شکری (1389)، بررسی امید و ناامیدی در اشعار منوچهر آتشی ، دانشگاه یزد.
رحیمی فرد(1389)،تأثیر اقلیم بر شاعران معاصر با تأکید بر ( نیما یوشیج، فروغ فرخزاد و منوچهر آتشی) ، دانشگاه تهران.
1-4- روش کار تحقیق
گردآوری مطالب مربوط به این تحقیق بنابر روش معمول رشته های علوم انسانی بیشتر به طریق مطالعه ی کتابخانه ای بوده است.
به این صورت که ابتدا منابع مورد نیاز ، مطالعه و سپس مهم ترین مطالب در قالب فیش هایی گردآوری گردیده و سپس به رشته ی تحریر در آورده شده است .
فصل دوم: تاریخچه ی شعر جنوب
2- تاریخچه ی شعرجنوب :
تاریخچه مکتوب شعر و ادب در بوشهر تقریباً به 150 سال قبل می رسد،( کازرونی، 1386، ص 79) وخاستگاه اولیه ی این شعر و ادب را باید سینه ی چوپانان و عاشقان دل سوخته ی این دیار دانست که توانستند مثل ها و لالایی ها و اسطوره ها را نسل به نسل به آیندگان منتقل نمایند. بعد از دوره ی ادبیات شفاهی در عصر قاجار، ادبیات این منطقه به صورت مکتوب در می آید و در دسترس مردم قرار می گیرد، اگر چه آن نیز به صورت محدود بوده است.
شاعران بسیاری در این منطقه شروع به رشد و نمو کردند و اغلب اشعار خود را در قالب دوبیتی می سرودند که برای بازگو کردن رازهای درون پنهانشان قالبی گویا و کامل بود.
این منطقه به سبب مهاجرت اقوام گوناگون مانند : اقوام کرد، لر، عرب و…دارای فرهنگ های مختلط می باشد که همین مسأله سبب شده تنوّع فرهنگی در سطح بسیار بالایی در این نقاط دیده شود.
بدون شک زمانی که اسم شاعران جنوب به خصوص بوشهر به گوش می رسد، ذهن آدمی بی تأمّل نام فایز دشتی را به یاد می آورد. اگر چه قبل از او نیز شاعران به سروردن اشعاری از همین دست پرداخته اند امّا آنچه که فایز را فراتر از یک شاعر محلّی و بومی بالا می برد، همان استعداد و توانایی ذاتی اش می باشد.
به گونه ای که بعد از باباطاهر، دوبیتی های فایز تمامی اذهان را متوجه خود می سازد. در سال 1301 که انقلابی ادبی به نام نیما به وجود آمد، شاعران جنوب نیز، با او همراه شدند. یکی از این شاعران «منوچهر آتشی» بود، که تمام و کمال تن به شاگردی نیما سپرد و الحق که راه استاد را به کمال پیمود.
منوچهر آتشی از معدود کسانی است که برای شاعری آفریده شده است، به گونه ای که عینا جنبه ی جوششی شعر او بر جنبه ی کوششی اش غالب است. به بیانی دیگر، شور آفرینش در کارهای او گاه دقایق زبانی و تکنیک های کلامی را دست کم می گیرد. یکی از خصوصیّات بارز شعر آتشی، وجود بومی گرایی آن است و در این مورد با نیما مشابهتی پیدا می کند. او نه تنها شاعری از صفحات جنوب ایران است بلکه با تمام وجود خاک اقلیمش را تنفس می کند و با پرنده و گیاه و ذرات طبیعی آن پیوند می یابد.
آتشی شاعر کوه های سرکش و دشت های بکر و طبیعت خشونت زای جنوب است. شعر آتشی تنها تصویرگر این طبیعت خشن است. روح سرکشش از او انسانی متفاوت ساخته و پرداخته بود. آتشی آن چنان کشفی از پویندگی کلام به مصنّه ی ظهور رساند که همگان را به اعجاب واداشت.
در انتهای زندگی اش با زیباترین و ماندگاترین تمجیدها مواجه شد و پس از آن جسم بی جانش نیز جانی تازه به شعر و ادبیات جنوب، در کنار آن حرکت اعتراضی جامعه بخشید.

2-1- مفاهیم و مضامین درشعرجنوب :
برای شناساندن شعر جنوب، به خصوص شعر شعر بومی جنوب، بهتر است اشاره ای داشته باشیم به عناصر طبیعی این منطقه و مفاهیم و مضامینی که شاعر جنوبی از آن مفاهیم و مضامین در شعر خود استفاده می کرده و حتی این مضامین را در مسیر تازه ای که پیمود، همچنان مانند گذشته حفظ کرد.
بدون شک هر سرزمینی برگرفته از باورها و عادت های مرسوم مردم آن سرزمین است. شاعر جنوب با توجّه به فراز و فرودهایی که این خطّه داشته و محرومیّت هایی که همیشه با آن دست به گریبان بوده شعر می سراید. استیلای حکومت های خارجی در چند دوره بر این خاک، وجود خشکسالی های طولانی و چندین ساله، چشم امید دوختن به نخل های سوخته در آفتاب ظهر، به امیدواری و آبادانی همه و همه را به خوبی می توان در لابه لای اشعار این دلاوران وطن پرست یافت.
آن چنان ملموس و زنده، خیزاب دریا را و شیرینی شهد خرمایی را توصیف می کنند، که با خواندن آن تنت را در گرمای تابستان بوشهر به آب خلیج سپرده ای و کامت را با دانه ای رطب شیرین گردانیدی. شاعر جنوب خوب می داند که باید ناکامی هایش، سختی هایش و حتی خوشی هایش را با شعر خویش قسمت کند.
به سبب همین امر است که وقتی اشعار شاعران جنوب را می خوانید، عناصر طبیعی و بومی آن چنان ملموس می نماید، که ناخودآگاه شعر را به جلو می راند، آن چنان با خلاقیت و استادانه طبیعت شرجی زده ی جنوب را به نظم می کشد که خواننده بی خیال از هیاهوی شهر خیالش را پرواز دهد، تا آن هنگام که قدم زنان نخلستان را بپیماند و آفتاب ظهر شرجی دشتستان را که از لا به لای قامت استوار نخل ها، بر صورتش می تابد به جان بخرد.

2-1-1- مضامین طبیعی :
وصف طبیعت وبه طور کلی وصف، درشعرجنوب جلوه ای گویا وروشن دارد.توصیفات گوناگونی ازطبیعت وتصویرهایی رنگارنگی که ازمناظر گوناگون مانند:دریا، دشت، کوه و…در شعر خود آفریده اند همگی حکایت از ذوق سرشار آنان دارد. بعضی اوقات آن چنان به روشنی رنگ گل یا بوی خاک باران خورده ای را وصف می کنند که خواننده تمام مناظر شعر را به روشنی لمس می نماید.

                                                    .