رشته حقوق

منابع پایان نامه درمورد آموزش علوم

دانلود پایان نامه

ر روزانه، تحصیلی، شغلی، اجتماعی، ارتباط با دوستان، خانواده و جامعه، محیط کار و دیگر موقعیت‌هایی است که به تناسب زندگی و ایفای نقش‌های اجتماعی، فرد ناگزیر مواجهه با آن ها است. برخی افراد در زندگی روزمره خود حتی قادر به برطرف کردن مسائل آسان خود نیستند و در مقابل کوچک‌ترین مساله و مشکل دچار پریشانی، دستپاچگی و ناراحتی می‌شوند. این افراد در مقابل کوچک‌ترین ناملایمات زندگی آسیب‌پذیرند و احتمال این‌که به بیماری‌های مختلف روانی و جسمانی مبتلا شوند نیز بسیار زیاد می‌باشد. افراد دیگری وجود دارند که دشوارترین و ناراحت‌کننده‌ترین مشکلات را پشت‌سر گذاشته و نه تنها دچار آسیب نمی‌شوند، بلکه پس از تحمل آن مشکل به سطح بالاتری از توانمندی و قدرت نیز می‌رسند. می‌توان گفت از دلایل موفقیت این افراد آن است که هنگام مواجهه با مشکلات از روش‌های عقلانی منظم و صحیحی استفاده می‌کنند و برخلاف افراد دسته قبل که فاقد این توانمندی هستند با تمرین و تکرار و مواجهه منطقی با مسائل، سطح آمادگی فردی خود را ارتقا می‌بخشند. این گونه افراد به دلیل کسب این توانمندی به خوبی از عهده مسائل زندگی خویش برمی‌آیند و می توانند مشکلات خود را حل نمایند(روزنامه جام جم،1389).
2-4-روش حل مسئله
روش حل مسئله یکی از روش های یادگیری است که هم در زندگی روزمره و هم در کشف مسائل پیچیده علمی کاربرد دارد. در آموزش وپرورش نیز می توان فراگیران را در موضع حل مسئله قرار داد به جای مکلف ساختن دانش آموزان به حفظ مطالب می توان آن ها را در معرض حل مسئله قرار داد .به نحوی که خود را در صحنه واقعی و رویاروی مشکل ببیند و به حل مسئله بپردازد یادگیری از طریق حل مسئله نوعی یادگیری فعال و عمیق است و فرد را برای برخورد با تجارب واقعی زندگی آماده می سازد. آموزش حل مسئله جزء جدایی ناپذیر فرایند آموزش مؤثر وکارآمد است(میرشفیعیان،1388).
اکبری شلدرّه ای و همکاران(1390)، در کتاب “روش های نوین یاددهی-یادگیری و کاربرد آن در آموزش برنامه درسی، چهار راه برای حل مسئله ارائه نموده اند که شامل:
2-4-1-حل مسئله از طریق آزمایش و خطا
اگر به مسئله ای روبروشویم که برای حل آن اصول وقواعدی از پیش شناخته شده در اختیارنداشته باشیم باید آن را از طریق آزمایش وخطا حل نمائیم، برای رسیدن به هدف باید راه حل های متعددی را آزمایش نمائیم، شاید چندین آزمایش به نتایج مطلوب نینجامد، اما سر انجام به راه حل آن نایل می آئیم. به عنوان مثال اگر بخواهیم با دسته کلیدی که تعداد زیادی کلید های شبیه به هم را دارد قفلی را باز نمائیم ناچار باید به آزمایش وخطا یک یک کلید را امتحان کنیم تا به کلید اصلی برسیم. این روش اصول معینی ندارد و بیشترموجب ضیاع وقت می شود. اما اگر به آن مواجه می شویم ناچار باید به حل آن بپردازیم(صفوی،1385).
2-4-2-حل مسئله از طریق بینش و شناخت
“پیروان نظریه شرطى معتقدند که یادگیرنده براى حل مسأله، آن دسته از عادت هاى قبلى خود را که مناسب براى حل مسأله تازه هستند، انتخاب مى کند .اگر با چنین شیوه هایى به راه حل نرسد، به کوشش و خطا روى مى آورد و با استفاده از خزانه? پاسخ خود، پى در پى پاسخ هایى را ارائه مى دهد تا سرانجام مسأله را حل کند. این در حالى است که پیروان نظریه شناختی، علاوه بر اینکه چنین توصیفى را از شیوه? کار یادگیرنده قبول دارند، تفسیرهایى بر آن مى افزایند که براى روانشناسان پیرو نظریه شرطى مطرح نیستند. مثلاً طرفداران نظریه? شناختى خاطرنشان مى سازند که حتى اگر تمام تجارب مورد نیاز در بخش هاى مختلف مسأله موجود باشد، باز هم تضمینى وجود ندارد که یادگیرنده تجربه هاى پیشین خود را در حل مسأله جدید مورد استفاده قرار دهد. ممکن است یادگیرنده بتواند مسأله اى را حل کند، ولى هرگاه همان مسأله به صورت دیگرى عرضه شود از حل آن عاجز بماند. این دسته از روانشناسان معتقدند که فرد براى حل مسأله، نیازمند درک روابط اساسى نهفته میان اجزاء و کل است و تجربه هاى قبلى نمى تواند ضامن موفقیت او در حل مسأله باشد. آنان مى گویند: روش مرجَّح ارائه مسأله، نوعى ساخت ادراکى فراهم مى سازد که به بصیرت یا بینش منتهى مى شود، اما طرفداران نظریه? شرطى ترجیح مى دهند که منابع حل مسأله را در تجارب گذشته? یادگیرنده جستجو کنند”(شعبانی،1384، ص24).
2-4-3-حل مسئله با روش تحلیلی
در این روش ایجاب می نماید تا به خاطر حل مسئله، تحلیل به صورت تدریجی وگام به گام صورت
گیرد. تحلیل تدریجی وگام به گام به خاطر رسیدن به حل مسئله به فهم کامل کلیه مراحل و روابط مربوط نیاز دارد. بدین معنی آن های که به حل مسئله به روش تحلیل تدریجی می پردازند ، لازم است تا تمامی عناصر و قواعد مربوط به آن را به خوبی بداند. هر قسمتی از مسئله را که تحلیل وحل می نماید باید از صحت انجام آن ارزیابی معینی انجام دهد. این روش خیلی با اهمیت بوده انسان را به کشف مفاهیم عمده وخاص موفق می سازد. دانشمندان برای حل مسایل پیچیده از این روش استفاده می نمایند، زیرا اولاً در این روش علت ظهور پدیده ها تشریح می شود و بعداً در خصوص پدیده ها پیشگوئی صورت می گیرد. این روش بر علاوه این که در رشته های علمی وخاص مورد استفاده قرار می گیرد در علوم اجتماعی نیز می توان مسایل خاص و پیچیده را با استفاده از این روش مورد بررسی قرارداد(صفوی،1385).
2-4-4-حل مسئله با روش دیویی
“جان دیویی پیدا کردن بهترین روش یا روش های حل مسئله به وسلیه خود یادگ
یرنده را اساس یادگیری می داند. دیدگاه او در آموزش و پرورش زمانی بهترین کاربرد را خواهد داشت که زمینه های درک مسئله و طرح و بررسی آن و جست و جوی راه های ممکن و مفید و نیز عوامل آن ها برای دانش آموزان، به خوبی در محیط مدارس فراهم باشد. تجربه هایی که همه روزه در مدرسه برای دانش آموزان پیش می آید، زمینه های نیرومندی برای یادگیری، تفکر، اندیشیدن، حل مسائل روزانه، سازگاری کلی با محیط و سرانجام رشد مستمر آنان است. معلم در این زمینه، نقش راهنما و هدایت کننده دارد و کتاب ها و وسایل کمک آموزشی ابزار هایی هستند که دانش اموز(مرکز و عامل اساسی یادگیری) را در انجام دادن فعالیت های یادگیری یاری می دهند و زمینه های حل مسائل زندگی اجتماعی را برای او فراهم می آورند. چون “عمل” در این دیدگاهاصالت دارد، شرکت فعال یادگیرنده و کارهای عملی او در حل مسائل اهمیت بسیار دارد. فراهم کردن امکانات و محیط و شرایط مناسب برای رعایت پنج مرحله ی روش حل مسئله از جانب فرد فرد دانش اموزان در هر موضوع درسی کمک بزرگی به آن ها برای یادگیری هدفدار است. مراحل پنج گانه ی حل مسئله از دیدگاه دیویی عبارت است از :
1. شناسایی مسئله ی مورد یادگیری؛
2. جست و جوی راه ها و روش های ممکن برای حل مسئله و انتخاب بهترین روش ها؛
3. فرضیه سازی، به صورت تخمین یا پیش بینی نتایج روش ها و راه های اتخاذ شده؛
4. اقدام به عمل و فعالیت در جهت اعمال روش ها یا راه های گزینش شده؛
5. بررسی نتایج حاصل از فعالیت و اقدام هاو اتخاذ روش ها و سرانجام یادگیری در زمینه ی مورد بررسی”(اکبری شلدرّه ای و همکاران، 1390،صص84و85).
2-5- راهبردهای حل مسئله
مؤلفین کتاب های درسی پایه هفتم در سال تحصیلی 93-92 ، هشت راهبرد حل مسئله را برای حل مسائل معرفی کرده اند، این راهبردها عبارتند از: راهبرد رسم شکل؛ راهبرد الگوسازی؛ راهبرد حذف حالت های نامطلوب؛ راهبرد الگویابی؛ راهبرد حدس و آزمایش؛ راهبرد زیرمسئله؛ راهبرد حل مسئل? ساده تر؛ و راهبرد روش های نمادین.
2-5-1-راهبرد رسم شکل: کشیدن یک شکل مناسب می تواند به حلّ مسئله کمک کند یا به طور کامل آن را حل کند؛ به طوری که نیازی به نوشتن عملیات و محاسبه نباشد. گاهی ممکن است شکل را فقط تصور کنید و آن را رسم نکنید. منظور از رسم شکل، نقّاشی نیست؛ بلکه می توانید برای این کار شکل های ساده بکشید.
2-5-2-راهبرد الگوسازی: برای حلّ بعضی از مسئله ها باید همه حالت های ممکن را بنویسید. برای این که هیچ حالتی از قلم نیفتد، لازم است آن ها را با نظم، الگو و ترتیبی مشخص بنویسید. الگوسازی به شما کمک می کند تا مطمئن شوید همه حالت ها را نوشته اید. بنابراین در مسئله هایی که لازم است همه جواب ها و پاسخ های ممکن را بنویسید، می توانید از این راهبرد استفاده کنید. با توجّه به نظم و ترتیبی که می سازید، به این راهبرد تفکّر نظام دار نیز می گویند.
2-5-3-راهبرد حذف حالت های نامطلوب: به شرایط و اطّلاعات مسئله توجه کنید و حالت های نامطلوب و نادرست را کنار بگذارید؛ آن گاه پاسخ مسئله یا همان حالت های مطلوب به دست می آیند. برای پیداکردن تمام حالت های ممکن می توانید از راهبرد الگوسازی استفاده کنید. ابتدا فهرستی از تمام حالت ها به دست آورید؛ سپس با توجّه به شرایط گفته شده در مسئله، حالت های نامطلوب را حذف کنید.
2-5-4-راهبرد الگویابی: در ریاضی با دو نوع الگوی عددی یا هندسی روبه رو می شویم. کشف الگو، رابطه و نظم موجود در بین دنباله های عددی یا هندسی کمک می کند تا بتوانید خواسته مسئله را به دست آورید.این راهبرد در مسئله هایی کاربرد دارد که بین شکل ها یا عددها، الگو و رابطه خاصی وجود داشته باشد.
2-5-5- راهبرد حدس و آزمایش: ممکن است حلّ یک مسئله، روش و راه حلّ مستقیمی نداشته باشد یا راه رسیدن به جواب آن طولانی و دشوار باشد. شما می توانید با یک روش منطقی و منظّم پاسخ احتمالی مسئله را حدس بزنید؛ سپس با توجه به شرایط گفته شده در مسئله، حدس خود را بررسی کنید و با توجّه به نتیجه به دست آمده حدس بعدی را بزنید تا کم کم به پاسخ مسئله نزدیک شوید. برای نشان دادن حدس ها و آزمایش های خود راه حل مناسبی پیدا کنید.
2-5-6-راهبرد زیرمسئله: مسئله? پیچیده و چند مرحله ای را به چند مسئله? ساده تبدیل کنید. فهرستی از این زیرمسئله ها را درست کنید؛ سپس به ترتیب به آن ها پاسخ دهید. اگر ترتیب زیرمسئله ها را درست تشخیص داده باشید، حلّ هر زیرمسئله به حلّ مسئله بعدی کمک می کند تا در نهایت به خواسته اصلی مسئله برسید.
2-5-7-راهبرد حل مسئل? ساده تر: برای حلّ بعضی از مسئله ها،ابتدا مسئله ای ساده تر را که با مسئله اصلی در ارتباط است، حل می کنیم. سپس با استفاده از نتیجه و پاسخ مسئله? ساده شده، جواب مسئله اصلی را به دست می آوریم. برای نتیجه گیری و پیدا کردن پاسخ مسئله? اصلی از راهبرد الگویابی استفاده می کنیم و الگوی کشف شده در مسئله ساده را به مسئله اصلی مرتبط می کنیم.
2-5-8-راهبرد روش های نمادین: بسیاری از مسئله ها را می توانیم به کمک نمادهای جبری به یک معادله تبدیل کنیم. در بعضی از مسئله ها هم می توانیم از مدل سازی هندسی استفاده کنیم. تبدیل مسئله به یک شکل هندسی و حلّ هندسی آن نیز نوعی روش نمادین یا مدل سازی به شمار می رود.
2-6-تعریف و تعیین قلمرو حوزه علوم تجربی
علوم تجربی، حاصل کوشش انسان برای درک واقعیت های هستی و کشف فعل خداوند است. کارکرد حوزه علوم تجربی عبارت است از: برخورداری متربیان از سواد علمی
فناورانه در بعد شخصی و اجتماعی؛ رشد و ارتقاء شایستگی های عقلانی، ایمانی، دانشی، مهارتی و اخلاقی؛ شناخت و استفاده مسئولانه از طبیعت به مثابه بخشی از خلقت الهی؛ ایفای نقش سازنده در ارتقای سطح زندگی فردی، خانوادگی، ملی و جهانی؛ زمینه سازی برای تعظیم نسبت به خالق متعال از طریق درک عظمت خلقت؛ تعمیق و تعادل در نگرش توحیدی و دستیابی به درک غایتمند از خلقت.
قلمرو حوزه علوم تجربی عبارت است از:
1. دانش: شامل زندگی موجودات، زمین و پیرامون آن، ماده و تغییرات آن، انمرژی و تغییرات آن، طبیعت و مواد فراوری شده، علوم در اجتماع، علوم در زندگی روزانه، تاریخ علم در ایران و اسلام و . . .
2. فرایندهای علمی: شامل مهارت های فرآیندی مانند مشاهده، جمع آوری اطلاعات، اندازه گیری، تفسیر یافته ها، فرضیه و مدل سازی، پیش بینی، طراحی پژوهش، برقراری ارتباط و مهارت های پیچیده تفکر.
3. فناوری: بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی، انرژی های نو، نجوم.
2-7-فلسفه آموزش علوم تجربی
یکی از ویژگی های بارز انسان”کنجکاوی” است که از دوران کودکی تا پایان عمر، او را به “دانستن” و
کشف حقایق و پرده پرداری از مجهولات سوق می دهد. این نیروی درونی، تکاپوی انسان را برای کسب “علم” و گریز از “جهل” افزون می کند. آنچه امروزه از دانش بشری، در شاخه های مختلف و رشته های گوناگون، در دسترس ماست، حاصل تلاش های انسان های گذشته و همین نیروی درونی خدادای آن هاست. بی تردید نسل های کنجکاو آینده بسیاری از مطالبی را که اکنون برای ما مجهول است، کشف خواهند کرد. بخشی از دانش امروز بشر که حاصل مطالعه و جست و جوی او در جهت شناخت جهان مادی و نظام ها و قوانین ان هاست، “علوم تجربی” نام دارد. بشر برای کشف و شناخت اسرار این جهان مادی، عمدتاً از ابزارهای حسی خود استفاده می کند. به همین دلیل، نقش “تجربه” در این حوزه بسیار اساسی و تکیه بر آن بسیار ضروری است. ب این اساس انسان برای توسعه و تقویت حوزه عمل خود، به ساخت دستگاه های گوناگون و دقیق دست زده است. ساخت و تولید ایزار های گوناگون، توانایی انسان را برای کشف رازهای جهان و طبیعه بالا می برد و زندگی او را متحول می سازد.
دانش آموزی که وارد مدرسه می شود، دارای نیروی خدادادی کنجکاوی است؛ نیرویی که هر لحظه او را به سوی دانشی تازه و پاسخی برای پرسش های بی شمار می کشاند. از سوی دیگر، او باید برای زندگی در دنیای فردا آماده شود. به این ترتیب نظام آموزشی باید به گونه ای برنامه ریزی شود که قوه جستجوگری را در دانش آموزان شکوفا کند و دانستن و کشف مجهولات را برای آن ها لذت بخش و نشاط آور سازد و هم آنچه را برای زندگی در دنیای امروز و فردا به آن نیازمندند، به آن ها بیاموزند. درس علوم تجربی که یکی از درس های اصلی دوره های ابتدایی و متوسطه اول است، به نوبه خود باید بتواند به هر دو هدف یاد شده دست یابد. در این درس، محتوا و روش باید به گونه ای طراحی شود که از یک سو به نیازهای فطری دانش آموزان در زمینه شناخت محیط پاسخ گوید، به آنان در پی بردن به شگفتی های جهان خلقت کمک کند و معرفت آنان را نسبت به خالق جهان افزایش دهد و آن ها را با دانش و بینش مورد نیاز زندگی حال و آینده آشنا سازد.
2-8-فلسفه وجودی درس زبان و ادبیات فارسی
زبان فارسی نماد و نماینده?

مطلب مشابه :  قتل عمد بر مبنای وضعیت بزه دیده در حقوق ایران
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید