رشته حقوق

مقررات قانونی

دانلود پایان نامه

از سوی دیگر منتقدان، بدون در نظر گرفتن اثرات مثبت آگاهی، مشارکت بیمار را به دلایل ذیل زیر سؤال می‌برند و نتیجه می گیرند که مقوله ی رضایت‌ آگاهانه، جنبه‌ی تشریفاتی و شعاری داشته و در عمل قابل اجرا نیست:
از آنجایی که اغلب بیماران متوجه اطلاعات داده شده ی پزشکی نمی‌شوند، بیان مسایل به ایشان به جز سردرگمی بیشتر، نفعی برای ایشان نخواهد داشت؛
بسیاری از بیماران تمایلی برای مشارکت در تصمیم‌گیری ندارند؛
گاه بیماران در صورت مشارکت در تصمیم‌گیری، تصمیماتی را می‌گیرند که به مصلحت ایشان نبوده و اصل سودرسانی بر این اساس مخدوش می‌گردد؛
با تأمل بیشتر، به نظر می‌رسد دیدگاه ‌های منفی ارائه شده، مبنای منطقی ندارند؛ چرا که اگرچه غالب بیماران، اطلاعات زیادی از مسائل پزشکی ندارند و به طور اولیه قادر به تصمیم‌گیری نیستند، اما این هنر و وظیفه ی کادر پزشکی است که مشکلات و راه حل‌های ممکن را به زبان قابل درک بیان کرده و بیماران را در تصمیم‌گیری مشارکت دهند؛ عدم تمایل بسیاری از بیمارن جهت مشارکت در تصمیم‌گیری نتیجه ی عدم اطلاع ایشان از امکان این مشارکت است.
از سوی دیگر پزشک موظف است با توضیحات خود و بیان منافعی که این مشارکت در پی دارد، زمینه ی آن را مهیا سازد؛ اگرچه از دید پزشک، بیمار ممکن است تصمیمی را اتخاذ کند که به زیان اوست، اما در واقع این تصمیم بر اساس معیارهای سود و زیان شخصی بیمار، می‌تواند به نفع او باشد و از طرفی پزشک می‌تواند از طریق بیان نقاط ضعف و قوت هر انتخاب از این امر پیشگیری نماید.
در آخر ذکر این حقیقت ضروری است که انجام اصولی هر اقدامی، در نظر اول، ممکن است پیچیده‌تر و مشکل‌تر از روش های غیر اصولی به نظر برسد؛ اما به واسطه ی مبنای قوی ‌تری که دارد، در دراز مدت، ثبات بیشتر و عوارض سوء کمتری را در پی خواهد داشت؛ مثل بنایی که زمان و هزینه ی زیادی را صرف ایجاد پایه‌های آن می‌نمایند، اما در عوض دوام و بقای بیشتری خواهد داشت.
گفتار دوم ـ ایجاد حس اعتماد به حرفه ی پزشکی
در دهه های اخیر برخی از فلاسفه استدلال کرده اند که آگاهی بیمار از این جهت اهمیت دارد که می تواند سهم مهمی در ایجاد و ترمیم اعتماد، در رابطه ی پزشک ـ بیمار داشته باشد. این فیلسوفان می گویند از آنجا که نقض حقّ آگاهی بیمار، اعتماد را به مخاطره می اندازد، پس امری ممنوع است و باید از آن اجتناب شود و در این چارچوب به اهمیت وجود اعتماد عمومی در مؤسسات پزشکی اشاره می کنند که در نتیجه ی آن عموم افراد جامعه سعی می کنند با توصیه های پزشکی هماهنگ شوند؛
آگاهی دادن، احساس امنیت بیشتری به بیماران می دهد، اگرچه ممکن است در تصمیم گیری آنها تأثیری نداشته باشد؛ همچنین در بسیاری از موارد بیماران خواهان دریافت اطلاعات هستند، بدون این که بخواهند در تصمیماتشان تجدیدنظر کنند. کتمان حقیقت و فریب بیمار، حتی با نیت خیرخواهانه، زمینه ساز حسّ عدم اعتماد عمومی، نسبت به حرفه ی پزشکی است. برای مثال از آنجا که هدف اصلی از آگاه سازی به نظر این دسته از فلاسفه، ایجاد حسّ اعتماد به حرفه ی پزشکی است، حتی در مداخلات کم خطر و کم تأثیر و یا حتی زمانی که مثلاً اثر دارونما (داروی تلقینی)، برای بیمار سودمند است نیز، کتمان حقیقت و دروغ گفتن به بیمار را منع و حق آگاهی بیمار را محفوظ می دانند و در بیان اثر اعتماد سازی آگاهی، آگاه نمودن بیمار را برای احترام به اعتمادی که بیمار به پزشک پیدا می کند ضروری می دانند. با این استدلال که “در صورت کشف چنین دروغ ها و روش هایی و کشف هرگونه تخلف پزشک در این زمینه، در آینده، اعتماد عمومی نسبت به حرفه ی پزشکی تحت تأثیر قرار می گیرد.”
به هر حال این دسته از فلاسفه اساساً حقّ آگاهی را از این جهت حقّ ضروری بیماران می دانند که می تواند الهام بخش ترین امر برای ایجاد اعتماد عمومی به حرفه ی پزشکی باشد؛
اما به نظر می رسد حقّ آگاهی و مشارکت، یک حقّ ضروری است، حتی اگر نقض این حق، فاش نشود و در نتیجه اعتماد عموم را سلب یا تضعیف نکند و از طرفی نقض حقّ آگاهی فرد، معمولاً تنها آن شخص را به اشتباه می اندازد و نه این که باعث به وجود آمدن قربانیان احتمالی آینده و کاهش اعتماد عمومی به حرفه ی پزشکی شود.
گفتار سوم ـ کاهش دعاوی
همان طور که پیش تر گفته شد، از آنجا که کیفیت خدمات پزشکی با تقویت ارتباط و اطلاع رسانی در روابط پزشک و بیمار افزایش می یابد، بیمارانی که به خوبی از طرف پزشکان خود مطلع و آگاه شده اند کمتر در پی سرزنش پزشک خود برای برآورده نشدن انتظاراتشان و اقامه ی دعاوی مبتنی بر تقصیر علیه پزشک هستند؛ یکی از نویسندگان به این مسأله این گونه اشاره می کند: “به راستی ارائه ی اطلاعات درست و کامل از سوی پزشک، به هر صورت، نتایج مثبتی خواهد داشت؛ زیرا در این صورت دیگر دستاویزی برای بیمار وجود نخواهد داشت تا بر مبنای آن علیه پزشک اقامه دعوی کند، چرا که او در وضعیتی قرار داده شده است که از حق انتخاب آزادانه و مبتنی بر آگاهی برخوردار بوده است.”
همان طور که بیان حقیقت، احتمال اقدامات قانونی را کاهش می دهد، عدم ارائه ی اطلاعات، پزشک را در معرض اتهام قصور پزشکی قرار می دهد؛ مگر این که در ارائه ی اطلاعات، بر طبق عرف پزشکی و مطابق با رویه ای رفتار نموده باشد که یک مقام مسؤول پزشکی و متبحر، در آن شرایط و در آن حوزه، آن را به عنوان یک رویه ی مناسب پذیرفته باشد.
چنانچه بیمار در نتیجه ی عدم اطلاع از وضعیت پزشکی خود، تصمیمی که نباید، اتخاذ نماید، پزشک هم به لحاظ قواعد اخلاق پزشکی و هم به لحاظ مقررات قانونی، مسؤول نتایج ناگوار ناشی از آن تصمیم خواهد بود.
در سال های اخیر آمارها نشان می دهد که پزشکان به ارتباط قانونی صرف، اجرای محض ضوابط قانونی و جمع آوری ادله ی قانونی به عنوان مدرکی برای دفاع بعدی روی آورده اند؛ همچنین آمارها بیانگر این واقعیت است که مهم ترین رکن رضایت یعنی آگاهی مورد اهمال قرار می گیرد؛ در حالی که آگاه سازی رویکردی مناسب و ضروری است برای تقویت ارتباط پزشک ـ بیمار که نتیجه ی آن کاهش احتمال شکایت ها و دعاوی بعدی خواهد بود.

مطلب مشابه :  شیوه‌های فرزندپروری

فصل چهارم
ارکان آگاهی و قلمرو آن
مبحث اول ـ ارکان آگاهی
در اینجا سؤالی که مطرح است، آن است که آگاهی به چه اموری لازم است تا بتوانیم بگوییم رضایت آگاهانه بوده است؟ در این قسمت به این سؤال تحت عنوان ارکان آگاهی، پاسخ می دهیم.
ارکان آگاهی عبارتند از: نوع بیماری، ماهیت درمان، درمان های ممکن، ریسک درمان، هزینه ی درمان، طول درمان و عوارض درمان.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید