل اجزایی به شرح ذیل می باشد:
۱-یک شخص۲- یک رویداد را ادراک میکند۳- و به آن واکنش نشان می دهد۴- در یک شرایط و موقعیت خاص۵- بخاطر مقاصد و هدف نهایی۶- توسط امکاناتی که در دسترس دارد۷- به شکل و فرمی خاص ۸- و زمینه ای ویژه ۹- برای انتقال محتوی۱۰- با نتایجی .
این مدل نشان می دهد که فراگرد ارتباط انسانی ، یک فراگرد ذهنی ، انتخابی ، متنوع ، متغیر و غیر قابل پیش بینی است . در واقع سیستمهای ارتباطات انسانی یک سیستم باز هستند.
مدل ارتباطی NLP
ان.ال . پی (NLP) چیست ؟ N مخفف NEUROاست ، پیشوندی که اشاره به اعصاب و ذهن دارد . واین که ما چگونه زندگی ذهنی خود را سازمان دهی می کنیمl مخخف LINGUISTIC بمعنای درباره زبان ، چگونگی کاربرد آن و چگونگی اثر آن بر ماست . P مخفف PROGRAMMING است که درباره توالی و سلسه مراتب رفتارهای تکراری ما و این که چگونه در راستای تحقق یک هدف اقدام می کنیم حث می کند .
بنابراین NLP مضوونی در باره ارتباط است ، برای افکار ، گفتار و کردارهایی که مارا با دیگران ، با جنان هستی وابعاد معنوی آن مرتبط می سازد این یک روش علمی است که در آن ما پی می بریم چگونه می توانیم مفاهیم مرتبط با ان.ال.پی را برای توجیه زندگی روزانه هر فردی ترجمه و منتقل کنیم . نقطه شروع در NLP کنجکاوی و علاقه پیدا کردن درباره انسانهاست وهمچنین مطالعه در باره ساختارهای تجربیات ذهنی است . برای رسیدن به این اهداف ، NLP به کشف و پژوهش در این زمینه می پردازد که ما چگونه فکر و احساس می کنیم و جواهایی در این زمینه می یابیم ، می توانیم به دیگران یاد بدهیم بطور خلاصه ، هدف در این دانش ، کشف و ارائه فضیلت و کمال برای انسانهاست .NLP از اوایل دهه (۱۹۷۰) میلادی با همکاری ریچارد بند لر و جان گریندر شکل گرفت .
راپورت یا رابطه موثر : در NLP واژه راپورت برای شرح و بیان رابطه متکی بر اعتماد و مسئولیت پذیری استفاده میشود . راپورت ضرورتاً رخورد با افراد به همان شکلی که در جهان هستند است . برای اینکه ما بتوانیم با دیگران رابطه بر قرار کنیم به این نیاز داریم که آنها رابخوبی بشناسیم وازدید گاه آنان درباره جهان و جهانیان آگاهی پیدا کنیم . در این شرایط ما نیاز نداریم که عقاید و باورهای دیگران را بپذیریم بلکه کافی است به آنها احترام بگذارم بنابراین راپوت در سه سطح متفاوت می تواند بر قرار یا گسسته شود از جمله : زبان بدن ، لحن صدا ، کلما ت .
مراحلی که می توان از طریق آن به راپورت و ارتباط موثر دست یافت ؛

۱- همگام شدن : یکی از قدرتمند ترین شیوه های ارتباط موثر می باشد که اریکسون ارائه داده است . دراین مضمون برای همگام شدن با کودک در مواضع او قرار می گیریم و تا حدی که موافق او هستید با او هم رای و همصدا می شوید . به همین شکل همگام شدن روش ویژه ای برای برقراری ارتباط موثر با اشخاص است در این روش با دیگران همگام می شوید و با جلب دوستی انها به آنان کمک می کنید .
۲- تورادوست دارم زیرا شبیه من هستی : شاید منصفانه نباشد و بااین حال واقعیتی است که اشخاص کسانی را دوست دارند که مانند خود آنها باشند . با کسانی بیشتر معاشرت می کنیم که مانند ما هستند و دنیا را مانند ما می بینند و در دوست داشتن یا نداشتن شبیه ما هستند . ما دوستان خود را از میان کسانی انتخاب می کنیم که تحت تاثیر آنها بتوانیم با خود ارتباطی گرم و صمیمانه داشته باشیم و چه کسی جز کسانی که شبیه ما هستند می توانند به ما احساس راحتی بدهند .
۳- همگام شدن با روحیه دیگران : اهمیت همگام شدن را می توان اینگونه تعریف کرد : وقتی شما با کسی همگام می شوید نیاز داریم که آنها را به خوبی بشناسیم و از دیدگاه های آنها در باره جهان و جهانیان آگاهی پیدا کنیم. در این شرایط ما نیاز نداریم که عقاید و باورهای دیگران را بپذیریم بلکه کافی است که به آنها احترام بگذاریم بنابراین راپورت در سه سطح متفاوت می تواند برقرار یا گسسته شود ازجمله: زبان بدن، لحن صدا، کلمات.
مراحلی که می توان از طریق آن به راپورت و ارتباط موثر دست یافت:
1-همگام شدم: یکی از قدرتمندترین شیوه های ایجاد ارتباط موثری باشد که اریکسون ارائه داده است. در این مضمون برای همگام شدن با کودک در موضع او قرار می گیریم و تا حدی که موافق او هستید با او هم رای و همصدا می شوید. به همین شکل همگام شدن روش ویژه ای برای برقراری ارتباط موثر با اشخاص است در این روش با دیگران همگام می شوید و با جلب دوستی آنها به آنان کمک می کنید.
2-تو را دوست دارم زیرا شبیه م

مطلب مشابه :  مکان

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید