رشته حقوق

مقتضیات زمان و مکان

دانلود پایان نامه

در طول تاریخ، بسیاری از مسلک ها و فرقه ها و گرایش های غلط دینی توسط اندیشمندان و عالمان غیر متعهد و مغرض و یا جاهل نسبت به احکام و آموزه های دقیق دینی به وجود آمده و توده های عظیم مردمی را به انحراف و انحطاط فکری، فرهنگی و اخلاقی کشانیده اند.
گروهی از بانیان رویکردها و قرائت های به اصطلاح دینی با تکیه و تأکید بر آمال و آرمان های شخصی و باندی و حزبی دست به تأویل و تفسیرهای نادرست از دین و منابع وحیانی زده و زمینه های فکری و عقیدتی دین گریزی و به دنبال آن فساد، تباهی، بزهکاری و روابط نامشروع در تمامی حوزه های اقتصادی، اجتماعی،…رافراهم ساخته اند.
دراین میان همواره دو گروه و گرایش عمده در فرآیند فعالیت های فوق نقشی اساسی داشته اند:
– روشنفکران لائیک، که به جهت عدم شناخت دقیق از منابع دینی و تأثیرپذیری از مکتوبات و آموزه های روشنفکران و متفکران مغرب زمین در پی ارایه ی قرائتی مدرن و به اصطلاح نوگرایانه از شریعت بوده و سعی در عرفی کردن دین و تطبیق و تقطیع ثابتات و محکمات آن با متغیرات و عرفیات روزمره ی زندگی زمینی داشته اند.
حاصل این تلاش چیزی نبوده است جزبرخورد گزینشی با احکام و ارزش های وحیانی و تنزل مقدّسات در حدّ نیازهای غریزی، مادی و نفسانی و نیز پیشامدرن تلقی کردن حجاب و پوشش اسلامی و لزوم رعایت عفاف و وقار و حدود شرعی در روابط با افراد غیر همجنس
– دگماتیست ها و جزم اندیشان دینی: این گروه نیز با رویکرد و قرائت واپس گرایانه، بدون توجه به مقتضیات زمان و مکان و نیازها و مطالبات مردم با ادعای تفسیر دقیق از وحی و سنت به ارایه ی تأویلی سیاه (پوستین وارونه)‌ از دین پرداخته اند.
این گروه به مثابه ی کارگران کارخانه (دین) ناشیانه به تولید محصولات و کالاهایی می پردازند، که نه تنها مورد اقبال و اعتنای مشتریان (توده های مردم به ویژه نسل جوان) قرار نمی گیرند، بلکه باعث انزجار و گریز آنان از دین و تولیدات دینی می شوند.
سخت گیری، جزم اندیشی، ترسیم خطوط قرمز و متعدد و تبدیل میدان چشم نواز دین به میدان مین، طرح جنبه های خوف دین (بدون اشاره به جنبه های رجا و امیدواری آن)، حذف شادی، نشاط و رفاه ، عشق و زیبایی از زندگی، استفادهِِ ی متعصبانه از ابزار و شیوه های سنتی در تبیین و ترویج ارزش های وحیانی و دادن پاسخ های کهنه به سئوال های جدید، غیر عقلانی جلوه دادن پیام های دینی از جمله اصول مورد تأکید این گروه از به اصطلاح شریعتمداران به شمار می اید.
اگر چه در سخنرانی هاو همایش های دینی، ادبی، علمی، فرهنگی، توصیه های فراوانی درجهت تجلیل وتکریم زنان به عمل می آید و نیز درفعالیت های تبلیغات انتخاباتی از لزوم رفع محرومیت ها و محدودیت ها و تبعیض ها علیه زنان سخن به میان می آید، امْا در عمل ، ضعف ها بسیار و فاصله ها تا آن جا که در آثار و منابع دینی و قرآنی( در مورد احترام به حقوق زنان) آمده ، زیاد است.
مقابله با باورهای غلط،از بین بردن ضوابط ، روابط و مقررات آمیخته به تعصبات و باورهای غلط در همه ی سطوح جامعه به خصوص در سطح تصمیم گیران و تصمیم سازان کشور و فراهم آوردن فرصت ها و بسترهای عادلانه، برای زنان نیز یکی از راه های کاربردی در جهت مقابله با عقده ی حقارت زنان و به دنبال آن مقابله با بدحجابی و فسادهای ناشی از آن می باشد.
اکثر قریب به اتفاق دختران و زنان به دلیل بی اطلاعی ازجایگاه و موقعیت حقوقی خود در کشور، شناخت دقیقی از راه های احقاق حقوق خود ندارند. به همین دلیل در بسیاری از موارد، تبعیض و بی عدالتی علیه خود را قانونی، منطقی و حتی دینی تلقی کرده و از حریم و حقوق خود دفاع نمی کنند. ویا به علت جهل وکم الاعی اؤ مواؤین حقوقی و شرعی
براین اساس آموزش حقوق و قوانین ویژه زنان و دختران از لوازم قطعی رفع تبعیض و تحدید علیه بانوان به شمار می آید که می بایست از سوی مراجع ذی ربط مورد توجه و تاکید جدی قرار گیرد.

مطلب مشابه :  شرکت تندیس تولید کننده برترین محصولات سلولزی و بهداشتی

بخش سوم :
مداخله حقوق جزا در کنترل پوشش وظاهراشخاص
فصل اول:مبانی جرم انگاری در خصوص نحوه پوشش وظاهر اشخاص
پاسخهایی گوناگون به سوال چرایی جرم انگاشتن یک عمل داده شده است. یکی از پاسخهای مشهور این است که اعمال ناقض مذاهب رسمی واخلاق متعارف در جامعه ، مجرمانه و قابل مجازاتند. اگر چه به لحاظ مفهومی وتحلیلی یک رابطه ضروری میان حقوق ،مذهب و اخلاق وجود نداردولی به لحاظ وجودی و درواقعیت بیرونی حقوق ،مذهب و اخلاق نمیتوانندبدون یکدیگر وجود یافته و به حیات خود ادامه دهند.
در این فصل سعی بر آن است که مبانی جرم انگاری نحوه پوشش وظاهر اشخاص در دو مبحث تحت عناوین حفظ اخلاق وعفت عمومی وهم چنین حفظ نظم عمومی مورد بررسی قرار گیرد.
مبحث اول: حفظ اخلاق وعفت عمومی
گفتار اول:در مورد اشخاص مسلمان
این گفتار را باطرح این سوال آغاز می نماییم که آیا وجوب یک پدیدۀ دینی،می تواند مجوزی برای الزامی کردن واجباری شدن آن در جامعه باشد؟
دردین اسلام موارد متعددی وجود داردکه انجام آنها به طورکل ویا تحت شرایطی واجب وقطعی بوده و تخلف از آن پیامدهای معنوی واخروی مشخصی را به دنبال دارد.درمورد حجاب اسلامی برای زنان از آنجاکه این امرصرفاً درحوزۀ فردی قرار نمیگیرد ومهمتر از آن دارای اثرات مهمی بر کل اجتماع و سلامت روانی آن نیز می باشد،الزام به حجاب به نوعی اقدام در جهت منفعت عمومی جامعه تلقی می شود .
در هر جامعه سالم و متمدنی مجموعه قوانینی حاکم می شود که به تناسب باور ها و عقائد افراد یا نخبگان آن جامعه، خاستگاه وضع آن قوانین متفاوت است؛ مثلا در یک جامعه قوانین کشور بر پایه نظام و اندیشه لیبرالی بنا می شود و در جامعه دیگر بر پایه نظام و اندیشه سوسیالیستی. خاستگاه این نظام ها هر چه باشد و بر هر اندیشه ای استوار باشد – خواه درست یا غلط – وقتی به مرحله قوانین حکومتی آن جامعه رسیدیم، بحث الزام و اجبار در اجرای قانون، امری بدیهی و معقول است . حال اگر خاستگاه قوانین جامعه ای، نظام و اندیشه اسلامی باشد و بر این اساس قوانین آن کشور تنظیم و تصویب شود، از لحاظ ضمانت اجرا، و الزام و اجبار در اجرای آن، با سایر قوانین تفاوتی ندارد، و اِعمال ابزار اجبار در اجرای این قوانین نیز امری بدیهی و معقول خواهد بود.
بایستی بیان داشت که آزادی عقیده ، می‌تواند درست باشد، اما آزادی عمل نه تنها در جامعه دینی و اسلامی، بلکه در هیچ جامعه ای وجود ندارد. تمام جوامع کم و بیش محدودیت هایی را بر اساس اصول و موازین حقوقی و اخلاقی آن جامعه وضع می‌کنند و جامعه آزاد مطلق نداریم. حتی در جامعه غربی امروز که خود را به عنوان جامعه باز و آزاد معرفی می‌کند، محدودیت‌هایی وجود دارد. محدودیت‌های آن جامعه بر اساس اصول خاصی که خود تعریف می‌کنند، اعمال می‌شود. حتی در برخی از آن جوامع مشاهده می‌شود که برای نوع پوشش مردان و زنان نیز محدودیت‌های قانونی وضع شده است. این مسئله در جامعه دینی نیز وجود دارد، با این تفاوت که در جامعه دینی احترام به قوانین دینی و مراعات آن که جنبه علنی و اجتماعی دارند، نیز مد نظر قرار می‌گیرد. افراد در اعتقاد و باور داشتن یا نداشتن آزاد هستند و جوابگوی اعتقاد و اعمال و تکالیف خود در نزد خداوندند، اما مراعات و احترام به قوانین اجتماعی و در مسئله ای مانند حجاب، حفظ عفت عمومی در جامعه دینی به دلیل حفظ مصلحت اجتماعی لازم است. مسئله حفظ عفت عمومی و تعادل اخلاقی جامعه به عنوان یک حق انسانی و هنجار اجتماعی شناخته می‌شود. در چنین شرایطی آزاد بودن شخص در نوع پوشش ممکن است موجب به هم خوردن تعادل اخلاقی جامعه، گسترش محرک غریزه جنسی و فساد اخلاقی، ایجاد آسیب‌های روانی و اجتماعی و تزلزل در بنیان‌های اجتماع مانند خانواده گردد.
در چنین شرایطی این مسئله از یک موضوع شخصی خارج شده و یک موضوع اجتماعی تلقی می‌شود. بدیهی است که در چنین صورتی در هر جامعه ای، آزادی‌های فردی به جهت منافع اجتماعی محدود می‌شود و این موضوع در هر جامعه‌ای وجود دارد، یعنی به حقوق اکثریت افراد جامعه نظر می‌شود.در شریعت اسلامی وجامعه بنیان شده بر موازین اسلامی بیان شده است که زنی که بدون پوشش کامل یا با پوشش برهنه‌نما و اغواگرانه در جامعه حضور پیدا می‌کند، او باعمل خویش علاوه بر این که خودش گناه کرده و نهی از منکر او واجب است و نباید اجازه گناه کردن آشکار و علنی به او داد، آزادی و امنیت روحی و روانی اجتماع بخصوص مردان جوان را نیز خدشه‌دار کرده و عفت اجتماعی را نیز متزلزل نموده است.
جوانان اجتماع باید از سلامت روحی و اجتماعی بهره‌مند باشند و محیط جامعه برای آنان محیط سالم و عفیفی باشد و هنگام حضور اجتماعی عوامل فریب و انحراف و گناه آنان را احاطه نکند و این وظیفه حکومت است که این امنیت را فراهم آورد و حضور اغواگرانه زنان را ممنوع سازد و رعایت پوشش متین و موقر را برای حضور اجتماعی لازم بشمرد.

مطلب مشابه :  تغییر نگرش ها

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید