رشته حقوق

معیارهای اخلاقی

دانلود پایان نامه

(همان،ب946)
همچنین:
بـــزرگان بــــرفتند بــــا او به هم چــو طــوس و چــو گــودرز و چون گستهم
همـــه لـــشکر از بـــهر آن ارجــمند زبــان بــــرگشــادند یــــکسر بــــه پنــد
(همان،ب951-9950)
گودرز نیز قهرمان را پند میدهد:
بـدو گفت گودرز کــه اکنــون چـه سود کــه از روی گیتـــی بــــرآری تــــــو دود
تـــو بر خویشتن گــر کنــی صــد گزند چـــه آسانـــی آیــد بــــدان ارجــــــمند
(همان،ب956-955)
4-1-5. نتیجهگیری:
قهرمان، منجی است و نجات بخشی مهمترین ویژگی کهنالگوی قهرمان است. رستم به عنوان نماد و نهاد ایران، همیشه پیروز میدانهای نبرد است. و اگر او در رزمی با شکست مواجه میشد، این نهاد ایران شهری بود که آسیب میدید. رستم برای پایداری نهاد ایرانشهر با سهراب فرزندش و یا با اسفندیار شاهزاده ایرانی به مبارزه میپردازد. چون نهاد ایرانشهری برای ماندگاری به جانفشانیهای رستم که نماد ایران است نیاز دارد. فردوسی قوی‌تر بودن سهراب را از زبان همهی قهرمانان داستان بیان می‌کند. اگر با وجود قوی‌تر بودن سهراب، همهی ایرانیان  این همه به رستم امید بسته‌اند،  به این علت است که او همیشه زیادتر از انتظار، از خود مایه گذاشته و این بار هم، همه می‌پندارند با وجود قوی‌تر بودن سهراب، رستم تمهیدی خواهد اندیشید و کاری غیر قابل پیش‌بینی از او سر خواهد زد، تا نتیجه به نفع ایران تمام شود.
رستم با فریب دادن سهراب در کشتی نخست، نیایش با خداوند و خنجر زدن به پهلوی دشمن ایران- فرزند خود-، مسؤولیت و وظیفهی خود را که در راستای کهنالگوی قهرمانش است؛ به تمام و کمال به انجام میرساند. اگر رستم شخصیتی با اخلاق نسبتاً بشری و زمینی و دارای تردیدها و اشتباهات ویژهی خود است، نمیتوان او را شخصیتی ناکامل به شمار آورد. از دیدگاه یونگ، شخص کامل تنها آن کسی نیست که همهی خواستههای زمینی و خواهشهای نفسانی چون سایه، نقاب، و روان مردانه و زنانه را سرکوب کند، بلکه باید با برخی از آنها کنار آید و تنها از شدت شیطانی شدن آنها بکاهد. در واقع نقشههای شوم و اهریمنی افراسیاب- نابودی پسر و پدر-، که در قالب هومان -خواسته-، و سهراب- ناخواسته-، در شرف عملی شدن بود، توسط کهنالگوی قهرمان رستم تا حدودی نابود میشود.
بنابراین رستم، همچون امشاسپندان که در کار گیتی اورمَزد را یاری میکنند، به یاری شاهنشاهِ ایران برمیخیزد و تلاش مینماید تا او در راه راستی گام برداشته و از راه “داد” به کژی نگراید. عبارت فدا شدن در راه وطن زمانی میتواند به کار رود که سرزمینی، مورد تازش بیگانگان قرار گیرد و کسانی برای پاسداری از آن، از جای برخیزند و همه چیز خود، حتی جان عزیزترین خویشان خود را نثار کنند. این تازش در هر دورهای از تاریخ که باشد، کیان و هستی آن سرزمین را در خطر نابودی قرار داده و به یک معنا “امنیت” آن را به چالش میکشد. آری، همچنان که گودرز میگوید، رستم پشت و پناه سپاه ایران است.
4-1-6. شخصیت رستم از دیدگاه فروید در داستان رستم و سهراب.
فروید معتقد است هر چیزی که ما انجام می‌دهیم یا می‌اندیشیم و حتی در رویا می‌بینیم، از پیش به وسیلهی نیروهای گریزناپذیر و نامریی درون ما رقم خورده است. ما دایماً در چنگال غریزه‌های زندگی و مرگ اسیریم. شخصیت بزرگ‌سالی ما به طور کامل در اثر تعامل‌هایی شکل می‌گیرد که پیش از پنج ‌سالگی‌مان ـ سنی که کنترل محدودی بر زندگی خود داشته‌ایم ـ روی داده‌اند(شولتز،50:1390). از دیدگاه فروید، روان و یا شخصیت انسان به مثابهی تکه یخی است که تنها قسمت کوچکی از آن آشکار است، این قسمت سطح آگاهی و هشیار را تشکیل میدهد. بخش اصلی دیگر آن، زیر آب است که ناخودآگاه را تشکیل میدهد. بخش ناخودآگاه، دنیای وسیعی از خواستهها، تمایلات، انگیزهها و عقاید سرکوب شده است و انسان از آن آگاهی ندارد. که در حقیقت، تعیین کنندهی اصلی رفتارهای بشر همین عوامل ناآگاه اوست که از سه قسمت اصلی: نهاد، خود و فراخود ساخته شدهاند(شاملو،28:1374).
انسان‌ها اساساً غیرمنطقی رفتار می‌کنند؛ زیرا بیشتر رفتارهای خود را بر اثر انگیزه‌های ناخودآگاه غریزی انجام می‌دهند و هیچ کنترلی بر آن ندارند. بنا بر نظر فروید، نهاد که کاملاً در بخش ناهشیار ذهن قرار دارد، بر همهی ابعاد شخصیت آدمی سلطه دارد و خرد انسانی نیز زیر بار سنگین نهاد، از هم فرومی‌پاشد و این نهاد است که صاحب‌اختیار ماست نه خرد(هیل،65:1379).

مطلب مشابه :  فایل پایان نامه روانشناسی توماس آکویناس

4-1-6-1. “نهاد” ، “خود” ، “فراخود”و نقش آنها در شخصیت رستم:
فروید معتقد است تمام فعالیت‌های انسان برای کاهش تنش‌های ناخوشایند جسمانی، تنظیم گردیده است؛ غرایز نهفته در نهاد، دایماً برای نمود خود، تنش ایجاد می‌کنند و آدمی برای کاهش این تنش‌ها رفتار می‌کند؛ زیرا هدف اصلی نهاد، دست‌یابی به حالت بدون تنش یا خشنودی مطلق است(دادستان،39:1374). هنگامی که بر اثر تحریکات بیرونی و هیجانات درونی، مقدار انرژی در انسان افزایش مییابد و تنشی غیر قابل تحمل ایجاد میکند، نهاد با فعالیت خود فوراً سبب کاهش تنش میشود و موجود را به حالت تعادل میرساند(شاملو،28:1374).
تحریکات بیرونی- فرمان شاه-، و هیجانات درونی- بودن نشانههایی که شخص تورانی، فرزند رستم است-، سبب افزایش انرژی و تنش در رستم میشود و برای کاستن این تنش، نخست سه روز را به می خوری میگذراند. زیرا «اصلی که سبب کاهش تنش نهاد میشود را اصل لذت می نامند»(همان). نهاد برای لذت بردن و پرهیز از درد، از دو دسته واکنشهای جسمی و روانی استفاده میکند.
فروید نوع اول را واکنشهای انعکاسی و نوع دوم را فرآیند اولیه نامیده است(شاملو،27:1374). رستم نیز با لذت بردن از می نوشی، تمایلات نهاد را به طور موقت به ناخودآگاه میفرستد تا از تنش آن چند گاهی در آرامش باشد. رستم علاوه بر می نوشی که کنشی انعکاسی برای کاهش تنش است؛ با یادآور شدن سخنها و نامهی تهمینه، تنش موجود را کاهش میدهد. زیرا شخص در فرایند اولیه «از طریق تخیل یا تصور دربارهی شیء، شخص و یا موقعیت خارجی، تنش موجود زنده را کاهش میدهند ویا برطرف میسازد»(شاملو28:1374).
فرآیند نخستین نهاد به تنهایی قادر به کاستن تنش در وجود نیست؛ یعنی تنها با تصور و تخیل نمیتوان نیازها را برطرف کرد. به همین علت، قسمتی از نهاد منشعب میشود و به پارهی دوم شخصیت که”خود” نام دارد، در میآید. خود همان قدرت عاقله و تصمیم گیرندهی شخصیت است؛ زیرا با تعقل بر هر نوع واکنش انسان نظارت میکند. در واقع این خود است که همچون قاضی واقعبینی بین تمایلات نهاد و امکانات محیطی قضاوت میکند(همان:30). “خود”در شخصیت رستم بین تمایلات نهاد که شناخت فرزند است و امکانات محیطی که دفاع از وطن است؛ طرف محیط را میگیرد و در صدد دفاع از میهن بر میخیزد.
“فراخود” که بخش اخلاقی شخصیت انسان است؛ از دو قسمت وجدان و خود ایدهآل تشکیل شده است. وجدان بر اساس رفتاری که خانواده آن را ناپسند میداند و شخص را به خاطر آن تنبیه میکند شکل میگیرد. و خود ایدهآل آن نوع اعمال، افکار و عواطفی است که مورد پذیرش خانواده است، آنها را تأیید میکند و برای انجام آنها به فرد پاداش میدهد. فراخود از یک سو با تظاهرات نهاد مخالف است و از سوی دیگر میل دارد معیارهای اخلاقی را جانشین معیارهای منطقی”خود” بنماید(همان). خانوادهی رستم ملت اوست و برای آنکه کارها و اقدامات رستم مورد پسند ملت باشد میبایست در برابر دشمنان ایران به دفاع برخیزد. در همین راستا برای سرزنش نشدن از جانب این کلان خانواده، رستم ناچار است؛ معیارهای اخلاقی را بر معیار منطقی خویش(که همان نیروی ناخودآگاه اوست) برتری نهد.

مطلب مشابه :  نقش­ مددکاران ­اجتماعی­ پس­ از اجرای­ حکم

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید