رشته حقوق

مقام معظم رهبری

دانلود پایان نامه

تعهدات غیرمسلمانان برای پذیرایی از مسلمانان
حضور پیاپی اهل کتاب در مسجدالنبی برای گفتگو با معصومین
حضور بردگان غیرمسلمان در میان خانواده‌های مسلمان
ازدواج غیرمسلمانان و احکام مربوط به آن
زﮐﺮﯾﺎ ﺑﻦ اﺑﺮاﻫﯿﻢ ﻧﻘﻞ ﻧﻤﻮده ﮐﻪ ﺑﺮ اﻣﺎم ﺻﺎدق(ع) وارد ﺷﺪم و ﻋﺮض ﻧﻤﻮدم: ﻣـﻦ از اﻫـﻞ ﮐﺘﺎب ﺑﻮده‌ام و ﻣﺴﻠﻤﺎن ﺷﺪه‌ام و ﻫﻨﻮز ﺧﺎﻧﻮاده‌ام ﻧﺼﺮاﻧﯽاﻧﺪ. ﻣﻦ ﺑﺎ آﻧ‌ﻬﺎ در ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻪ زﻧـﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ آﯾﺎ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻢ ﺑﺎ آﻧ‌ﻬﺎ و از ﻃﻌﺎم آﻧﻬﺎ ﺑﺨﻮرم؟ اﻣﺎم ﻓﺮﻣﻮد: آﯾﺎ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮک ﻣـﯽﺧﻮرﻧـﺪ؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﺨﯿﺮ وﻟﯽ ﺷﺮاب ﻣﯽﻧﻮﺷﻨﺪ. اﻣﺎم ﻓﺮﻣﻮد: «ﻫﯿﭻ اﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪارد، ﺑﺎ آﻧ‌‌ﻬـﺎ ﺑﺨـﻮر و ﺑﻨـﻮش». علامه مجلسی در ذیل این روایت می‌نویسد: این که امام به‌وی فرمود: هم‌غذایی با بستگان غیرمسلمانش جایز است دلیل بر آن است که مسیحیان ذاتا پاک‌اند و ناپاک شدن آنها بر اثر آلوده شدن به نجاسات است.
محمدحسن زمانی در بیان دلایل طهارت اهل‌کتاب می‌نویسد: «با توجه به این‏که خداوند در این آیه 5 سوره مائده طعام اهل کتاب را براى مؤمنان حلال ‏فرموده است و لفظ «طعام‏» به شهادت کتب لغت و فهم عرف به‌معناى هرگونه‏خوردنى مى‏باشد و شامل غذاهاى پخته شده هم مى‏شود، این آیه بر حلال بودن ‏غذاهاى پخته‌شده به‏دست اهل‌کتاب براى مؤمنان دلالت مى‏کند و چون شستن‏ ظرف و طبخ غذا، حتى نان – مخصوصا در آن زمان – معمولا با مباشرت دست‏ بوده‏است، اگر بدن اهل کتاب ذاتا نجس شرعى باشد، مطمئنا همه غذاهاى پخته شده و ظرف‏هاى آنان نیز نجس و خوردن آن غذاها حرام مى‏باشد. پس حلال شمردن ‏غذاهاى پخته‌شده اهل کتاب براى مسلمانان، مستلزم پاک دانستن آن غذاها و ظرف‏ها و پاک دانستن دست‌ها و بدن آنان است، و اگر بدن و دست‏هاى اهل کتاب ‏ذاتا نجس شرعى باشد که طبعا ظروف غذا و تمام غذاهاى پخته شده به‌دست آنان‏ نیز نجس مى‏شود، دیگر تشریع حلیت طعام و غذاهاى اهل کتاب براى اهل ایمان، بى‏اساس و بدون فایده مهم خواهد بود؛ زیرا از ظاهر این آیه شریفه چنین بر مى‏آید که غرض از این تشریع، امکان بهره‏مندى مسلمانان از غذاهاى اهل کتاب و تسهیل ‏امر بر مسلمانان به‌سبب رفت و آمد و معاشرت با یهودیان و مسیحیان، و نیز ممتاز دانستن پیروان ادیان آسمانى، در مقابل مشرکان و بت‏پرستان است.»
به‌طور کلی، نگره قرآن به ‌اهل کتاب و دیگر شرایع این‌گونه است که آنان را با همه کاستی‌ها در آموزه‌ها و رفتارها گاه به‌جهت اعمال و رفتار پسندیده‌ای که از خود بروز می‌دهند، می‌ستاید و درباره ایشان می‌فرماید: «همه اهل کتاب یکسان نیستند. از میان آنان کسانی درست‌کردارند که آیات الهی را در دل شب می‌خوانند و سر به ‌سجده می‌نهند و به‌ خدا و روز قیامت ایمان دارند و به‌کار پسندیده فرمان می‌دهند و از کار ناپسند باز می‌دارند و در کارهای نیک شتاب می‌کنند و آنان از صالحان و شایستگان هستند.»
در حقیقت در میان اهل کتاب کسانی هستند که به ‌اصول سه‌گانه توحید و قیامت و نبوت (آیات الهی که نازل شده) ایمان دارند و به‌ عمل صالح می‌پردازند. این‌گونه ستایش و توصیف مومنان شرایع دیگر موجب می‌شود که نوعی هماهنگی فکری و عملی میان آنان با مسلمانان پدید آید. این همان چیزی است که در آیه‌ای دیگر از آن به ‌کلمه «سواء» تعبیر کرده و از مومنان می‌خواهد که اهل کتاب را به ‌این عنوان به‌سوی خود بخوانند تا جبهه واحد و یگانه‌ای را در برابر دشمنان توحید و دین پدید آورند.
بر پایه همین آموزه‌های قرآنی است که پیامبر(ص) با ورود به‌ مدینه و ایجاد دولت اسلامی اقدام به‌صدور منشور مدینه می‌کند و شرایع دیگر آسمانی را به‌عنوان شرایع توحیدی به‌رسمیت می‌شناسد. هرچند که نقدهای صریح و روشنی بر برخی از اصول و باورهای ایشان وارد می‌سازد با این‌همه اصل را همزیستی مسالمت‌آمیز با آنان قرار داده و همگان را بدان می‌خواند. با دقت در آیات قرآن و سیره معصومان علیهم‏السلام، درمى‏یابیم که اهل کتاب داراى احترام بوده‏اند و این احترام به‌خاطر انسانیت بوده است.
اما درباره همزیستی با غیر اهل کتاب باید گفت که در آیات قرآنی که در اوج اقتدار دولت اسلامی و نیرومندی مسلمانان در حجاز نازل شده است آیاتی یافت می‌شود که به‌بیان چگونگی برخورد با غیراهل کتاب و شرایع آسمانی پرداخته است. در این آیات اصل را صلح و همزیستی همراه با شرایطی بیان می‌کند. در این آیات همزیستی مشروط به ایمان به شرایع نیست بلکه هر کسی که از تجاوز و سلطه کناره گرفت می‌تواند در محیط خود زندگی کند. قرآن کریم در میان غیرمسلمانان، هیچ‏گونه شرافتى براى مشرکان قایل نشده است.
7-6-1-2- یک مثال از تعامل رهبر معظم انقلاب با اهل کتاب
«.. صبح روز کریسمس (عید پاک ارامنه) آقا فرمودند اگر خانه چند ارمنی و آشوری برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهایشان زدیم که آن ها از ما بی‌خبرتر بودند! رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند! کمی اطلاعات خانواده شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم در محله مجیدیه شمالی گشتیم، دو سه خانواده شهید ارمنی پیدا کردیم. در خانه‌ها را زدیم و با آن ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها که ما می‌رویم، سلام می‌کنیم و می‌گوییم از هیئت آمدیم؛ از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم. بین ارمنی‌ها بگوییم از بسیج آمدیم که… بالاخره کارت صدا و سیما نشان دادیم و گفتیم از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب که شب کریسمس شماست می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.
برای نماز مغرب و عشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می‌کنند. اسکورت هم به هوای این که ما در منطقه هستیم زیاد با بی‌سیم صحبت نکنند که مسیر لو نرود. یکی از افراد آن مرکز با بی‌سیم مرا صدا کرد و گفت که شخصیت سر پل سیدخندان است! سر پل سیدخندان تا مجیدیه کم‌تر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم. درِ خانه شهید ارمنی را زدم. خانمی در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی‌فهمد! بالاخره وارد شدیم؛ چون کار باید می‌کردیم. گفتیم نودال و اَمپِکس (و چیزهایی که شنیده بودیم کارگردان‌ها می‌گویند) بروند تو! یک ذره که نزدیک شد، دوباره بی‌سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله کمی که بود به این خانم می‌خواستم بفهمانم این جوری جلوی آقا نیاید، گفتم: ببخشید، الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می‌شوند منزل شما! گفت: قدم روی چشم، تشریف بیاورد. گفتید کی؟! من اسم حضرت آقا را گفتم. نمی‌دانم داستان بازرگان و طوطی را شنیده‌اید، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمین و غش کرد!! داد بیداد کردیم، دو تا دختر از پله آمدند پایین. یاالله یاالله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلاً جمع کنید. مادر را بردند توی آشپزخانه.
دخترها گفتند: چه شد؟! گفتم: ببخشید! ما همان صدا و سیمای صبح هستیم که آمده بودیم. ولی الآن فهیمدیم که مقام معظم رهبری می‌آیند منزلتان، به مادرتان گفتیم غش کرد. فکری کنید. این‌ها شروع کردند مادر خودشان را به حال آوردن. بی‌سیم اعلام کرد که آقا پشت در است! من دویدم در خانه را باز کردم. آقا از ماشین پیاده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه کرد و گفت: سلام علیکم. گفتم: بفرمایید! گفت شما؟! نه این که آقا ما را نمی‌شناخت، بلکه یعنی تو چه کاره‌ای؟! گفتیم: صاحب خانه غش کرده! گفت: کس دیگری نیست؟ گفتیم آقا شما بفرمایید داخل. گفت: من بدون اذن صاحب خانه داخل نمی‌آیم!
ضدحفاظت‌ترین شکل ممکن این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهار راه، با لباس روحانیت با آن عظمت رهبری خودشان بایستند، همه مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن وارد خانه کسی نشوند! من دویدم رفتم توی آشپزخانه. به یکی از این دخترها گفتم آقا دم در است؛ بیایید تعارف کنید بیایند داخل! لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض کنیم. به آقا گفتیم: که رفته‌اند لباس مناسب بپوشند، شما بفرمایید داخل. گفتند: نه، می‌ایستم تا بیایند! چند دقیقه‌ای دم در ایستادند. ما هم سعی کردیم بچه‌هایی که قد بلند دارند را بیاوریم، مثل نردبان دور ایشان بچینیم که معظم له پیدا نباشند. راه دیگری نداشتیم. چند دقیقه معطل شدیم. چون دانشجو بودند لباس دانشجویی مناسب داشتند. یکی از دخترها، دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفتند داخل اتاق.
آقا من را صدا کرد؛ گفت این‌ها پدر ندارند؟ گفتم: نمی‌دانم. چون صبح نپرسیده بودم. گفت بزرگ‌تر ندارند؟ برادر ندارند؟ رفتیم آن اتاق پشتی. گفتم: ببخشید، پدرتان؟ گفتند، مرده. گفتیم، برادر؟ گفتند، یکی داشتیم شهید شده. گفتیم، بزرگتری، کسی؟ گفتند، عموی ما در خانه بغلی می‌نشیند. حالا چه

مطلب مشابه :  میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید