مناشئ و منابع حق در حقوق بشر عرفی

: مناشئ و منابع حق در حقوق بشر عرفی

در چند دهه اخیر، نظام بین­المللی حقوق بشر در بعد معیارسازی و قاعده پروری توسعه­ای شگرف را به تصویر کشیده است. این روند که با تأسیس سازمان ملل و صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 آغاز گردید به تدریج آنچنان شتاب گرفت که در آغاز قرن بیست و یکم در قلمروی حقوق بشر و آزادی­های اساسی، منظومه­ای حقوقی به وسعت جامعه جهانی پدیدار گشته است.[1] بر این اساس می­توان بیان نمود منبع حقوق در حقوق بشر عرفی و غیردینی نیز اعلامیه­ها، میثاق­ و قراردادهایی است که به صورت اسناد حقوق بشر در منظومه نظام بین­الملل حقوق بشر موجود و در دسترس ما می­باشند که برخی از آنها را در مبحث دوم این فصل تحت عنوان اسناد حقوق بشر عرفی در نظام بین­الملل حقوق بشر به گونه­ای اجمالی مورد بررسی قرار خواهیم داد.

اما در رابطه با مناشئ، خاستگاه­ها و یا سرچشمه­های حق در حقوق بشر عرفی و غیردینی  تئوری­های متفاوتی بیان گردیده است که نهایتاً همه آنها را ذیل دو عنوان کلی «نظریه قراردادمحوری» و «نظریه عینیت محوری» قرار خواهیم داد. باید توجه داشت که عنصر اساسی هر دو گروه این تئوری­ها مفهوم کرامت و حیثیت ذاتی انسانی[2] می­باشد که بدون توجه به آن در نظر گرفتن هرگونه مبنای اخلاقی و نهایتاً توجیه حق­های بنیادین در حقوق بشر عرفی غیرممکن می­نماید. بر این اساس در این مبحث به نظریه قراردادمحوری و سپس نظریه عینیت مداری نظر خواهیم افکند و آنها را مورد بررسی و ارزیابی قرار خواهیم داد.

گفتار اول: نظریه قراردادمداری

از منظر اندیشمندان دوران مدرن جامعه وجود مستقلی از آدمیان ندارد و امری اعتباری محسوب می­گردد و وجود آن نزد بیشتر ایشان ناشی از یک قرارداد اجتماعی[3] می­باشد. بدین سان اصحاب قرارداد محوری، تنها قرارداد اجتماعی را موجد حق­های بشری می­دانند و معتقدند حقوق بشر پس از بوجود آمدن جامعه ایجاد می­گردد. بنابراین حقوق بشر نیز نمی­تواند سرچشمه­ای جز قرارداد داشته باشد. علاوه بر این اختلاف میان ملل گوناگون درباره حقوق انسان، دلیل دیگری بر فقدان مبنای واقعی برای حقوق است.[4]

گفتار دوم: نظریه عینیت مداری[5]

در برابر قرارداد محوران، عینیت مداران یا ابجکتیویست­ها بر این باورند که هر حقی از لحاظ منشأ انتراع باید بر یک امر عینی بیرونی[6] قابل تحویل و فروکاستن باشد و از آن نشأت بگیرد. اصحاب این نظریه بنا نهادن منشأ حق بر شئون متفاوت مفهوم جامعه انسانی را رد می­نمایند و با تأکید بر مفاهیم مشترک در باب حق­های بشری که در طول حیات انسان موجود بوده­اند- صرف وجود اختلاف در مصادیق این حق­ها را دلیل بر اثبات عدم عینیت مناشئ حق­های بشری و اعتباری بودن سرچشمه­های حق نمی­دانند. این دیدگاه مورد قبول اسلام نیز می­باشد. زیرا فلاسفه اسلامی حق را دارای سرچشمه انتزاع عینی     می­دانند.[7]

[1] زمانی، سیدقاسم؛ وکیل، امیر ساعد؛ عسکری، پوریا؛ نهادها و سازوکارهای منطقه­ای حمایت از حقوق بشر، مؤسسه مطالعات و پژوهش­های حقوقی شهر دانش، تهران، 1386، ص14. برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به : امیرساعد وکیل، حقوق بشر صلح و امنیت بین المللی، انتشارات مجد، 1383.

[2] Human Dignity

[3] Social Contract

[4] حقیقت، سید صادق، و میرموسوی، سید علی، پیشین، ص159.

[5] objectivism

[6] objective

[7] ر.ک: جوادی آملی، عبدالله،  فلسفه حقوق بشر، اسراء، قم، 1389، چ6، صص 128-127.

                                                    .