. Vámbery, Bokhara, p.2.
مسالک و ممالک، ص 246. این نام‌ها تقریباً در منابع جغرافیایی سده‌های چهارم و پنجم قمری به یک صورت به کار رفته‌اند. جز آن که حدود العالم من المشرق الی المغرب، طواویس را جداگانه یاد کرده و دیگر شهرها را به ترتیب جزغنکث، بومکث، مدیامجکث، دندونه، معکان و خجادک نام برده که شهر اول بایستی غیر از فهرست اصطخری، ابن‌حوقل و مقدسی باشد که تقریباً شبیه به هم هستند. شهر مهم دیگر ورخشه بود که در آن دوره اهمیت چندانی نداشت.
تاریخ بخارا، ص 30.
فرای، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص 23. در منابع اسلامی نام کهن‌دژ (به صورت معرب قهندز و فارسی‌شدۀ کندز) به ارگ بخارا داده شده و هیچ کدام از منابع آن را با ارگ منطبق ندانسته‌اند!
فرای، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص 24.
نرشخی، تاریخ بخارا، ص 89 و 29- 30. برخی منابع تاریخی ماخ را مردی مجوس، بت‌پرست و یا پادشاه بخارا دانسته‌اند که آتش‌خانه، معبد و بازاری به نام او در بخارا بوده که بعد از اسلام آن جا به مسجد مغاک عطار تبدیل شد و به احتمال قوی بعد از دروازۀ قنطره حسان (پل حسان) بوده است: ر.ک، یادداشت مدرس رضوی در تاریخ بخارا، ص 199. اصطخری نام این مسجد را «ماج» نوشته است: مسالک و ممالک، ص 240.
لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، ص 491.
اصطخری، همان، ص 243؛ مقدسی، احسن التقاسیم، ص 70 و 386.
نرشخی، همان، ص23.
بارتولد، ترکستان‌نامه، ج1، ص 272. رامیثن، رامیتن، ریامیثان، اریامیثان، رامیثنه و رامثنه نام این شهر با شکل‌های متفاوت در منابع است که در سده‌های اخیر به نام «چارشنبه رامیتان» خوانده شد (بارتولد، «بخاری»، ص 401) و خانقاه حکیم ملا میر در آن جا واقع شده است: ستوده، آثار تاریخی ورارود و خوارزم، ص 467.
.Bessus
. Oxyartes
. Spitamenes
دانی؛ برنارد، «اسکندر و جانشینانش در آسیای مرکزی»، ص 67.
نرشخی در جای دیگر، بیکند را هم «شارستان روئین» خوانده است: تاریخ بخارا، ص 26.
فرای، بخار دستاورد قرون وسطی، ص 71.
نرشخی، همان، ص 30.
در دورۀ سامانیان، بخارا تنها یک پایتخت سیاسی نبود بلکه مرکز بزرگ علمی و صاحب اعتبار در بخش‌های گوناگون فرهنگی، اعم از مذهبی، تاریخی و ادبی به شمار می‌رفت. از این رو توانست بر شهرهای دیگر چون مرو، نشابور، ری، آمل (چارجوی)، هرات و… چنان برتری یابد که به شریف معروف شود (Henry Skrin & Denison,The Heart of Asia,p. 111, 112). بدین سان گمان می‌رود که جایگاه شهر بخارا که همان «ویهاره» باستانی بوده است، بی هیچ تغییری مقر بخارای دورۀ سامانی قرار گرفت. از این رو، شهر با میراث‌داری رامیتن و بومجکث با نام بخارا شکوه دوبارۀ خود را رقم زد: برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: بارتولد، «بخاری»، دایرهالمعارف الاسلامیه، ص 404.
رانوف و دروج و لوزون، «فرهنگ‌های پارینه‌سنگی زیرین»، تاریخ تمدن‌های آسیای مرکزی، ج1، بخش 1، ص49 (نقشه)؛ فرامکین، باستان‌شناسی در آسیای مرکزی، ص 194- 195
. Varakhsha
فرامکین، باستان‌شناسی در آسیای مرکزی، ص 196.
فرای، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص 12.

                                                    .