رشته حقوق

مقام وحرمت دختران وزنان از دیدگاه اسلام

دانلود پایان نامه

مقام وحرمت دختران وزنان از دیدگاه اسلام وبررسی فلسفه حجاب

گفتار اول:نگاه اسلام به زن وشان او در اجتماع

«حجاب» و «عفاف» دو ارزش راستین برای انسانها ـ به ویژه خداجویان و دین‏باوران پاک سیرت ـ محسوب می‏شود. حجاب مانع ظاهری است که چون صدف، گوهری گرانسنگ در آغوش خود حفظ می‏کند و نشان از بهای والا و چشمگیر آن دا رد و عفاف حالتی درونی و نفسانی است که از شعله کشیدن هوا و هوس وپیشروی شهوت جلوگیری می‏کند.این دو ویژگی برگرفته از اعتقادات ناب دینی و باورهای پاک الهی است؛ یکی «پوشش ظاهری» است و دیگری «کوشش باطنی»؛ یکی «نماد بیرونی» در دیدگان افراد جامعه دارد و چون بیرقی برافراشته و شعاری نمایان همگان را به صلاح و رستگاری فرا می‏خواند و دیگری «نمود درونی» در سازماندهی اعضا و مدیریت چشم و گوش و دل و دیده دارد تا هر یک در مرحله‏ای صحیح و سازنده به کار گرفته شوند و در مرزهای ممنوع الهی متوقف گردند. آن عظمت و این عزّت موجب گردیده که افزون بر «حق‏الناس» بودن حجاب، «حقُ‏اللّه‏» نیز محسوب می‏شود و علاوه بر حفظ مصالح عمومی جامعه ـ که رسالتی سنگین برای پاک‏سرشتان و آسمانی‏صفتان است ـ طاعت و اطاعت پروردگار مهربان نیز دانسته شود تا هدفی والا و بالا یعنی: «مصون ماندن از گزند نگاههای هدف‏دار و مسموم و جلوگیری از لغزشها و سقوطهای هلاکت‏بار» فراهم شود. از این‏رو در نگاه سراسر بصیرت و بینش خردورزان، حجاب هرگز «محدودیت» نخواهد بود، بلکه «مصونیت» از حوادث زیانبار پیدا و ناپیدای جامعه محسوب می‏شود.

این نگرش از آن‏رو است که در سلسله معارف پاک و تابناک اسلام دختران و زنان ستایش بسیاری گردیده و چونان گوهری گرانبها و دُرّی درخشان و چشم‏نواز، لبریز از جاذبه و عظمت و زیبایی و عزّت دانسته شده‏اند.

اخلاق  نبوی، رفتار علوی این نگاه و نگرش شایسته به وجود بانوان و دختران در پندار، گفتار و رفتار پیشوایان پاک و سخنان تابناک آنان به روشنی احساس می‏شود. به این سخن امام علی(ع) بنگریم که
حجاب مانع ظاهری است که چون صدف گوهری گران سنگ  در آغوش خود حفظ می‏کندو نشان از بهای والاو چشمگیر آن داردو عفاف  حالتی درونی و نفسانی است که ازشعله کشیدن هوا و هوس و پیشروی شهوت جلوگیری می‏کند.[1]

بطور کلی توصیه های اسلام در خصوص پوشش زنان مسلمان از ویژگیها و امتیازات خاصی برخوردار است که تأمین کننده شخصیت و منزلت وجودی زن می‌باشد. لیکن به لحاظ اهمیت و حساسیت این مسئله، اسلام قواعد کلی را برای تبیین الگوی مناسب پوشش زنان ارائه نموده است.

گفتار دوم:فلسفه حجاب وپوشش در اسلام وایرادات وارده به آن

درابتدا لازم است قبل از بررسی فلسفه حجاب و ضرورت وجودی حجاب از منظر دین اسلام , لغت و مفهوم حجاب را ازجهات گوناگون موردتحلیل قرار داده ونظرات  اندیشمندان ومتفکرین علوم دینی رادراین زمینه دریابیم تا بتوانیم در ادامه تحلیلی صحیح از فلسفه حجاب بیان نماییم.

بنداول:مفهـوم لغـوی حجـاب

«حجاب» واژه عربی است و زبان شناسان عرب، برای آن، دو معنای اصلی بر شمرده اند:

1-حجاب، به مفهوم مانع وحایل میان دو چیز است، خواه آن دو چیز از امور مادی واشیای محسوس باشد ویا از امور معنوی و غیر محسوس.

«حَجَبَ به معنای منع است و از همین رو به پوشش حجاب گفته می شود زیرا پوشش مانع از مشاهده می شود و به دربان حاجب گفته می شود چون مانع و بازدارنده از ورود دیگران است. اصل معنای حجاب، جسمی است که بین دوجسد حائل می شود و گاه بر امور معنوی نیز به کار می رود؛ از این رو گفته شده است: «عجز» حجاب میان انسان و مراد اوست و «معصیت» حجاب بین بنده و پرورد گار اوست..»[2]

2- حجاب به معنای ستر وپوشش

صحاح اللغه معنای پوشش را برای حجاب یاد آور شده وگفته است:

«الحجاب الستر وحجاب الجوف ما یحجب بین الفوأد و سایره»[3]

«حجاب یعنی پوشش وحجاب درون انسان، یعنی آن چه که بین قلب وسایرآن حائل می شود.»

کاربرد قرآنی حجاب نیز دلالت بر آن دارد که اصل معنای حجاب منع است و اگر به پوشش و ساتر، حجاب گفته می شود، از آن رو است که پوشش، مانع از دیدن و از مصداق های حجاب است.

از گفتار اهل لغت می توان نتیجه گرفت که در زبان عرب، حجاب به پوششی گفته می شود که مانع از دیدن شیئی پوشانده شده می شود. شهید مطهری نتیجه تحقیقات لغوی خود را درباره این واژه، چنین بیان می کند:

«کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب، بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نیست; آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد».[4]

این واژه درقرآن وحدیث نیز باعنایت به همین معنای لغوی به­کاررفته ومعنای­خاصی پیدانکرده است.[5]

البته لازم بذکر است علاوه بر معنای لغوی ،کلمه «حجاب» تعابیر مختلفی نسبت به آن ذکر شده است که به اختصار به برخی از آنها اشاره می کنیم[6]:

الف – عفاف ذهن: نپروراندن ذهنیت گناه و معصیت در ذهن و پرهیز از فکر و خیالات باطل از توصیه های اسلام است. چرا که مقدمه و زمینه ساز سقوط انسان در ورطه گناه و ارتباط نامشروع، ذهنیت سازی آن است. همان طور که در احادیث آمده است، برخی افراد بدون آنکه مرتکب عمل زشت زنا شوند، در خود ذهنیت زنا را می پرورانند و در فضای روحی زنا بسر می برند.

ب- عفاف نگاه: از دستورات مؤکد اسلام رعایت نگاه و پرهیز از نظر کردن به نامحرم است. چرا که بیشترین تأثیر منفی را بر دل می گذارد. با توجه به اهمیت مسأله، خداوند در سوره نور می فرماید: » به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند و دامان خود را حفظ کنند، این کار برای آنها پاکیزه تر است خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است.

ج – عفاف گفتار: فقهای اسلامی تأکید دارند که برای زن جایز نیست صدای خود را بگونه ای خوش آهنگ، نازک و ملایم جلوه دهد که موجب تحریک نامحرم شود. علاوه بر این در برخورد با نامجرم از بیان کلمات و الفاظ احساسی و تحریک کننده بپرهیزد و در گفتار جدیت نشان دهد تا افراد ضعیف الایمان و بیماردلان سوءاستفاده نکنند.

د – عفاف در تعاملات رفتاری (در برخورد حسی): اسلام هر گونه ارتباط و برخورد حسی میان زن و مرد اجنبی را حرام کرده است. لذا مرد نمی تواند با هیچ عضوی از اعضاء خود با عضوی از اندام بدن زن نامحرم تماس حاصل نماید. از این رو مصافحه (دست دادن)، بوسیدن و لمس کردن اعضاء بدن زن نامحرم حرام است..

هـ‌- عفاف در رفتار و معاشرت: زن مسلمان علاوه بر پوشش ظاهری باید در نوع حرکات، برخوردها و حتی راه رفتن نیز زمینه سوءاستفاده افراد اجنبی و هوسباز را از میان ببرد. برخوردهای سنگین توأم با متانت، شرم و حیا، تواضع و وقار، کم گوئی و پرهیز از گشاده روئی مفرط، برخوردهای جلف، معاشرت دوستانه و اختلاط با مرد بیگانه بر یک زن مسلمان لازم است.

و – عفاف در زینت: زن مسلمان باید علاوه بر پوشش اعضاء و اندام خود، هر نوع زیور و زینت را از معرض دید نامحرمان پنهان سازد و از هرگونه آرایش و خودنمائی در بابر افراد بیگانه و اجنبی بپرهیزد تا زمینه جلب توجه و تحریک آنان فراهم نشود.

بند دوم:فلسفه حجاب

این بند از دو قسمت تشکیل یافته است در قسمت اول به ایرادات و اشکالات وارده بر امر حجاب می پردازیم ودر قسمت دوم از فلسفه حجاب د راسلام سخن خواهیم گفت:

الف:ایرادات واشکالات وارده  در خصوص  امر «حجاب»

معمولا در خصوص داشتن «حجاب» برای زنان،افرادی ایراداتی وارد کرده اند که عبارتند از 1.منطقی نبودن«حجاب» 2.محدود شدن آزادی زن با حفظ حجاب3. رود فعالیتهای زن در سطح اجتماع به علت حفظ حجاب 4. افزایش التهابهای جنسی در سطح اجتماع با رعایت حجاب اسلامی که به طور جداگانه به آنها می پردازیم:[7]

مطلب مشابه :  تقدیر و سرنوشت

1)منطقی نبودن حجاب

اولین ایرادی که بر پوشیدگی زن می‏گیرند اینست که دلیل معقولی ندارد و چیزی که منطقی نیست نباید از آن دفاع کرد . می‏گویند منشأ حجاب ، یا غارتگری و نا امنی بوده است که امروز وجود ندارد ، و یا فکر رهبانیت و ترک لذت بوده است که فکر باطل و نادرستی است ، و یا خودخواهی و سلطه‏جوئی مرد بوده که رذیله‏ای است ناهنجار و باید با آن مبارزه کرد ، و یا اعتقاد به پلیدی زن در ایام حیض بوده است که این هم خرافه‏ای بیش‏ نیست .

پاسخ:به لحاظ جرم شناسی ،حجاب از ابعاد گوناگون دارای منطق معقوی است[8]،برای مثال:از بعد روانی حجاب،موجب آسایش روانی ،سلامت روحی،حتی جسمی وجنسی در افراد می کرددو…،از بعد خانوادگی موجب استحکام بنیاد خانواده،تقویت روابط همسران،کاهش آمار خیانت وطلاق،و…،می گردد،از بعد اجتماعی باعث سلامت وپاکی اجتماع از انواع آلودگی ها وبیماری های اخلاقی،افزایش سطح کار وتلاش سازنده در جامعهو…،می کردداز بعد تکریم زن،بین زن ونامحرم حریم ایجاد کرده  وخط قرمزهایی را برای بیگانگان ترسیم می کند ودر نتیجه دسترسیس نا محرمان را به  زن مشکل وحتی ناممکن می سازد وبه حکم عقل ،هرچیزی که دسترسی به آن مشکل ویا ناممکن باشد گرانبها وارزشمند می شود.

2)محدود شدن آزادی زن با حفظ حجاب

ایراد دیگری که بر حجاب گرفته‏اند اینست که موجب سلب حق آزادی که‏ یک حق طبیعی بشری است می‏گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می‏رود . احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است . هر انسانی شریف و آزاد است ، مرد باشد یا زن . مجبور ساختن زن به اینکه حجاب‏ داشته باشد بی اعتنائی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی او است‏. عزت و کرامت انسانی و حق‏ آزادی زن ، و همچنین هیچ کس  حق ندارد بدون دلیل کسی را  اسیر و زندانی کند ، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ‏ بهانه نباید واقع شود ، ایجاب می‏کند که این امر از میان برود .

پاسخ:اول اینکه لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن‏ زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتیمی‏خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد دوم اینکه اسلام هرگز نخواسته زن را خانه نشین ودور از اجتماع قرار دهد بلکه مصلحت زن وخانواده او ونیز مصلحت اجتماع ایجاب می کند که زن بارعایت حجاب اسلامی ودور از هرگونه خودآرای وخودنمایی در جامعه حاضر شده واین چیزی نیاست که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به‏ حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود . اگر رعایت پاره‏ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را ” زندانی کردن‏ ” یا ” بردگی ” نمی‏توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل ” آزادی ” فرد نمی‏توان. برعکس ، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است – موجب کرامت و احترام بیشتر او است ، زیرا او را از تعرض بیماردلان وفاقد اخلاق مصون می‏دارد . وعرصه را برای حضور عفیفانه زن در سطح اجتماع فراهم می کند.

سوم اینکه:آیا الزام زن به امری که ماییه ی مصونیت او از نگاه های ناپاک وتعرض می گرد، برخلاف آزادی و حقوق انسانی اوست یا برداشتن حجاب  او وفراهم کردن زمینه تعرض نسبت به زن وسلب امنیت وآرامش از او؟

3)رکود فعالیتهای زن در سطح اجتماع به عت حفظ حجاب

سومین ایرادی که بر حجاب می‏گیرند اینست که سبب رکود فعالیتهائی است که خلقت در وجود زن قرار داده است . زن نیز مانند مرد دارای ذوق ، فکر ، فهم ، هوش و استعداد کار است . این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد باز داشتن زن از کوششهائی که آفرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است ، خیانت به اجتماع نیز می‏باشد . هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادادی انسان معطل و بی اثر بماند به زیان اجتماع است . عامل انسانی بزرگترین سرمایه اجتماع است . زن نیز انسان است و اجتماع‏ باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهره‏مند گردد . فلج‏ کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع ، هم برخلاف حق طبیعی‏ فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب می‏شود که زن همیشه به صورت‏ سربار و کل بر مرد زندگی کند

. جواب این اشکال آنست که حجاب اسلامی ، موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست. ایراد مذکور بر آن شکلی ازحجاب که در میان هندیها یا ایرانیان‏ قدیم یا یهودیان متداول بوده است وارد است نه حجاب اسلامی.  فلسفه حجاب اسلامی این نیست که‏ باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت. مبنای حجاب در اسلام چنانکه خواهد آمد اینست که التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع ، خالص برای کار و فعالیت باشد. به همین جهت به زن اجازه نمی‏دهد که وقتی از خانه بیرون‏ می‏رود موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی‏دهد که‏ چشم چرانی کند . چنین حجابی نه تنها نیروی کار  وفعالیت را از زن سلب نمی‏کند ،  بکه با ایجاد سلامت وامنیتت برای زنان موجب‏ تقویت نیروی آن نیز می گردد.

4)افزایش التهابهای جنسی در سطح اجتماع با رعایت حجاب اسلامی

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته‏اند اینست که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاقها و التهابها می‏افزاید و طبق اصل ” الانسان حریص علی ما منع منه ” ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می‏کند . به علاوه ، سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای‏ روحی ،جسمی وحتی جنسی می‏گردد .[9]

پاسخ این ایراد اینست که به حاظ جرم شناختی درست است که ناکامی ، خصوصا ناکامی جنسی‏ ، عوارض گوناگون روحی،عصبی،جسمی،جنسی،خانوادگی واجتماعی داردو به طور بالقوه فرد را مستعد ارتکاب جرایم جنسی  وجرایم مرتبط با امور جسی می نماید وهمچنین سرکوبی بیش از حد غرایز جنسی امری غیر معقول است، ولی برداشتن قیود اجتماعی  هم مشکل را حل نمی‏کند بلکه بر آن می‏افزاید .. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می‏یابد وبه تبع آن تقاضا نی افزایش می یابد ودر نتیجه عشق به مفهوم واقعی خود می میرد وجای خود را به بی بند وباری می دهد.

در مورد مساله سرکوبی غریزه ی جنسی باید بگوییم که اسلام هرگز نخواسته است که با وضع  حجاب تمایلات جنسی افراد را سرکوب کند بلکه می خواهد مانع تحریکات بی حساب جنسی  وبی بند وباری ها شو ودر مقاب برای ارضاء صحیح ومعقو این غریزه ،افراد را به ازدواج ترغیب می نماید وافرادی را هم که شرایط ازدواج ندارن را به عفت فرا می خواند.[10]

ب:فلسفه «حجاب» در اسلام

این قسمت با طرح این سوال که علت وفسفه «حجاب» در اسلام چیست اغاز می گردد؟

اسلام دینی است که تمامی احکام  وقوانین آن دارای فلسفه وحکمت است.حجاب اسلامی نیز یکی از احکام تکلیفی در اسلام است واز دین مبین اسلام بعید است که تکلیفی را وضع کند اما هیچ فلسفه ای برای آن نداشته باشد وصرفا برای محدود کردن آزادی زنان یا تضعیف شخصیت آنان چنین حکمی را وضع کرده باشد.

مطلب مشابه :  نظریه رفتارگرایی

حجاب در اسلام از یک مسأله کلی‏تر و اساسی‏تری ریشه می‏گیرد و آن اینست‏ که اسلام می‏خواهد انواع التذاذهای جنسی ، بصری ، لمسی ،عاطفی و نظایر آن را به‏ محیط خانوادگی و در کادر  قانونی ازدواج منحصر گردد .وفعالیت اجتماع  از آسیب مصون بماند ومنحصرا برای کار و فعالیت باشد  . برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت‏ را با لذت جوئیهای جنسی به هم می‏آمیز  بنا بر این فلسفه وضع حجاب در  اسلام عبارتند از:1.ایجاد وحفظ آرامش روانی در اجتماع 2)استحکام پیوند خانوادگی 3)استواری اجتماع 4)حفظ ارزش وکرامت انسانی زن، که در ذیل به شرح آنها می پرازیم:[11]

1)ایجاد وحفظ آرامش روانی در اجتماع

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار ،به طر طبیعی هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی می‏بخشد و وانسلان را از رفتار بهنجار دور می سازد. .لذا ا سلام تدابیری برای تعدیل این غریزه  ومتعارف نمودن آن با فطرت الهی اندیشیده است و در این‏ زمینه هم  وظایفی برای زنان و هم برای مردان  معین کرده است . یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد ، هر دو ، مقرر فرموده مربوط به مراقبت در نگاه کردن است[12]. در خصوص وظیفه خاص زنان مقرر فرموده است :که بدن  وزینت خود را از مردان بیگانه پوشیده نگاه دارید[13]و در اجتماع به جلوه‏گری و دلربائی نپردازی زیرا خود را در خطر صدمه  خوردن مردان  بیمارقرار خواهید داد.[14] به یطوری که جبران آن صدمه ها گاهی اساسا غیر ممکن است .اما علت اینکه در اسلام رعایت «حجاب» اختصاص به زنان یافته است این‏ است که میل به خودنمائی و خودآرائی به طور فطری خاص زنان است .  وچشم ناپاکی از ویژگی های مردان.تمایل چنین مردانی به چشم ناپاکی ،میل به خودنمایی و دلبری را افزایش می دهد ،برای همین است که اسلام خواسته است با مکلف کردن زنان به  رعایت حجاب  وعفاف،ویژگی خود نمایی و دلبری را در انان کنترل نموده وبه روابط آنها با همسرشان محدودو نماید. ودر این صورت آرامش روانی منتج از تحریکات  بی حساب جنسی  برای همه افراد جامعه، اعم اززن ومرد، پیر وجوان،مجرد ومتاهل به­کمترین حدخود رسیده وبه روابط میان همسران اختصاص یابد.

2)استحکام پیوند خانوادگی

اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی  وعاطفی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع ، پیوند زن و شوهری را محکم می‏سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‏شود . فلسفه حجاب اسلامی و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع ، از نظر اجتماع‏ خانوادگی اینست که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن فرى به شمار برود ، در حالی که در سیستم آزادی کامیابی ، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم به شمار می‏رود و در نتیجه کانون‏ خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه‏گذاری می‏شود از نتایج مهم اختصاص یافتن اتذاذهای جنسی وعاطفی به رابط همسران .ایجاد پاکترین و صمیمی‏ترین عواطف بین زوجین‏ و برقرار ساختن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده است [15].اما نرویج بی حجابی و خودنمایی در جامعه باعث کشیده شدن تمتعات جنسی و عاطفی از رابط همسران به اجتماع می شود که این مساله تبعات خاص خود را به همراه خواهد داشت.[16]

 

3)استواری اجتماع

کشانیدن تمتعات جنسی از کادر قانونی ازدواج در خانواده به اجتماع ، نیروی کار و فعالیت‏ اجتماع را ضعیف می‏کند . برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده‏گیری کرده‏اند و گفته‏اند : ” حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است ” بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. پوشانیدن بدن مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی ، اجتماعی ،ورزشی،علمی و اقتصادی و . ,..برای بانوان نیست ،بلکه محیط جامعه را تبدیل می کند به محیطی سالم  برای کار وتلاش ،ونیز با ایجاد امنیت برای بانوان امکان فعالیتهای اجتماعی آنان را بالا می برد.  آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده‏ کردن محیط کاربه لذت جوئیهای شهوانی, ودرنتیجه کاهش امنیت برای بانوان درسطح اجتماع است .[17]

4)حفظ ارزش و کرامت انسانی زن

کم پوششی،ارزش وکرامت انسانی زن را از بین می برد واورا تا حد شئ کوچک می کند .زنی که تن اندام خود را در معرض دید همگان می گذارد وآنچه که به جنسیت او مربوط می شود به کوچه و بازار می کشد،در حقیقت می خواهد با تکیه بر زنانگی خویش جایی برای خد در جامعه باز کند ،نه با تکیه بر انسانیت خویش،در جامعه ای که زن را نهبا معیارهای انسانی،بلکه با معیارهای زنانگی می سنجند،زن در حکم یک کالاست وبا او مانند یک کالا رفتر می شودپست کردن زن تا ان حد که گویی صحبت سیگار وکفش و… در میان است.در اینجا بزرگترین لطمه به خود زن و ارزش انسانی او ورد شده است.[18]

با این حال،حریم نگه داشتن زن میان خود ومرد یکی از وسایل مرموزی است که زن برای حفظ مقام واحترام خود در برابر مرد ازآن استفاده کرده و می کند.در این زمینه اسلام مخصوصا تأکید کرده است که زن هر اندازه متین‏تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می‏شود این نکته به تجربه نی به اثبات رسیده است.[19]

ودر نهایت با توجه به حکم شرعی پوشش و رعایت حجای شرعی در مساله حجاب(که دراین زمینه در ادامه توضیح خواهیم) می توان اظهارداشت:

بر حسب اینکه پوشانیدن صورت  ودستها را از مچ به پایین واجب باشد یا نباشد دو فلسفه کاملا متفاوت پیدا می کند اگر پوشانیدن صورت و دستها از مچ را لازم بدانیم در حقیقت طرفدار فلسفه پرده نشینی وخانه نشینی زن خواهیم بود. ولی اگر زن راموظف به پوشانیدن تمام بدن به استثنائ صورت و دستها از مچ و نیز عدم خودآرایی در نزد نامحرمان نماییم.ود رنقطه مقابل مردان را هم به عفت چشم و ترک نظر حرام موظف بدانیم آنگاه طرفدار فلسفه دیگری هستیم  وآن این است که لزومی ندارد که زن حتما خانه نشین و پرد ه نشین باشد بلکه زن می تواند با احساس امنیت به انواع فعالیتهای اجتماعی بپردازد وهم چنین به لحاظ حقوقی نیز الزام زن به پوشاندن چهره و دو دست از مچ خلاف حقوق  وآزادی های فردی است چرا که این امر باعث محرومیت زن از بسیاری از فعالیت  وحقوق انسانی می شود و ازسوی دیگر پوشانیدن چهره و دودست از مچ ،برای حضور بانوان در محاکم،اقامه شهادت ،ازدواج آنها و حتی قراردادهای خصوصی آنان با غیرو… مساله ساز شده وقطعا محاکم،ضابطین دادگستری و سایر دستگاههای ذیربط را بامشکلات مهمی روبرو خواهد کرد.

1نهج‏البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1368 نامه 31، ص405

2 . قاسمی مرضیه،بررسی حجاب از دیدگاه قرآن وحدیث،تهران،هزاره ققنوس،1387،ص29

3 . همان،ص30

1 . مطهرى، مرتضی، مساله حجاب، تهران، چاپ اول، 1347، ص 62

2 . قاسمی مرضیه،بررسی حجاب از دیدگاه قرآن وحدیث،ص96

3 محمدی اشتهاردی،محمد،پوشش زن در اسلام،قم،اشراق،چاپ دهم،صص29_39

1 .اقتباس از :مساله حجاب،استاد مرتضی مطهری،صص91_108

1 برای دیدن تفصیلی آثار مثبت فردی واجتماعی به بخش اول،فصل سوم مراجعه نمایید.

1 .فروید می گوید:« ناکامیها معلول قیود اجتماعی است و پیشنهاد می‏کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت‏ تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید .»{ر ک:همان،ص102}

1 .سوره مبارکه نر،آیه شریفه 32و33

2 .اقتباس از:مساله حجاب استاد مرتضی مطهری،صص76و77

.1« قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم»(سوره مبارکه نور،آیه شریفه 30)و «قل للمؤمنات‏ یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن»( سوره مبارکه نور،آیه شریفه31)

2 .رک:آیات شرفه 31و60 از سوره مبارکه نور وآیه شریفه 59 از سوره مبارکه احزاب.

3.رک: آیه شریفه 59 از سوره مبارکه احزاب.

4 .اقتباس از همان،صص81_83

5 . برای مطالعه تفصیلی در این مورد به گفتار آثار منفی فردی واجتماعی بد حجابی در بخش اول،فصل سوم مراجعه نمایید.

1.اقتباس از همان،صص84و85

2 حدادعادل،غلامعلی،فرهنگ برهنگی وبرهنگی فرهنگی،صص59_61

3 رک:مساله حجاب،استاد مرتضی مطهری،ص86

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید