رشته حقوق

مفهوم کرامت انسانی در اسلام

دانلود پایان نامه

کرامت انسانی در اسلام

در این مبحث در 3 گفتار، ابتدا معنای کرامت و همچنین معنای انسان را با توجه به برخی منابع اسلامی در گفتار اول و دوم بطور مختصر مورد توجه قرار خواهیم داد و آنگاه در گفتار سوم به مفهوم کرامت انسانی در اسلام می­پردازیم.

گفتار اول: معنای کرامت

کرامت بر وزن فعالت به معنی سخاء و شرف، نفاست و عزت است[1]. راغب به نقل از قاموس قرآن   می­گوید: «کرم اگر وصف خداوند واقع شود مراد از آن احسان و نعمت آشکار خداوند است و اگر وصف انسان باشد نام اخلاق و افعال پسندیده اوست که از وی ظاهر می­شود و هر چیزی که در نوع خود شریف است با کرم توصیف می­شود[2]».

در فرهنگ­های زبان فارسی کرامت به معانی زیر آمده است:

  • بزرگی ورزیدن 2- جوانمرد گردیدن 3- بزرگواری   4- جوانمردی   5- بخشندگی و دهش   6- خارق عادتی که بدست ولی انجام یابد   7- معجزه­ای که از پیامبر صادر گردد.

همچنین مراد از کرامت نفس یعنی کرامت کلیت و تمامیت انسان، کرامت روح انسان چرا که مقصود از تکریم انسان و علت تکریم او وجود روح الهی در او است[3] و نیز به گفته فراهیدی در العین «کرامت» اسمی است از اکرام که به جای آن به کار می­رود مانند طاعت که به جای اطاعت به کار     می­رود[4].

در اسلام کرامت نحوه وجود و هستی خاصی است که کامل­ترین مصداق آن برای خدای سبحان ثابت است که دارای عالی­ترین درجه وجود بوده، بلکه خود هستی محض است، و چون معنای کرامت هم بر واجب­الوجود هم بر ممکن­الوجود به نحو اشتراک معنوی نه لفظی اطلاق می­گردد، معلوم می­شود که از سنخ ماهیت نبوده و داخل هیچ مقوله ماهوی نمی­باشد؛ زیرا چیزی که مخصوص واجب یا مشترک معنوی بین واجب و ممکن باشد از خصیصه ماهیت مصون است، بلکه مفهوم خاصی است که از نحوه وجود انتزاع شده و بر آن حمل می­گردد و مانند خود هستی از ماهیت منزه است. اگرچه در بعضی از مراحل متوسط یا نازل آن، ماهیت او را همراهی می­کند و با او ترکیب خواهد شد همانند مفهوم علم که ذاتاً نحوه خاص هستی است و از ماهیت مبراست گرچه در مراحل کیف نفسانی و مانند آن با ماهیت آمیخته است[5].

گفتار دوم: معنای انسان

واژه انسان در قرآن مجید 65 مرتبه به کار رفته است که مراد از آن جسد ظاهری و صورت ظاهری نیست چنان که در بشر مراد است، بلکه باطن و نهاد و استعداد و انسانیت و عواطف او در نظر است. از سویی دیگر انسان از دیدگاه پیامبران موجودی است که دارای شرف و حیثیت و کرامت ذاتی می­باشد که با حکمت بالغه خداوندی به وجود آمده است و رهسپار یک هدف اعلایی است که با مسابقه در خیر و کمال به آن خواهد رسید.[6]

گفتار سوم: معنای کرامت انسانی

خدا در قرآن کریم انسان را صاحب کرامت[7] و جانشین خویش[8] و حامل نفخه الهی از روح خود[9]     می­داند. روایات بسیاری نیز بر حفظ حرمت، حیثیت و کرامت انسانی وارد شده است که در آن مسلمان و غیرمسلمان را تفاوتی نیست و حتی جان و مال و آبروی مخالفان سیاسی نیز از این قاعده مستثنی نمی­باشد. حضرت علی(ع) در نامه­ای که به مالک اشتر در مقام حاکم مصر نوشتند بیان فرمودند که «ای مالک انسان­ها دو گروهند یا در دین با تو برادرند یا در انسانیت با تو برابر».[10]

مطلب مشابه :  تحلیل و بررسی

با تمام این توصیه­ها بر حفظ شأن و منزلت انسانی دیدگاهی نیز در اسلام وجود دارد که تنها حیثیت و کرامت مؤمنان را کرامت واقعی و راستین می­داند.[11]

اصحاب این نحله بیشتر به آیاتی از قرآن که غیرمسلمانان را به چهارپایان تشبیه می­نمایند، استناد می­کنند. ولی به نظر نمی­رسد این آیات بدین معنا باشد که غیرمسلمانان فاقد هرگونه شأن و منزلت و کرامتند و از حق حرمت و کرامت که به تصریح قرآن مجید، خداوند به عنوان عطیه خود به انسان­ها داده است[12] محرومند. اگر چنین باشد باید مجاز باشیم با غیر مسلمانان همچون شیء یا حیوان رفتار کنیم، در حالیکه همانگونه که گفتیم روایات بسیاری از ائمه علیهم­السلام وجود دارد که بر لزوم حفظ حیثیت، آبرو و کرامت انسانی همه انسانها دلالت دارد. در این روایات بر مصونیت جان، مال، آبرو و شغل همه شهروندان، حتی مخالفان سیاسی دولت اسلامی تأکید شده است. حضرت امیر(ع) از خوارج پس از آنکه سلاح به دست گرفته با حضرت جنگیدند، هرگز به عنوان منافق یا مشرک یاد نکرد، بلکه می­فرمود اینان برادران ما هستند که بر ما یورش مسلحانه آورده­اند[13] و همچنین در هنگامه صفّین آنگاه که برخی لشکریان معاویه توسط برخی از یاران آن حضرت مورد سبّ و دشنام قرار گرفتند آن حضرت با ناراحتی فرمودند:

«هر آینه من ناپسند می­دارم که شما اهل دشنام دادن باشید […] اگر شما در هنگامی که اعمال آنها را شرح می­دهید، بهتر است به جای دشنام دادن به آنان از خدا بخواهید که خون­های ما و ایشان را حفظ نماید و اختلاف میان ما و آنها را برطرف نمایند».[14]

همچنین ایستادن پیامبر در مقابل جنازه یک یهودی به نشانه احترام[15] را نیز می­توان از نشانه­های حرمت جسد بی جان انسان­های غیرمسلمان در اسلام دانست.[16]

باری از آیه کرامت و دیگر تعالیم اسلامی می­توان به روشنی دریافت که حیثیت ذاتی انسانی برای هر شخص انسانی در اسلام غیرقابل سلب و اسقاط می­باشد و تمام آدمیان در مقابل این عطیه الهی مکلفند که از نظر اخلاقی و حقوقی بر آن حرمت نهند. بدین معنا هر انسانی باید از کرامت انسانی اعطا شده از سوی خداوند به لحاظ اخلاقی پاسداری نماید و از نظر حقوقی نیز حق مطالبه آن را داشته باشد. همچنین از آن روی که مفهوم کرامت انسانی در مورد تمامی انسانها عمومیت دارد، هیچ کس حق سلب و نقض کرامت و حیثیت انسانی دیگر آدمیان را ندارد و باید در جهت حفظ و نگهداری آن متعهد گردد.[17] واقعیت آن است که در اسلام کرامت انسانی آن چنان با اهمیت می­باشد که هر انسانی نه تنها مکلف است کرامت دیگران را حفظ نماید، بلکه باید شأن و حیثیت ذاتی انسانی خود را نیز حرمت نهد. بر این اساس هیچ انسانی نمی­تواند برای مثال حق حیات خویش را ساقط نماید و یا از کرامت و حیثیت انسانی خویش چشم پوشی نماید. در روایت است که امام صادق(ع) فرمودند: «خداوند همه اختیار مؤمن را به خودش واگذار نموده است، اما اختیار اینکه خود را ذلیل و خوار گرداند را هرگز به او واگذار ننموده است».[18] واقعیت آن است همان گونه که گروهی منشأ کرامت انسانی را اختیار و اراده آزاد انسان می­دانند، اگر این اختیار را ناشی از دمیدن روح خداوند در کالبد انسانی بدانیم در واقع می­توانیم بیان نماییم که منشأ و مبنای کرامت انسانی در اسلام همانا «نفخه الهی در کالبد انسانی» است که حاصل آن آفرینش انسان مختار می­باشد و به یک معنا در واقع این خداوند است که انسان را با اراده آزاد و اختیار آفریده همو که فرموده: «انّا هدیناه السبیل امّا شاکراً و امّا کفوراً»[19]. بر همین اساس در پایان این مبحث اشاره به نکته­ای ظریف لازم و ضروری به نظر می­رسد و آن اینکه برخی از فیلسوفان غربی با پذیرش کرامت و حیثیت انسانی به عنوان مبنای اخلاقی بنیادین حقوق بشر، امکان ارائه خوانشی سکولار و عرفی و غیردینی از حقوق بشر را امری غیر ممکن می­دانند. آنها معتقدند از آن روی که مبنای اخلاقی بنیادین حقوق بشر یعنی حیثیت، کرامت و منزلت انسانی تنها با اخلاق دینی و مذهبی قابل توجیه، رعایت و احترام و تکریم می­باشد، در نتیجه چاره­ای جز این باقی نمی­ماند که حقوق بشر را نیز امری دینی و مذهبی در نظر آوریم.[20]

مطلب مشابه :  بزرگان و پهلوانان

[1] الفراهیدی، عبدالرحمن الخلیل بن احمد، العین، دارالهجره، بیروت، 1409 هـ.ق، ج 2 ، ص368.

[2] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دارالعلم، بیروت، 1412 هـ .ق، ص 707.

[3] عالی نژاد، جمشید، بررسی کرامت نفس انسان در اسلام و مقایسه آن با دیدگاه فلاسفه معاصر، پایان­نامه کارشناسی ارشد رشته تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه شیراز، 1381 هـ .ش، ص 14.

[4] الفراهیدی، پیشین، ص 368.

[5] جوادی آملی، کرامت در قرآن، مرکز نشر فرهنگی رجاء، تهران، 1366، ص 7.

[6] جعفری، محمدتقی، تحقیق در دو نظام جهانی حقوق بشر، دفتر خدمات حقوقی بین­المللی، تهران، 1370، ص60.

[7] و لقد کرّمنا بنی آدم، اسراء/ 70.

[8] و اذ قال ربک للملائکه انّی جاعل فی الارض خلیفه، بقره/ 30.

[9] فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا ساجدین، حجر/ 29.

[10] نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1374، ص326 «و اشعر قبلک الرحمه و المحبه لهم و اللطف بهم. لا تکوننّ علیهم سبعاً ضاریا تغتنم الکهم، فانهم صنفان: اما اخ لک فی الدین و اما نظیر لک فی الخلق».

[11] مصباح یزدی، محمدتقی، نظریه حقوق اسلام، پیشین، ص300.

[12] اسراء/70

[13] قربان نیا، ناصر، پیشین، ص105.

[14] نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 206. «انی لکم اکره ان تکونوا سبّابین [….] و لکنکم لو وصفتم اعمالهم و قلتم مکان سبکم ایاهم، اللهم احقن دمائنا و دمائهم و اصلح ذات بیننا و بینهم».

[15] امام بخاری، صحیح بخاری، کتاب 23، فی الجنائز، باب 50، من قام لجنازه یهودی، ج2، ص87.

[16] ر.ک: فیاض، سیدرضا، «مبانی عرفانی کرامت ذاتی انسان»، مجموعه مقالات مبانی نظری حقوق بشر، پیشین، ص44.

[17] ر.ک. نوبهار، رحیم، «اعلامیه بین­المللی داده­های ژنتیک انسانی، دغدغه­ها، رویکردها و سازگاری­های آن با دیدگاه­های اسلامی»، نامه مفید، سال دهم، شماره 46، بهمن و اسفند 83، ص89.

[18] الطوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الکلام، جلد6، ص179. «ان الله فوّض الی مؤمن امره کله و لم یفرض الله ان یکون ذلیلاً».

[19] انسان/3.

[20] Micheal J. Perry: The Idea of human Rights for Inquiries, The Oxford University Press, 1998, p.5.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید