رشته حقوق

منابع پایان نامه ارشد با موضوع روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه

جهاتی میتوان تردید نمود. اولاً بسیاری از بزرگان، عبارت «نحله» در آیه شریفه فوق را به معنی هدیه و عطیه نمیدانند. از نظر ایشان واژه نحله از ریشه انتحال به معنای منسوب بودن مشتق گردیده است و به معنی منسوب داشتن شخصی به قبیله یا مذهب خود است.
ثانیاً حتی بر فرض پذیرش اینکه عبارت نحله در آیه شریفه فوق به معنای هدیه باشد، میتوان ادعا نمود که قید احترازی حکم نمیباشد. چه پرداخت هدیه امری الزامی نیست و در صورت پرداخت نیز قابل رجوع میباشد اما در مهر، هم به پرداخت آن ملزم میشوند و هم امکان برگشت و برگرداندن آن با اراده صرف شوهر نیست.
ثالثاً چنانچه مهر تعهدی احسانی و یکطرفه باشد، وجود حق حبس، وصله ناجور خواهد بود. در حالی که «زن میتواند تا زمانی که مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند» (ماده 1085ق.م.)
همچنین گفته شده است که قانون صرفاً الزامهای ناشی از نکاح را تعیین نمینماید بلکه در خصوص تعهدات مرتبط با سایر قراردادها نیز حکمفرمایی میکند. پس چه نیازی است که برای توجیه حکمرانی قانون در نکاح، به امری فرضی به عنوان «وضعیت قانونی» دست یازیم؟
بند سوم: جمع بندی ماهیت حقوقی مهر
به نظر میرسد ماهیت شناسی عمل حقوقی مستلزم کشف اراده نوعی طرفین آن عمل باشد. در بیع، به عنوان مثال، همیشه فروشنده قصد تملیک عین را در برابر تملک عوض معلوم دارد و مقصود خریدار نیز همیشه تملیک عوض در برابر تملک عین معین است. بر پایه این اراده همیشگی و نوعی، بیع را تعریف نمودهاند به «تملیک عین در برابر عوض معلوم». این درست نیست که بدون توجه به خواست نوعی زن و شوهران، محصول اراده آنها یعنی نکاح و توابع آن را تحلیل نماییم. با این وصف هیچ یک از رویکردهای فوق، حداقل به صراحت، مبتنی بر تفسیر اراده زوجین نبوده است.
در نکاح موقت، رویکرد معاوضی نسبت به مهر، کاملاً با واقعیت همراه است. ممکن است در برخی موارد، از ازدواج موقت به عنوان ابزاری برای محرمیت شرعی و بدون قصد تمتع جنسی استفاده شود اما نوعاً در ازدواج موقت، تمتع جنسی در برابر مهر قرار میگیرد. بنابر این مهر از ارکان متعه محسوب میشود و فساد آن موجب زوال اعتبار نکاح موقت میگردد. سایر احکام مترتب بر نکاح موقت نیز موید این معناست.
اما در ازدواج دائم، واقعیت این است که زوجین مهر را صرفاً در برابر کامیابی جنسی نمیدانند. چه، به راستی ازدواج قراردادی پیچیده و چند وجهی است و نمیتوان آن را با سایر عقود معین قیاس کرد. در سایر عقود، هنگام پیمان بستن، اثرات اصلی عقد در ذهن طرفین جلوه میکند؛ به ایشان انگیزه میدهد و در انشاء ایشان بارز میشود. همه مردم هنگام عقد بیع میدانند که اثر اصلی توافقشان تملیکی دو سویه است که اثر آن تسلیط و تصرف بر کالا و پول مورد نظرشان میباشد. همین واقعیت بر اجاره و مضاربه و بیمه و … پرتو افکنده است اما در ازدواج چه؟ برخی حقوقدانان انگلیسی بیان داشتهاند که تعهدات زوجین، در زمان انعقاد عقد نکاح مبهم، کلی و نامشخص است.
به نظر سخن کاملاً درستی است. حتی حقوقدانان هم به دشواری میتوانند هنگام ازدواج، اثرات آن را در نظر بگیرند. آنچه از ازدواج در نظر میآید صرفاً رابطه همسری و زوجیت است. بی وجه نیست که در آموزه های مسیحیت، ازدواج را «سرّ عظیم» نامیدهاند.
بنابر این منطقیتر این است که بر خلاف سایر عقود معین و نامعین، اثر ازدواج را «وضعیت»ی شرعی و قانونی بدانیم که «زوجیّت» نام دارد و تعهدات طرفین از آن ناشی میشود؛ چه تعهدات مالی و چه تعهدات غیر مالی. پس تعهدات زوجین مستقیماً از توافق ایشان ناشی نمیشود تا تقابل یا عدم تقابل هر یک با دیگری قیاس شود. نگاه بشری نیز به ازدواج اینگونه نبوده و نیست. البته توافق طرفین در تعهدات ناشی از زوجیت مؤثر است و کاملاً کنار نمیرود. این طرفین هستند که میزان و نحوه اجرای مهر را تعیین میکنند. بر همین اساس طرفین به ابزارها و ضمانت اجراهای قراردادی اجرای قرارداد مانند حق حبس مسلح میگردند.
با این وصف مهر از منظر حقوقی، تعهدی نیمه قراردادی – نیمه قانونی است که در برابر کامیابی جنسی قرار نمیگیرد. در برابر، هدیهای از جانب مرد نیز نمیباشد بلکه تعهد قانونی الزام آور است که آثار تعهدی معوض بر آن مترتب میگردد. باید دقت کرد که عبارت «نحله» در آیه 4 سوره نساء به معنی هدیه و عطیه الهی است نه هدیه مرد به همسرش.
گفتار دوم: رویکرد کارکردگرایانه به مهر
فلسفه مهر به این مسأله میپردازد که چرا مهر به عنوان حقی برای زن به رسمیت شناخته شده است و چه مزایایی برای زوجه در پی دارد؟ در ادامه این گفتار، به بررسی اقوال و احتمالات مطرح در این خصوص خواهیم پرداخت.
بند اول: ارضای نیاز فطری
مهر به مثابه سنتی اجتماعی، بر پایه و در پاسخ به نیاز فطری زن به حفظ عزت و احترام شکل گرفته است. قانون خلقت، جمال و غرور و بى‌نیازى را در جانب زن، و نیازمندى و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نیرومندى بدنى به همین وسیله تعدیل شده است و همین جهت موجب شده که همواره مرد از زن خواستگارى مى‌کرده است.
زن غرایز خود را بیش از مرد در اختیار و مهار خود دارد. این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و برعکس، مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و براى جلب رضاى او اقدام کند. یکى از آن اقدامات این بوده که براى جلب رضاى او و به احترام موافقت او هدیه‌اى نثار او مى‌کرده است. مهر با حیا و عفاف زن یک ریشه دارد. زن به الهام فطرى دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شیرین‌ بفروشد.
در نقد این نظریه گفته شده است: «مشخص نیست که در توجیه مهر ، به کدام گروه از زنان اشاره شده است زیرا همان طور که می دانیم عادت به تعیین مهر میان مسلمانان وجود دارد. بنابراین نمی توان گفت که «الهام فطری زن» است که موجب تعیین مهر میشود زیرا اگر تعیین مهر فطری بود ، چرا زنان غیر مسلمان چنین فطرتی ندارند که در برابر مهر معلوم ومعینی وارد زندگی مشترک شوند؟»
به نظر میرسد اصل این مطلب که کشش و جذب نمودن از سوی زن و کشیده شدن و اظهار نیاز و صرف هزینه برای به دست آوردن مطلوب از سوی مرد است امری طبیعی و فطری باشد. تا جایی که چنین نظم شگرفی صرفاً در بین انسان ها مشترک نیست و در غالب حیوانات نیز جنس نرینه برای کامیابی از جنس مخالف تلاش و رقابت مینماید. با این حال این حالت و وضع مشترک در اقوام و ملتهای گوناگون، جلوهها و پرتوهای مختلفی دارد. در برخی اقوام، مرد حلقه نامزدی پیشکش مینماید و در برخی دیگر مهر تعیین میشود و …
بند دوم: پشتیبانی اقتصادی از زوجه
یکی از نظرات شایع در خصوص فلسفه مهر این است که مهر، پشتوانه اقتصادی زن است. برخی از نویسندگان این تلقی عمومی از مهر را تأیید نموده و بیان میدارند: «نمیتوان انکار نمود که در صورت جدایی بین آنها (زن و شوهر)، زن خسارت بیشتری میبیند؛ زیرا مرد طبق استعداد خاص بدنی در اجتماع نفوذ بیش تری دارد و معمولاً ابتکار کارهای پردرآمد، در دست مردان است». بدین ترتیب، مهر نوعی جبران خسارت احتمالی زوجه و پشتوانه اقتصادی او محسوب میشود.
بررسیهای جامعه شناختی نیز مؤید این کارکرد مهر است. به باور برخی جامعه شناسان، به دلیل احتمال وقوع طلاق و عدم حمایت جامعه، چه از طریق قانون و چه با ایجاد محیط کسب برای زن مطلقه، دختر و خانواده او به راه حلهای فردی کشیده میشوند؛ از این رو زنی که ازدواج میکند، تنها از طریق مهریه بالا میتواند از وقوع طلاق جلوگیری کرده یا زندگی پس از طلاق را برای مدتی تأمین کند. باید توجه داشت که این کارکرد، غالباً ناظر به دوران پس از جدایی است و به بیمه خسارت جدایی میماند.
بند سوم: توثیق نکاح
یکی از کارکردهای مهر که از سوی مردم و برخی نویسندگان اظهار میشود آن است که مهر، خصوصاً در صورتی که میزان آن هنگفت باشد، حکمرانی مطلق مرد در طلاق را محدود مینماید. بسیاری بر این باورند که تعیین مهر سنگین نوعی تضمین و توثیق برای زن محسوب میشود که با آن میتواند از طلاق و جدایی توسط مرد جلوگیری نماید.
البته با توجه به وضع قوانین حمایت از خانواده مصوب 1346، 1353 و 1391 و قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق سال 1370 و ماده 1133 اصلاحی قانون مدنی مصوب 1381 که مقرر میدارد: «مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید»، دیگر مرد در طلاق دادن زوجهاش مطلق العنان نیست. به طور خلاصه باید گفت، جریان طلاق با مراجعه به دادگاه، تعیین داور یا داوران و صدور گواهی عدم سازش صورت میپذیرد. بنابر این کارکرد مزبور تا حدودی سالبه به انتفاء موضوع است؛ ولی همچنان بسیاری از مردم و حتی برخی حقوقدانان، مهر را به عنوان توثیق نکاح یا «جریمه طلاق» قلمداد مینمایند. در عمل نیز در غالب موارد، مطالبه مهر پس از اختلاف شدید طرفین و یا جدایی ایشان صورت میپذیرد که مؤید این تلقی عمومی از مهر است.

مطلب مشابه :  عوامل خانوادگی و اجتماعی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند چهارم: قدرت بخشی به زن
از منظر جامعه شناسی، قدرت یکی از عناصر محور روابط اجتماعی از جمله روابط خانوادگی است. در خانواده نیز توزیع منابع قدرت، موقعیت افراد در سلسله مراتب خانوادگی را معین میکند. منابع قدرت ممکن است منابع اقتصادی قدرت، روابط اجتماعی و حتی قدرت جسمانی باشد. گفته شده است که زنان کمتر از 2 درصد مالکیتها را در اختیار دارند. از لحاظ روابط اجتماعی و قدرت جسمانی نیز غالباً کفه به نفع مردان سنگینی میکند. بنابر این، به طور طبیعی زن به ابزاری برای ایجاد تعادل در منابع قدرت در خانواده نیاز دارد.
پژوهشهای جامعه شناختی نشان میدهد که مهر، در برهه هایی از زمان به کمک زنان میآید تا قدرت مرد را تعدیل نمایند. همچنین مصاحبه های صورت گرفته در این پژوهشها نشان میدهد که مهر سنگین، اهرم قدرت زنان برای اهداف مشروع است. به عنوان مثال، با توجه به این که قانون مدنی حق طلاق را به مرد اعطا نموده و زنان به طور استثنایی و در موارد عسر و حرج، چنین حقی را پیدا میکنند که آن هم نیاز به اثبات دارد. در صورتی که زنان با داشتن مهر سنگین میتوانند مرد را ملزم به تعیین تکلیف در مورد وضعیت طلاق نمایند.
علاوه بر این، مهر نوعی سرمایه اقتصادی است و با توجه به اینکه توزیع نابرابر امکانات اقتصادی و قدرت رابطه همبستگی مثبت دارد، مهر قدرت زنان را در خانواده افزایش میدهد. با این اوصاف، مهر به زنان قدرت میبخشد.
به نظر میرسد تحقیقاتی از این دست با این که ابعادی از واقعیت را نشان میدهد، اما برخی پیش فرضها و مبانی آن محل تردید است. مثلاً با توجه به شرایط ضمن عقد نکاح که در اسناد ازدواج رایج است، حق طلاق برای زنان امری بسیار استثنایی نیست و در برابر، همچنانکه پیش از این گذشت، مردان نیز در طلاق دادن زنان اختیار مطلق ندارند. همچنین احتمالاً از لحاظ روش شناختی نیز چنین تحقیقاتی کامل نباشد ولی در مجموع گوشهای از واقعیت را نشان میدهد.
بند پنجم: جبران نابرابری در توارث
مطابق نص قرآن شریف، اصولاً زنان نصف مردان ارث میبرند. بسیاری از علمای مسلمان بر این باورند که حکمت این حکم، عدم توازن در تکالیف اقتصادی زن و مرد است. زن تکلیف و مسئولیتی نسبت به انفاق ندارد و در برابر مستحق دریافت نفقه میباشد. همچنین زنان از حق بر مهر برخوردارند و در مقابل همه این حقوق زن، مردان مکلف به اداء حقوق مالی زن از جمله مهر و نفقه هستند.
برخی صاحبنظران در این خصوص بیان داشتهاند: « علت اینکه اسلام سهم الارث زن را نصف سهم الارث مرد قرار داد، وضع خاصى است که زن از لحاظ مهر و نفقه و سربازى و برخى قوانین جزایى دارد؛ یعنى وضع خاص ارثى زن معلول وضع خاصى است که زن از لحاظ مهر و نفقه و غیره دارد.»
با این حال در صحت این سخن تردیدهایی مطرح میشود. چگونه میتوان مهر را جبران نقص سهم الارث زنان دانست در حالی که شارع توصیه بسیاری به تقلیل مهر یا بخشش آن از سوی زن مینماید؟ علاوه بر این، بر فرض که عدم تساوی ارث زن و مرد، بر اساس مهر و نفقه توجیه شود، عدم تساوی ارث فرزند دختر و پسر را با چه مبنایی باید توجیه نمود؟
بند ششم: مهر به مثابه ارزش نمادین
گفته شده است که از مجموع قواعد حاکم بر مهر میتوان برداشت نمود که مهر صرفاً نمادی در جهت ارزش و تقدس بخشیدن به زن است. زنان در دوران نکاح حق برخورداری از نفقه دارند و لذا نمیتوان مهر را پشتوانه اقتصادی زن در دوران نکاح دانست. از دیگر سو مهر حقی برای زن است که در دوران نکاح نیز میتواند آن را مطالبه کند. علاوه بر این شارع مقدس، علیرغم به رسمیت شناختن این حق برای زوجه و تقبیح شدید کسانی که خود را ملزم به تأدیه آن نمیدانند، به زنان نیز توصیه به بخشیدن مهر نموده است. امام صادق علیه السلام در کلام گهرباری فرمود: «هر کس با زنی ازدواج نماید و قصد پرداخت مهر آن زن را نداشته باشد، نزد خداوند زانی محسوب میشود.» در برابر توصیه های بسیار زیادی به کم بودن میزان مهر شده است تا جایی که برخی فقها بر این نظر رفتهاند که تعیین مهر بیش از مهرالسنه معتبر نیست اما در استحباب مؤکد کمی مهر تردیدی نیست. همچنین به زن ها توصیه اخلاقی شده است که مهر خود را به شوهرانشان ببخشند.

