رشته حقوق

منابع پایان نامه ارشد درباره زنان و دختران، رفتار انسان، انسان سالم، نقض حقوق

دانلود پایان نامه

سده 19 و 20 و21 جنگ ها این نقش را به عهده گرفته اند لذا جهت دست یابی به اهداف وسیله ها توجیه می شوند. به همین منظور منکوب نمودن ، تسلط بریک سرزمین یا ملت ، بدست آوردن منابع زیر زمینی یا روی زمینی ممالک وسرزمین های دیگر هرگونه اقدامی قابل قبول و پذیرفتنی بوده است. لذا گلوله باران بی رحمانه شهرها ، آتش زدن خرمن ها و مزارع ، مسموم نمودن رودخانه و نهرهای مورد استفاده و… همه از انواع عملکردها در خلال جنگ جهانی اول می باشد اذهان بشریت هنوز آن خاطرات تلخ را از یاد نبرده که سربازان آلمانی یا ژاپنی به محض ورود به یک شهر یا روستا غارت و چپاول را شروع می نموده و مردم بی گناه را در یک مکان تاریک و نمور زندانی و به زنان و دختران تجاوز می کردند و معترضین را درجلوی چشم همگان به شکل فجیع وغیر انسانی می کشتند ، آلوده کردن آب آشامیدنی مردم تحت محاصره از بدیهی ترین اقدامات بود ، آتش زدن غلات ، مزارع دشمن از ابتدایی ترین اعمال جهت تسلیم شدن حریف محسوب می گشت، عدم اجازه رسیدن آذوقه به محل محاصره شده وتلف شدن مردم مورد محاصره کاملاً طبیعی وازکارهای جاریه بود دریک جمله هراقدام ممکن وهرعمل زشت وقبیح جهت سرکوب نمودن ، تسلیم دشمن، مباح و مجاز و جزء دستورات صادره محسوب می‌گشت ، هرمانع و رادعی به شدت و به هرشکل ممکن از سر راه برداشته می شد.
تاریخ بشر ، حمله مغولان به ایران و سرزمین های دیگر و کشتار دسته جمعی جوانان را از یاد نبرده است در مستعمرات انگلستان ، افریقا ، در اشغال کشورهای بلوک شرق توسط تزار ، درجنگ دولت عثمانی با ارمنی ها جنایات عدیده ای توسط طرفین جنگ اعمال گردید که هرورق و هرعمل صورت گرفته خنجری است بر پیکر انسانیت . مردم آگاه و خردمند جامعه هنوز اقدامات بسیار رذیلانه فرانسه در اشغال الجزایر و کشتار بی رحمانه و دسته جمعی اسرا را به یاد دارند ، جوخه های اعدام قرون وسطایی در قتل ‌عام زندانیان جنگی درقلب اروپا را به خاطر دارند هرچند جامعه جهانی آن روزگار در تلاش و تکاپو جهت انتظام بخشیدن و تعیین حقوق اسیران جنگی در قوانینی از قبیل معاهدات و کنوانسیون های 1899 و1907 لاهه اقدامات ارزنده ای را شکل داده بود اما این اقدامات در وهله ی اول کافی وتمام نبود، درثانی جنبه الزام آورنداشت بلکه بستگی به میل واراده دارنده اسیر بود که چگونه و به هر نحو بخواهد عمل نماید .
نارسایی ها، زیر پا گذاشتن حقوق اسیران و رفتارهای بسیار خشن قرون وسطایی به اسیران جنگی ازسوی خیلی از کشورهـا به خصوص آلمان هیتلری باعث شد، «که درقـرن نوزدهم یعنی1921، در دهمین کنفـرانس بین المللی صلیب سرخ در ژنو توصیه گردید که کنوانسیونی در مورد اسیران جنگی وتعیین حقوق و تکالیف آن ها و همچنین ضمانت های اجرایی آن تنظیم گردد . درسال 1929 حکومت سوئیس کنفرانس دیپلماتیکی در ژنو به منظور قبولاندن یک کنوانسیون به کشورهای شرکت کننده و یا سایر کشورهای دیگر در مورد اسیران جنگی منعقد، و به همین منظور پیش نویس کنوانسیون مدنظر را تهیه و در اختیار آنان قرار داد که توسط کمیته بین المللی صلیب سرخ تصویب شد و درآن خاتمه بخشیدن به بازداشت اسیران جنگی و رهایی آنها از مهمترین آثار یک معاهده ، صلح بین کشورهای متخاصم محسوب شده بود. لیکن بدین معنی نبود که با انعقاد صلح تمام اسیران جنگی به فوریت آزاد و به مملکت متبوعشان برگردند، لیکن ماده 75 کنوانسیون 1929 ژنو ، فقط بدین معنی بود که بازگردانیدن اسیران جنگی در زودترین زمان ممکن بعد از انعقاد صلح به اجرا درآید»1 . درحقیقت جامعه جهانی وکشورهای عضو یک گام به جلوتر برداشته و معاهدات 1899و1907 را تکمیل تر می نمودند. در مورد انعقاد قرارداد یا معاهده ترک مخاصمه ،کنوانسیون 1929 مقرر داشت که معاهده ترک مخاصمه بین طرفین باید در اصول و مقررات خود حاوی موادی باشد که تعیین تکلیف اسیران همچنین رهایی و بازگشت آنان را دربرگیرد همچنین مقرر نمود که اگر طرفین تنظیم کننده و امضا کننده پیمان صلح، به دلایلی از انجام آن سرباز زدند ، یابه طور سهوی فراموش کردند باید موافقت نامه جداگانه ای درخصوص اسیران منعقد و درآن بازگشت هرچه سریعتر و با کمترین تاخیر اسیران جنگی را عملی وممکن سازند. البته چنین رویه ای پیش ازاین هم وجود داشت ، کما این‌که در ترک مخاصمه «اولم»2 رهایی همه اسیران جنگی دوطرف توسط طرفین بدون قید وشرط پرداخت فدیه مقرر شده بود . یا درترک مخاصمه «مالمو»3 بین طرفین توافق شد که همه اسیران جنگی آزاد شوند . همچنین در موافقتنامه ترک مخاصمه ای که درسال 1814 بعد از اولین سقوط ناپلئون بین کشورهای ذی‌نفع منعقد گردید بر بازگشت تمامی اسیران جنگی فورا و بدون هیچ قید و شرط وتاخیری به ممالک متبوعه خویش توافق و برای این منظور و اجرای توافقات حاصله تعیین کمیسیون رهایی مقرر گردید .
به هرحال ، طبق اصول ومقررات کنوانسیون 1929 مقررشده بود که اسرای جنگی باید فقط بعد از منعقد نمودن پیمان صلح بین طرف های درگیر بازگردانده شوند (یعنی هنگامی که معاهده صلح منعقد می شود، یا شاید هنگامی که به مرحله اجرا درمی آید ) و این وضعیت می توانست سال های طولانی ، حتی بعد از خاتمه و پایان درگیری و نبرد واقعی استمرار و دوام یابد . پروفسور «فن ویک» دربررسی آثارختم جنگ به دنبال انعقاد معاهده صلح ، به آزادی اسیران جنگی اشاره می نماید واین نکته رامتذکر شده ومی‌افزاید که دولت نگهدارنده و دارنده اسیر برای اجتناب از آثار غیر مستقیم آزادی اسیران ، در برقراری صلح ، شروط و قیدی را تعیی
ن می نمود. که منجر به هرچه دیرترآزاد شدن اسیران می گردید . مواد کنوانسیون 1929 در بیشتر موارد وهرمساله ای که آزادی اسیران درآن مطرح بود. بکارگرفته شد، لیکن کارآیی وتاخیر عملی وعینی خود را نشان داد . با وجود این درحین عمل به مواد کنوانسیون کاملا آشکارگردید که در بسیاری نکات به تجدید نظر واصلاح نیاز دارد . درشیوه وروش جنگ ها ، ابزار وسلاح های جدید و نتایج حاصله ازجنگ ها ی حادث شده ، حتی شرایط زیستن مردم و پیشرفت های اجتماعی و فرهنگی تغییراتی مهم وگسترده به وجود آمده بود لذا ضرورت توجه بیشتر به اسیر جنگی کاملاً احساس می شد.
هر چند که اقدامات خوب و قراردادهایی بهتر از زمان های دور درخصوص حمایت از زندانیان جنگی و نحوه رفتار با ‌آنان به تصویب کشورها رسیده بود و موضوع اسیران جنگی و توجه به آن ها در اذهان عمومی و افکار سیاستمداران جا افتاده بود لیکن نقض حقوق و زیر پاگذاشتن قرادادها و مقررات اسیران ادامه داشت به خصوص در زمان جنگ که می توان گفت در برخی از موارد نسبت به قبل شدت یافته بود .
دراردوگاه «بوخن والد» که آلمانی ها جهت زندانیان جنگی درست کرده بودند تعدادی از ماموران S S در انتظار زندانیان می ماندند و هرموقع که یکی از زندانیان به آن اطاق هدایت می شد این ماموران به وسیله طناب های محکم و از پیش آماده آنان را یکی یکی خفه و با همان طناب به قلاب های تعبیه شده در اطاق آویزان می کردند . به گفته یکی از شاهدان عینی :
«هنگام حضور ما نفراتی از قلاب آویزان بودند ، بقیه را برده بودند ،‌ یکی از آن ها هنوزتکان می خورد در این لحظه یکی از ماموران S S با چکش چوبی مخصوص محکم بر سر وی کوفت ، چکش را به ما نشان دادند آثار خون روی آن نقش بسته بود . اجساد این افراد درگروه ها ی هیجده تایی به وسیله آسانسور الکتریکی به کوره های آدم سوزی منتقل می شد ظرفیت این کوره حدود دویست نفر بود ، صدوبیست نفر از این اجساد مربوط به قربانیان آزمایش های پزشکی و بقیه حدود شصت تا هشتاد نفر از زندانیان همین اردوگاه بودند «بوخن والد» نه فقط محلی برای نمود سبعیت انسان، بلکه نبردگاه دو دنیای مختلف بود نمایندگان دنیای اول نگهبانان و جلادان بودند و دنیای طرف مقابل هیچ نداشت در اردوگاه پوخن والد مثل اردوگاه مرگ «باتهاوسن» نبود اما بعضی روزها تعداد قربانیان آن به دویست نفر می رسید ، کشته شدن یا زنده ماندن ، شاید درهیچ دوره تاریخی این قدر راحت وکوتاه و بدون هیچ دلیلی انجام نگرفته بود ، تنها سیستم وروش برای کشتن اسرا ، فقط میل وخلق وخوی جلادان بود . هیچ دلیل منطقی یا عقلانی برای انتخاب روش اعدام توسط این یا آن جلاد وجود نداشت جلادان خودقبلا در مشاغل مختلفی بودند ، کارگرحمل ونقل ، بخاری پاک کن ، رفتگر و… اما یک چیز درهمه ی آن‌ها مشترک بود یا حداقل بعدها به این نتیجه رسیده بودند ، آن هم میل به کشتن ، این وضعیت باعث شده بود تابقیه زندانیان آنچه درتوان دارند برای کارسخت بروزدهند»1.
«ناقل می گوید فیلم ها یی رادیدم که در آن بولدوزری کوهی از لاشه ها و اجساد انسان ها را در حالی که امحا و احشا بعضی از آن ها بیرون زده و درهم ریخته بود به طور منظمی جابه جا می کرد . انبوهی از موهای سر ، کوهی از دندان ها و فک ها ی زندانیان ، تعدادزیادی کفش که کاملا منظم و با دقت جدا وجمع آوری و اسامی تمامی آن ها با دقت فوق العاده زیادی درلیست های جداگانه ثبت شده بود . در کنار تیرهای برق تعدادی اسکلت آویزان بودند ومرتب تکان می خوردند . مرگ از طریق الکتریسیته بدن آن ها را سیاه کرده و پر از زخم ها ی چرکین بود. در اردوگاه بچه ها به صورت خاموش راه می‌رفتند . نگاه خاموششان به روبرودوخته شده بود همه آن ها ازسرنوشت خود مطمئن بودند. در جای دیگر ذکر می کند که« کشتن زندانیان جنگی در بین کاپوها یک افتخار و امتیاز محسوب می شد. به طور مثال یکی از قسی القلب ترین شکنجه گرهای اردوگاه بوخن والد شخصی بنام ‹‹ زافسن هاوس ›› بود مردی که حدود صد نفر را بادست های خودش کشته بود. و از این قبیل جانورهایی که به هیچ کس رحمی نمی کردند. کاپوها نگهبانان زندان و اسیران جنگی بودند چه کاپوهایی که نژاد آلمانی داشتند یا کاپوهایی که از ملیت خود اسیران بودند درکناراین همه آزار و اذیت های دهشتناک بعد دیگری نیز مطرح بود یعنی انجام انواع آزمایشات پزشکی وتست آمپول ها و واکسن ها ی گوناگون بر روی اسیران جنگی از اقدامات جاریه دراردوگاه ها بود چه در آلمان ، ژاپن ، روسیه و… . یکی از پزشک نماها در اردوگاه پوخن می گوید : برای آزمایش هرداروی جدید مثل آمپول کلرو پترس به بیست نفر ازآنان (اسیران) احتیاج داشتیم ‌، سن وسال و جنسیت آن‌ها مهم نبود مهم تعداد بود ، چه درتعداد کم احتمال داشت نتیجه آزمایشات مارابه انحراف بکشاند وسعی می کردیم سالم ترین اسرا انتخاب شود چون فقط یک انسان سالم می تواند در تمام ابعاد پزشکی مورد آزمایش قرار گیرد و مسلماً مدت زمان بیشتری طول می کشد. انجام آزمایشات گوناگون از قبیل تزریق آمپول های حاوی تیفوس ، کلرویترس ،‌ وبا و… دیدن نتیجه آن از جمله اقداماتی بود که بر روی اسیران نگون بخت و در اردوگاه های کار اجباری صورت می گرفت»1.
این قبیل اعمال در حالی بر اسیران تحمیل می شد که ماده 48 کنوانسیون 1929 ژنو مقرر می داشت که با اسیران جنگی باید رفتار انسانی شود و یا ماده 506 کنواسیون مذکور مقرر کرده بود که اسیران جنگی فقط باید در محل هایی مشغول به کار گمارده شوند که نکات بهداشتی در آنجا به طور کامل رعایت شده باشد، ل
ذا نمی توان اسیران جنگی را وادار کرد که به کارهای خطرناک و غیر بهداشتی بپردازند. و یا سایر موارد حقوق موضوعه در کنواسیون 1929 که خیلی کم به آن توجه شد از سوی کشورهای امضاء‌ کننده معاهده رعایت نگردید.
کنواسیون 1929 ژنـو در خصوص چگونگی رفتار بـا اسیران و مجـروحان جنگ ‍‹‹ شرط الزام بنا بر اصل توافق ››‌ را نادیده گرفته بود، ولی بعداً از سوی دیگر دولت ها با افزودن قیود احتیاطی به هنگام تصویب و امضاء ،‌ شرط امضاء‌ یا تصویب پروتکل 1929 ژنو در خصوص ممانعت از کاربرد گازهای سمی افزودن شرطی متذکر شوند که التزام آن ها در مقابل تمام دول متخاصم غیر عضو پروتکل که نیروهای مسلح یا متحدان آن ها از پذیرش مقررات تجدیدی منظور شده در پروتکل سر باز می زدند،‌ از بین خواهد رفت بدین صورت در جنگی که بسیاری درگیرند تنها عمل یک غیر متعاهد ولو بسیار کوچک می تواند سایرین را از رعایت بسیاری از قیود برهاند. «حذف تکیه مسئله التزام تنها بر اصل توافق در اغلب

مطلب مشابه :  دینامیکی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید