مقایسه تأثیر درمان های نگهدارنده متادون و بوپرنورفین بر عملکردهای شناختی نقش تعدیل …

۱۱-۱-۵- آیا نوع روش درمان نگهدارنده و دوز مصرفی بر حافظه دیداری کنش متقابل دارند؟
با توجه به یافته های به دست آمده اثر تعامل گروه × دوز دارو بر حافظه دیداری معنادار نیست. این یافته ها، با نتایج پژوهش های روتنبرگ و همکاران (۱۹۷۷)، گوران و همکاران (۱۹۹۹)، لینی و همکاران (۲۰۰۳)، مینتز و همکاران (۲۰۰۴) هم خوانی دارد. هم چنین بین دوز آگونیست مواد مخدر و عملکردهای شناختی، بین استفاده از بنزودیازپین ها و عملکردهای شناختی و استفاده از چندین مواد روان گردان و عملکردهای شناختی در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین ارتباط منفی وجود دارد. بیمارانی که از چندین مواد روان گردان استفاده می کردند در مقابل بیمارانی که از یک نوع ماده مخدر استفاده می کردند. عملکردشان در آزمون های شناختی بد بود (مدور، ۱۹۹۸؛ استار و همکاران، ۲۰۰۴؛ نقل از رپیلی، ۲۰۱۴). از دیگر متغیرهایی که بر روی عملکردهای شناختی تأثیر دارد طول مدت درمان و دوز دارو است که نتایج پژوهش ها نشان داده است که عملکرد در دوزهای پایین بهتر است (رپیلی و همکاران، ۲۰۰۷). هم چنین بین سن و زمان واکنش و مدت زمان وابستگی به مواد مخدر در بعضی از خرده آزمون ها ارتباط کمی وجود دارد (سویکا و همکاران، ۲۰۰۵).
۱۲-۱-۵- آیا نوع روش درمان نگهدارنده و دوز مصرفی بر زمان پاسخ صحیح، کنش متقابل دارند؟
با توجه به یافته های به دست آمده اثر تعامل گروه × دوز دارو بر زمان پاسخ های صحیح معنادار نیست. این یافته ها، با نتایج پژوهش های روتنبرگ و همکاران (۱۹۷۷)، گوران و همکاران (۱۹۹۹)، لینی و همکاران (۲۰۰۳)، مینتز و همکاران (۲۰۰۴) هم خوانی دارد. هم چنین بین دوز آگونیست مواد مخدر وعملکردهای شناختی، بین استفاده از بنزودیازپین ها و عملکردهای شناختی و استفاده از چندین مواد روان گردان و عملکردهای شناختی در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین ارتباط منفی وجود دارد. بیمارانی که از چندین مواد روان گردان استفاده می کردند در مقابل بیمارانی که از یک نوع ماده مخدر استفاده می کردند. عملکردشان در آزمون های شناختی بد بود(مدور، ۱۹۹۸؛ استار و همکاران، ۲۰۰۴؛ نقل از رپیلی، ۲۰۱۴). از دیگر متغیرهایی که بر روی عملکردهای شناختی تأثیر دارد طول مدت درمان و دوز دارو است که نتایج پژوهش ها نشان داده است که عملکرد در دوزهای پایین بهتر است (رپیلی و همکاران، ۲۰۰۷). هم چنین بین سن و زمان واکنش و مدت زمان وابستگی به مواد مخدر در بعضی از خرده آزمون ها ارتباط کمی وجود دارد (سویکا و همکاران، ۲۰۰۵).
۲-۵- محدودیت های پژوهش
۱- عدم کنترل ابتلا بیماران به ویروس ایدز که پژوهشها نشان داده است HIV با اختلالات شناختی همراه است در این مطالعه امکان تشخیص افتراقی فراهم نبوده است.
۲- نمونه گیری این مطالعه از نوع در دسترس است لذا برای تعمیم های غیر مجاز احتیاط شود.
۳- مطالعه بر روی معتادان مراجعه کننده به کلینک های شهر سمنان انجام شد. لذا قابلیت تعمیم به سایر معتادان را ندارد.
۴- اعتبار ابزارهای انداره گیری به ویژه ( آزمون یادداری – دیداری) کمتر از ۷/۰ بوده است.
۵-با توجه به متغیرهای کنترل (سن، تحصیلات، نوع ماده مصرفی، تعداد دفعات عود) قابلیت تعمیم به سایر گروه ها را ندارد.
۶- تعداد کم افراد تحت درمان بوپرنورفین.
۳-۵- پیشنهادهای پژوهش
۱- از آن جا که کلیه نمونه های این مطالعه را مردان تشکیل میدادند، یافته های آن به زنان تعمیم ناپذیر است. پیشنهاد می شود در پژوهش های بعدی کارکردهای شناختی زنان نیز بررسی شود.
۲- در مطالعات آینده از روش های نمونه گیری تصادفی استفاده شود.
۳- استفاده از افراد (نمونه) که طول درمان آنها بیش از یکسال است.
۴- استفاده از ابزارهای اندازه گیری که اعتبار آنها بالاتر از ۷/۰ باشد.
منابع فارسی
استرنبرگ، رابرت. (۲۰۰۶). روان شناسی شناختی، ترجمه سید کمال خرازی؛ الهه حجازی، تهران: انتشارات سمت.
اتکینسون، ریتا ال؛ اتکینسون، ریچارد سی؛ اسمیت، ادوارد ای؛ بم،داریل ج؛ هوکسما، سوزان نولن.(۲۰۰۰ ). زمینه روان شناسی هیلگارد، ترجمه یوسف کریمی، تهران: انتشارات رشد.
احمدوند، افشین؛ قریشی، فاطمه سادات؛ سپهرمنش، زهرا؛ موسوی، سید غلامعباس. (۱۳۸۵). بررسی تأثیر مصرف متادون بر افسردگی در معتادان تزریقی زندانی. دو فصلنامه تحقیقات علوم رفتاری، دوره۴ ،۱و۲ ،۸۸-۷۲٫
حدادی، روح الله؛ رستمی، رضا؛ رحیمی نژاد، عباس؛ اکبری، سعید. (۱۳۹۰). اثر بخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری کنترل تکانه بر کاهش تکانشگری، ولع مصرف و شدت اعتیاد در معتادان مصرف کننده کراک– فصلنامه علمی سوءمصرف مواد،سال سوم، شماره ۱۰،۲۱۰-۱۷۵٫
روحانی، صمد؛ سالاریه، ایرج؛ عابدی، صالح خیرخواه، فرزان. (۱۳۹۱). بررسی تأثیر درمان نگهدارنده متادون بر کیفیت زندگی افراد وابسته به مواد مخدر. مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران، دوره بیست و دوم ، شماره ۸۷، ص۴۷-۵۵٫
رستمی، رضا؛ حدادی، پروانه. (۱۳۸۴). راهنمای عملی درمان نگهدارنده با متادون. تهران: انتشارات تبلور.
عبیدی زادگان، افسانه؛ مرادی، علیرضا؛ رابرت، فرنام . (۱۳۸۷). بررسی کارکرد های اجرایی در بیماران تحت درمان با متادون . مقاله پژوهشی اصیل، ۳، ۷۵-۸۱٫
فراهانی، محمد نقی؛ کرمی نوری، رضا؛ اوحدی، محمود (۱۳۹۰). روان شناسی، چاپ و نشر کتاب های درسی ایران سهامی خاص.<

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

br />کرمی نوری، رضا. (۱۳۸۳). روان شناسی حافظه و یادگیری: با رویکردی شناختی. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها، تهران: انتشارات سمت.
گراث – مارنات، گری. (۱۹۹۳). راهنمای سنجش روانی ،مشاوران و روان پزشکان (دو جلد). ترجمه حسن پاشا شریفی، تهران: انتشارات رشد.
معزز، رقیه؛ پورحسین، رضا؛ بشارت، محمدعلی. (۱۳۸۹). آسیب شناسی حافظه بینایی در بیماران مبتلا به صرع .مجموعه مقالات سومین کنگره انجمن روان شناسی ایران، ۵،۷۱۴-۷۱۳٫
مستشاری، گلاره. (۱۳۸۰). ارزیابی مقدماتی درمان نگهدارنده با متادون، تهران: سازمان بهزیستی کشور، معاونت امور فرهنگی و پیشگیری.
ممتازی، سعید؛ جعفری، سارا؛ خسروی، ناصر؛نیک فرجام، علی. (۱۳۹۱). علم اعتیاد: مواد، مغز و رفتار، موسسه ملی سوءمصرف داروها، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دفتر سلامت روانی، اجتمایی و اعتیاد، تهران: انتشارات سپیدبرگ.
نوربالا، احمد علی؛ باقری یزدی،کاظم محمد؛ یاسمی، محمد تقی. (۱۳۸۰). نگاهی بر سیمای سلامت روان در ایران. چاپ اول، نشر مؤلف.
نجاتی، وحید. (۱۳۹۲). ارتباط بین کارکردهای اجرایی مغز با تصمیم گیری پر خطر در دانشجویان، مجله تحقیقات علوم رفتاری، شماره۳، ص۴ .
References
Ball, J.C., Ross, A.(1991). The Effectiveness of Methadone Maintenance Treatment. New York: Springer-Verlag.195-211.
Bechara, A., Dolan, S., Denburg, N., Hindes, A.,& Anderson, SW.(2001). Nathan PE. Decision-making deficits, linked to a dysfunctional ventromedial prefrontal cortex, revealed in alcohol and stimulant abusers. Neuropsychologia .۴۵۳-۴۶۲٫
Byrd, D.A., Robinson-Papp, J., Mindt, M.R., Mintz, L., Elliott, K& et al.(2013). Isolating cognitive and neurologic HIV effects in substance-dependent confounded cohorts: a pilot study. Journal of Neuropsychol Soc ۱۹: ۴۶۳–۴۷۳٫