رشته حقوق

ملک الشعرای بهار

دانلود پایان نامه

در دبیرستان فرانسوی سن لویی در تهران درس خواند. همزمان به تحصیل زبان عربی دروس حوزوی پرداخت. از شاعران فرانسه به استفان مالارمه و از شاعران ایران به نظامی علاقهی خاصّی داشت. در «دربارهی شعر و شاعری» از او میخوانیم: «من خودم یکی از طرفداران پابرجای ادبیات قدیم فارسی و عربی هستم، سرگرمی من با آنهاست» (طاهباز، 1368: 382).
او نام شعری نیما یوشیج را برای خود برگزید. نیما را از آن جهت که نام یکی از سرداران قدیم طبرستان بوده است و یوشیج را از انتساب به یوش، برگزیده بود.
نیما به سبب دلبستگی به روستای زادگاهش، از هر فرصتی برای رفتن به یوش بهره میبرد و طی آن رفت و آمدها بود که دلباختهی دختری از اهالی روستا شد امّا چون دختر به کیش او در نیامد، این عشق به ناکامی انجامید. پس از شکست اوّلین تجربه عشقی، به دختر دیگری به نام صفورا دل بست که این عشق تا مرز ازدواج پیش رفت امّا به دلیل نارضایتی دختر از آمدن به شهر، این عشق نیز بیسرانجام ماند.
این ناکامیهای عشقی، روح سرکش او را آشفتهتر کرد و موجب شد تا برای فرار از این آشفتگیها، به طور جدّی به سراغ دانش و هنر برود. تأثیر سوز و گداز ماجراهای عاشقانهی او، در شعرهای اولّیهاش به خوبی حسّ میشود.
نیما پس از آن، سالها از ماجراهای عشقی فاصله گرفت تا آن که سرانجام پس از گذراندن روزهایی خوش و ناخوش، با عالیه جهانگیر ازدواج کرد. ثمرهی این ازدواج پسری با نام «شراگیم» است.
او در جوانی در وزارت مالیه (دارای) مشغول به کار شده بود و همزمان به محافل ادبی تهران رفت و آمد داشت و توانست با بزرگانی چون ملک الشعرای بهار و علی اصغر حکمت آشنا شود.
چاپ منظومهی افسانه در سال 1301 نیما را به شهرت رساند. این مجموعه به «نظام وفا» معلّم ادبیات نیما که او را به وادی شعر کشانده بود، تقدیم شده است.
در سال 1309 به تبعیت از همسرش که معلّم بود به آستارا رفت و در مدرسهی حکیم نظامی آن شهر به تدریس پرداخت امّا ناراحتی او از محیط سرد و غریبانهی آن جا بر روابط او در محیط کاری تأثیر گذاشت و مشکلاتی را برای او ایجاد نمود تا آن جا که در فروردین 1312 ناگزیر به ترک آستارا به مقصد تهران شد.
وی چندی در کسوت معلّم ادبیات به تدریس عروض، قافیه و بدیع پرداخت. امّا بیشتر عمر را در خانه گذراند. چندی وارد عالم سیاست شد و مدّتی کوتاه به زندان افتاد.
از جمله آثار نیما میتوان به «برگزیده شعرهای نیما یوشیج (1342)»،«ماخ اولا» (۱۳۴۴)، «شعر من» (۱۳۴۵)، «شهر شب، شهر صبح» و «ناقوس» (1364)،«تعریف و تبصره و یادداشت های دیگر» (۱۳۴۸)، «قلم اندار» و «آهو و پرندهها» (۱۳۴۹)، «توکایی در قفس»، «دنیا، خانه من است» (۵۰ نامه از نیما یوشیج)، «نامههای نیما به همسرش عالیه»، «فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ» و مجموعه داستان «کندوهای شکسته» (۱۳۵۰)، «کشتی طوفان» (۵۰ نامه دیگر از نیما یوشیج)، «ارزش احساسات و پنج مقاله در شعر و نمایش»، «آب در خوابگه مورچگان» (مجموعه ۴۲۰ رباعی) و «حرف های همسایه» (۱۳۵۱)، «مانلی و خانه سریویلی» (1352)،«ستاره ای در زمین» (دربردارنده چند نامه) (۱۳۵۴)، «نامهها»از مجموعه آثار نیمایوشیج (۱۳۶۸) و «برگزیده اشعار و یادداشت های روزانه» (1369)اشاره کرد. از او چند داستان از جمله کندوهای شکسته، مجموعه نامهها، ارزش احساسات، حرفهای همسایه و چند کتاب دیگر به جا مانده است.
نیما در زمستان 1338 در جریان سفر به یوش سینه پهلو کرد، به ناچار مجدداً جهت معالجه به تهران بازگشت امّا تاب نیاورد و در بیست و سه دی 1338 درگذشت. جسدش را چند سال بعد به زادگاهش، یوش منتقل کردند.
بیتردید میتوان نیما را از تأثیرگذاران عرصهی شعر فارسی دانست. اهمیّت نیما در شعر معاصر، به خاطر نگرش و اسلوب جدیدی است که او در شعر فارسی ایجاد کرده است.
دکتر شفیعی کدکنی در مقدمّه تازیانههای سلوک مینویسد: «تغییر در سبک، گاهی با تغییر در فرم و صورت و قالب است و گاهی در محتوای شعر» (شفیعی کدکنی، 1386: 6). وی بر این عقیده است که در شعر معاصر فارسی تغییر سبک در هر دو شکل مطرح شده به دست نیما صورت گرفته است در واقع نیما از معدود شاعرانی است که هم در صورت و هم در معنای شعر تغییر بنیادی ایجاد کرده است. و به خاطر همین تلاش در تغییر سبک، میتوان او را پر ماجراترین شاعر ادبیات معاصر دانست. چه در زمان حیاتش و چه پس از مرگش مطالب موافق و مخالف فراوانی دربارهی او نوشته و گفته شد. خود او در این باره میگوید:
از شعـرم خلقــی به هم آمیختهام خوب و بدشان به هم در آمیختهام
خود گوشه گرفتهام تماشا را کاب در خوابگه مورچگــان ریختهام
(یوشیج: 36)
«دگرگونی در شیوهی نیمایی از سه دیدگاه مورد توجّه بود:
1ـ از نظر محتوا: از نظر او، شاعر کسی است که چکیده زبان خود باشد و ملاکها و ارزشهای زمان خود را منعکس کند و به اصطلاح «فرزند زمان خویش» باشد.
2ـ از نظر شکل ذهنی: از نظر او، شاعر باید شکل ذهنی خود را از جلوههای عینی و مشهود به دست آورد و دیدن را جایگزین شنیدن کند و با ورود تجربه به قلمرو شعر، از صورتهای قالبی و مفاهیم تکراری و قراردادی پرهیز کند.
3ـ از نظر شکل و قالب: نیما، وزن و قافیه را برای شعر لازم و طبیعی میدانست امّا بر آن بود که شکل ذهنی شعر باید صورت ظاهری آن را ایجاد کند. دگرگونی اوزان و رویگردانی از تساوی و یکنواختی پارهها، بیاعتنایی به ضرورت قافیه در مقاطع شخصی از خصایص شعری او بود.(یاحقی،1387: 54-53)
با آن که تصوّر ما از نیما با سبک شعر او قرین است امّا حقیقت آن است که او در آغاز به سبک پیشینیان و به ویژه سبک خراسانی شعر میساخت.
نیما، نخستین منظومهخود، «قصّهی رنگ پریده» را در سال 1299 در سن بیست و سه سالگی سرود. گرچه این مثنوی پانصد بیتی، در قالب سنّتی و ظاهری قدیمی سروده شد و کاستیها و ناپختگیهایی داشته است امّا؛ از آن جا که از دریچهای نو به جهان نگریسته و همه چیز را به صورتی مستقل مینگرد، این تازگی نگرش، او را از شاعران سنّتگرا متمایز میکند.
دو سال بعد، دومّین شعر خود، قطعهی «ای شب» را سرود که به دلیل سوز و شوری که داشت در مجلهی «نوبهار» منتشر شد و بر سر زبانها افتاد؛ این دو اثر مقدّمهای بودند برای اثر شهرتآور او.
آنچه که نیما را به اوج شهرت رساند، «افسانه» او بود که جنبشی در عرصه شعر فارسی ایجاد کرد. منظومهی افسانه شامل 127 بند پنج مصراعی و در نتیجه 635 مصراع است که در ال 1301 منتشر شدو در دی ماه همان سال در روزنامه «قرن بیستم» میرزاده عشقی، که تندروترین و بیپرواترین نشریهی آن روزگار بود، در چند شماره پیاپی به چاپ رسید.

مطلب مشابه :  قانون مجازات عمومی سال

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید