رشته حقوق

منابع تحقیق درمورد حقوق بین الملل

دانلود پایان نامه

بیگانگان در نظر گرفت و براساس قوانین ایران و برای بیگانگان آزادی و ورود اقامت و نیز حداقل حقوق به میزان مورد احترام در حقوق بین الملل در نظر گرفته شد.
دوران معاصر: امروزه نیز بیگانگان بسیاری در ایران به سر می برند که عمده ترین و بیشترین آنها عراقی ها و افغانی ها هستند که بر اثر جنگ کشور خود را ترک کرده و به ایران آمدند بسیاری از عراقی ها یا
ایرانی الاصل و یا از اقلیت های کرد شمال و عراق هستند که توسط حکومت صدام حسین از عراق رانده شده و به ایران پناهنده شده اند.
در هر دوره از تاریخ ایران حضور بیگانگان در ایران موجب صدمات جبران ناپذیری شده و مصائب فراوانی برای اتباع داخلی ایجاد نموده که جا دارد با تدوین قوانین مستحکم و اعمال و اجرای شایسته احکام و کنترل و نظارت بر ورود و خروج بیگانگان از بار مشکلات اتباع ایرانی کاست.
گفتار دوم : وضعیت حقوقی بیگانگان در ایران
در زمان حاضر در کلیه کشورها این که بیگانه از حقوقی برخوردار باشد، پذیرفته اند اما این که میزان برخورداری از حقوق تا چه حد باید باشد و آیا باید بیگانه را از این نظر، هم پایه تبعه داخلی در نظر گرفت یا در سطحی دیگر، مسئله ای است که مورد اتفاق کشورها نیست و هر کشور با توجه به وضعیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی جغرافیایی خود شرایط و محدودیت های خاصی برای بیگانگان قائل می شوند. شایان ذکر است که دولت ها، هیچگونه الزام بین المللی برای پذیرفتن بیگانه در قلمرو حاکمیت خود نداشته اما به محض اینکه بیگانه در قلمرو حاکمیت دولتی پذیرفته شد، دولت پذیرنده باید حداقل حقوق برای وی قائل گردد. اما شناسایی حداقل حقوق بیگانگان توسط دولت ها، به عنوان اصول اخلاقی که فاقد ضمانت اجرایی است تلقی می گردد. در مورد بیگانگان در ایران چه اشخاص حقوقی و چه اشخاص حقیقی، اصل بر آن است که هر بیگانه ای می تواند از همه حقوق مدنی متمتع شود، مگر در مواردی که قانون به طور صریح آنها را از بعضی از حقوق محروم کرده باشد.
ماده 961 قانون مدنی این اصل کلی را چنین بیان داشته است: « جز در موارد ذیل اتباع خارجه نیز از حقوق مدنی متمتع خواهند بود.» حال به چند مورد از حقوق بیگانگان در ایران اشاره می کنیم:
مواردی که بیگانگان از نظر حقوقی از آنها محروم هستند عبارتند از حقوقی که قانون آن را به طور صریح منحصر به اتباع ایران می داند یا آن را به صراحت از اتباع خارجه سلب کرده است برای تشخیص این موضوع که این حقوق کدامند، در هر مورد باید به قانون مربوط به همان مورد مراجعه کرد. برای مثال برابر اصل 81 قانون اساسی: « دادن امتیاز تشکیل شرکت ها و موسسات در امور تجاری، صنعتی، کشاورزی، معاون و خدمات به خارجیان مطلقاً ممنوع است». همچنین در مورد حقوق که به صراحت قانون، منحصر به اتباع ایران می باشد و به این مناسبت بیگانگان از آن محروم هستند، حق کار در بعضی مشاغل می باشد برای مثال ماده 12 قانون تأسیس بورس اوراق بهادر، یکی از شرایط پذیرش اشخاص حقیقی به کارگزاری بورس را دارا بودن تابعیت ایران دانسته است. مورد دیگر اینکه بیگانگان افزون بر املاک مزروعی، از تملک اموال غیر منقول دیگر مازاد بر آنچه که برای محل سکونت یا کسب یا صنعت خود نیازمند آن هستند محروم می باشند؛ بنابراین برابر آیین نامه استملاک اتباع خارجی، بیگانه ای که می خواهد ملکی را در ایران خریداری کند باید قبل از انجام معامله از دولت ایران مجوز کسب کند. برای تحصیل و به دست آوردن این مجوز، باید درخواست را طی اظهارنامه ای همراه با مدارک لازم به ادارۀ ثبت و اسناد و املاک محل وقوع ملک تسلیم کند.

این درخواست و اظهارنامه در سازمان ثبت و اسناد و املاک مورد بررسی قرار می گیرد، سپس نظریه سازمان به وزارت امور خارجه اعلام می گردد. این وزارتخانه نیز پس از بررسی های لازم و معمول نظر خود را اظهار می نماید، حتی در صورت لزوم از ریاست جمهوری نیز استعلام می گردد. در پایان پس از موافقت مقامات مذکور، اتباع بیگانه اجازه ی انجام معامله را خواهد داشت. البته باید در نظر داشت که این اجازه، فقط در مورد خرید ملک برای سکونت یا صنعت یا کسب خود فرد بیگانه است.
متقاضی بیگانه برای کسب موافقت دولت ایران باید از حیث قانون ایران دارای اهلیت برای انجام معامله باشد. برای مثال مجنون و صغیر و سفیر نباشد در ضمن باید دارای پروانه اقامت دایم در ایران باشد و تعهد کند که در صورت انتقال محل اقامت خود به کشور دیگر، ملک خریداری شده را حداکثر ظرف مدت شش ماه از تاریخ خروج از ایران، به یکی از اتباع ایرانی یا خارجی که اجازه دولت ایران را کسب کرده بفروشد
وگرنه اداره ثبت به نیابت از او مبادرت به فروش آن کند. در صورت فوت بیگانه ای که ملکی را در ایران به این ترتیب خریده، ثبت ملک به نام ورثه او در دفتر املاک، موکول به آن است که ورثه او نیز مجوز لازم
را از دولت ایران کسب کرده باشند. مشارکت و نقش بیگانگان در امور سیاسی کشور امری است استثنایی و اصل بر عدم حضور و نقش آنان در این امور است؛ زیرا حقوق سیاسی امتیازی است که براساس قانون برای اعضای جامعه به منظور شرکت در انتخابات، همه پرسی و مشارکت در اداره امور کشور، به عنوان حق انحصاری ایرانیان در نظر گرفته شده است. احتیاط هم چنین اقتضا دارد که اتباع بیگانه از حقوقی بهره مند نگردد که به وسیلۀ آن بتوانند در امور داخلی و سیاسی که کشور دخالت و اعمال نفوذ نماید. حتی بعضی از مؤلفین عقیده بر آن دارند که اجازۀ برخورداری از این حقوق به خارجی ها، ناقض حقوق بین الملل
می باشد؛ زیرا ممکن است در پاره ای از موارد منافع دولت مبتوعه آنها با وظیفه ای که از طرف اولیا مملکت متوقف به آنها واگذار می شود تنافی یا تضاد داشته باشد و به رعایت احترام حقوق بین الملل، دولت ها باید از پیش آمدن چنین وضعیتی جلوگیری نمایند. علاوه بر محرومیت بیگانگان از حقوق سیاسی، این افراد از استخدام در نهادهای دولتی، پست های حساس مملکتی نیز محروم هستند؛ زیرا در قانون ایران از جمله شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان شرط تابعیت ایران به عنوان یکی از شرایط اصلی در نظر گرفته شده است مانند عضویت در اطاق بازرگانی، انجمن های ایالتی و ولایتی. البته گاهی اوقات این امکان وجود دارد که دولت برای استفاده از تخصص بیگانگان، ناچار به استخدام آنان شود که در این صورت به تصویب مجلس شورای اسلامی نیاز می باشد، پس از تصویب مجلس فرد مذکور باید از وزارت کار و امور اجتماعی نیز پروانه کار دریافت کند تا فعالیت او قانونی محسوب شود. فرد بیگانه در ایران علاوه بر مشاغل دولتی از اشتغال به برخی کارهای عمومی مانند وکالت در دادگستری، سردفتری نیز محروم
می باشد.
شخص بیگانه از حیث خدمت وظیفه عمومی معاف می باشند ولی از حیث مالیات بردرآمد تفاوتی بین آنان و اتباع داخلی وجود ندارد و برابر بند چهار ماده ی یک قانون مالیات های مستقیم، هر شخص غیر ایرانی اعم از حقیقی یا حقوقی نسبت به کلیه درآمدهایی که از ایران تحصیل می کند مکلف به پرداخت مالیات
می باشد.

مطلب مشابه :  زبان فارسی

گفتار سوم : فلسفه ممنوعیت ازدواج با بیگانگان
ممنوعیت ازدواج با بیگانگان از دیرباز بین برخی از ادیان و یا اقوام ملل مطرح بوده، یکی به دلیل مصنوعیت اعتقادی و دیگری به دلیل حفظ ملیت و اصالت نژادی و قومی.
به عنوان مثال در آیین یهود، ازدواج با بیگانگان به طور کلی ممنوع بود و از بزرگترین گناهان به شمار
می آمد و در این ممنوعیت به هر دو عامل نظر داشتند. از طرفی آیین خویش را بهترین آیین دانسته و همۀ ادیان دیگر را باطل می دانستند و از طرفی دیگر فرزندان بنی اسرائیل را قوم برگزیده و محبوب خدا و برتر از هر نژاد دیگر می دانستند و فلسفۀ این تحریم را تأثیر منفی این ازدواج در «عبادت یهوه» خدای
بنی اسرائیل و همچنین موجب از دست دادن اصالت یهودی و عدم توانایی در سخن گفتن عبری

می دانستند.
اقوام و مللی هم که از نظر اعتقادی، خویشتن را برتر از همگان نمی دانستند، معمولاً در صورت اجتناب از ازدواج با بیگانگان عامل دوم ( یعنی اختلاف نژادی و افتخارات ملی) را علت این ممنوعیت ذکر می کنند ملت هایی که اسیر حس ناسیونالیستی نیستند و تنها آیین صحیح را آیین خاص خویش می دانستند، هدفشان از اجتناب با بیگانگان تنها حفظ مصونیت اعتقادی است، لذا در شرایطی که اوضاع اجتماعی این مصونیت را بیشتر به خطر اندازد، بر عدم ازدواج با پیروان ادیان دیگر تاکید بیشتری می کنند و به همین جهت تنها در موارد خاصی به مردان پیرو خویش اجازه ازدواج با بیگانگان را می دادند؛ مثلاً در شرایطی که آنان می توانستند با این ازدواج، همسر خویش و بلکه افراد بیشتری از ملت دیگر را به آیین خویش درآورند، ولی هیچ گاه به زنان پیرو خویش اجازه ازدواج با مردان بیگانه را نمی دادند چرا که زنان از موقعیت ضعیف تری برخوردارند و در صورت ازدواج با بیگانه، احتمال متأثر شدن آنان از عقیده شوهر بیشتر است.
به ظاهر تلاش برخی از ملتها هم بر این بوده که فرزندان ملت آنان در محدودۀ خودشان رشد کنند و در نتیجۀ، نوامیس آنها بر اثر اختلاط لطمه ای نبیند و این یا به خاطر این بوده است که مردمان مشخصی از آنان دور بمانند، یا از عادات ناپسند به کنار بمانند و همچنین شاخۀ نژادی و کرامت آنها محفوظ بماند. بعضی از ملت ها زمانی آزاد بودند، ولی بعدها تغییر روش دادند. چنان که رومیان در آغاز، زنان بسیاری از ملل اطراف خود می گرفتند، ولی هنگامی که به قدرت رسیدند مردمان دیگر را بربر نامیدند و زنان خود را به بیگانگان نمی دادند و زنان بیگانه را برای خود نمی گرفتند.
در آیین مسیحیت نیز همانند یهودیت، ازدواج با بیگانگان ممنوع است لیکن در این آیین تنها علت ممنوع ازدواج با بیگانگان حفظ مصونیت اعتقادی افراد می دانستند به همین جهت دربارۀ مردان که به صورت طبیعی از مصنوعیت بیشتری برخوردارند آن هم در صورتی که معتقد باشند که مرد می تواند همسر خود را به آیین مسیح در آورد، این ازدواج مجاز قلمداد شده ولی در مورد زنان به صورت مطلق ممنوع شده است. گو اینکه به احتمال قوی در همین تسامح جزئی نیز تحت تأثیر مکتب اسلام بوده اند. به هر حال، ازدواج با بیگانگان حتی در مورد مردان مسیحی نیز در صورتی که همسر او به آیین غیر مسیحی باقی بماند ممنوع است. در حالی که در آیین اسلام چنین نیست آیین اسلام از همان آغاز به عنوان یک آیین جهانی مطرح شد؛ چرا که پیامبر اکرم(ص) برای همۀ افراد بشر به عنوان رحمتی برای جهانیان مبعوث گردید مسلمانان
برعکس یهودیان، تبلیغ و جهاد در مسیر گسترش توحید و مسلمان شدن دیگر ملل را از همان آغاز، وظیفه خود می دانستند و فلسفۀ اصلی جهاد در اسلام نیز همین بوده است.
اسلام از همان آغاز با روح عصبیت و ملی گرایی و هرگونه نژاد پرستی مخالف بوده و کوشیده است تا گرایش های ناسیونالیستی را در میان امت اسلامی ریشه کن سازد و عملاً نیز پیامبر (ص) مسلمانان را از هر قوم و ملتی که باشند با یکدیگر برابر قرار داد و با افتخارات نژادی، به شدت مبارزه نموده است. تردیدی نیست که ممنوعیت ازدواج با بیگانگان در موارد محدودی که مطرح بود، مبتنی بر حس ملی گرایی و برتری قومی نبوده است بلکه بی تردید این ممنوعیت به جهت مصنوعیت اعتقادی مسلمانان و دور نگه داشتن آنان از آلودگی اخلاقی و حفظ اصالت های خانوادگی بوده است.
حقیقت این است که به حکم قرآن : « چیزهایی پاکیزه به آنها حلال می کند و چیزهای ناپاک را حرام» در اسلام حکمی بر خلاف عقل و فطرت اصیل انسانها وجود ندارد؛ هر آنچه پاک و برای آدمیان مفید است، حلال شناخته شده و هر آنچه ناپاک و برای بشر مضر است حرام می باشد بنابراین به صورت کلی، عقل
می تواند داور حلالها و حرامها در شرع مقدس اسلام باشد، گو اینکه در بعضی موارد جزئی ممکن است فکر بشر از درک خصوصیات آن عاجز باشد. در مورد ازدواج با بیگانگان نیز چنین است؛ اول اینکه اسلام بر تصورات واهی اقوام و ادیان مختلف خط بطلان کشیده و در بسیاری از مواردی که به بهانۀ بیگانه بودن شخص، حکم به ممنوعیت ازدواج با او داده اند اسلام ازدواج را جایز دانسته و مسلمانان را در انتخاب همسر، حتی از میان غیرمسلمان آزاد گذاشته است؛ البته مشروط به این که همسر برگزیده شده از غیرمسلمان، آلودگی دیگری نداشته باشد و همچنین اوضاع و احوال اجتماعی به ضرر مسلمانان نبوده باشد؛ یعنی فرد مسلمانی که با غیر مسلمان ازدواج می کند و همچنین جامعه اسلامی، از این ناحیه دچار مشکلات نشوند و آسیب نبینند به دیگر سخن، آیین اسلام غیر مسلمانان را مشمول حکم واحدی نمی داند، بلکه در این زمینه قائل به تفصیل است؛ یعنی ازدواج با کسانی را که دارای آیین آسمانی اند، هر چند در ادامۀ کار دچار انحراف عقیدتی نیز شده باشند در اصل مجاز شمرده و از سوی دیگر، فقهای اسلام ازدواج با کسانی را که دارای عقیدۀ توحیدی نیستند منع کرده است.
در آخر اینکه، فلسفۀ تحریم این ازدواج در قرآن و روایات، خوف تأثیرپذیری مردان و زنان مسلمان از غیرمسلمان و راه یافتن ضعف عقیدتی و اخلاقی آنان بر مسلمانان ذکر شده است. ولی از آن جا که این تأثیر پذیری در مورد مردان ( به خصوص در دوران حاکمیت اسلام) ضعیف تر است لذا در شرایطی که غیرمسلمانان ضعیف بوده و با مسلمانان قرارداد ذمۀ امضا کرده باشند، به مردان اجازه ازدواج به لحاظ شرایطی داده شده ولی از آن جا که زنان به صورت نسبی در معرض تأثیرپذیر
ی جدی تری قرار دارند، از این ازدواج مطلقاً منع شده اند.

مطلب مشابه :  دیدگاه تحلیل روانی

گفتارچهارم: انواع بیگانه در ایران
به طور کلی بیگانگان را می توان از نظر نحوه ورود و نوع حقوقی که از آن برخوردارند به دسته های مختلف تقسیم کرد مانند بیگانه عادی، مسافر، دانشجو، بازرگان، مأمور و … که هر یک به عناوینی وارد کشور می شوند در ذیل به چند نمونه متناسب با موضوع بحث اشاره می شود.

بند اول) مهاجرین
الف: دارندگان کارت آبی ( افغانیها)

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پس از کودتای مارکسیستی در افغانستان و اشغال آن کشور از سوی شوروی سابق تعداد بسیار زیادی از افغانیها به کشور ایران هجوم آوردند. در سال 1361 وزارت کشور از طریق فرمانداریهای سراسر کشور اقدام به صدور کارت شناسایی سفید رنگ جهت این افراد نمودند و چون روند ورود این مهاجرین از راههای غیرمجاز ادامه داشت و این امر تبعاتی را به دنبال می آورد در سال 1363 به تجدید اقدام به شناسایی افاغنه شد و این بار کارتهای سفید رنگ مخصوص که مشخصات و تصویر این افراد روی آن الصاق می شد برای آنها در نظر گرفته شد چون وضعیت افغانستان همچنان بحرانی و نامعلوم بود و هجوم آنها به ایران نیز متوقف نشد و هر ساله تعداد زیادی به مهاجرین افغانی افزوده می شد به همین منظور در سال 1367 مسئولین کشور تصمیم گرفتند که برای سومین بار افغانی ها را شناسایی کنند که در این سال کارتهای آبی رنگ برای این منظور در نظر گرفته شد. لازم به ذکر است که این کارتها همانطور که در آنها قید شده صرفاً به منظور شناسایی در نظر گرفته شده اند اما عملاً اکثر آنها به عنوان کارت اقامت قانونی استفاده می کنند ولی مقامات ایران با توجه به وضعیت اسفبار افغانستان با دیدۀ اغماض نسبت به اقامت آنان اقدام کرده اند.
ب) دارندگان کارت سبز (عراقی ها)
حضور عراقی ها در ایران را به طور محسوس می توانیم بعد از سال 1975 میلادی مشاهده کنیم ورود انبوه این افراد بعد از انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی آغاز شده به صورتی که هم اکنون تعداد زیادی از اتباع خارجی موجود در کشور ما را این دو گروه تشکیل می دهند. این افراد گروهی ایرانی الاصل هستند که رانده شده از عراق بوده و عمدتاً در اردوگاههای موجود در غرب کشور اسکان داده شده اند گروهی نیز به علل دیگر از عراق خارج شده و به ایران رو آورده اند و گروهی نیز از

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید