رشته حقوق

مطالعات فرهنگی

دانلود پایان نامه

لقب کَدَگ‌خُدَای (kadag-xwadāy) به عنوان رئیس ده در دوران ساسانیان، به کار می‌رفته است و تفضلی معتقد است در آن زمان مرتبه‌ای پایین‌تر از دهقان در معنای کلان آن بوده است. ر.ک: جامعه ساسانی، ص 64. دانیل، «گذک‌خدایان» را در خراسان به معنی مالکان و دهقانان را به عنوان رئیس ده دانسته است، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در زمان حکومت عباسیان، ص 13- 14: برای آگاهی بیش‌تر دربارۀ ماهیت ده، کدخدا، دهدار و… در ایران ر.ک:
Daniel Balland and Marcel Bazin, “Deh”, in Encyclopaedia Iranica, Mazda publishers, 1999, Vol. II, p.204- 209.
کریستنسن، وضع ملت و دولت و دربار در دورۀ شاهنشاهی ساسانیان، ص64.
با احتساب این که هر شهر، دَه‌ها و یا صدها دِیه داشته است و هر دِیه را سالاری بوده است از دهقانان، مشخص می‌شود که تعداد ده‌سالاران بایستی چند صد برابر امیران و شهربانان باشد. برای نمونه شهر قم که به دلیل موقعیت اقلیمی نمی‌توانست به اندازۀ شهرهایی چون نیشابور، هرات، بخارا، سمرقند، بلخ و… دیه‌ها یا روستاهای پرشماری داشته باشد، صدها ده، دسکره، طسوج و روستا داشته که فهرست نام آنها معادل 47 صفحه است، ر.ک: حسن بن محمد بن حسن قمی، تاریخ قم، ص 312- 359.
در واقع قریۀ عربی برگرفته از ریشۀ آرامی این واژه (Qryt’) است و در زبان یونانی Komē بوده است که در بخش های غربی حوزۀ زبان آرامی، کرانه‌های مدیترانه و بخش غربی آناتولی به کار می‌رفته است. برای آگاهی از معنای «قریه» و «قری» در عربی و پیوند با بَلَد در معنای کلی سرزمین- شهر: ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ذیل «القُری»، ج 4، ص 81- 82؛ ذیل «القَرِیَّین» تثنیه القِرَی: ج4، ص 83.
سامان قریه‌ای در بخش‌های شرقی خراسان بزرگ بوده است که آن را در پیرامون سمرقند یا از قراء بلخ دانسته‌اند: یاقوت حموی، معجم البلدان، ذیل «سامان»، ج 3، ص 13؛ «سامان» جد بزرگ آنها در قریه‌ای به نام «سامان» منصب «سامان‌خدات» داشت و «او را سامان‌خدات بدان سبب خوانند که «دیهی» بنا کرده است و آن را سامان نام کرده است، او را به آن نام خوانده‌اند». نرشخی، تاریخ بخارا، ص 18. همچنین حواشی و تعلیقات مدرس رضوی بر این کتاب: ص 263.
« و اندر سنۀ اربع و عشرین و مأتین (224 ق)، به فرغانه زلزله افتاد و بسیار خانها ویران شد و پیوسته اهل نیشابور و خراسان نزد عبدالله همی آمدندی و خصومت کاریزها همی رفتی و اندر کتب فقه و اخبار رسول صلی الله و علیه و سلم اندر معنی کاریز و احکام آن چیزی نیامده بود. پس عبدالله همۀ فقهای خراسان را و بعصی از عراق را جمع کرد تا کتابی ساختند در احکام کاریزها و آن را کتاب قنی نام کردند تا احکام که اندر آن معنی کنند، بر حسب آن کنند و آن کتاب تا بدین غایت برجاست و احکام قنی و قنیات که در آن معنی رود، بر موجب آن کتاب رود». گردیزی، زین الاخبار، ص 137. تلاش‌های علمی دیگری نیز توسط ابوبکر محمد بن حسن حاسب الکرجی (از اهالی کرج ابی‌دولف در نزدیکی اصفهان) در کتاب مشهور وی انجام شد که با عنوان استخراج آب‌های پنهانی توسط حسین خدیوجم ترجمه و چاپ شده است: (تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و کمیسیون ملی یونسکو در ایران، 1373). برای آگاهی بیش‌تر از تلاش‌های پیش از روزگار طاهریان و پس از آن در حفر و احیای قنات‌ها، ر.ک: پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ص 291- 294؛‌ هانری گوبلو، قنات، فنی برای دستیابی به آب، ترجمۀ ابوالحسن سروقد مقدم و محمد حسین پاپلی یزدی، مشهد: آستان قدس رضوی، 1371؛ مجموعه مقالات همایش قنات، 5 جلد، یزد: شرکت سهامی آب منطقه‌ای یزد، 1379؛ عبدالکریم بهنیا، قنات‌سازی و قنات‌داری (تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1367).
در معنای تاریخی ده، دیه به صورت مفرد و دیه‌ها به صورت جمع در متون فارسی کاربرد زیاد داشته است (برای نمونه؛ نرشخی، تاریخ بخارا، ص 17- 19). دهات، جمع مصطلح اما اشتباه از پسوند «ات» جمع بر سر واژۀ فارسی «ده» است. در فارسی جدید دهستان، مجموعه‌ای از چند ده را در بر می‌گیرد و معمولاً دِه‌هایی را که در کنار یکدیگر قرار گرفته و حلقه‌ای از چند ده تشکیل داده‌اند که کاملاً در ارتباط با هم هستند، شامل می‌شود. از این رو گاه دهستان رشد کرده و به شهر تبدیل شده است و یا در معنای تاریخی مانده است. دهستان گرگان و دهستان بادغیس ضبط شده در منابع سدۀ سوم و چهارم قمری از این نمونه هستند. برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک:
C. Edmund Bosworth, “Dehestān”, in Encyclopaedia Iranica, Mazda publishers, Vol. VII, p.215- 216.
نام دهستان گرگان در فتوح البلدان بلاذری به همین صورت (دهستان جرجان) آمده و بیان می‌کند که قوم صول (چول) در آن جا سکونت داشتند، که البته هر دو نشانه مربوط به دورۀ ساسانیان هستند: فتوح البلدان، ترجمۀ محمد توکل، ص 470- 471. همچنین، ر.ک: ابوالفداء، تقویم البلدان، ص 507.
«تسو» در همۀ موارد اندازه‌گیری: زمان (1 ساعت از 24 ساعت)، گز (1حصه از 24 حصه در خیاطی) و موارد مشابه به صورت 1 واحد از 24 واحد کاربرد دارد، ر.ک: برهان قاطع، ذیل «تسو».
یاقوت حموی، معجم البلدان، ج 1، بخش نخست، ص 38.
ابن‌خردادبه، مسالک و ممالک، ص7- 13. با توجه به اهمیت گفتار ابن‌خردادبه در بازشناسی معنای واحدهای ارضی، اداری گوناگون توضیح وی به زبان عربی درج می شود: «السَّوَاد: ثم ابتدی بذکر السواد ملوک الفُرْس تسمیه دِل ایرانْشَهْر‌ای قَلْب العراق فالسواد اثنتاعشره کوره کل کوره أستان و طساسیجه ستّونَ طسوجا و ترجمه الاستان، احازه و ترجمه الطسوج ناحیه»: ابن‌خردادبه، المسالک و الممالک، لیدن، مطبعه بریل، 1967، ص8-9.
پیگولوسکایا اذعان می‌کند که «رستاک» (رستاق) و ده به صورت برابر در کارنامۀ اردشیر بابکان به کار رفته‌اند و هر دو به معنای قصبه و روستا ذکر شده‌اند. اما در عراق نام تسوک کوچک‌تر از خوره به کار رفته است (شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ص 240- 241). از این رو تسوک در مقیاس‌های گوناگون به کار می‌رفته است چنان که اصطخری خوره (کوره) اردشیر فارس را به ده «طسّوج» تقسیم کرده که «در هر طسوجی ناحیت و تجارت است و هر طسوجی عملی باشد در دیوان مفرد»: مسالک و ممالک، ص 99.
لوکرنین، «نهادهای سیاسی، اجتماعی و اداری: مالیات ها و بازرگانی»، ص 130. گویا اردشیرخوره (گور) دارای 2 نوع دارایی ملکی بوده است: 1. املاک شاهی؛ 2. املاک آتشکده که دیوان استانداریه به ریاست استاندار کارفرمان املاک شاهی را و دیوان آتشکده به سرپرستی مگوپت (ردان) املاک آتشکده را در قالب 2 تسوک اداره می‌کردند. از این رو تسوک گاه در شهر تقسیم‌بندی می‌شد و گاه واحدی بزرگ‌تر از شهر را دربرمی‌گرفت. ر.ک: همان، ص 131.
کریستنسن، وضع ملت و دولت و دربار در دورۀ شاهنشاهی ساسانیان، ص64.
Rōstāk
کارنامۀ اردشیر بابکان، ص 44- 46، 52، 84- 86.
پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ص 240- 241.
پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ص 290.
لوکرنین، «نهادهای سیاسی، اجتماعی و اداری: مالیات‌ها و بازرگانی»، تاریخ ایران کمبریج، ج3، قسمت دوم، ص 124- 125.
سلطان‌زاده، مقدمه‌ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران، ص 68- 69.

مطلب مشابه :  هستی هدفمند و منتظم

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید