تحقیق دانشگاهی – معیارهای حاکم بر تعیین مصادیق نفقه زوجه- قسمت ۴

بند دوم: مبانی حقوقی نفقه زوجه
در نظام حقوقی ایران در ماده ۱۱۰۶ وظیفه تأمین مخارج خانواده به طور کلی به عهده شوهر است. و زن هر چند دارایی داشته باشد می‌تواند آن را برای خود ذخیره کند و به هیچ وجه از آن برای مخارج خانواده و حتی مخارج خودش استفاده نکند.
طبق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.
با توجه به این مواد در حقوق با تحقق رابطه زوجیت، زن مستحق نفقه خواهد شد ، منتهی نشوز زن مانع آن به شمار آمده است.
پس صرف اثبات نکاح به وسیله زن در دعوای مطالبه نفقه کافی است و دادگاه با احراز این امر، حکم به سود زن خواهد داد. مگر اینکه شوهر ثابت کند زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کرده است. دیوان عالی کشور در رأی شماره ۲۶۱۴ مورخ ۱۳۱۶ همین نظر را پذیرفته و می‌گوید: «اثبات زوجیت برای مطالبه نفقه کافی است ، مگر جهات دیگری موجب عدم استحقاق زوجه باشد و استدلال دادگاه استان با اینکه قباله نکاحیه دلیل اشتغال شوهر نمی‌باشد، صحیح نیست.»[۴۳]
مبحث دوم: انواع نفقه
نفقه معنای مطلقی دارد که شامل انفاق بر زوجه، اولاد و نزدیکان می‌شود. در فقه و حقوق اسلامی براساس ماهیت و احکام متفاوت دو نوع نفقه وجود دارد .
۱- نفقه زوجه: انفاقی که شوهر باید به همسر خود بپردازد.
۲- نفقه اقارب: انفاقی که شخص در حالت نیازمندی والدین و فرزندان باید هزینه کند.
به بیانی دیگر افراد واجب‌النفقه از نظر اسلام به دو دسته تقسیم می‌شوند.
۱- افرادی که از طریق سبب با انفاق کننده نسبت دارند که فقط شامل زوجه دائمی می‌شود[۴۴] و در صورتی که پرداخت نفقه در عقد موقت شرط ‌شده باشد به آنها واجب می‌شود .[۴۵]
۲- افرادی که از طریق نسب با انفاق کننده نسبت دارند، مانند آبا و اولاد که واجب‌النفقه هستند .
در ادامه به بررسی هر دو گروه خواهیم پرداخت .
گفتار اول: نفقه زوجه
– برابر ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی در عقد دائم نفقه زن بر عهده شوهر است. این مزیتی است که قانون‌گذار ایران برای زن قائل شده است و به موجب آن زن می‌تواند از شوهر مطالبه نفقه کند و در صورت لزوم از طریق مدنی و کیفری او را برای پرداخت نفقه تحت تعقیب قرار بدهد. در مورد نفقه زوجه دائمی فقر و احتیاط شرط نمی‌باشد.[۴۶]
پس زن بر شوهر حق نفقه دارد، اگر چه بی‌نیازترین مردم باشد. ضمن این که نفقه زوجه مقدم بر اقربای دیگر است.[۴۷]
بند اول) نفقه زوجه دائم
واجب‌النفقه بودن زوجه دایم فلسفه‌های متعددی دارد:
۱- احتیاج زن به پول و ثروت از احتیاجات مرد زیادتر است. زیرا تجمل و زینت جز زندگی زن و از احتیاجات اصلی اوست[۴۸].
۲- زن از جنبه مالی و مادی متکی به مرد آفریده شده است و مرد از جنبه روحی و فکری به زن و زن بدون اتکا به مرد ، نمی‌تواند نیازهای فراوان مادی خود را رفع کند. از این رو اسلام، همسر قانونی را نقطه اتکا زن معین کرده است[۴۹].
بر اساس آنچه در ق. م آمده است، با وقوع عقد نکاح به طور صحیح زوجه مستحق نفقه می‌شود. وجوب نفقه بر شوهر در عقد دائم از عقد ناشی می‌شود و نیازی به ذکر آن در متن عقد نیست.
یکی از عللی که در خصوص لزوم پرداخت نفقه زن توسط مرد می‌توان ذکر کرد این است که مسئولیت و رنج تولید مثل بر عهده زنان گذاشته شده است. به علاوه زن و مرد به لحاظ نیروی کار و فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی شبیه به یکدیگر نیستند[۵۰].
بند دوم: نفقه زوجه منقطعه
در خصوص نکاح موقت ماده ۱۱۱۳ قانون مدنی صراحتاً بیان می‌کند: در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد بر مبنای آن جاری شده باشد. بدین ترتیب برای مقرر نمودن نفقه در این نوع ازدواج ناگزیر بایستی بین طرفین قرداد خصوصی بسته شود[۵۱].
گفتار دوم : نفقه ی اقارب
نفقه ی اقارب عبارت است از مسکن ،البسه ،غذا و اثاث البیت به قدر حاجت با در نظر گرقتن درجه ی استطاعت منفق[۵۲].
تعریفی که فقهای اسلام از نفقه کرده اند،تعریفی است که از قرآن کریم اقتباس شده است[۵۳].
نفقه ی اقارب حکم تکلیفی غیرقابل اسقاط است که اگر پرداخت نشود،فقط محکمه می تواند وی را از باب انجام تکلیف واجب ملزم به پرداخت نماید.
نفقه ی اقارب هم مانند نفقه ی زوجه ضمانت اجرای مدنی و کیفری دارد.
صاحب جواهرمی گوید : اگر منفق نفقه را نپردازد ، منفق علیه می تواند از دادگاه الزام او به پرداخت نفقه را بخواهد[۵۴].
در ادامه به بررسی اجزا و شرایط و مصادیق نفقه ی اقارب خواهیم پرداخت:
بند اول: تعریف اقارب
اقارب جمع اقرب و به معنی خویشان است و در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند.
اقارب نس

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

بی در خط عمودی یا خط مستقیم خویشانی را می گویند که بعضی از بعض دیگر به دنیا آمده اند اعم از اینکه واسطه ای در قرابت آنها وجود داشته باشد ( مانند پدربزرگ ، مادربزرگ و بالاتر و نوه ه ها ) یا قرابت بدون واسطه باشد ( مانند پدر و فرزند یا مادر و فرزند)
قرابت صعودی خویشاوندی از پایین به بالا و قرابت نزولی خویشاوندی از بالا به پایین است.
بنابراین قرابت فرزند با پدر یا قرابت نوه با پدربزرگ صعودی و برعکس آن نزولی است[۵۵].
بند دوم: مصادیق اقارب