همه این موارد نشان از این دارد که شارع مقدس، مهر را صرفاً امری نمادین برای تقدیس زن در نظر گرفته است وگرنه چنانچه شارع از وضع این نهاد، اهداف اقتصادی و حمایتی برای زوجه در نظر داشت، توصیه به بخشیدن یا تقلیل میزان مهر نمینمود.
برخی نویسندگان، عدم جریان غرر و خیار غبن در مهر، عدم رکنیت مهر در نکاح و سایر احکام مترتب بر نکاح را نیز شاهدی بر ماهیت فرا اقتصادی و غیر انتفاعی مهر بر شمردهاند.
به نظر میرسد چنین نگاهی به مهر ناشی از نوعی ایده آل گرایی باشد ولی هنگام تحلیل کارکردها یا کارویژه های یک نهاد، بهتر است با نگاه واقعی به موضوع نظر افکند. از منظر فقهی و حقوقی، مهر به هر میزان مجاز و متداول است و جامعه در وضع مهر، کارویژه های اقتصادی و اجتماعی آن را بیش از جنبه شاعرانه و ایده آل آن در نظر میگیرد. برخی نگاه های ایده آل گرا به نهادی بسیار حساس و سرنوشت ساز مفاسد زیادی نیز در پی دارد.
موارد چندی به گوش رسیده است که برخی زوجین جوان، بنابر رویکرد آرمانی خود، چنین نگاهی به مهر داشتهاند و میزان مهر را بسیار اندک و خلاف عرف در نظر گرفتهاند که در نتیجه پس از چندی، دختران جوان بدون داشتن هیچ پشتوانه اقتصادی مجبور به قبول متارکه گردیده و از «نگاه مقدس» سابق خویش شدیداً پشیمان شدهاند.
در مجموع به نظر میآید که نهاد مهر، در طول زمان کارویژه های متنوعی پیدا کرده است که در قالب یک کارکرد خاص نمیگنجد. بنابر این، مهر هم به عنوان ارزش نمادین و هم پاسخ به نیازهای طبیعی زن وضع شده است و هم کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خاصی دارد که به بیشتر آنها اشاره شد.
مبحث سوم: میزان مهر

میزان مهر یکی از مباحث بسیار مهم و داغ حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و حتی اخلاقی است. هر چند غالباً مهر سنگین یا حد اکثر مهر موضوع بررسیها قرار گرفته است اما بعد مخالف، یعنی مهر بسیار ناچیز هم جای اندیشه دارد. از این رو ابتدا به بررسی فقهی حد اقل مهر خواهیم پرداخت و سپس در گفتار «حد اکثر مهر»، دلایل موافقین و مخالفین مهر سنگین را بررسی خواهیم نمود.
گفتار اول: حد اقل میزان مهر
در میان فقهای عامه اختلافاتی در خصوص کمینه یا حداقل میزان مهر مطرح شده است. حنفیه بر این باورند که حداقل مهر، ده درهم میباشد و مستند ایشان حدیثی نبوی است که فرمود: «مهری کمتر از ده درهم وجود ندارد».
مالکی ها نیز معادل نصاب حد سرقت را حداقل مهر المثل میدانند. البته در مذهب ایشان، نصاب سرقت حدی معادل یک چهارم دینار یا سه درهم طلا است. ولی شافعی ها و حنابله، حداقلی برای مهر قائل نیستند و از

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

پاسخی بگذارید