دسته بندی علمی – پژوهشی : معیارهای حاکم بر تعیین مصادیق نفقه زوجه- قسمت ۵

الف ) نفقه اولاد
نفقه اولاد به عهده ی پدر است و پس از فوت پدر یا عدم قدرت او بر انفاق به عهده ی پدربزرگ پدری است . و در صورت نبود آنها یا عدم قدرتشان، بر عهده ی مادر است و هرگاه مادر زنده نباشد به عهده پدربزرگ مادری و مادربزرگ پدری است که در فرض آخر اگر بیش از یک نفر باشد به طور مساوی نفقه بین آنها تقسیم می شود[۵۶].
ب ) نفقه پدر و مادر و اجداد
طبق ماده ۱۲۰۰ قانون مدنی نفقه پدر و مادر بر عهده ی اولاد و در درجه ی بعد بر عهده ی اولاد اولاد است.
اگر پدر و مادر چند فرزند داشته باشند باید به طور مساوی به پدر و مادر نفقه بپردازند و از این لحاظ تفاوتی بین دختر و پسر نیست .
هرگاه شخصی فرزند بلافصل نداشته باشد یا فرزند توانایی پرداخت نداشته باشد ، نفقه بر عهده ی اولاد اولاد خواهد بود.
مبحث سوم : مفهوم ریاست خانواده
از مباحث مهم و مورد توجه در تمام نظام های حقوقی جهان ، بحث سرپرستی خانواده است.
خانواده که می توان آن را اولین و کوچکترین جامعه ای دانست که به دست انسان به وجود می آید، مانند همه جوامع خرد و کلان دیگر ، نیازمند سرپرست و رئیسی است که امور آن را سامان بخشد و در مواقع گوناگون ، با تصمیم گیری صحیح ، مشکلات آن را برطرف سازد. اما نکته اساسی و مهم این است که ریاست و سرپرستی آن با چه کسی است؟ آیا مرد و زن و یا هر دو ریاست آن را بر عهده دارند؟
آنچنان که تاریخ حیات بشر نشان می دهد ، در ادوار گوناگون زندگی بشر و در جوامع گوناگون، به دلایل متعدد این ریاست متغیر بوده است.
هر چند غالبا مردان ریاست خانواده را بر عهده داشته اند، اما خانواده گاه پدر سالار و گاه مادر سالار بوده و کمتر اتفاق افتاده که هر دو با هم ریاست خانواده را بر عهده داشته باشند.[۵۷]
خانواده به عنوان یکی از بنیادی ترین نهادهای در جامعه ، نیاز به مسئول یا سرپرست دارد.
هر تشکل و اجتماعی که فاقد مقام مسئول یا سرپرست باشد ، دچار نابسامانی و هرج و مرج خواهد شد.
اگر خانواده رئیس نداشته باشد و زن و مرد در اداره ی امور آن برابر باشند ، ناچار باید برای حل اختلاف خود در هر مورد کوچک به دادگاه رجوع کنند و همین امر ممکن است صلح و صفای خانه را به هم بزند و پایه های زندگی زناشویی را فرو ریزد.
ریاست خانواده مقامی است که برای تثبیت و مصلحت خانواده به مرد داده شده است و یک امتیاز و حق فردی برای شوهر محسوب نمی شود . ریاست خانواده بیشتر یک وظیفه ی اجتماعی است که برای تامین سعادت خانواده به مرد محول گردیده و او نمی توانداز آن سوء استفاده کند و بر خلاف مصلحت خانواده آن را به کار ببرد.[۵۸]
مشاهدات اولیه و تعداد قابل توجهی از ادعاهای مطرح شده در دادگاه ها نشان می دهد که موضوع « ریاست » یا همان « اقتدار » و اختیار ات شوهر _در کنار تمکین بانو _محور قابل توجهی در نزاع های خانوادگی بین بانو و شوهر است.[۵۹]
اگر چه می توان حدس زد که بخشی از این ادعاها در واقع بهانه ای برای ابراز نارضایتی زوجین از یکدیگر باشد و علل اصلی اختلاف ،امر دیگری باشد.
مفهوم ریاست شوهر دایره ی وسیعی در عرف دارد. اختیارات شوهر چون هم ریشه ی دینی دارد و هم در قانون مطرح است و در عین حال می تواند در عرف دایره ی وسیعی پیدا کند و ظرفیت آن را دارد که موضوع بسیاری از نزاع های زوجین باشد.[۶۰]
نکته ی دیگر اینکه نزاع زوجین در مسئله ی ریاست مرد به امور دیگر نیز سرایت می کند و نزاع بر امور دیگر نیز به ریاست کشیده می شود.
با توجه به بررسی های صورت گرفته به نظر می رسد مفهوم « ریاست شوهر» نسبت به بانو – حداقل در برخی موارد – به عنوان حق شوهر و وظیفه بانو- در کنار امر تمکین بانو و نیز در کنار مواردی از ریاست شوهر که حالت وظیفه ی شوهر را دارد ، در بررسی و شناخت مشکلات خانواده ایرانی و ریشه یابی نزاع ها و اختلافات و شکایت ها و نهایتاً طلاق ، جایگاه مهم و تعیین کننده ای دارد و به طور جدی باید به آن پرداخت.[۶۱]
گاهی شوهر وظایف ریاست خود را انجام نمی دهد و یا بانو به خلاف میل شوهر به امور مربوط به ریاست شوهر عمل نمی کند و این در حالی است که از وظایف و اختیارات یکدیگر آگاه هستند ولی گاهی گمان بانو این است که فلان امر از اختیارات شوهر نیست و باید طبق نظر خود در آن باره عمل کند و یا شوهر فکر می کند که دارای حق استقلال رای و عمل است.[۶۲]
به همین خاطر است که شناخت مفهوم و حدود ریاست شوهر در شرع مقدس و در قانون مدنی ایران و در عرف رایج مردم در کنار هم و همزمان با مقایسه آنها با یکدیگر انجام می شود تا ریشه ها و ابعاد مشکل شناسایی گردد و امکان اصلاح فراهم آید.
نوشتار حاضر با بررسی جنبه های مختلف ریاست خانواده به بررسی مفهوم و گستره ی «ریاست مرد در رابطه زوجیت» در حقوق ایران و مبانی فقهی آن می پردازیم.بر همین اساس ابتدا به مطالعه مفهوم ریاست مرد بر خانواده می پردازیم و درفصول آتی به جنبه های مختلف آن پرداخته می شود.
گفتار اول : معنای ریاست در لغت
ریاست در لغت به معنای سروری ، بزرگی و فرمانروایی است. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

/wp-admin/post-new.php#footnote-63″>[۶۳]
بررسی مواد قانون مدنی در زمینه ی مدیریت و سرپرستی خانواده نشان می دهد که «ریاست مرد» در دو قمست مطرح می گردد:
۱ – ریاست شوهر بر زن یا قوامیت شوهر که در رابطه ی زوجیت است. ( مستفاد از ماده ۱۱۰۵ ق . م)
۲ – ریاست پدر بر فرزند یا ولایت پدر که در رابطه ی پدر و فرزندی می باشد.(مستفاد از ماده ۱۱۰۵ و ۱۱۸۰و ۱۱۸۱ ق. م)
بدین ترتیب ریاست مرد بر خانواده عنوانی جامع نسبت به این دو موقعیت است و بی شک این امر مهم در تبیین مفهوم و تعیین ماهیت آن باید مورد عنایت قرار گیرد.[۶۴]
مفهوم ریاست خانواده بر حسب عادات و رسوم اجتماع تفاوت می کند . در سده های پیشین ریاست مرد مطلق و بی چون و چرا بود . ولی امروزه ریاست مرد به انجام دادن وظایف اجتماعی شبیه تر است تا به اجرای حقوق شخصی و این همان چیزی است که در اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
پسران به دلیل کثرت معاشرت با اشخاص و تجربه ی رفتار در اجتماع مقدم بر دختران هستند . از این جهت ، پس از ازدواج ، زمام ریاست خانواده را باید به همین مردان جوان سپرد. دختران به دلیل ساختمان جسمی خود و دور بودن از مسایلی که در جامعه می گذرد نمی توانند از عهده ی مسئولیت ریاست خانواده برآیند ریاست خانواده توام با مسئولیت است . زیرا هر سلطه ای چنین است . اگر در یک کفه ی ترازو اقتدار هست ، در کفه ی دیگر آن ، مسئولیت است. «السلطه با المسئولیه»[۶۵].
زنان در خصوص حکم ماده ی ۱۱۰۵ نباید چنین پندارند که مردان در همه ی زمینه های حقوقی و اجتماعی ، بر آنان پیشی گرفته اند و حکم ماده نامبرده هم در این زمینه ها ست. برعکس باید بپذیرند که خود ایشان دوش به دوش مردان در جامعه به کار و تلاش مشغول هستند و اگر در جایی به ظاهر تفوقی برای مردان هست ، همان اندازه یا بیشتر مسئولیت وجود دارد.[۶۶]
برخی معتقدند : رهبری و سرپرستی دسته جمعی که زن و مرد مشترکاً آن را به عهده بگیرند مفهومی ندارد بلکه در واقع به معنای فقدان مسئول و سرپرست در چنین تشکل بنیادی جامعه است که قانون مدنی ایران از این نظر پیروی کرده است.
استدلال طرفداران این نظریه این است که می گویند : زن از نظر عواطف ، بر مرد برتری دارد و مرد از نظر فکر و اندیشه ؛ و چون در اداره ی امور به نیروی تعقل و تفکر احتیاج بیشتری است ، عقل سلیم حکم می کند که بار سنگین و پر مسئولیت اداره ی خانواده را باید بر عهده مرد نهاد. البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که لفظ ریاست از قانون فرانسه به قانون مدنی ایران راه یافته است . در حالیکه در اسلام عنوان قوام به کار رفته است نه رئیس.[۶۷]
به عقیده ی برخی از حقوقدانان عمل مردی که از مصلحت خانواده غافل بماند و از موقعیت خود سوء استفاده کند را در چارچوب ریاست خانواده قابل توجیه نمی دانند . این نظر حتی ریاست را حق مرد نمیداند ، بلکه قواعد ناظر بر ریاست مرد را از قواعد مربوط به نظم عمومی دانسته اند که مرد نمی تواند به اختیار از آن بگذرد.[۶۸]
بر این اساس مرد نمی تواند ریاست را مستمسک قرار دهد و هر اقدامی علیه زن انجام دهد ، بلکه موظف به رعایت مصلحت خانواده و حسن معاشرت با زوجه است.
تفسیر دیگر ریاست مرد را به آن معنا دانسته است که زن در مورد اختلاف از نظر مرد پیروی کند.[۶۹]