معیار ارزشمندی و ارزش گذاری

«سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوکَ فَاحْکُم بَیْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن یَضُرُّوکَ شَیْئًا وَإِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُم بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ»
«پذیرا و شنواى دروغ هستند و بسیار مال حرام مى‏خورند پس اگر نزد تو آمدندیا میان آنان داورى کن یا از ایشان روى برتاب و اگر از آنان روى برتابى هرگز زیانى به تو نخواهند رسانید و اگر داورى مى‏کنى پس به عدالت در میانشان حکم کن که خداوند دادگران را دوست مى‏دارد» (قرآن کریم، مائده:42).
«وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ..»
«و ما این کتاب را به حق به سوى تو فرو فرستادیم در حالى که تصدیق‏کننده کتابهاى پیشین و حاکم بر آنهاست پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن..» (قرآن کریم، مائده:48).
«إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُم بِحُکْمِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ»
«همانا پروردگارت طبق حکم خود میان آنان داورى مى‏کند و اوست ‏عزتمند دانا» (قرآن کریم، نمل:78).
«شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ…أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ..»
«از احکام دین آنچه را که به نوح سفارش کرد براى شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحى کردیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقه ‏اندازى نکنید» (قرآن کریم، شوری:13).
3- معیار ارزشمندی و ارزش گذاری
برخلاف دیدگاه های مکاتب انسانی و مدرن که برخورداری از شئون اجتماعی و خانوادگی و یا استعداد و توانمندی های شخصی را ملاک ارزش و احترام افراد می داند، دین اسلام هیچ کدام از این موارد را ملاک برتری و ارزش افراد تلقی نمی کند. در دین و فرهنگ اسلامی به دلیل وجود نگاهی نظام مند و جامع به بشر، همه ی ابعاد شخصیتی بشر در کنار یکدیگر مورد ارزیابی قرار می گیرند. به عبارت دیگر از آنجا که هدف از خلقت انسان تنها و تنها رسیدن به قرب الهی است و این هدف صرفا با به کار گیری استعدادها و توانمندی های فردی و خانوادگی در راستای احکام و آموزه های دینی امکانپذیر است، ملاک ارزش و احترام نسبت به افراد، صرفا داشتن استعداد و یا برخورداری از حقوق بیشتر نیست بلکه کسب رضایت خدا با رعایت تقوا و عمل به تکالیفی حاصل می شود که به واسطه برخورداری از استعدادها و حقوق بر افراد واجب شده است. «در تفکر اسلامى، حقوق به خودى خود ارزش ندارد، چنان که استعداد تکوینى بذاته ارزشمند نیست؛ بلکه حرکت بر اساس نظام حقوقى و عمل بر طبق قوانین براى وصول به کمال مطلوب اهمیت دارد. پس ‌می‌توان نتیجه گرفت که قدر و ارزش هر فرد به تحقق کمال مطلوب در او بستگى دارد و اگر راه ها و شیوه هاى رسیدن به آن کمال در شریعت به صورت متفاوت و مختلف ارائه شده است، این تفاوت ها ربطى به اصل نتیجه و ارزش نهایى انسانى ندارد (زیبائی نژاد،53:1383).
در آیات قرآن نیز ملاک ارزش و احترام افراد رعایت تقوای الهی ذکر شده است:
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»
«اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست» (قرآن کریم، حجرات:13).
«…وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَیْرٌ..»
«…وبهترین جامه لباس تقوا است..» (قرآن کریم، اعراف:26).
4- نظام حق و تکلیف
در مبانی و فلسفه ی حقوقی دین اسلام چند ملاحظه پیرامون نظام حقوق و نظام تکالیف وجود دارد که این ملاحظات عبارتند از:
هر حقی موجب یک تکلیف و هر تکلیفی نشان از وجود یک حق است. به عنوان مثال در ارتباط میان زن و مرد، وجود یک حق برای مرد به معنای وجود یک تکلیف متناظر با آن برای زن و وجود یک حق برای زن نشان از وجود یک تکلیف برای مرد است. «در این معنا، حق چیزی است که به نفع فرد و بر عهده دیگران، و تکلیف چیزی است که بر عهده فرد و به نفع دیگران باشد» (جوادی آملی،87:1384).
حقوق و تکالیف در دین اسلام دارای منشاء بوده و این منشاء نسبت مستقیم با ابعاد وجودی انسان اعم از بعد جسمی و طبیعی و بعد روحی و فطری او دارد. اعتقاد بر این است که زندگی بشر محدود به این دنیا نیست و زندگی اصیل و حقیقی وی در دنیای آخرت اتفاق خواهد افتاد. از سوی دیگر چون حق انسان در زندگی معنا پیدا می کند، حدود حقوق و تکالیف وی نیز باید براساس سعه ی وجودی او باشد و هیچ کس به جز خداوند بر ابعاد وجودی انسان احاطه ندارد. پس تعیین کننده اصلی حقوق انسان خداوند است. آیات قرآن نیز مبیین این حقیقت است:
« الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ..»
«حق از جانب خداوند است..» (قرآن کریم،آل عمران:60).
در دیدگاه اسلامی به مقوله حق و تکلیف این اعتقاد وجود دارد که تکالیفی که بر ذمّه ی انسان توسط خداوند قرار داده شده است به مثابه ی حقوق آنهاست و راه تحصیل حقوق انسان رعایت کردن تکالیف دین است. «اگر خداوند در دین و برنامه های دینی، بشر را ملزم و مکلّف به نماز، روزه، حج، زکات و سایر موارد کرده، همه این امور به حقوق بشر باز می گردد، چنان که انسان حق تکامل، فهمیدن، رشد کردن، همجواری با ملائکه، دوری از خوی حیوانی و حق برتری از جماد و نبات را دارد. اینها همه از حقوق مسلّم اوست و تنها راه تحصیل این امور، اجرای تکالیف و احکام دینی است» (جوادی آملی،117:1384).

                                                    .